متن پیراستەی سخنان استاد عبدالرحمن پیرانی، دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله، وعلى آله وصحبه ومن والاه.
رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا.
خواهران گرامی، فرزندان عزیز و ارجمند جماعت دعوت و اصلاح!
السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
ضمن عرض سلام، ادب، احترام و خیرمقدم، بسیار خرسندم و خداوند متعال را سپاسگزارم که این توفیق را نصیب فرمود تا در جمع ایمانی و معنوی شما گرامیان حضور پیدا کنم. از پیشگاه پروردگار علیم و حکیم مسئلت دارم که به شما، خانوادههای مکرمتان و همه هموطنان عزیزمان آرامش، آسایش، سلامتی، سربلندی و گشایش در امور عطا فرموده و ما را از مشکلات، نگرانیها و تنگناهای زندگی برهاند.
اجازه بفرمایید عرایضم را با الهام از آیه ۹۷ سوره مبارکه نحل آغاز کنم؛ آیهای که یکی از جامعترین آیات قرآن در تبیین رابطه میان ایمان، عمل صالح و کیفیت زندگی انسان است. خداوند متعال میفرماید:
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (النحل: ۹۷)
(هر کس، مرد یا زن، در حالی که مؤمن است عمل شایستهای انجام دهد، قطعاً او را به حیاتی پاکیزه و شایسته زنده و احیا میداریم و پاداش آنان را بر اساس بهترین اعمالی که انجام دادهاند عطا خواهیم کرد.)
خواهران ایمانی و فرزندان گرامی!
اگر بخواهیم پیام این آیه را بهصورت بسیار مختصر بیان کنیم، میتوان گفت: ایمان حقیقی باید به عمل صالح بینجامد و عمل صالح نیز انسان را به سوی حیات طیبه سوق میدهد.
توجه بفرمایید که قرآن مجید چگونه این سه مرحله و محور اساسی در حیات اهل ایمان را به زیبایی در امتداد یکدیگر قرار میدهد:
نخست میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا»؛ عمل صالح یعنی عملی شایسته و تلاشی صادقانه که نشان از فهم و درک درست انسان و مسئولیتپذیری او دارد.
سپس میفرماید: «وَهُوَ مُؤْمِنٌ»؛ یعنی این عمل شایسته و قابل قبول، بر پایه ایمان و باور به خداوند قرار دارد.
و آنگاه مژده میدهد: «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً»؛ یعنی چنین انسان صاحبایمان و عمل صالح را به یک زندگی شایسته و سرشار از قناعت، رضایت، آرامش، شکیبایی و نیکفرجامی میرسانیم.
پس در منطق و فرهنگ قرآن، ایمان تنها یک باور قلبی نیست؛ بلکه قدرت و نیرویی معنوی است که انسان را در مسیر درست و صراط مستقیم به حرکت درمیآورد. در واقع، ایمانِ آگاهانه به زندگی جهت و معنا میبخشد، عمل صالح آن هدف و جهت را در واقعیت زندگی متبلور میسازد، و برخورداری از حیات طیبه، نتیجه و ثمره این پیوند مبارک است.
این توقع و انتظار طبیعی یک فرد مسلمان از زندگی مؤمنانه خویش است؛ زیرا هنگامی که ایمان عمیق در دل انسان ریشه بدواند، به زندگی او معنا میبخشد، حرکت انسان را هدفمند میسازد، او را از خودمحوری و تبعیت از خواهشهای نفسانی دور میگرداند و روح خیرخواهی، مسئولیتپذیری و خدمت به دیگران را در او زنده میسازد.
در اینجا یادآوری یک مطلب مهم را لازم میدانم: از منظر دین، عمل صالح تنها در عبادات فردی محدود نمیشود. تردیدی وجود ندارد که عباداتی مانند نماز، روزه، زکات، حج و دیگر اعمال عبادی در شریعت اسلام از جایگاه بسیار بلندی برخوردارند؛ اما در عین حال، دایره عمل صالح بسیار گستردهتر است. هر کاری که در چارچوب شرع، با نیت و ارادهای صحیح و در مسیر خیر و صلاح فرد، خانواده و جامعه انجام گیرد، میتواند در زمره عمل صالح قرار گیرد. تربیت صحیح فرزند، اصلاح میان دو انسان، کمک به نیازمند، آموزش و راهنمایی خیرخواهانه، حفظ آبرو و اسرار دیگران، مشورت دادن به یک جوان برای انتخابی درست در مسیر زندگی، سخنی که دل انسانی را از ناامیدی برهاند، یا انجام خدمتی به عموم جامعه، همه و همه میتوانند مصداقی از عمل صالح باشند.
اما حیات طیبهای که قرآن وعده داده چیست و چه اثری در زندگی ما دارد؟
واضح است که حیات طیبه صرفاً به معنای برخورداری از ثروت، رفاه و امکانات مادی نیست (هرچند وجود آنها تعارضی هم با حیات طیبه ندارد). چه بسا کسی امکانات فراوان داشته باشد اما آرامش نداشته باشد؛ ثروت داشته باشد اما رضایت نداشته باشد؛ از خانهای بزرگ، شغلی مناسب و امکاناتی فراوان برخوردار باشد اما از خانوادهای آرام و روابطی صمیمی محروم باشد. در مقابل، ممکن است انسانی از امکانات مادی محدودی برخوردار باشد اما قلبی آرام، ایمانی استوار، خانوادهای صمیمی، روابطی سالم و روحی سرشار از امید و رضایت داشته باشد.
پس حیات طیبه را باید زندگیای والا، شایسته و مبارک دانست که در پرتو ایمان و عمل صالح حاصل میشود؛ زندگیای که در آن انسان با خداوند رابطهای نزدیک و پیوندی تنگاتنگ دارد، وجودش برای خود، خانواده و دیگران منشأ خیر و برکت میشود، و هنگام وقوع مشکلات، چالشها و ناملایمات، شکیبایی میورزد و امید خود را از دست نمیدهد. زیرا حیات طیبه یعنی انسان بداند برای چه چیزی زندگی میکند، به چه کسی تکیه دارد و در برابر دیگران چه مسئولیتی بر عهده اوست.
شاید یکی از مهمترین مظاهر حیات طیبه این باشد که انسان تنها برای خودش زندگی نمیکند. هنگامی که ایمانی برخاسته از فهم درست و اخلاص در دل انسان قرار گیرد، درد و رنج دیگران برای او اهمیت مییابد، شادی دیگران ارزش پیدا میکند، مشکلات خانواده مسئله او میشود و نیازهای جامعه در او احساس مسئولیت ایجاد میکند. اینجاست که ایمان از یک باور درونی، به رفتار و مسئولیتی اجتماعی تبدیل میشود.
زن و مرد؛ هر دو در میدان ایمان و عمل صالح
خواهران و فرزندان گرامی! پیام بسیار مهم دیگری که در همین آیه بر آن تأکید شده این است که هر دو جنس زن و مرد را در میدان ایمان و عمل صالح قرار میدهد و میفرماید: «مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ» (از مرد یا زن). قرآن کریم با صراحت اعلام میکند که زن و مرد، هر دو، مخاطب ایمان، عمل صالح، مسئولیتپذیری و وعده الهی هستند. پس معیار ارزش انسان در پیشگاه خداوند جنسیت او نیست؛ بلکه ایمان، عمل صالح، اخلاص، اندیشه خیرخواهی و تقوای اوست.
این سخن بهویژه در فضای فرهنگی زمان نزول قرآن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود؛ زیرا قرآن در همین سوره، یکی از مظاهر جاهلیت و نگرش نادرست نسبت به دختران و زنان را اینگونه نکوهش میکند:
«وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ» (النحل: ۵۸)
(هنگامی که به یکی از آنان خبر تولد دختر داده میشد، چهرهاش از شدت ناراحتی و خشم سیاه میشد.)
قرآن مجید نه تنها این نگرش جاهلی را محکوم میکند، بلکه زنان را همانند مردان در جایگاه کرامت انسانی، ایمان، عمل صالح و مسئولیت اجتماعی قرار میدهد. از اینرو، حضور بانوان در عرصه ایمان، خانواده، تربیت، علم، دعوت و خدمت اجتماعی، امری فرعی و حاشیهای نیست؛ بلکه بخشی از همان مسئولیتی است که قرآن برای انسان بهعنوان جانشین پروردگار قرار داده است؛ زیرا مسئولیت انسان بر اساس منطق قرآن، نخست از خود آغاز شده و سپس در خانواده و جامعه امتداد مییابد.
در پرتو مطالب پیشگفته، تذکر چند نکته را لازم میدانم:
نکته نخست: از حیات طیبه تا مسئولیت خانوادگی و اجتماعی
مادامی که بر اساس فرهنگ قرآن اصل بر این است که ایمان و عمل صالح به حیات طیبه منتهی شود، نخستین میدان تحقق و تبلور عملی آن، زندگی شخصی و خانوادگی و سپس جامعه خواهد بود؛ زیرا جامعه نیز از خانوادهها تشکیل میشود و در صورتی که خانواده اصلاح نشود، اصلاح جامعه بسیار دشوار خواهد بود.
امروزه خانوادهها بیش از هر زمان دیگری نیازمند تفاهم، گفتوگوی صمیمانه، محبت، آسایش، آرامش و حضور مسئولانه والدین هستند. پدران و مادران تنها تأمینکننده نیازهای مادی فرزندان نیستند، بلکه سازندگان شخصیت نسل آیندهاند. فرزندان ما بیش از آنکه از سخنان ما بیاموزند، از رفتار ما الگو میگیرند:
اگر در خانه صداقت ببینند، صداقت میآموزند؛
اگر احترام ببینند، احترام میآموزند؛
اگر مسئولیتپذیری را مشاهده کنند، مسئولیتپذیر میشوند؛
و اگر اثر ایمان را در رفتار ما احساس کنند، ایمان برای آنان از یک مفهوم ذهنی به واقعیتی ملموس در زندگی عملی تبدیل خواهد شد.
بنابراین، یکی از مهمترین عرصههای عمل صالح، ساختن خانوادهای سالم، همدل و تربیتشده است؛ خانوادهای که در آن زن و مرد رقیب یکدیگر نبوده و در اندیشه حذف هم نیستند، بلکه همراه و همکار یکدیگرند. خانوادهای که در آن فرزندان با والدین خود دوست هستند و از فرصت پرسش کردن برخوردارند. خانوادهای که اختلاف نظر در آن با بیاحترامی همراه نمیشود، و دین با محبت، حکمت و الگوی عملی معرفی میگردد، نه با خشونت، تحقیر و تحمیل.
نکته دوم: از خانواده به جامعه؛ خدمت به مردم
بر اساس آموزههای دین مبین اسلام، اثر و نقش ایمان در خانواده متوقف نمیشود. انسان مؤمن همانگونه که به اصلاح خویش و خانواده اهتمام میورزد، شایسته است نسبت به جامعه و همنوعان نیز احساس مسئولیت کند.
درباره وظیفه در قبال جامعه، از یک سو جامعه کنونی بیش از هر زمان دیگری به انسانهای خیرخواه، دلسوز، فعال و مسئولیتپذیر نیاز دارد، و از سوی دیگر بر اساس فرهنگ اسلامی، مسئولیتهای اجتماعی تضامنی یا به اصطلاح فقهی «واجب کفایی» است؛ هر فرد، جمع یا جریانی که در میدان حضور داشته باشد، در حد توان و امکان خویش مسئولیت دارد.
جامعهای که در آن هر کس فقط به فکر خویش باشد، بهتدریج سرمایههای اخلاقی و اجتماعی خود را از دست میدهد. در مقابل، جوامعی که در آن هموطنان درد یکدیگر را احساس میکنند، برای حل مشکلات هم قدم برمیدارند و در حد توان گرهی از کار دیگران باز میکنند، جوامعی زنده، پویا و رو به رشد خواهند بود.
در روایتی قدسی با این مضمون آمده است که خداوند بندگانی دارد که آنان را برای برآورده نمودن نیازهای مردم اختصاص داده و خیر را محبوب آنان و آنان را محبوب خیر قرار داده است. از این منظر، یکی از پرسشهای مهمی که هر انسان مؤمن باید از خود بپرسد این است: التزام من به تعالیم دین مبین اسلام چه اثر مثبتی بر زندگی دیگران گذاشته یا میگذارد؟
آیا خانوادهام با حضور من آرامتر و آبادتر شده است؟
آیا همسایهام نسبت به من احساس امنیت میکند و به من امیدوار است؟
آیا جوانانی که با من ارتباط دارند، امید بیشتری به زندگی پیدا کردهاند؟
آیا فردی گرفتار، در من انسانی خیرخواه و قابل اعتماد میبیند؟
اینچنین است که معنای «عمل صالح» برای ما روشنتر شده و گستره بیشتری پیدا میکند. لذا انتظار میرود بیش از پیش نیازهای جامعه را ببینیم و توانایی خود را نیز ارتقا دهیم تا در سطح نیازهای جامعه قرار گیریم. باید بپذیریم هر جا نیازی وجود دارد و ما توانایی پاسخگویی به آن را داریم، مسئولیت ما از همانجا آغاز میشود. ممکن است توانایی یک نفر علم باشد، دیگری مدیریت، دیگری تربیت، دیگری ارتباط اجتماعی و دیگری کمک مالی؛ مهم این است که هر کس ببیند خداوند چه نعمتی در اختیار او قرار داده و چگونه میتواند آن را در مسیر خیر و خدمت به همنوعان به کار گیرد.
نکته سوم: نسل جدید و مسئولیتی خطیر
یکی از مهمترین مسائل و وظایف زمان ما، مواجهه با فرزندان و نسل جوان است. اگر بخواهیم اثرگذاری خود را در جامعه حفظ و تقویت کنیم، لاجرم باید نسل جدید، پرسشها، آمال، افکار، دغدغهها و نیازهای آنان را نیک بشناسیم و به آنها پاسخ درست بدهیم.
جوانان امروز در جهانی زندگی میکنند که با دوران کودکی و جوانی نسلهای گذشته تفاوتهای فراوانی دارد. امروز انبوهی از اطلاعات در چند ثانیه منتقل میشود، فناوری و فضای مجازی مرزهای جغرافیایی را از میان برداشته و هوش مصنوعی شیوه یادگیری، ارتباط و دسترسی به اطلاعات را دگرگون ساخته است. بر این اساس، جوان امروز پرسشهای جدید و دغدغههای خاص خود را دارد و با چالشهایی مواجه است که نسلهای قبل با آن روبرو نبودهاند.
در چنین شرایطی، اگر بخواهیم با نسل جدید ارتباطی مؤثر داشته باشیم، باید او را بشناسیم، سخنش را بشنویم، دغدغههایش را بفهمیم و به شیوههای نو و متناسب به درستی پاسخ دهیم.
خداوند متعال درباره تحولات جوامع بشری در گذشته، پیامبرانی را ارسال میداشت که به زبان، فرهنگ و مسائل آن قوم آشنایی کامل داشتند؛ چنانکه میفرماید:
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ» (ابراهیم: ۴)
(ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حقیقت پیام الهی را برای آنان روشن سازد.)
مراد اصلی آیه، بیان اصل ارتباط متناسب پیامبران با مخاطبان است تا بتوانند به نیازهای آنان پاسخی درست بدهند. لذا برای رساندن پیام درست، باید مخاطب را شناخت و زبان ارتباط با او را فهمید. بدیهی است زبان فقط واژهها نیست؛ بلکه شناخت دغدغهها، نیازها، پرسشها و فضای فکری و فرهنگی مخاطب نیز هست. بنابراین ما باید در عین وفاداری کامل به اصول، ارزشها و ثوابت دینی، بتوانیم با ادبیات قابل فهم و ابزارهای متناسب با نسل جدید ارتباط برقرار کنیم.
جوان را نباید صرفاً به دلیل پرسشهایش سرزنش کرد؛ زیرا پرسش همواره نشان مخالفت با دین نیست، بلکه میتواند نشانه جستوجو و تلاش برای درک حقیقت باشد. باید گوش شنوا داشته باشیم، صمیمانه گفتوگو کنیم و با دقت توضیح دهیم؛ و مهمتر از آن، باید اعتماد ایجاد کنیم. اگر ما به جوانانمان اعتماد نکنیم، آنان نیز به ما اعتماد نخواهند کرد و سخن درست ما به قلب آنها راه پیدا نمیکند. پس مسئولیت ما تنها برقراری ارتباط نیست، بلکه باید بیندیشیم چگونه به بهترین و مؤثرترین شیوه ممکن ارتباط برقرار سازیم.
نکته چهارم: علم، توانمندی و ایمان آگاهانه
ما در عصری زندگی میکنیم که دسترسی به دانش بسیار آسانتر از گذشته است و یک تلفن همراه میتواند حجم عظیمی از دادهها را فراهم کند؛ اما باید میان اطلاعات، علم و حکمت تفاوت قائل باشیم. فراوانی اطلاعات لزوماً به معنای افزایش علم نیست؛ ممکن است انسان اطلاعات فراوانی داشته باشد اما قدرت تشخیص نداشته باشد، یا مطالب بسیاری بخواند اما نتواند درست را از نادرست تمیز دهد. بنابراین وظیفه ما فقط جمعآوری اطلاعات نیست، بلکه باید به دنبال تفکر درست، علم نافع، قدرت تشخیص و حکمت باشیم.
امروزه جامعه به بانوان و زنانی نیاز دارد که هم از نظر ایمانی استوار باشند و هم از نظر علمی و فکری توانمند. ایمان به انسان جهت میدهد و علم به او توانایی میبخشد. اگر ایمان بدون علم باشد، ممکن است انسان در تشخیص راه دچار مشکل شود؛ و اگر علم بدون ایمان و اخلاق باشد، ممکن است توانایی انسان در مسیری نادرست به کار گرفته شود. پس ما به «علمِ همراه با ایمان» و «ایمانِ همراه با آگاهی و فرهیختگی» نیاز داریم. نسل جدید نیز بیش از هر زمان دیگری به چنین الگوهایی نیازمند است؛ انسانهایی که هم اهل ایمان باشند و هم اهل فکر، علم، متخصص و مسئولیتپذیر.
نکته پنجم: صبر و یقین؛ سرمایههای مسیر هدایت
آیا این مسیر همیشه آسان است؟ قطعاً خیر. کسی که بخواهد در خانواده، جماعت یا جامعه اثرگذار باشد، باید آماده باشد که ممکن است با دشواریها، موانع، سوءتفاهمها و گاه بیمهریهایی روبهرو شود. اینجاست که دو سرمایه بسیار مهم به کمک انسان میآیند: صبر و یقین.
پروردگار حکیم در سوره مبارکه سجده درباره نقش صبر و یقین در موفقیت پیشوایان میفرماید:
«وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ» (السجدة: ۲۴)
(و از میان آنان پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکردند، هنگامی که شکیبایی ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند.)
دعوت، راه هدایت و خدمت، راه نتیجهگیری فوری نیست، بلکه به نفَس طولانی و شکیبایی نیاز دارد. کسی که میخواهد فرزندش را درست تربیت کند یا به اصلاح اجتماعی بپردازد، نباید انتظار داشته باشد همه نتایج را در کوتاهترین زمان ببیند و با نخستین مانع دلسرد شود. صبر، قدرت ادامه راه را میسر میسازد و یقین، امید به موفقیت را زنده نگه میدارد. صبر به ما میآموزد که در تربیت، دعوت و خدمت، نتیجه فوری را شرط ادامه راه قرار ندهیم و اعتماد و توکل را از دست ندهیم. یقین نیز یعنی اطمینان داشتن به اینکه خداوند تلاشهای صادقانه انسان را میبیند، مورد حمایت قرار میدهد و هیچ عمل خیری نزد او ضایع نخواهد شد.
جمعبندی پایانی: از ایمان تا حیات طیبه
اگر به آیه آغازین بازگردیم، میبینیم همه این مطالب حلقههای یک زنجیره مبارک هستند که به حیات انسانی جهت، هدف و معنا میبخشند:
ایمان، آغاز راه است و انسان را از درون میسازد؛
عمل صالح، نقش ایمان را در زندگی آشکار میکند؛
و حیات طیبه، ثمره و محصول پیوند ایمان و عمل صالح است.
حیات طیبه تنها در آرامش فردی خلاصه نمیشود؛ بلکه در خانواده به محبت و آرامش، در تربیت به ساختن نسل آینده، در جامعه به خدمت و خیرخواهی، در ارتباط با جوانان به درک و گفتوگو، و در عرصه دانش به آگاهی و توانمندی تبدیل میشود و با صبر و یقین استمرار مییابد.
پس شایسته است هر انسان مؤمنی از خود بپرسد:
من بهعنوان یک مسلمان به چه میزانی در انجام اعمال صالح همراه با ایمان و اخلاص موفق هستم؟
در خانوادهام چه اثر مثبتی بر جای میگذارم؟
برای تربیت نسل جدید چه تدبیر مؤثری اندیشیدهام؟
از علم و تمکنی که خداوند در اختیارم قرار داده چگونه استفاده میکنم؟
و با تواناییهایم چه خدمتی میتوانم به مردم و جامعه ارائه دهم؟
پاسخ هر یک از ما ممکن است متفاوت باشد، اما یک مسئله نباید متفاوت باشد: احساس مسئولیت.
هیچکس، بهویژه اعضای محترم جماعت، نباید خود را بیاثر و بیمسئولیت بداند؛ زیرا عضویت هر فرد برای همراهی، همکاری و قبول مسئولیت صورت گرفته است.
خداوند در ادامه آیه ۹۷ سوره نحل میفرماید: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»؛ یعنی این تلاشها نزد خداوند و در نامه اعمال فراموش نخواهد شد. هر آنچه آگاهانه، صادقانه و درست انجام شود و اثری مثبت بر فرد، خانواده و جامعه بگذارد — هرچند کوچک به نظر رسد — نزد پروردگار ارزشمند و عمل صالح محسوب میشود.
در پایان، از پیشگاه خداوند بزرگ مسئلت دارم که به ما فهمی دقیق، ایمانی عمیق، اخلاص در عمل و علمی نافع عطا فرماید. خداوندا! به همه ما، بهویژه خواهران و بانوان گرامی، توان و توفیقی عنایت فرما که در کانون خانواده و بستر جماعت و جامعه منشأ خیر، آرامش، آگاهی و امید باشند.
خداوندا! نسل جوان ما را از گزند عوامل گمراهکننده حفظ فرما، دلهای پاک آنان را با حقایق تعالیم دین مبین اسلام آشنا گردان و آنان را در مسیر خیر، رشد و نیکفرجامی قرار ده. میان آنان و خانوادههایشان محبت، وفاق، تفاهم و همدلی برقرار فرما.
خداوندا! به ما توفیق ده که علم را در خدمت خیر، توانایی را در خدمت مردم و ایمان را در خدمت اصلاح زندگی قرار دهیم. از پروردگار علیم و حکیم طلب میکنم که کشورمان را از تنگناها و مشکلات برهاند و هموطنان گرامی را از آسایش، آرامش و همدلی برخوردار فرماید.
به ما بیاموز که در سختیها صبور، در نعمتها شاکر، در مسئولیتها امانتدار و در خدمتگزاری کوشا باشیم؛ ما را در دنیا از حیات طیبه برخوردار کن و در آخرت، جنات نعیم و فردوس اعلا را نصيبمان فرما.
آمین یا رب العالمین.

نظرات