این سوگنامه و یادداشت یادبود، روایتی عاطفی، توصیفی و اندیشهمحور از سالگرد درگذشت «حاج ملا عباس ملایی»، عالم ربانی و پرهیزگار است. نویسنده با مرور لحظات احتضار و وداع با پدربزرگ خود، به بازخوانی خصایص برجستهٔ شخصیتی و اندیشگی او میپردازد؛ از جمله اشتیاق وافر به دانشاندوزی، فکر اعتدالی و بهدور از قشریگری در دینداری، استقلال و حریت در برابر صاحبان قدرت، زیست متواضعانه همراه با اتکا به دسترنج خویش، سخاوت در قبال مهاجران، و تعامل بس متمدنانه و مهربانانه با همسر و خانواده. متن با ادای شهادت بر توحیدباوری، اخلاقمداری و سیرهٔ پیامبرگونهٔ این انسان وارسته و دعا برای علوّ درجاتش به پایان میرسد.
اشاره: «دکتر مصطفی(محمّد) داناییفر» زایچهی ٣ تیرماه ١٣٤٨ گنبد کاووس، دارای کارشناسی ارشد و دکتری علوم سیاسی است. وی دو کتاب «تسامح و مدارای درون دینی در اندیشهی سیاسی امام ابوحنیفه» و «بررسی تطبیقی اندیشههای علی عبدالرازق و سید قطب در خصوص خلافت و حکومت در اسلام» را در کارنامهی علمی-پژوهشی خود دارد. دکتر داناییفر از سال ١٣٧٥ عضویت جماعت دعوت و اصلاح درآمده و عضو فعلی شورای مرکزی این تشکّل مدنی ایرانیان اهل سنّت است. گفتوگو با ایشان را درباب چیستی و چگونگی بیداری اسلامی با هم میخوانیم.
در روزهای اخیر با به میان آمدن پای برخی رسانههای خارجی، در شبکههای اجتماعی تحت هشتگ منو فارسی و قند پارسی اختلاف نظرها در مقایسه زبان فارسی با زبانهای دیگر در فلات ایران مجال بروز پیدا کرده است. ضیا موحد، شاعر و سعدیشناس اعمال تبعیض در عرصه زبان مادری را رد کرد و خواهان شناسایی همه زبانها در فلات ایران شد. موحد گفت:
مفهوم مدارا، دارای محتواي كثرتگراست، زيرا زندگی و حيات بشری، جمعی و محل تكثر ارزشها، غايتها و تقابل و رويارويی ميان آنهاست. بنابراين مدارا بدان دلیل صورت میگيرد كه من و ديگری به عقايد و نظرات يكديگر توجه داريم و احترام متقابل را ارج مینهیم.
منظور از مدارا، احترام گذاشتن به هويت، عقايد و رفتار ديگران و شناسايی حقوق رسمی افراد و گروهها برای داشتن عقايد مخالف است.(سراجزاده و همكاران، ١٣٨٣ ، ص١٢٣)
مدارای اجتماعی مفهومی است که در نقطه مقابل آن، ناشکیبایی، عدم تحمل، استبداد و خشونتورزی قرار میگیرد.
اگر نگاه اجمالی به بافت اجتماعی و فرهنگی جامعهی کُردی بیندازیم.
نخبگان ترک اغلب کردها را تهدیدی مهلک برای انسجام سرزمینی کشور خود به حساب میآورند. نخبگان کرد نیز اغلب رؤیاهای پانکردی خود را در سر میپرورانند.
روز پنچشنبه ٦ اردیبهشتماه سال ١٣٥٣جهت کسب علوم دینی همراه مرحوم پدرم و یکی از بستگانم عازم کردستان شدم و وارد روستای محمودآباد در سی کیلومتری شهر مریوان شدیم و در خانقاه شیخ عثمان رحمه الله مستقر شدیم. بعد از گذشت پانزده روز پدرم و فامیل همراهمان به تالش برگشتند و من به مدرسهی دینی شیخ در روستای درود که حجرهی طلاب و خانقاه شیخ علاءالدین رحمه الله آنجا بود از طرف شیخ عثمان معرفی و سفارش شدم.
نه آشنایی داشتم و نه زبان کردی بلد بودم و به ناچار فارسی صحبت میکردم. در آن مدرسه علاوه بر طلاب تعدادی طلبه هم به عنوان مهمان در خانقاه حضور داشتند
هر ساله با فرا رسیدن تیرماه، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت (٧تیر١٣٦٦) بنا به رشتهی تحصیلی و شغلیام (معلم و مشاور تربیتی - تحصیلی مدارس آموزش و پرورش)، بسیاری از دوستان، آشنایان، همشهریان، دانشجویان، و... خواهان آناند که در زمینهی آسیبهای جسمانی، روحی و روانی، اخلاقی و رفتاری موضوع تجربیات خویش را به نگارش در آورم.
از آنجا که بهعنوان یک شهروند و مشاور، مجبورم در هر بحران و شرایط سخت و دردناکی، علاوه بر تقویت روحیهی شخصی، انگیزه و امیدبخش دیگران نیز باشم؛
قلم میدرخشد و مرا به اغوا میبرد که نزدیکتر شوم، اما داستان درد، لحن دیگری دارد
قصهای سرشار از خون، که قلمفرسایی را تاب نمیآورد. گاهی قلم تیغی میشود که کاغذ جان را میبرد، پس دیگر نمی نویسم بلکه در اوج پرواز میکنم. اما خیر قلم را رها نمیکنم تا آسوده بنشینم.
ای شهری که نور را حتی با هزینهی نابینایی چشم تحمل میکنی، ای اخگر مرگ میان بمباران و سکوت معاملهگران کوردل. ای عطر جانبازان و ای رایحهی دریای خون برآمده از سلاخی جسمهای پاکی که محاصره همواره بی رمقشان کرده است.
معلوم نیست که تا کی و چند بار دیگر نخبگان و مردم کرد و دیگر اقوام ایران باید قسم یاد کنند که در اندیشهی تجزیه ایران نیستند و برای آن هم اقدامی نمیکنند؛ تا اقتدارگرایان راضی و قانع شوند که این مردم، تجزیهطلب نیستند. به نظر میرسد، تجزیهطلبی، آسانترین، بدون هزینهترین و البته محکمهپسندترین اتّهامی است که میتوان به کردها و دیگران زد تا در پناه آن با خواستهها و حقوق این مردمان برخورد کرد. در حالی که دیریست مردم کرد در ایران با توسل به روشهای مبارزه سیاسی مسالمتآمیز، مدنی و قانونی، تلاش کردهاند تا فضاهای محدود بازیگری سیاسی را برای خود ایجاد نمایند و در این چارچوب خواستههای نشنیده و معلقماندهی خود را پیگیری کنند.
جماعتهای مسلمان لازم است تغییر و بهبودی مستمر را جزو برنامههای اصلی کار خود قرار دهند تا بتوانند با روند پرشتاب پیشرفتهای علمی، تکنولوژیکی و مدیریتی دنیای امروز هماهنگ و همگام گشته و از قافله عقب نمانند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb