عبدالقادر عَوده(١٩٥٤م) قاضی و حقوقدان مصری هنگام بحث دربارهی مقولهی فقهی تعزیر مینویسد: «اصل این است که تعزیر، شامل ارتکاب اَعمال حرام و ترک واجبات است و چنین چیزی محل وفاق است. البته فقها دربارهی تعزیر ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات اختلاف کردهاند و گروهی قائل به عدم مجازات برای ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات ـ به شکل مطلق ـ شدهاند و بعضی گفتهاند که هرگاه مصلحت ایجاب کند ارتکاب فعل مکروه و ترک عمل مستحب، موجب مجازات است»[1].
«ژینا» منسوب به «ژین» - اسم مصدری معروف در زبان کردی - است. ژین به معنای زیستن است و از این رو میتوان گفت ژینا هم به معنای نامیرا و زندگیبخش است.
در زبان کردی میان کلمات ژن (به معنای زن)، ژین، ژیان (به معنای زندگی)، ژیار(به معنای تمدن) و ژیانەوە (به معنای رستاخیز) قرابت ریشه شناختی وجود دارد.
"هاوژین" هم معادل کردی واژه همسر است که انصافا از لحاظ آوایی و معنایی از معادل فارسی خود بسی زیباتر است.
چه، بدون هیچ اغتشاش مفهومی و صعوبت آوایی، با رساترین وجه، مفهوم " در زندگی مشترک بودن " را میرساند.
روشنفکران دینی مفاهیم و مصطلحاتی از روشنفکران مغرب زمین وام گرفته و عین آنها را تکرار و باز خوانی میکنند و به عنوان رأی خویش در میان جامعه بویژه جوانان ترویج میدهند که اشاره به چند مورد از آنها با مختصر توضیحی خالی از فایده نیست.
١- عقل یگانه مصدر معرفت است:
روشنفکران دینی در مورد عقل بسیار غلو میکنند تا جاییکه آن را یگانه مصدر معارف بشری معرفی مینمایند و آن را پیامبر درونی و معنوی میخوانند و...
هیچکس منکر اهمیت جایگاه عقل نیست، چون بدون شک عقل مناط تکلیف و کاشف وحی و وسیلهی تمییز است، لیکن آنچه برای یک فرد مؤمن پذیرفتنی نیست،
در جهان معاصر دموکراسی بهعنوان یک تجربهی بشری، از محبوبیت و جایگاه ویژهای برخوردار است.
انسان همواره درپی یک زندگی شرافتمندانه، متکی بر خرد و عقلانیت و تجربهی جمعی است. اگر تاریخچهی دموکراسی را مرور کنیم و از ابتدای حاکمیت بشر بر سرنوشت خود، آن را با زبان و ادبیات امروزی معنی و تفسیر کنیم، یک نوع از دموکراسی نورس در ابتدای زندگی جمعی انسانها وجود داشته است.
نگاهی به شکست ارتش تا دندان مسلح پوتین در شرق اوکراین نمایانگر پایان زور و قلدری کسانی است که هیچگاه نیمنگاهی به عقل و قانون نمیاندازند بلکه با اتکا بر حس سیریناپذیر سلطهگرایی بر سرزمین و سرمایهی دیگر جوامع، قصد دارند هر آنچه آرزو میکنند برایشان محقق شود.
آنها نه به قوانین بینالمللی پایبندند و نه عقل سالمی دارند که بکار شان آید، بلکه تنها با قدرت نظامی و امنیتی خود نقشههای خود را عملی میکنند و مهم نیست در این راه چقدر از انسانهای بیگناه قربانی آمال و آرزوی آنها شوند.
قائلین به این موضوع، آیه ۱۱۹ سوره النساء را سند قرآنی ادعای خود قرار می دهند و در شرح و بسط آن به روایات متعددی نیز استناد می کنند.
در آیه:
"وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ" الذاریات/۵۶
هدف از خلقت جن و انس فقط عبودیت خدا معرفی شده است. و اگر بخواهیم بیش تر موضوع تغییر خلق را در آیه ۱۱۹ سوره النساء بررسی کنیم و از آن نتیجه ای قابل قبول اخذ نماییم، لازم است حد اقل سه آیه قبل را نیز مورد مداقه قرار دهیم:
سوره النساء،
" إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا"/۱۱۶
جامعهپذیری یکی از کارکردهای مهم خانواده است و فرایندی است که انسانها از طریق آن، شیوههای زیست، هنجارها و ارزشها و نحوه فعالیت و کنشگری در جامعهشان را یاد میگیرند. هرچند جامعهپذیری غالبا درباره کودکان به کار برده میشود؛ اما این فرایند مخصوص آنها نیست؛ بلکه در دنیای امروز که همه امور و فعالیتهای اقتصادی، بانکی، اجتماعی، آموزشی، پزشکی و نظایر آن در بستر رسانه و فناوری انجام میشود، افراد میانسال و سالمندی که یک پا در سنت دارند و یک پا در دوران جدید، باید شیوه زیست و عمل در دنیای کاملا دیجیتالی و رسانهایشده را یاد بگیرند.
گفتوگو با امیر شهرابی دانشآموخته علوم اجتماعی و مترجم كتاب انسان پیروزمند
مفهوم یا تعبیر «پیشرفت» در جامعه فكری و فرهنگی ما به ویژه نزد روشنفكران و اهالی علوم انسانی چندان خوشنام یا خوشایند نیست و معمولا به آن با سوءظن نگریسته میشود. اگر كسی از پیشرفت یا ترقی كل بشریت در تاریخ حرف بزند، حتی اگر به سادهلوحی یا ناآگاهی متهم نشود، مبتلا به خوشبینی مفرط تلقی شده و گفته میشود كه واقعگرا نیست یا شاید هم اهداف و مقاصدی از این گفته دارد یا اینكه تنها خودش و افراد مثل خودش را در نظر دارد. در برابر تعابیر یا مفاهیمی مثل «زوال»، «انحطاط»، «ركود» و «افول» در میان جماعات فوق، بسیار طرفدار دارد و اكثریت روشنفكران ناامیدانه مدام از نابودی و پایان تلخ و دردناك جهان سخن میگویند
امروزه عدهای از روشنفکران دینی بر این باورند که «پسامدرن» یعنی پایان شریعت اسلامی؛ و پایان تاریخ (تاریخ اسلام)!
چنین نظریهای از چند جهت قابل تأمّل است:
تأمّل اول: جنگ تمدنها را نظریهپرداز آمریکایی«هانتینگتون» در سال ١٣٧١ مطرح کرد که بر اساس این نظریهی اسلام یگانه تمدن و اندیشهای است که با آن باید برخورد لازم صورت گیرد، هر چند متفکرانی چون «ادوارد سعید» آن را افسانه خوانده و دسته بسته تسلیم چنان نظریهای نشدند.
تأمّل دوم: عدهای از صاحبنظران بر این باورند که حملهی غرب به بعضی از کشورهای اسلامی به بهانههای مختلف و بعضاً واهی چون «افغانستان، لیبی، عراق و اشغال سوریه» سواره نظامیان برخورد تمدّن غرب در ممالک اسلامی بودند
آندره مالرو نویسنده و منتقد و سیاستمدار فرانسوی جملهی زیبایی دارد او میگوید: «در طی زندگیام معمولاً از انسانهایی که با افکار من موافق نبودهاند، چیزهای به درد بخوری آموختم».
او نه تنها تعامل و دیالوگ را با مخالفان رد نمیکند بلکه یادآور میشود که از آنان معمولاً چیزهای بدرد بخوری آموخته است، واقعیت این است افق دید انسان و عقل او تا محدوده ای برد دارد و برخی از جوانب قضایا بر او ناپیدا میماند که در صورت دیالوگ با مخالف افق دید گستردهتری پیدا میکند.
اگر دیدگاه مخالف را در رد افکار خود دیدیم این ردیه میتواند
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل