مقاله استدلال میکند که بر خلاف دیدگاه مطلقگرایانه معاصر ("همه چیز دینی است")، اندیشه فقهی سنتی میان حوزههای مختلف شریعت تمایز قائل میشد تا انعطافپذیری لازم را ایجاد کند. محور اصلی تمایز: ثابت (تعبّدی): حوزههایی چون عبادات، عقاید و حقوق الله که احکامشان مفصل و غیرقابل تغییر است (اصل بر منع). متغیر (معقول/اجتهادی): حوزههایی چون معاملات، عادات، سیاست شرعیه و حقوق عباد که در آنها اجتهاد، انعطاف و تغییر بر اساس مصالح و اقتضائات زمان (سیاست شرعیه) بسیار گسترده است (اصل بر اباحه). نتیجهگیری: حکمرانی و سیاست در شریعت، بیشتر در قالب قواعد کلی و مقاصد آمدهاند، نه احکام جزئی ثابت؛ بنابراین، فضای اجتهاد و انطباق در امور دنیوی وسیع است.
روابط ایران و آمریکا طی بیش از چهار دهه گذشته همواره میان تنش، بازدارندگی و تلاشهای مقطعی برای دیپلماسی در نوسان بوده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و قطع روابط رسمی، بیاعتمادی عمیقی میان دو کشور شکل گرفت که با بحران گروگانگیری، تحریمهای گسترده و تقابلهای غیرمستقیم در منطقه تشدید شد. با این حال، این تقابل هرگز به جنگ مستقیم منجر نشد و محاسبۀ هزینه–فایده همواره مانع عبور از آستانه جنگ شده است.
مقاله با تأکید بر اینکه یأس و ناامیدی بزرگترین گناه و نشانهی کفر به قدرت و رحمت الهی است، تحلیل میکند که ناامیدی مانند زنجیری نامرئی اراده و توان انسان را فلج میکند. ریشههای اصلی یأس، افتادن و تکرار در گناهان عنوان میشود. متن بر اساس تعالیم اسلامی، گناه را نه پایان راه، بلکه فرصتی برای شکستن غرور و بازگشت صادقانه (توبه نصوح) میداند. در این مسیر، استغفار دائمی و تکرار توبه تا خستگی شیطان ضروری است؛ زیرا رحمت خدا (إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا) بر همهی گناهان فائق است. در نهایت، دعا بهعنوان اصلیترین سلاح مقابله با یأس معرفی میشود؛ زیرا دعا نه تنها خواستن حاجت، بلکه همنشینی دائمی با پروردگار و تجلی ایمان به حکمت و فضل بیانتهای اوست.
مقالهی حاضر به تبیین نظام اخلاقی و ارتباطی قرآن بر پایه مفهوم «قول» میپردازد و با رویکردی تحلیلی، گفتار را نه صرفاً یک ابزار، بلکه تجلیگاه ایمان و سنجهی سلامت فردی و اجتماعی معرفی میکند. نویسنده با دستهبندی اقوال به سه ساحت پسندیده (مانند سدید و معروف)، مذموم (مانند زور و مختلف) و خاص (ثقیل و فصل)، چارچوبی دقیق برای تعاملات انسانی و نفوذ در قلوب، از سطح روابط خانوادگی تا اصلاحات کلان جهانی، ترسیم کرده است.
این مقاله به تبیین فلسفه و عملکرد «جماعت دعوت و اصلاح» بهعنوان جریانی معتدل میپردازد که با نفی افراطگرایی و سکولاریسم، بهدنبال آشتی میان سنت و تجدد و ترویج اسلامی انسانمحور و عقلانی است. نویسنده با تأکید بر چهارگانه «توحید، تزکیه، عدالت و سازندگی»، استراتژی این جماعت را تمرکز بر تحول مدنی و فرهنگی از پایین به بالا (ساختن انسان) بهجای تصاحب قدرت سیاسی معرفی میکند. در نهایت، ضمن بررسی چالشها و مواضع بلوغیافته جماعت در برابر منتقدان، این مسیر بهعنوان راهی صبورانه برای دستیابی به عدالت، آزادی و هویت ملی تکثرگرا در ایران امروز ترسیم شده است.
تربیت، فرآیندی انسانی، فردی و جمعی است؛ پیوسته، هدفمند و در خدمت رشد و شکوفایی انسان. این سیر تعالی، در هماهنگی با محیط طبیعی و اجتماعی فرد شکل میگیرد و در تمام مراحل زندگی، همپای او حضور دارد؛ هرچند جلوههای آن در دوران کودکی و نوجوانی نمایانتر است. از این تعریف برمیآید که مسئولیت تربیت، نهتنها بر دوش خود فرد، بلکه بر عهده اطرافیان و جامعه نیز هست؛ جامعهای که با نهادهای رسمی و غیررسمیاش در این مسیر نقشآفرینی میکند. تربیت، همچون نَفَسی مداوم، در تار و پود زندگی انسان جاریست و لحظهای از او جدا نمیشود.
ابوبکر صدیق (رضیالله عنه)، برترین صحابه، نه تنها نخستین مرد بالغی بود که ایمان آورد، بلکه به گواهی مورخان غربی، این ایمان او (به دلیل نفوذ اجتماعیاش) اسلام را از تمسخر رهانید و پایههای اولیه امت را بنا نهاد. صدق بیمانند او در تمام مراحل، از جمله در بحران معراج، سبب نامگذاری او به "صدیق" شد. پس از وفات پیامبر ﷺ، او با زهد و ارادهای قاطع، بحران ارتداد را مهار کرد و با پافشاری بر سنت نبوی، اسلام را از یک دین محلی به قدرتی جهانی تبدیل نمود و به درستی بنیانگذار حقیقی دولت اسلامی نام گرفت.
عبدالباسط محمد عبدالصمد، قاری نامدار قرآن و چهرهای اثرگذار در تاریخ تلاوت، با صدایی منحصربهفرد و تربیتی آمیخته با معنویت، به یکی از برجستهترین سفیران قرآن در جهان اسلام بدل شد. او با تسلط بر قرائتهای هفتگانه و درک ذوقی از مقامات، نغمه را در خدمت معنا قرار داد و تلاوت را به تفسیری صوتی از آیات تبدیل کرد. پژوهشهای انجامشده درباره صدای او نشان میدهد که انتخاب الحان و مقاطع صوتیاش مبتنی بر انتقال معنا و هماهنگی با بافت آیات بوده است. گرچه در نهم آذر ۱۳۶۷ خاموش شد، اما پژواک تلاوتهایش همچنان در دل مشتاقان قرآن زنده است.
یادداشت حاضر، دعوتی است به بازگشت به خدا و زندهکردن روح از راه ذکر، نیکی و انفاق. نویسنده تأکید میکند که انسان باید روابط خود با مردم را نوسازی کند، با ذکر و یاد خدا دل را زنده نگه دارد و انفاق را راهی برای تزکیهی نفس بداند. او با نقل سخن مصطفی سباعی یادآور میشود که دیدن رنج و زیبایی در جهان، انسان را به شکرگزاری و شناخت نعمتهای خدا میرساند. در پایان، جلهوم یاد خدا را نه صرفاً گفتن الفاظ، بلکه حالتی از بیداری روح و پیوندی زنده میان انسان و پروردگار میداند.
امام حسن البنا در این نوشتار بر اهمیت تربیت نفوس و تزکیهی اخلاقی پیش از رهبری و فعالیتهای اجتماعی تأکید میکند. او میگوید که اصلاح اخلاق و روحانیت تنها از طریق عمل و الگوی نیکو که با خدا پیوند دارد ممکن است، نه با تکرار واژهها یا آموزش نظری. شبزندهداری، نماز و تهذیب نفس ابزارهای رسیدن به تزکیهی نفساند. سپس تأکید میکند که کسانی که از ایمان و پیوند با خدا برخوردارند، حتی در شرایط ضعف مادی و اجتماعی میتوانند موفق شوند؛ زیرا نیروی اصلی آنان ایمان و اتصال به خداست. به نقل از قرآن و حدیث قدسی، نقش عبادت، تقوا و اطاعت الهی در رسیدن به رهبری صحیح و پیروزی نهایی برجسته میشود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb