إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • در بحث تاریخ جنبش زنان گفتیم که بین دو جریان تفاوتی روشن و ریشه‌دار وجود دارد و در مفاهیم و برنامه‌های فراوانی از یکدیگر تفکیک می‌شوند. این دوجریان در واقع دو مرحله در رشد فمینیسم به وجود آورده‌اند. سخن از آن‌ها بسیار مهم است چون ما باید با دیدگاهی اسلامی براساس این تفکیک و تمایز به نقد می پردازیم.

  • به همت کمیته‌ی خواهران استان گیلان دوره‌ی یک روزه «جایگاه زن در بیداری اسلامی معاصر» در اسالم تالش برگزار شد.

    این دوره که با شرکت بیش از 30 تن از خواهران دردی ماه جاری برگزار شد. کارشناس دوره، تاریخچه ای از حضور فعال زنان را در عرصه اجتماعی از صدر اسلام تا زمان معاصر، بیان نمود و شواهدی از تاریخ ذکر کرد.

    در ادامه مسوول کمیسیون خانواده این شهرستان، راهکارهایی را برای نقش آفرینی بهتر خواهران پیشنهاد کردند.

    گفتنی است که این دوره با استقبال گرم خواهران روبرو گردید و شرکت کنندگان خواهان تکرار آن در آینده شدند.

  • دین اسلام از نخستین روز با علایم و نشانه‌های روشن پا به عرصه گیتی نهاد و تمام آموزه‌های آن به صورت صحیح و حقیقی عرضه شد و از روزی که خداوند دینش را تکمیل و نعمتش را بر ما کامل کرده است هیچ تغییری در آن روی نداده است. 

  • نمی‌دانم چرا اگر می‌خواهم بنویسم واژه‌ها را گم می‌کنم یا من قلم را تند گرفته‌ام که واژه‌ها در فرارند یا کلمات فقط در ذهنم می‌گذرند.

    پدرم سلام:

    سلامی به بلندای زمان همه تقدیم تو باد. پدر عزیزم قلم و اندیشه‌ای را بهانه کردم برای درد و دل کردن با تو و باز کردن آنچه که بر سینه من گرانی می کرد. پدر عزیزم خواستم که برایت بنویسم که چقدر دوستت دارم و دنیا بدون تو برایم تیره و تار خواهد شد و با نبود تو قطره‌هایی ازخون قلبم سرازیر خواهد شد. پدرعزیزم به اندازه ی ماه و ستاره‌های آسمان و به اندازه‌ی خورشید و به اندازه‌ی قلبم دوستت دارم.

  • فانوس در اثر باد می لرزد و شعله‌اش آخرین نفس‌هایش را می کشد و به سختی مقاومت می کند؛ باد به شدت هجوم می آورد و محیط اطراف از شدت سرما یخ زده است، باران خردی می بارد و غرش رعد، خانه‌ی گلی نیمه خراب را می لرزاند و خبر از سیل می دهد؛ فضا آکنده از ترس و نگرانی است، اگر آذرخشی در همین جا فرود آید چه خواهد شد؟ فردا صبح چگونه به مدرسه خواهم رفت؟ راه گلی است و غرش رعد گویی خانه‌ها را هدف قرار داده است! آیا این کیف کهنه و مندرس می تواند کتاب‌ها و دفترم را از باران محافظت کند؟ پرسش‌های زیادی که عقل کوچکم قادر به پاسخ دادن به آن نیست!

  • گزیده‌ای از فعالیتهای علمی و عملی دبیرکل اتحاد جهانی علمای مسلمان، «دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی»

    نویسنده:
    تهران-پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح
  • آنچه در این نگاشته، قصدِ طرح آن را دارم، نشان دادنِ قرائت و سبکی از دین‌ورزی است که در آن، پاسداشتِ حرمتِ انسان و توجه به رنج او، محور اصلیِ دلنگرانی و محلِّ اعتنا و اهتمامِ بلیغِ فردِ دیندار است.

    می‌دانم که دیگر، تعبیرهایی نظیرِ اسلامِ سوسیالیستی یا اومانیسم اسلامی (و همچنین دموکراسی دینی و...) ترکیب‌هایی التقاطی و نچسب و رهزن هستند که در آن وفاداری به گوهره‌ی هر دو واژه، فرونهاده شده و نخ‌نما بودن آن چندی است که دیگر رو شده است. کوشش من نشان دادن (و چه بسا تنها تذکرِ) اشاراتی در درونِ متون دینی و همچنین تجربه‌ی زیسته‌ی پاره‌ای از عارفان فرهنگ اسلامی است، که به زعم من، شِمایی از این رویکرد را فراچشم می‌آورند. ذکر دو نکته پیش از ورود به بحث را ضروری می‌بینم.

  • ذکر ابن سعد فی «الطبقات» انه لما اصیب «سعدبن معاذ» یوم الخندق فی اکحله، قال رسول الله(ص): «اجعلوه فی خیمه «رفیده» التی فی المسجد حتی اعوده من قریب».... ابن سعد در کتاب «الطبقات» روایت کرده است: هنگامی که سعد بن معاذ در جنگ خندق از ناحیه‌ی بازو مجروح شد، پیامبر(ص) فرمودند: «او را به خیمه ی رفیده در مسجد ببرید، من در اسرع وقت به عیادت او خواهم رفت.»

  • با رحمت رفتار کن:

    يک قاعده‌ي‌ جديد از قواعد برقراري پيوند خانواده را بررسي مي‌کنيم. اين اصل روابط خانوادگي است آنگونه خداي تبارک و تعالي دوست دارد و مي‌پسندد. بايد خانواده بر اصلی به نام رحمت استوار باشد. من و همسرم، من و فرزندم، من و پدرم، من و مادرم، من و عمويم و من و خالهام، رحمت در ميان ماست. رحمت در ميان من و خواهرم هست. ممکن است تو برادري باشي که مواظب تمامي حرکات و سکنات خواهرش است، کسي که از او مي‌ترسد، هم‌چنين مي‌توانی برادري باشي که با او مهربان و دوست است.

  • روزی گلادستون نخست‌وزیر انگلستان با اشاره به یک جلد قرآن به اطرافیانش گفت: تازمانی که این قرآن در دست مسلمانان باشد و به آن عمل کنند، اروپا هیچ وقت نمی‌تواند بر اسلام مسلط گردد و خود نیز در آرامش و امنیت زندگی نخواهد کرد. در این هنگام کشیشی با عصبانیت قرآن را برداشت و آن را پاره نمود.