یکی از پنهان‌ترین و درعین‌حال آسیب‌زاترین موانع جاری‌شدن برکت و آرامش در زندگی انسان، ورود به ورطه درآمدهای نامشروع از مسیر «القای نیازهای کاذب» و دست‌کاریِ تمایلات و تصمیمات دیگران است. این شیوه ناصواب زمانی شکل می‌گیرد که فرد با سوءاستفاده از جایگاه تخصصی، فنی یا تجاری خود، در ذهن مخاطب این توهم را پدید می‌آورد که به انجام کاری یا خرید کالا و خدمتی محتاج است، درحالی‌که در حقیقت هیچ ضرورتی برای آن وجود ندارد. بنیاد هر پیوند کاری و اجتماعی بر اصل استوارِ «اعتماد» نهاده شده است؛ هنگامی که مراجعه‌کننده باتکیه‌بر تخصص صاحب‌حرفه زمام کارش را به او می‌سپارد، در حقیقت او را امین و مشاور خود دانسته است و شکستن این امانت، آغاز انحراف و تباهی در رزق و اخلاق است.

با کمال تأسف نمودهای این آسیب اخلاقی در حوزه‌های گوناگون جامعه به وضوح دیده می‌شود.
در عرصه درمان و سلامت، هنگامی که طبیب به جای تمرکز بر بهبودی، بیمار مضطرب را با زبان تخصص می‌فریبد و او را به سوی جراحی‌های پرخطر، آزمایش‌های غیرضروری و داروهای پرهزینه هدایت می‌کند، لباس والای طبابت را به ابزار کسب سود بدل کرده است.
در قلمرو مهارت‌های فنی و خدمات نیز چه بسیارند مکانیک‌ها و صنعتگرانی که با تکیه بر ناآگاهی فنی صاحب کالا، قطعات کاملاً سالم را معیوب جلوه داده و هزینه‌های گزاف تعویض و تعمیر را بر آنان تحمیل می‌کنند.
این ماجرا در عرصه تعلیم‌وتربیت نیز تکرار می‌شود؛ آنجا که آموزگار با دامن زدن به نگرانی‌های پدران و مادران، نیاز به کلاس‌های خصوصی یا ابزارهای آموزشی پرخرج را القا می‌کند.
در میدان تجارت و بازار نیز بازرگان با تبلیغات فریبنده و تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز، خریدار را مجاب می‌سازد که نداشتن محصولی خاص زندگی او را دچار نقص خواهد کرد، و حتی در حوزه مشاوره و روان‌شناسی، با طولانی کردن صوری جلسات یا تجویز روش‌ها و اقلام بی‌پایه، مراجعین نیازمند را وابسته نگاه می‌دارند.

نکته بنیادین و درسِ محوری در همه این نمونه‌ها آن است که تخصص و دانش، امانتی الهی برای گره‌گشایی از کار خلق است، نه ابزاری برای به دام انداختن و استثمار افراد بی‌تجربه و ناآگاه. مشتری، بیمار یا مراجع ممکن است ثروتمند یا تنگدست باشد؛ اما در هر دو حال، فریب دادن او و درخواست بهایی در برابر نیازی ساختگی، مصداق آشکار خیانت، فریبکاری، ظلم و کسب مال حرام است؛ جرمی که اگر در حق قشر ضعیف و نیازمند صورت گیرد، قباحتی به مراتب سنگین‌تر و ویرانگرتر خواهد داشت.
حقیقت روشنی که نباید هرگز به فراموشی سپرده شود این است که ساختار عالم بر مدار عدل و راستی استوار شده و بازتاب رفتارهای ما همواره به سوی خودمان بازمی‌گردد؛ از این رو هیچ فریبکار و ظالمی نخواهد بود مگر آنکه روزی در تنگناهای روزگار، با فریب و ظلمی بزرگ‌تر و سهمگین‌تر روبه‌رو شود و حاصل آنچه را که کاشته درو کند.