إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • نگاهی به کتاب «سنت و اصلاح» عبدالله عروی

    آیا عبدالله عروی مباحث و جنجال‌هایی را که با کتاب‌های « الأيديولوجية العربية المعاصرة: ایدئولوژی معاصر عربی» و «العرب والفكر التاريخي: عرب و نگرش تاریخی» آغاز کرده بود، با کتاب «السنة والإصلاح» به پایان برده است؟ آیا این پایان به همان سرنوشتی دچار می‌شود که عملیات نوگرایی و ایدئولوژی مدرنیته در کشورهای عربی با آن سروکار دارد؛ سرنوشت روشنفکر رادیکالیستی که نگرش وی در انتخاب‌های بشری، عقلانی، سکولاریستی، دموکراتیک و سوسیالیستی‌اش گنجانده شده است

  • دولت اسلامی‌(داعش) دوگانه گمراه‌کننده‌ای میان دیکتاتوری و افراط‌گرایی را عرضه می‌کند. تونس ثابت کرده است که راه بهتری هم هست.

    کشورهای بسیاری با این پرسش روبرو هستند که چگونه با گروههای تروریستی به مانند داعش مقابله کنند. در گاه اول اما اثبات شده است که تمرکز بر روش مقابله نظامی بی‌نتیجه است. تلاش برای جمع کردن بساط گروهی که خود را دولت اسلامی نامیده است با بمباران و یا محدود کردنشان، با افزایش توان نیروهای نظامی، امنیتی در محل‌های عملیاتی آنها با توجه به توان عظیم مالی این گروه با موفقیت‌های بسیار کمی همراه بوده و در واقع بی نتیجه بوده است.

  • خانه تکانی دل

    01 فروردین 1395

    دلت را خانه من کن مصفا کردنش با من

    به من درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

     اگر گم کرده ای ای دل کلید  استجابت را

    بیا یک لحظه با من باش، پیدا کردنش با من

    بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش

    بیاور ذره ای اخلاص دریا کردنش با من

    اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

    تو نام توبه را بنویس، امضا کردنش با من

  • در ۲۵ اسفند ماه ۱۳۶۶ شهر حلبچه ، از سوی نیروهای بعثی عراق آماج حملات شیمیایی قرار گرفت؛ و بهار مردم آن به خزانی دردناک تبدیل شد. حدود ۵ هزار نفر شهید و هزاران نفر نیز آواره و مصدوم شدند. علاوه بر آسیب های روحی و روانی جبران ناپذیر ناشی از آن، هنوز نیز با تولد نوزادان نابینا و نارس و افزایش سرطان و… شاهد تبعات ناگوار آن هستیم.

  • در بخش اول این نوشته به اختصار به موارد ذیل اشاره شد: ۱ـ برابر دانستن ملی گرایی و وطن دوستی با سکولاریسم یا لیبرالیسم یا چپ گرایی و ۲ـ جنگ با اسلام و اسلام گرایی زیر نقاب ملی گرایی (کوردایه‌تی) از طریق روش‌های ذیل: الف ـ معرفی اسلام به عنوان عامل اصلی شکست و ناکامی کرد‌ها و ب ـ بهانه جویی جهت حمله به اسلام و اسلام گرا‌ها. 

    و اکنون ادامه‌ی آن: 

    ج ـ فراموش کردن وحتی بدنام کردن رموز و شخصیت‌های برجسته‌ی اسلامی کرد

  • الرَّحْمَـٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ

    دانش و آگاهی که ماهیت و مقام بشر را دگرگون کرد از شاخصهای مٶثر در تکوین و تکمیل شخصیت انسان به شمار می‌رود و زمانی این شاخص، آدمی را به مقامات نورانی عروج می‌دهد و به وی تکامل می‌بخشد که با تعهد، خلوص و معرفت قرین باشد. بنا بر این، دانش و تعهد، و آگاهی و تقوا از اهرمهای کارآمد در شکل‌گیری هویت باطنی و صدور شناسنامه‌ی فضیلت و برتری انسان بر سایر موجودات است.

  • از نق‌زدن‌های بی‌سرانجام که صِرفاً اسباب تلخ‌کامی‌اند چه سود؟ از هر حادثه‌ای برای کوفتن دولت و ملت و حاکمیت و دادخواهی استفاده کردن جز ابتذال چه فرجامی دارد؟ معلمی با جان‌نثاری خود، از انسانیت اعاده‌ی حیثیت می‌کند، ما را که با مشاهده‌ی اینهمه فجایع جهانی ناشی از قتل و استبداد و تروریسم از آدمی سیر و ملول آمده‌ایم، به بقای شرافت و مروّت دلگرم می‌کند. اینهمه باید اسباب تأمل، اعتبار و به خود آمدن باشد نه دستمایه‌ی اعتراض سیاسی و تکرار ملال‌آور حرف‌های لاطائل. 

  • نشستم روزی سوار تاکسی
    راننده از سر گرفت بحثی 
    گلایه می‌کرد از آتش ودود 
    جاندار و بی‌جان را کرده نابود

  • معرفی مذهب معتزله*

     معتزله، فرقه‌ای اسلامی است که در اواخر عصر اموی بوجود آمد و در عصر عباسیان شکوفا شد. این گروه کلامی از نظریه‌های فلسفه‌های وارداتی، برای فهم عقیده‌ی اسلامی تنها بر عقل تکیه می‌کند. نام‌های مختلفی مانند: معتزله، قدریه، عدلیه، اهل عدل و توحید، مقتصده و وعیدیه بر این گروه کلامی نهاده‌اند.

    تأسیس معتزله و شخصیت‌های برجسته‌ی آن:

    -د انشمندان در مورد پیدایش اعتزال دیدگاه‌های متفاوتی دارند؛ اما در دو دیدگاه زیر با هم مشترک هستند:

  • زری دختر مؤمنی بود. همیشه نمازش را سر موقع می‌خواند، صد رقم هم دعا بلد بود، حدود ۱۴ سال داشت که کم کم رنگش زرد شد، شکمش هم باد کرد و گاهی هم بالا می‌آورد. زن‌های همسایه او را که می‌دیدند پچ‌پچ می‌کردند.