مشروح سخنان استاد عبدالرحمن پیرانی دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح

جلسه ستاد مرکزی جماعت : ۱۹ /۷/ ۱۴۰۵ تهران دفتر مرکزی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ، وَعَلَى آلِهِ وَأَصْحَابِهِ وَمَنْ وَالَاهُ.

خداوند متعال در سوره عصر می‌فرماید:

﴿وَالْعَصْرِ ۝ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ۝ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾

زمان، معیار حیات و زندگی و معیاری برای سنجش حوادث و تجربه‌هایی است که در مسیر زندگی با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم یا از میان آن‌ها عبور می‌کنیم. زمان، گذشته را از دسترس مستقیم ما خارج می‌سازد و تنها آنچه را تاریخ روایت می‌کند یا در قالب آثار و نشانه‌ها باقی می‌ماند، برای ما حفظ می‌کند؛ همان‌گونه که آینده را نیز از ما پنهان می‌دارد.

در واقع، انسان در قلمرو زمان زندگی می‌کند و نمی‌تواند از دایره تأثیرات و قوانین آن خارج شود. انسان نمی‌تواند برای همیشه کودک بماند و بزرگ نشود، جوان بماند و پیر نشود یا گذشته را دوباره بر گرداند و به دست آورد. ازاین‌رو، شناخت زمان و درک درست ارزش و اهمیت آن، در چگونگی زیستن و بهره‌گیری از فرصت‌های زود گذر زندگی نقشی اساسی دارد.

زمان، یکی از مؤلفه‌های بنیادین حیات تمدنی و اجتماعی بشر است. از این منظر، زمان حافظه و ظرفی برای شکل‌گیری و انتقال تجربه‌های تمدنی، حرکت‌ها و کنشگری‌های اجتماعی و تعامل و همکاری میان فرزندان آدم است. بنابراین، تمدن‌ها، حرکت‌ها و جریان‌های اصلاح ورز برای تداوم حیات و ایفای نقشی مؤثر، به فهم درست زمان و شناخت مقتضیات و اولویت های آن نیازمندند.

چنین فهمی اقتضا می‌کند که این حرکت‌ها، ضمن پایبندی به اصول و مبانی بنیادین خود، از پویایی، نوگرایی و توانایی بازنگری در روش‌ها و ابزارهای خویش برخوردار باشند؛ زیرا روش‌هایی که در گذشته کارآمد بوده‌اند، ممکن است با تغییر شرایط، دیگر پاسخ‌گوی نیازهای زمانه نباشند. ازاین‌رو، باید در پرتو اصول و مبانی ثابت، با شناخت واقعیت‌ها، درک تحولات و توجه به شرایط حاکم و نیازها و اولویت‌های جامعه، روش‌ها و راهکارهای مناسب‌تری برگزید و به نیازها و مقتضیات هر عصر، پاسخی شایسته و راهگشا داد.واین جوهر پاسداشت امانت گرانبهای عمر وعمل به فرامین الهی است.

زیرا پایبندی به اصول و ارزش‌های بنیادین، لزوماً به معنای پافشاری بر روش‌ها و ابزارهای گذشته نیست؛ بلکه پویایی و نوگراییِ اصول‌مدار، زمینه را برای تحقق بهتر اهداف و مقاصد دین در شرایط جدید فراهم می‌سازد.

در گذشته، شاید انسان کمتر از امروز به اهمیت و ارزش زمان توجه داشت؛ اما بشر امروز، زمان را با دقتی فزاینده اندازه‌گیری و مورد توجه قرار می‌دهد و آن را به ثانیه، دقیقه، ساعت، روز، هفته و ماه تقسیم می‌کند. بااین‌حال، اندازه‌گیری دقیق زمان، به‌تنهایی به معنای شناخت ارزش واقعی آن و بهره‌گیری شایسته از فرصت‌های زندگی نیست.

نگاه اسلام به زمان، نگاهی عمیق، جامع و مسئولیت‌آفرین است. قرآن کریم در آیات متعددی به اوقات و پدیده‌های زمانی سوگند یاد می‌کند؛ از جمله در سوره لیل می‌فرماید:

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى ۝ وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى﴾

و در سوره عصر می‌فرماید:

﴿وَالْعَصْرِ﴾ ویا در آیاتی دیگر این سوگندها، در کنار پیام‌های دیگر قرآن، توجه انسان را به اهمیت زمان و جایگاه آن در نظام آفرینش و حیات بشری جلب می‌کنند.

در همین راستا، پیامبر اکرم ﷺ در حدیثی درباره مسئولیت انسان در روز قیامت می‌فرماید:

«لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَ أَفْنَاهُ، وَعَنْ عِلْمِهِ فِيمَ فَعَلَ، وَعَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَفِيمَ أَنْفَقَهُ، وَعَنْ جِسْمِهِ فِيمَ أَبْلَاهُ».

مضمون حدیث چنین است: در روز قیامت، انسان قدم از قدم برنمی‌دارد تا درباره عمرش و اینکه آن را در چه راهی سپری کرده است، علمش و اینکه چگونه به آن عمل کرده است، مالش و اینکه از کجا به دست آورده و در چه راهی هزینه کرده است، و جسمش و اینکه آن را در چه راهی بکار گرفته و فرسوده ساخته است، مورد پرسش قرار گیرد.

این حدیث، مسئولیت انسان را در برابر عمر و فرصت‌های زندگی به‌روشنی یادآور می‌شود. عمر، سرمایه‌ای ارزشمند و امانتی تکرار ناشدنی است که انسان باید درباره چگونگی بهره‌گیری از آن پاسخ‌گو باشد.

در نهایت، زمان را باید عرصه انتخاب، عمل، رشد و آزمون و سازندگان و خدمت وخیر خواهی انسان دانست؛ عرصه‌ای که در آن فرصت‌ها می‌آیند و می‌گذرند و دستاوردهای انسان، تا اندازه زیادی، به چگونگی بهره‌گیری درست او از این فرصت‌ها بستگی دارد.

خداوند متعال در سوره ملک می‌فرماید:

﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ﴾

ترجمه: همان کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام‌یک از شما نیکوکردارتر است؛ و او شکست‌ناپذیر و آمرزنده است. (ملک: ۲)

خداوند متعال مرگ و زندگی را آفریده و هر دو را در چارچوب تقدیر و تدبیر حکیمانه خویش قرار داده است تا زندگی انسان عرصه آزمون و فرصتی برای انتخاب، عمل و آشکار شدن کیفیت عملکرد او باشد. از این منظر، حیات فرصتی برای ایمان، تلاش و انجام اعمال شایسته است و مرگ، پایان فرصت عمل در دنیاست و انسان را به سرانجام انتخاب‌ها و عملکردش نزدیک می‌سازد.

نکته مهم در این آیه، تعبیر «أَحْسَنُ عَمَلًا» است؛ یعنی نیکوکردارتر، نه لزوماً کسی که بیشترین عمل را انجام می‌دهد. بلکه بهترین ‌مناسب ترین ‌و شایسته ترین را انجام می دهد. این تعبیر نشان می‌دهد که در منطق قرآن، کیفیت و شایستگی عمل، در کنار اصل انجام آن، اهمیت اساسی دارد. بنابراین، بهره‌گیری درست از زمان صرفاً به معنای پر کردن ساعات زندگی با فعالیت‌های گوناگون نیست؛ بلکه به معنای تشخیص اولویت‌ها، انتخاب آگاهانه و صرف عمر در مسیر ایمان، عمل صالح و مسئولیت‌پذیری است.

بنابراین، مسئله اساسی صرفاً گذراندن زمان نیست، بلکه چگونگی زیستن، درست عمل کردن و پاسخ‌گویی شایسته به فرصت‌ها و مقتضیات هر عصر و نسل است. انسان مؤمن و جامعه مسئولیت‌پذیر باید ضمن پاسداشت اصول و ارزش‌های بنیادین خود، زمان خویش را به فرصتی برای ایمان، عمل صالح، اصلاح، ساختن آینده‌ای بهتر و دستیابی به نیک‌فرجامی و رستگاری تبدیل کنند.

سر افراز و نیک فرجام باشید والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته.