إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

  • این مقاله با رویکردی انتقادی می‌کوشد شیوهٔ فهم غرب را از الگوی تقلید و تأثیرپذیری به سطح «مطالعهٔ موردی» و ارزیابی تاریخی و عملی ارتقا دهد. نویسنده بر سه ویژگی اساسی در تجربهٔ غرب تأکید می‌کند: نخست، گسست از ارزش‌های دینی و اخلاقی و جایگزینی معیارمندی الهی با معیارمندی انسانی که به زعم او زمینه‌ساز فردگرایی و فروپاشی اخلاقی شده است؛ دوم، ارادهٔ معطوف به قدرت که در استعمار، اشغال، بهره‌کشی و انقیاد ملت‌ها و گروه‌های دیگر تجلی یافته و حتی در ساختار معرفتی غرب نیز بازتاب داشته است؛ و سوم، تضعیف و نابودی ویژگی‌های خاص فرهنگی از طریق استعمار، دگرگونی نهادهای دینی و فرهنگی و نفوذ در ساختارهای آموزشی و اجتماعی جوامع تحت سلطه. بر این اساس، نویسنده معتقد است غرب نباید صرفاً به‌عنوان الگویی معرفتی و تمدنی مطالعه یا تقلید شود، بلکه باید به‌مثابه تجربه‌ای تاریخی و تمدنی، با بررسی هم‌زمان دستاوردها، سازوکارهای قدرت و پیامدهای اخلاقی و فرهنگی آن، مورد فهم و ارزیابی قرار گیرد.

    نویسنده:
    عبدالرزاق بلعقروز