إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

گزیده اخبار

  • این روزها دستیابی به تحلیل‌هایی عمیق‌تر درخصوص مذاكرات، واجد اهمیت ویژه‌ای است. ارزیابی‌هایی كه با واكاوی تاریخی و تحلیلی موضوع مذاكرات از لایه‌های سطحی و كلیشه‌ای به لایه‌های درونی‌تر گفت‌وگوهای ایران و امریكا رسیده و آن را در قالب بسته‌ای تحلیلی دراختیار مخاطبان قرار دهند. گفت‌وگو با عباس آخوندی از این دست تحلیل‌های متفاوت است.

    نویسنده:
    مهدی بیک اوغلی
  • از زمانی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر ۱۹۹۳ در چهل‌وهشتمین اجلاس خود، روز سوم ماه مه را به‌عنوان «روز جهانی آزادی مطبوعات» نامگذاری کرد، بیش از سه دهه می‌گذرد.

    نویسنده:
    گروه رسانه‌ای شرق
  • همه نگرانند. با هر كسی صحبت می‌كنی، می‌گوید: چه می‌شود؟ شما كه سرتان در درس و كتاب است بگویید، آینده دور پیشكش، همین هفته بعد چه می‌شود؟ آیا جنگ می‌شود؟ آیا قیمت‌ها باز قرار است بیشتر و بیشتر شود؟ آیا می‌شود یك زندگی معمولی داشت؟ پیش‌بینی آینده كار آدمیزاد نیست، اما از اصحاب علم و معرفت انتظار می‌رود كه بتوانند روندها و رویه‌ها را پیش‌بینی كنند و مسیرهای پیش روی جامعه را حدس بزنند.

    نویسنده:
    محسن آزموده
  • مقاله پیش رو با خوانشی نو از آرای ابن‌خلدون، مفاهیم کلاسیک «عصبیت» و «چرخه تمدنی» را به ساحت مدیریت مدرن پیوند می‌زند تا علل صعود و سقوط سازمان‌ها را تبیین کند. نویسنده با تطبیق جوامع «بدوی و حضری» بر «فرهنگ استارتاپی و بورکراتیک»، راه نجات شرکت‌های بزرگ از زوال را در بازآفرینی سرمایه اجتماعی و ایجاد جزایر نوآوری می‌بیند. در نهایت، این نوشتار بر ضرورت بازگشت مدیران به قوانین عام ابن‌خلدونی برای پیشگیری از اضمحلال سازمانی و مدیریت هوشمندانه چرخه‌های عمر تاکید دارد.

    نویسنده:
    علیرضا جلالی‌فراهانی
  • نظامی گنجه‌ای، شاعر قرن ششم هجری شمسی، در «اسکندرنامه» هنگامی که از کشتار سپاهیان داریوش به دست اسکندر سخن می‌گوید، خسرانی بزرگ را به تصویر می‌کشد که چون فراگیر است، کسی شکایت و ناله نمی‌کند.

    نویسنده:
    صادق زنگنه
  • صبح چهارشنبه دهم اردیبهشت ماه است. هوا در بسیاری از شهرهای ایران بهاری و رو به گرم گزارش شده و آدم‌ها تقریبا مطمئن هستند که امشب و بعد از کار روزانه به خانه برمی‌گردند.

    نویسنده:
    سعید برآبادی
  • قدرت مادی برخلاف تصور، با فعال‌سازی تکانشگری و سوءظن، منجر به ناامنی روان‌شناختی و بزرگ‌نمایی تهدیدها در ذهن رهبران می‌شود. این فرآیند یک «چرخه معیوب» ایجاد می‌کند که در آن کشورها هرچه قوی‌تر می‌شوند، به دلیل زوال تفکر انتقادی، بیشتر به سمت جنگ‌های پیش‌دستانه و تنش‌زا سوق می‌یابند. راهکار عبور از این تله، بازگشت به مدل «تفکر مانند دولت‌های ضعیف» است که بر پایه تحلیل دقیق شواهد، مکث استراتژیک و پرهیز از میان‌برهای ذهنی استوار است.

    نویسنده:
    کالب پومروی- استاد علوم سیاسی
  • رودولف بولتمان، متخصص الهیات مسیحی، در كتاب «عیسی مسیح و اسطوره‌شناسی»، درك پیام معنوی كتاب مقدس را در گرو رهایی بخشیدن پیام الهی از حجاب‌های اسطوره‌ای می‌داند. او بر این عقیده است كه پولس و یوحنا پیشگامان اسطوره‌زدایی از عهد جدید هستند. (1) با این حال در مورد خوانش اسطوره‌زدایانه او این انتقاد مطرح شده است كه هرجا پای مفاهیمی چون «نجات»، «امر قدسی» و حتی مفهوم «خدا» در میان است، چنان كه خود بولتمان هم تلویحا اشاره می‌كند، رهاشدن از اسطوره اساسا امكان‌پذیر نخواهد بود.

    نویسنده:
    هوشمند مشايخی
  • تهران- ایرنا- روش‌شناسی متفاوت کتاب «برآمدن ترکیه‌ی اردوغان» در بازشناسی جریان‌های سیاسی موجود در ترکیه و ردیابی ریشه‌ها و عوامل ظهور آن‌ها در ساخت طبقاتی و روابط اقتصادی موجود، نوعی شناخت از همسایه غربی را در ذهن مخاطب شکل می‌دهد.

  • ماجرای این نوشتار از جایی شروع شد که در کانال واتس‌اپ متعلق به اساتید یکی از دانشگاه‌ها، یکی از اساتید محترم متن زیر را از جزوۀ ایمان و تعقلِ مصطفی ملکیان، تحت عنوان “چرا در جهان معاصر قدرت اقناع مهمتر از بزرگی شخصیت است؟” به این کانال ارسال کرد: در گذشته اگر یک کسی می‌گفت آية الله گلپایگانی گفته‌اند فلان. اصلا چرا آية الله گلپایگانی را مثال بزنم؟ اگر آخوند محله یک چیزی می‌گفت، بر مال و جان و ناموس ما حق مداخله داشت چه برسد به اینکه آية الله گلپایگانی یا آية الله خوئی حرفی بزنند و کسی جرأت بکند که مخالفت بکند! اما الآن شما بروید در اکثر این مجامعی که با آنها سر و کار دارید و مثلا بگویید: آقا این را نگو چون آیه الله فلانی فرموده‌اند که فلان. اصلا به محض اینکه می‌گویید فرموده‌اند و لغات این جوری به کار می‌برید، خنده‌اشان می‌گیرد و می‌گویند: “فرموده‌اند، یعنی چه؟!” به نظر شما علت این عکس‌العمل آنها چیست؟

    نویسنده:
    میرسعید موسوی‌کریمی