در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، رخدادی در شمال غزه روی داد که مسیر تاریخ معاصر فلسطین را دگرگون کرد. صاعقهای که از دل دههها مقاومت و رنج برخاست، ساختار مشروعیتی را که جهان برای «اسرائیل» ساخته بود، در هم شکست. پاسخ ویرانگر رژیم صهیونیستی به آن رویداد، اگرچه بهای سنگینی از جان و زیربنا گرفت، اما در برابر پایداری شگفتانگیز مردم فلسطین، چهرهی واقعی ستم را بر جهان آشکار ساخت. غزه، که گمان میرفت به زانو درآمده باشد، بدل به میدان بیداری وجدان جهانی شد؛ جایی که مقاومت، بار دیگر نه تنها بهعنوان واقعیتی میدانی، بلکه بهعنوان طرفی سیاسی در معادلات بینالمللی شناخته شد. اکنون، در آستانهی توافق و بازسازی، این پرسش پیشِروست که آیا میتوان از دل این ویرانی، افق تازهای برای آیندهی فلسطین گشود؟
بشارت در قرآن و سنت پیامبر ﷺ شامل خبرهای خوش و پاداشهای الهی برای مؤمنان و هشدار و عذاب برای گنهکاران است. پیامبران و جایگاههای ایشان مؤمنان عامل را به اعمال صالح تشویق و از ثوابهای آن بشارت میدهند، از جمله پاداش بزرگ، مغفرت، رضای خدا، ورود به بهشت، نعمتهای متنوع و ثبات قدم در راه خدا؛ همچنین بشارت به عذاب شامل عذاب قبر و قیامت برای کافران و منافقان است تا آنان را از گناه بازدارد. بدین ترتیب بشارت وسیلهای تربیتی و هدایتگر است که هم انگیزه عمل صالح ایجاد میکند و هم از رفتار نادرست جلوگیری میکند، و نشاندهنده رحمت، حکمت و عدالت الهی است.
نبرد دموکراسی در عصر استبداد، بیش از آنکه صرفاً رقابتی سیاسی باشد، نبردی بر سر روایت و معناست. آزادی و کرامت اگر به شعارهایی انتزاعی فروکاسته شوند، توان بسیج اجتماعی خود را از دست میدهند. راهِ برونرفت از این بنبست، ساختن روایتی زنده و ملموس است که دموکراسی را نه مفهومی نخبگانی، بلکه پاسخی عملی به رنجهای مردم بداند و استبداد و فساد را علت واقعی بحرانها معرفی کند. تحقق این هدف مستلزم اقداماتی راهبردی است: پیوند دادن مطالبات اقتصادی (اشتغال، عدالت مالیاتی، مبارزه با فساد) با ارزشهای دموکراتیک، و سپس حضور فعال در فضای دیجیتال از طریق ابتکارات مدنی و محتوای بصری نزدیک به زبان مردم. هر جریانی که بتواند مردم را قانع کند دموکراسی منشأ دردهایشان نیست، بلکه مسیر رهایی و عدالت است، میتواند زمینهساز احیای سیاسی و آغاز رستاخیز واقعی در جهان عرب گردد.
باید حقیقت را گفت حتی اگر تلخ باشد؛ مبارزه برای فلسطین با وجود فداکاریها هنوز نتوانسته جلوی نسلکشی را بگیرد، اما این بدان معنا نیست که تلاشها بیثمرند. تظاهرات، اعتراضات هنرمندان و به رسمیت شناختن کشور فلسطین، نشانههای یک جنبش وجدانی و جهانیاند که آگاهی و فشار بر اسرائیل و حامیانش را افزایش دادهاند. گرچه اشغال ادامه دارد، اما شکستهای دیپلماتیک اسرائیل و آمریکا، تغییر نگرش جهانی و رشد نفرت از اسرائیل نوید آن را میدهد که این مبارزه طولانی، روزی به آزادی قدس و پیروزی عدالت خواهد انجامید.
در دومین سال تداوم تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه، نویسنده با تأکید بر ماهیت نسلکشی و حمایت مستقیم و غیرمستقیم قدرتهای غربی و برخی دولتهای عربی، فاجعه انسانی جاری در غزه را یادآور میشود. او با اشاره به آمار دهشتناک شهدا، زخمیها و مفقودان ــ که بیشترشان زنان و کودکاناند ــ و استفاده دشمن از گرسنگی بهعنوان سلاحی غیرانسانی، هشدار میدهد که تکرار و استمرار این فجایع نباید موجب عادیسازی ظلم و کاهش حساسیت اخلاقی و انسانی ما شود. نویسنده بر مسئولیت انسانها و مسلمانان در برابر این جنایتها تأکید کرده و راههای واکنش مؤثر را روشنگری درباره مسئله فلسطین، کمکهای انساندوستانه، اقامه نماز غایب برای شهدا و دعا برای پایداری و پیروزی مردم فلسطین میداند. متن با دعاهایی برای شناخت حق، دوری از باطل و رهایی مظلومان از شر ظالمان پایان مییابد.
دولت ترامپ برای حفظ آتشبس غزه از ۱۰ اکتبر، مداخلات بیسابقهای در تصمیمات امنیتی و سیاسی اسرائیل انجام داده و یک نهاد نظارتی مستقیم در قدس ایجاد کرده است. این اقدامات نشاندهندهی فقدان اعتماد آمریکا به نتانیاهو و نگرانی از طولانی کردن جنگ به دلایل سیاسی و فشار ائتلاف افراطی راستگرای اوست. نتانیاهو همواره تلاش کرده محاکمهی فساد خود را به تعویق اندازد و از ادامهی جنگ بهرهبرداری سیاسی کند. در همین حال، فشار و حمایت آمریکا میتواند به او پوشش سیاسی داخلی و امکان امتیازدهی بدهد و همزمان مسیر مذاکرات صلح و گسترش توافقنامههای ابراهیم را پیش ببرد.
این مقاله با تکیه بر روایت قرآنی حضرت یوسف (ع)، «حکمت» را به عنوان سنگبنای رهبری اخلاقی و کارآمد تحلیل میکند. نویسنده نشان میدهد که حکمت در قرآن صرف دانایی نظری نیست، بلکه توان تبدیل علم به تصمیم و اقدام است. با کاوش در آزمونهای اخلاقی اولیهی یوسف، مدیریت او در بحران قحطی، نحوهی مطالبهی مسئولیت و شیوهی مواجهه با خصومت و آشتی، این نوشتار یک چارچوب منسجم از «رهبری یوسفی» استخراج میکند: رهبریای که بر صداقت، آیندهنگری، شایستگیِ اثباتشده، مسئولیتپذیری اخلاقی و توان تنشزدایی استوار است. نتیجهی این مقاله آن است که این الگوی رهبری قرآنی، علیرغم قدمت تاریخیاش، همچنان یکی از عملیترین و پایدارترین مدلهای رهبری برای حکمرانی امروز است؛ زیرا محور آن نه قدرت، بلکه حکمت است.
درگیریهای مرزی میان افغانستان و پاکستان که ریشه در گذشته دارد، پس از حملات اخیر هوایی پاکستان به کابل و افزایش فعالیت «تحریک طالبان پاکستان» دوباره شعلهور شده است. روابط طالبان افغانستان با پاکستان پس از دو سال از قدرتگیری طالبان تیره شده و سفر اخیر وزیر خارجه طالبان به هند و برنامه دهلی برای بازگشایی سفارت در کابل، به نگرانیهای ژئوپلیتیک پاکستان افزوده است. با این حال تحلیلگران معتقدند که با وجود این تنشها، دو طرف تمایلی به جنگ گسترده ندارند و کشورهای منطقه نیز بر کاهش تنش و راهکار دیپلماتیک تأکید میکنند.
رسانهایکردن تحقیرآمیز خطای سهوی یک معلم و تعمیم نمادین آن به کل معلمان، پاککردن صورتمسئله است. مسألهی اصلی، ساختار بیمار آموزش و پرورش و تراکم غیرمعمول ۴۰ تا ۵۰ دانشآموز در یک کلاس است که کیفیت آموزش را نابود و معلمان توانمند را به فرار اداری و تبعید خودخواسته سوق داده است. بهجای زهرچشمگیری و تحقیر معلمان، لازم است به اصلاح ساختارها و تکریم واقعی جایگاه معلم پایبند باشیم.
مقاله به کشتار گستردهی غیرنظامیان در شهر فاشر سودان بهدست نیروهای حمیدتی میپردازد و آن را اقدامی حسابشده برای رعبافکنی و زمینهسازی پیشرویهای بعدی میداند. نویسنده این فاجعه را نشانهای از فروپاشی نظم اخلاقی جهانی و زوال لیبرالیسم میشمارد. در ادامه، با اشاره به سرنوشت انقلابهای عربی، بحرانهای کنونی را حاصل ترکیب استبداد داخلی و مداخلات خارجی میداند و نقش امارات را در این آشوبها پررنگ میبیند؛ کشوری که در رفاه غوطهور است اما در سیاست خارجی دچار «سندرم ثروت» و رفتارهای مداخلهگرانه شده است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb