إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات


  • "سرویس سیاسی پایگاه اطلاع رسانی اصلاح"
    در تحلیل حاضر نویسنده در پی بیان آن برآمده است تا مهمترین بحرانهای موجود در گذشته و حال ترکیه را مورد بحث قرار دهد. آنچه بیشتر در این بین قابل مشاهده است، وجود مشکلات جدی در اداره یک سیستم محافظه‌کار مبتنی بر لائیسیته نظامی‌گرانه به عنوان میراث آتاتورک از یک سو و ضرورت تغییرات دمکراتیک در قدرت سیاسی ترکیه برای دوره‌ای که قراراست ترکیه به عضویت اتحادیه اروپا در آید می‌باشد.علاوه بر این، در سالهای اخیر ترکیه در معرض پدیده‌ی دیگری نیز بوده‌است که از نگاه نویسنده این مقاله نه تنها دور نبوده ،بلکه به میزان تأثیرگذاری آن بر ساختار قدرت در آینده ترکیه نیز واقف است که از آن به رشد اسلام‌گرایی در ترکیه تعبیر می‌شود. نویسنده اظهار می‌دارد که احزاب اسلامی و از جمله حزب حاکم در چهارچوب مدل دموکراتیک و الگوی مورد نظر اروپا حرکت می‌کنند و از این نظر شدت برخورد نظامیان محافظه‌کار با آنها را نیز چندان چاره‌ساز نمی‌یابد. یک وجه دیگر بحران که از نظر نویسده پنهان مانده‌ است و یا به آن اشاره نکرده ‌است مسئله‌ی فساد مالی و گاهاً اخلاقی در دولت ترکیه است.دولتهای دیگر ترکیه چه دست راستی یا میانه‌رو معمولاً با مشکل رشوه ،فساد مالی و بعضاً اخلاقی روبرو بوده ودر اکثر موارد موجب بی‌ثباتی سیاسی در ترکیه شده‌اند. از آن هنگام که گروه‌های اسلامی معتدل در ترکیه وارد دولت شده‌اند این بخش از واقعیت قدرت در ترکیه مسکوت مانده است و دیگر مانند گذشته سروصدا ایجاد نمی‌کند.شاید یکی از دلایل رأی‌دهندگان ترک (و البته کردها هم از این استثنا نیستند)به احزاب اسلامی همین مسئله است و گرنه یک رفتار بسیار تناقض آمیز است که مردم در خیابان‌ها علیه آنچه گسترش اسلام در ترکیه و خطر اضمحلال نظام لائیک خوانده می‌شود تظاهرات کنند و در هنگام انتخابات نیز گزینه‌ی آنها باز هم احزاب اسلام‌گرا باشد.
    در هر صورت نویسنده به طرح مهمترین چالشهای ترکیه در حال حاضر می‌پردازد و خاطرنشان می‌سازد که تغییری در ترکیه می‌بایست صورت بگیرد که در هر حال مطابق خواست نظامیان نخواهد بود.سرویس سیاسی پایگاه اطلاع رسانی اصلاح شما را به خواندن این مطلب که در زیر آمده ‌است،دعوت می‌نماید.

  • نوشته‌ی: H. Keuth
    ترجمه: رحمان افشاری
    نقل از واژه‌نامه تاریخی فلسفه
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    هرچند اصطلاح "عقل‌گرائی انتقادی" با عطف به فلسفه کانت در ابتدای قرن حاضر تلویحاً بکار رفته است [1]، اما امروزه این مفهوم منحصراً به نحله فلسفی کارل ریموند پوپر اطلاق می‌شود."عقل‌گرائی انتقادی" نامی است که پوپر خود بر فلسفه‌اش نهاده است. [2]. لفظ "عقل‌گرائی" در اینجا به معنای عام بکار رفته است و مقابل "عقل‌گریزی" می‌نشیند و نه "تجربه‌گرائی"، بلکه هم این معنا و هم "عقل‌گرائی" را - به معنائی که فی‌المثل در نزد دکارت مطرح است و پوپر به نام مذهب تعقلی (Intellektualismus) از آن یاد می‌کند-، دربر می‌گیرد(۱). عقل‌گرائیِ فراگیر و غیر انتقادی بنا به رأی پوپر بر این اصل استوار است که «هر فرضی را که مفید استدلال یا تجربه نباشد مردود بداند» حال آنکه این اصل حاوی تناقض است، «چراکه خود نه بر استدلال استوار است ونه بر تجربه» (۲). از این رو پوپر جانبدار «عقل‌گرائیِ فروتنانه ای که از خود انتقاد می‌کند» موسوم به "عقل‌گرائی انتقادی" است «که خود بر پایه تصمیمی غیرعقلی یا بر ایمان به عقل بنا شده است». پوپر بعدها به قوت تأکید می‌کند که خواست عقلی مبتنی بر اثبات همه فرض‌ها غیرقابل دفاع است. بنابراین مقصود از «بحث عقلی»، «بحث نقادانه‌ به منظور جستجوی خطاهاست، نخست به این قصد که آنها را حتی‌الامکان رفع کنیم تا به به حقیقت نزدیکتر شویم» [3]. «من بر این خواست که نظر نقادانه را حتی‌المقدور تا همه عرصه‌ها گسترش دهیم، نام "عقل‌گرائی انتقادی" می‌نهم» [4]. نظر به اینکه نقد، محتوای اصلی این فلسفه را تشکیل می‌دهد، آلبرت[H. Albert [5 و لنک [6] (H. Lenk) اصطلاح "نقدگرائی عقلی" را برای آن مناسب تر می‌دانند.

  • محبت رسول (ص)

    17 خرداد 1386

    الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله- صلی‌الله‌ علیه‌ و سلم- و علی جمیع الانبیا و المرسلین و علی آله و اصحابه و اتباعه الی یوم الدین

    در سلسله بحث‌های لقاء الایمان از بیانات برادر ارجمند عمرو خالد حب خدا به بندگانش و عشق بندگان به پروردگار و نیز محبت انسان مسلمان به رهبر برگزیده‌اش خاتم الانبیاء- صلی‌الله‌ علیه‌ و سلم- به زیبایی بیان شده استحال به بخشی از بیانات او دراین رابطه نظر خواهیم نمود.

  • دکتر یوسف قرضاوی
    ترجمه‌: عبدالعزیز سلیمی
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    "و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا علی الناس شهیدا و یکون الرسول علیکم شهیدا" البقرة:143


    "بدین صورت شما را مردمی (و جامعه‌ای) وسطی (و میانه‌رو) گردانیدیم تا الگوهایی برای بشریت شوید و پیامبر نیز اسوه و الگویتان گردد."

    براین باورم که اعتدال و میانه‌روی در بینش ، منش و روش درمان تمامی دردها و حلال تمامی نابسامانی‌های ناشی از پراکندگی، عقب‌افتادگی علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است.
    برای رویایی با روند رو به رشد رویکردهای ناروا ، کج‌اندیشی‌های کسل‌کننده و برداشت‌های خانمان‌برانداز، بر ماست که جبهه و جناح معتدل ، منهج میانه‌رویی و مفاهیم و مبانی اعتدال را توضیح بدهیم و برای تبلیغ و تقویتش از تمامی تریبونها و رسانه‌ها استفاده نماییم.

  • خواهران و برادران ایمانی، درود و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
    شریف‌ترین چیز در انسان، قلب اوست. چرا که قلب وسیله‌ی دریافت و شناخت و تَعَقُل است، و دیگر اعضا و اندام‌ها خادم و تابع او هستند. انسان به منزله‌ی کشوری است که امیر و پادشاه آن قلب است و سایر اعضا و جوارح رعیت و خادم او هستند. پس اصلاح انسان منوط به اصلاح قلب اوست، هم‌چنان‌که پیامبر(ص) می‌فرمایند: «الا و انَّ فی الجسد لمصغةً اذا صلحت صلح الجسد و اذافسدت فسد الجسد کلُّهُ الا و هی القلب») رواه البخاری ( آگاه باش که در بدن قطعه گوشتی هست که اگر اصلاح شود، تمام وجود اصلاح می‌شود و اگر فاسد شود، تمام وجود فاسد می‌شود و آن‌هم قلب اوست.

  • نویسنده: دکتر محمود صدری
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    مدرنیته و دین از دیدگاه جامعه‌شناسی عنوان سخنرانی دکتر محمود صدری، جامعه‌شناس ایرانی مقیم امریکا در همایش دین و مدرنیته بود. آنچه در پی می‌آید متن آن سخنرانی است.

    یکم: تعریف جامعه‌شناختی مدرنیته

    در ابتدای سخن اجازه بفرمایید تعریف مختصری از مدرنیته (یا «مدرنیت» به تعبیر داریوش آشوری) ارائه کنم. اینجا کار جامعه‌شناسان نسبتاً آسان است.بر خلاف فلاسفه و متألهین که به کاوش ریشه‌های عمیق و زوایای ناشناخته ذات و ماهیت مدرنیته می‌پردازند جامعه‌شناسان به سرشاخه‌ها و ثمرات مدرنیته می‌نگرند. از نقطه نظر جامعه‌شناسی تعریف مدرنیته بسیار روشن و ساده است. مدرنیته یعنی تمایز و تفکیک کارکردی نهادها و حیطه‌های حیات بشر در جوامع پیچیده.

  • محمد کریمی
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    هر کس می‌خواهد در صحنه‌ی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی حضور داشته باشد نمی‌تواند بی‌توجه از کنار افکار عمومی جامعه گذر کند؛ زیرا افکار عمومی می‌تواند در داخل و در خارج نیز، نه تنها اشخاص و احزاب، بلکه حاکمیت‌ها را مشروعیت و مداومت بخشد، یا برعکس از اعتبار و اعتماد بیندازد.

  • نویسنده: مریوان وریا قانع
    ترجمه از کردی: اسعد باقری
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اشاره‌: جامعه‌ی مدنی از شاخصهای دمکراسی به شمار می‌رود. امروز همه‌ی سازمانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای حضور در جامعه و ایفای نقش مؤثر نیازمند فهم دقیق و ضرورتهای ناشی از آن هستند. جامعه‌ی مدنی ویترین رنگی عرضه‌ و تعامل اندیشه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و مابه‌ازاهای بیرونی آن است.
    اندیشه‌ی جامعه‌ی مدنی اگر چه در ماهیت خود لیبرالی است امّا به آن محدود نبوده و همه‌ی جریانهای چپ و راست، مارکسیستی و دینی، اسلامی و غیر آن می‌توانند - و در واقع می‌باید- آن را به کار گیرند. اگر در مقام مقایسه با بازار کالا و خدمات در عرصه‌ی اقتصادی این مفهوم را با مابه ازای خارجی بخواهیم بیان کنیم، به نظر می‌رسد بازار آزاد اندیشه و عمل مفهوم دقیقی باشد. چرا که مانند بازار کالا و خدمات، در جامعه‌ی مدنی هم همه‌ی صاحبان اندیشه و تبلورهای عملی آن می‌توانند آزادانه وارد یا خارج شوند بدون اینکه اجباری برای تبعیت از یکدیگر وجود داشته باشند.در عین حال نمی‌توان منکر آن شد که مبادلاتی هم صورت می‌گیرد و همه می‌توانند از اندیشه‌ها و تجارب عملی یکدیگر استفاده کنند یا آنرا غنا بخشند.حضور سازمان‌یافته در جامعه، به صورت احزاب و جنبشهای سیاسی یا صنفی و اجتماعی، فارغ از مبنای فکری آن مستلزم درک درستی از جامعه‌ی مدنی است. در غیر این صورت به ایجاد فضای ملتهب سیاسی، بدون تسامح با یکدیگر و نهایتاً به ایدئولوژی‌های انقلابی‌گری و خشونت‌آمیز کشیده می‌شود و مانع از آن می‌شود که انسان به حکم (لا‌ إکراه فی الدّین) علیرغم (قد تّبین الرّشد من الغیّ) دست به انتخاب آگاهانه درست یا غلط، صواب یا ناصواب بزند. درک این مهمّ برای ما به عنوان بخشی از جامعه‌ی ایرانی با در نظر گرفتن همه ملاک‌های تفاوت از آن جهت لازم است که متأسفانه متغیر قدرت (اجتماعی یا سیاسی ) در ایران در صد سال گذشته که به صورت عملی این اندیشه به فضای اجتماعی و سیاسی ایران وارد شده است ،نتوانسته است به درستی آنرا درک کند و متناسب با ویژگی‌های جامعه ایرانی مابه‌ازای بیرونی آنرا ارائه دهد. سرویس سیاسی پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح، این مقاله را که به ارائه‌ی دیدگاهی تئوریک و انتقادی در این زمینه می‌پردازد در معرض دید و نظر عموم قرار می‌دهد.
    سرویس سیاسی پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

  • نویسنده: صادق محمدی سردشتی
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    آموزش و پرورش به مفهومی که امروز می‌شناسیم؛ در پاسخ به نیازهای جوامع جدید پدید آمد. در جوامع گذشته آموزش و پرورش امری جدا از زندگی نبود اغلب مردم نه در مدرسه بلکه طی مراحل زندگی اجتماعی خود، آموزش می‌دیدند و پرورش پیدا می‌کردند. تحولات اجتماعی و علمی در قرون اخیر، به وی‍‍ژه پدیده تاریخی انقلاب صنعتی، دگرگونی‌های همه‌جانبه‌ای در شرایط زندگی جوامع بشری بوجود آوردند. از جمله فکر ایجاد و گسترش نهاده ویژه‌ای برای آموزش همگانی، پرورش‌های حرفه‌ای و اجتماعی کردن افراد.

  • از دکتر آذرنوش اخیراً کتاب «چالش میان عربی و فارسی» به چاپ رسیده که در آن به بحث درباره چگونگی رویارویی و تعامل دو زبان فارسی و عربی و چگونگی رشد و بالش زبان فارسی دری در کنار زبان عربی، می‌پردازد.
    از این‌رو، تعجبی ندارد، اگر بخشی از گفت‌وگوی حاضر به گونه‌ای مرتبط با موضوعات مورد بحث در کتاب یاده شده باشد.