متن سخنان دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ، وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ وَمَنْ وَالَاهُ.

خداوند بزرگ می‌فرماید:

﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴾ (احزاب: ۷۲)

«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم؛ اما آن‌ها از پذیرفتن آن سرباز زدند و از تحمل آن بیمناک شدند، ولی انسان آن را بر دوش گرفت؛ به‌راستی او بسیار ستمگر و نادان بود.»

این آیه شریفه یکی از بنیادی‌ترین حقایق مربوط به جایگاه انسان در منظومه فکری اسلام را بیان می‌کند. انسان، به‌عنوان موجودی متمایز و برخوردار از کرامت، استعداد و توانایی، امانت و مسئولیت الهی را پذیرفته و بر دوش گرفته است؛ امانتی سنگین و رسالتی خطیر که پذیرش آن، سرنوشت و مسیر زندگی انسان را با مسئولیت، آزمون دشوار و پاسخ‌گویی پیوند زده است.

در این سیاق، دو بُعد اساسی از جایگاه انسان آشکار می‌شود: نخست، سنگینی مسئولیت و دشواری‌های مسیر ادای این امانت؛ دوم، استعدادها، ظرفیت‌ها، مواهب و فرصت‌هایی که خداوند بزرگ برای ایفای این مسئولیت در اختیار انسان قرار داده است؛ به‌ویژه توانایی‌های ذاتی انسان و هماهنگی قوانین و سنت‌های الهی حاکم بر هستی با ادای این مسئولیت.

قرآن کریم در تبیین این حقیقت می‌فرماید:

﴿هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا﴾ (انسان: ۱)

«آیا زمانی طولانی بر انسان نگذشت که چیزی درخور یادکردن نبود؟»

و در ادامه می‌فرماید:

﴿إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا﴾ (انسان: ۲)

«ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم؛ ازاین‌رو، او را شنوا و بینا قرار دادیم.»

بنابراین، زندگی انسان میدان آزمون و مسئولیت است و برخورداری از نعمت‌ها، استعدادها و امکانات، متناسب با ادای این امانت، مسئولیت و تکلیف نیز به همراه دارد.

۱. مسئولیت فردی و پاسخ‌گویی شخصی در پیشگاه خداوند

یکی از اصول اساسی از منظر اسلام این است که هیچ انسانی نمی‌تواند مسئولیت خویش را به دیگری واگذار کند یا از پاسخ‌گویی در برابر عملکرد خود بگریزد. قرآن کریم می‌فرماید:

﴿كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ﴾ (مدثر: ۳۸)

«هر انسانی در گرو دستاورد خویش است.»

همچنین می‌فرماید:

﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ﴾ (انعام: ۱۶۴)

«هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد.»

بنابراین، هر فردی سرانجام به‌تنهایی در پیشگاه خداوند حاضر می‌شود و باید پاسخ‌گوی ایمان، انتخاب‌ها، رفتار و عملکرد خویش باشد.

خداوند بزرگ می‌فرماید:

﴿وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا﴾ (مریم: ۹۵)

«و همه آنان در روز قیامت، تنها و به‌صورت فردی در پیشگاه او حاضر می‌شوند.»

همچنین می‌فرماید:

﴿وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا﴾ (مریم: ۸۰)

«آنچه را درباره آن سخن می‌گوید، از او به ارث می‌بریم و او به‌تنهایی نزد ما حاضر می‌شود.»

البته مسئولیت فردی به معنای نادیده گرفتن مسئولیت‌های جمعی نیست؛ بلکه هر انسانی متناسب با جایگاه، امکانات و نقشی که در خانواده، جامعه و مجموعه‌های انسانی بر عهده دارد، در برابر سهم خویش از مسئولیت نیز پاسخ‌گوست.

۲. مسئولیت تاریخی هر نسل

از این منظر، مسئولیت تنها به زندگی فردی محدود نمی‌شود، بلکه هر نسلی نیز در برابر زمانه خود، شرایط جامعه و میراثی که از نسل‌های پیشین دریافت کرده و شایسته است به نسل‌های آینده منتقل کند، مسئولیت دارد.

هیچ نسلی نمی‌تواند صرفاً به گذشته افتخار کند یا همه دشواری‌های امروز را به شرایط و عملکرد نسل‌های پیشین نسبت دهد. هر نسل باید جایگاه تاریخی خود را بشناسد، فرصت‌ها و شرایط زمانه را دریابد و متناسب با نیازها و اقتضائات عصر خویش، مسئولیت خود را به‌درستی ایفا کند و حاصل تلاش‌هایش را به نسل بعد انتقال دهد.

ازاین‌رو، هر نسل و هر مجموعه‌ای که در پی ایفای مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خویش است، باید پیش از هرگونه اقدام، به چند موضوع بنیادین اهتمام بورزد:

نخست: شناخت دقیق وضعیت موجود

اکنون در چه شرایطی قرار داریم؟ جایگاه واقعی ما در جامعه هدف چیست؟ چه مسیری را تاکنون پیموده‌ایم و دستاوردها و کاستی‌های ما کدام‌اند؟

دوم: شناخت فرصت‌ها، ظرفیت‌ها و محدودیت‌ها

چه امکانات، استعدادها و توانایی‌هایی در اختیار داریم؟ نقاط قوت و ضعف ما چیست؟ از چه منابع انسانی، علمی، فکری، مادی و اجتماعی برخورداریم و چگونه می‌توانیم به‌درستی از آن‌ها بهره‌برداری کنیم؟

سوم: شناخت محیط و شرایط پیرامونی

جامعه و محیطی که در آن فعالیت می‌کنیم، چه ویژگی‌هایی دارد؟ چه تحولات و تغییراتی در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری در حال وقوع است؟ چه فرصت‌هایی پیش روی ما قرار دارد و با چه تهدیدها و چالش‌هایی مواجه هستیم؟

جامعه هدف چگونه به ما می‌نگرد و چه انتظاراتی از ما دارد؟ آیا قادر به ایجاد وفاق میان وضعیت کنونی و آینده متحول هستیم؟

چهارم: تعیین مقاصد، اهداف و اولویت‌ها

با توجه به آرمان‌ها، ارزش‌ها و رسالت دینی و اجتماعی خود و نیز تحولات سریع، گسترده و عمیق زمانه، نیازهای واقعی جامعه هدف کدام‌اند و چه مسائلی باید در اولویت قرار گیرند؟ نسبت ما با جامعه هدف در شرایط کنونی چیست؟

پنجم: ارزیابی فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب

باید به‌روشنی مشخص کنیم که میان وضعیت کنونی و وضعیت مطلوب چه فاصله‌ای وجود دارد، چه موانعی در مسیر عبور از این فاصله قرار گرفته‌اند و برای کاهش آن‌ها به چه برنامه‌ها، امکانات و اقداماتی نیاز داریم.

در خاتمه

بی‌تردید، پذیرش امانت الهی به معنای پذیرش مسئولیتی بزرگ در برابر خداوند، خویشتن، جامعه و نسل‌های آینده است. ادای این امانت نیز تنها با احساس مسئولیت و برخورداری از انگیزه‌های خیرخواهانه تحقق نمی‌یابد؛ بلکه به شناخت درست، تشخیص واقع‌بینانه، آینده‌نگری، تعیین اولویت‌ها و برنامه‌ریزی سنجیده و هدفمند نیاز دارد.

بنابراین، اگر می‌خواهیم سهم شایسته‌ای در ادای این امانت داشته باشیم، باید از اصلاح خویشتن، ایجاد آمادگی لازم و تقویت اراده خیرخواهانه آغاز کنیم؛ شرایط حاکم بر جامعه و دردها، نیازها و اولویت‌های آن را به‌درستی بشناسیم؛ اهداف و مقاصد را روشن سازیم، ظرفیت‌ها را به‌درستی به کار گیریم و فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را از طریق برنامه‌ریزی و اقدام مسئولانه کاهش دهیم.

این همان مسئولیتی است که هر فرد، هر نسل و هر جمع و جریانی باید در زمانه خود آن را جدی بگیرد و در برابر خداوند، جامعه، نسل‌های آینده و تاریخ، متناسب با میزان ایفای آن پاسخ‌گو باشد.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.