نوشته: مسعود صبری(پژوهشگر مسایل دینی در اسلام آنلاین)
ترجمه: پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
هنگامی که کسی از ما واژهی توبه را بشنود، این معنا به ذهن وی خواهد گذشت که آدمی گنهکار و سر گشته از گناه و غفلت خود پشیمان شده است و میخواهد رابطه اش را با خداوند بهبود بخشد. اما چون به این فرمودهی خداوند مینگریم:"و ای مؤمنان همه به سوی خدا توبه آورید، باشد که رستگار شوید"(نور/31) و باز به این فرمودهی پیامبر(ص) مینگریم:"من هر روز بیش از صد بار از خداوند آمرزش میخواهم و به سوی او توبه میکنم"؛ همچنین چون به دیگر آیات و احادیثی مینگریم که به توبه فرا میخوانند، نگاه ما به این نکته معطوف میشود که توبه امری فراتر از این مقوله های ظاهری است و مصداقهای توبه، بسی گسترده تر از پشیمان شدن از گناه و روی آوردن به طاعت است.
اکبر گنجی
مسأله: فردی مدعی است که خدا با او سخن گفته است و به او مأموریت داده تا پیام او را به اطلاع مردم برساند. همین فرد ادعا دارد که "کلام خدا" از طریق یک واسطه به اطلاع او رسیده است.
پرسش: آیا این ادعا قابل اثبات است؟
پاسخ: روشن است که با هیچ دلیل و برهانی نمی توان این ادعا را اثبات کرد(به تعبیر فیلسوفان مسلمان، نبوت خاصه قابل اثبات نیست، برای اینکه بر امر خاص نمی توان اقامهی برهان کرد). دینداران در طول تاریخ حتی یک دلیل برای اثبات این ادعا که خدا با شخص خاصی سخن گفته است، ارائه نکرده اند. به تعبیر دیگر، کسی جز خود شخص واجد تجربه، امکان و حق ندارد که مدعی شود خدا با آن شخص خاص سخن گفته است. برای اینکه جز خود آن شخص هیچ کس دیگری نمی تواند(امکان ندارد) از وقوع آن رویداد با خبر شود. استناد به سخن خود آن شخص،برای موجه کردن ادعایش در خصوص سخن گفتن خدا با او، موجه نیست. معقول کردن این مدعا، نیازمند اثبات چند پیش فرض است :
عبدالغفور گردهانی
هیچ انتخابی مطلقاً بهترین و عالیترین نوع انتخاب نمیباشد. علت این امر به یک نسبیت همیشگی دانش بشر به انتخاب شوندهها بر میگردد. وقتی ما با دانش خود چیزی را انتخاب کردیم امکان مییابیم که آن را در دایره ی عمل هم به آزمون بگذاریم و پس از آزمایش است که محک عدل را بر سر آن میزنیم. در دنیای هر کس هر آنچه که فهمیده میشود و با آن تعلق برقرار میشود مورد پسند قرار میگیرد و به سبد انتخاب میرود. صاحب سبد و سبد هر کدام گنجایشی دارند که البته گاهی میتوان ظرفیت هر یک را بالاتر برد.
حسین بشیریه
مجلهی آئین، ش 1
مقدمتاً باید گفت که چنانچه همه ما آگاه هستیم، موج گذار به دمکراسى در ربع قرن اخیر احتمالاً مهمترین پدیدهاى است که سراسر جهان را دربرگرفته و قرن بیستویکم، قرن گذار قطعى جهان به دمکراسى و ظهور دمکراسى جهانى به حساب مىآید. در مجموع مىتوان گفت نظریههایى که در باب گذار به دمکراسى از دیرباز تا به امروز مطرح شده بود، از یک چشم انداز به دو دسته اساسى تقسیم مىشود: اولاً، نظریههایى که بیشتر ساختارى، کلان و درازمدتاند و بر تحولات درازمدت و ساختارى مانند توسعه اقتصادى، پیدایش طبقه متوسط، پیدایش جامعه مدنى نیرومند، ظهور فرهنگ سیاسى دموکراتیک، گسترش شهرنشینى، گسترش آموزش و ارتباطات و از این قبیل تحولات ساختارى و کلان و درازمدت تأکید مىکردند. در حقیقت، چنین نظریههایى ظهور دمکراسى را تابعى از متغیرهاى کلان فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى مىگرفتند. چنین تحولاتى امروزه دیگر تحولاتى تعیین کننده نیستند. دسته دوم، نظریههایى است که بر عوامل کوتاهمدت بخصوص عوامل و اعتراضات سیاسى، نقش ایدئولوژىها و احزاب سیاسى و برههها و شرایط خاصى که در تاریخ سیاسى به صورت تصادفى پیش مىآید تأکید دارد.
نویسنده: احمد عباسی
پیش درآمد:
از دیدگاه قرآن مسئولیت انسان روی زمین جانشینی خداوند متعال است، جانشینی (خلافت) نیز از دو رکن رکین و اساسی تزکیه نفس و آبادانی زمین بر پایه دین خدا تشکیل یافته است.
خداوند رحمان برای تحقق این هدف ارزشمند وحیاتی علاوه بر بخشیدن دو نیروی گرانبهای علم و اراده در طول تاریخ عمر بشر برنامههای آسمانی خویش را در راستای هدایت انسان به مسیر خوشبختی فرود آورده است.
و لذا آخرین پیام هدایت خود را به وسیله خاتم پیامبران محمد مصطفی (ص) روانه کرد تا انسانها در سایه آن به سعادت و سرافرازی دنیا و آخرت نائل آیند.
توضیحاتی دربارهی قاعده(تَتَعاوَنُ فِیما اتَّفقْنا عَلَیه و یعْذُر بَعْضُنا بَعْضُناً فِما اخْتَلَفْنا فیهِ)
پیرامون بسط تجربهی نبوی[1]
گفت و گو با عبدالکریم سروش
در مقالهی «بسط تجربهی نبوی» عبدالکریم سروش چند نکته اساسی دربارهی بسط پیدا کردن تجربهی نبوی و اینکه پیامبر در طول زمان، به موازات اینکه تجربهی بیشتری پیدا میکردند، در کار ابلاغ پیام و پیامبری هم مجرّبتر و پیامبرتر میشدند، وجود داشت. محور این گفت و گو با عبدالکریم سروش نظر به بسط تجربهی نبوی است که از نظر میگذارنید.در باب عدم تفکیک کلام نبی از کلام خدا شما متذکر شدهاید که قرب به نوافل و فرائض در پیامبر باعث شده بود که حق، سمع و بصر او شده و کلام پیامبر، کلام حق باشد و به تعبیر مولوی"هر چه آن خسرو کند شیرین کند" یعنی پیامبر چون دستش، زبانش و چشمش حقگونه شده بود، هر چه میکرد گویی که حق به این کار توصیه کرده بود. همچنین گفتهاید: اگر ابولهبی نبود و همسرش نبود آیا سورهی مسد [2]نازل میشد؟ و با این مثال تأکید کردهاید که در واقع این تجربه در طول زمان گسترش پیدا کرده و همزمان با وقایع و اتفاقاتی که حول و حوش پیامبر رخ میداده، این پدیدهها نیز – به مرور – در قرآنمندرج میشده است. ابولهبی وجود داشت که ذکری از او در قرآن به میان آمده، مسئلهی عایشه و افک او [3] اتفاق افتاده که در قرآن منعکس شده است.
دلیر عباسی
«تفسیر آیهی 71-72 سورهی مریم»
ورود به جهنم :
وَإِنْ مِنْکُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیاً * ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیاً یعنی: همهی شما(انسانها بدون استثناء) وارد دوزخ میشوید.این امر حتمی و فرمانی است قطعی از پروردگارتان؛ سپس پرهیزگاران را نجات میدهیم، و ستمکاران را ذلیلانه در آن رها میسازیم.[1]
برخی از مردم و حتی برخی از مفسرین به اشتباه از آیهی فوق برداشت نمودهاند که انسانها همگی، مسلمان و کافر، نیکوکار و فاجر، خوب و بد داخل دوزخ میشوند و در آن عذاب میبینند ؛سپس افراد متقی و نیکوکار چون به اندازهی گناهان خویش عذاب دیدند، از آن بیرون آورده میشوند.
به قلم: دکتر یوسف قرضاوی
ترجمه از: احمد عباسی
ویژگی سوم: اهتمام به معنویات و کوتاهی نکردن در مادیات
یکی دیگر از ویژگیهای گفتمان اسلامی دوران جهانی سازی این است که به روحانیت ومعنویت که اساس وهسته دین است فرا می خواند، ولی در همان حال جنبه مادی زندگی را نادیده نگرفته و آن را به عنوان کردار پلید شیطان و متزلزل کننده توازن معنوی انسان به حساب نمی آورد. چراکه خداوند انسان را با طبیعتی دوگانه:مشتی گل و پرتوی از روح خود آفریده است، این نسیم الهی است که وی را از سایر جانداران متمایز ساخته و شایستگی کرنش بزرگداشت فرشتگان را از آن خود ساخت ( إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ. فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ) ص/71،72 [ آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گل خواهم آفرید. پس چون او را [کاملا] درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم سجدهکنان براى او [به خاک] بیفتی ] چنانکه مشت گل نیز او را شایسته آباد نمودن و تعامل با زمین ساخته است.
امشب فرخنده شبی است که به مصداق «وَ ما ارسَلْناکَ إلاّ رَحْمةً لِلْعالَمین»[1] به دلیل تمام آثار خیر و مثبت آن، درهای رحمت الهی به روی بشر باز شده (و میشود). امید است ما لایق درک این رحمت و مشمول آن باشیم.
اجتماع مبارک
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb