۱ـ من تو نیستم!
۲ـ لازم نیست که تو هم به همان نتیجهای برسی که من رسیدهام.
۳ـ ضرورتی ندارد آنچه که من میبینم تو هم ببینی.
۴ـ اختلاف یک امر طبیعی در زندگی است.
۵ـ اینکه از یک زاویهٔ ۳۶۰ درجه مسائل را ببینیم غیر ممکن است.
۶ـ شناخت مردم برای همزیستی با آن هاست نه برای تغییر دادنشان.
۷ـ اختلاف مردم در روشهایشان یک امر مثبت و رشد دهنده است.
٨ـ آنچه که تو برای آن کارایی داریی ممکن است من برایش کارایی لازم را نداشته باشم.
۹ـ موقعیت و پیشامدها روش و شیوهی انسانها را عوض میکند.
اهل شیکاگو است و شغلش معلمی و مدیریت...
وقتی چهار ساله بودم، مادر بزرگم خواندن و هجی کردن کتابهای انجیل را به من یاد داد.
او مثل ها و اشعار را به من یاد میداد و میگفت:« نام نیک، ماندگار تر از هر کاری است که انجام دهی».
من بیاندازه کنجکاو بودم و همواره سؤالي براي پرسیدن داشتم. پدر و مادرم میگفتند:« اگر یک ساعت هیچ سوالی نپرسی، دو دلار به تو میدهیم.»
مدار زمان همواره رهتوشهای از فرصت را پیش پای آدمی نهاده تا در گذر عمر، خرمن وجودش را غنایی مضاعف و چندچندان بخشد!
در این میان، چرخش عقربههای زمان آنگاه که فصل تابستان را پشت سر میگذارد و بر قرارگاه مهر، لنگر میاندازد فرصتهای بیشماری را بر سفره مهر مینشاند، مهرماه؛
- شکارچیان ماهر را میخواند تا از سنگر داشتههای خود، خواستههای بیشتری را صید کند!
- کشاورز سختکوش و دوراندیش را ندا میدهد تا از خاک لم یزرع خود، انگور سیاه، آن طلای ناب سردشت را نصیب برد!
- کارخانهداری را میخواند تا در کمین آن طلای ناب، مشق استیوجابزیاش را پیش ببرد! وآن طرف؛
روز یک شنبه دوم آبان ماه 95 سومین دورهی المپیاد درون مدرسهای در مدرسه پروین اعتصامی شهرستان سردشت برگزار شد.
مادری راجع به رخدادهای اخیر جهان میگفت: «من از نامهربانیهایی که این روزها در جهان رخ میدهد، گیج و مبهوتم. احساس میکنم یارای انجام هیچ کاری را ندارم و این جهان در حال دگرگونی و آشوب، دیگر از کنترل خارج شده است.» بسیاری از ما چنین احساسی را پس از خواندن مقالهای یا شنیدن خبری، تجربه کردهایم. جنگ سراسری در جهان، سلاحهای هستهای کرهی شمالی، تیراندازی یک تکتیرانداز در واشینگتن، کشته شدن یک خانواده شش نفره توسط بمب آتشی در بالتیمور، قتل عام در بالی، [محاصره حلب، بمبگذاری در فرانسه و بلژیک، کودتا در ترکیه، قتل عام ایزدیها توسط داعش و...] و لیستی از این دست، در حقیقت مهیای از دست رفتن امید هستند.
یکی از مهمترین مضامین تعلیمی قرآن این است که آدمی را به فقر و ناتوانی همیشگی خودش التفات میدهد. آدمها که احساس کنند توانگر و آسیبناپذیر شدهاند، خیلی سرکشی میکنند: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى/ حقا که انسان سرکشى مىکند همین که خود را بى نیاز پندارد»(علق:6و7)؛ احساس بینیازی و استغنا به استکبار میانجامد.
خداوند به ما یادآور میشود که گر چه ممکن است در میان خودمان و از جهت دارایی، برخی فقیر و برخی توانگر باشیم، اما در برابر خداوند، در برابر سرنوشت، در پیشگاه حقیقت و وجدان، همه فقیر، تنها و بییاوریم. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ
نکاتی از کتاب؛ چرا مردها به حرف زنان گوش نمیدهند؟ و چرا زنان زیاد حرف میزنند و بد پارک میکنند؟
انتظار میرود دولت با توجه به سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به جمعیت کلی کشور و بالا رفتن سن ازدواج که اثر مستقیمی برافزایش نرخ باروری دارد، توجه ویژهای در زمینه درمان ناباروری داشته باشد».
چگونگی روابط بین دولتها، به گستردگی تاریخ، متفاوت است.[١] نمونهی ایدهآل این رابطه، قراردادی مساوی به منظور برآورده کردن منافع مشترک ـ به واسطهی [رد و بدل] امتیازات موجود در یک طرف که در طرف دیگر نیست ـ و تسهیل رفتوآمد و فعال کردن تجارت است؛ رابطهای که بر اساس همکاری در خانوادهی بشری، پایهگذاری شده است.
لکن، متأسفانه چنین چیزی بسیار کم محقق شد و آنچه در عمل رخ داد، سلسلهای از جنگها بود که دولتِ قویتر علیه دولت ضعیفتر برپا میکرد و وقتی پیروز میشد
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev