تحلیلگر سیاسی، عریب الرنتاوی، در مقالهای شدیداللحن، خواستار بازنگری رادیکال در جامعهی مدنی عربی شد و نسبت به انحراف این نهادها از مأموریت اصلی خود هشدار داد. الرنتاوی تأکید میکند که جامعهی مدنی عربی در ۳۰ سال اخیر به دلیل وابستگی به منابع مالی خارجی، به "کسب و کارهای خانوادگی" تبدیل شده و در خدمت دستور کارهای امنیتی و عادیسازی با اسرائیل قرار گرفته است. وی تصریح میکند که پس از جنگ نسلکشی در غزه و افشای چهرهی غرب، مبارزه با اسرائیل اکنون نه یک همبستگی، بلکه یک مبارزهی حیاتی برای آیندهی آزاد عربی است و فعالان باید فوراً با قطع وابستگی، مسیر خود را به سمت استقلال مطلق و اتحاد با افکار عمومی جهانی (علیه فاشیسم و استبداد) تصحیح کنند.
مقاله پیشرو با رویکردی انتقادی به واکاوی بنبست سیاسی تونس در آغاز سال ۲۰۲۵ میپردازد و استدلال میکند که پروژهی شخصی قیس سعید، علیرغم شعارهای پرطمطراق تحت عنوان «انقلابهای سهگانه» (اجتماعی، تقنینی و فرهنگی)، به دلیل حذف نهادهای واسط و تمرکز مطلق قدرت، از فاز «اصلاح» به فاز «انسداد» رسیده است. نویسنده با اشاره به فروپاشی خدمات عمومی و تبدیل دولت به دستگاه توزیع فقر، تأکید میکند که توسل به گفتمان اخلاقی برای توجیه ناکامیهای اقتصادی و استفاده ابزاری از قوه قضائیه برای سرکوب منتقدان، نه تنها سیاست را از میان نبرده، بلکه منجر به شکلگیری جبههای وسیع و متکثر از مخالفان (از چپگراها تا اسلامگراها) شده است که اکنون حول بازگشت به ارزشهای دموکراتیک و پایان دادن به دوران پس از کودتا همپیمان شدهاند.
این مقاله به تبیینِ استراتژی جامعِ دعوت در آیه ۱۲۵ سوره نحل میپردازد و آن را فراتر از یک دستور مذهبی، به مثابه یک نظام تربیتی و ارتباطی تحلیل میکند. نویسنده با تمرکز بر سهگانهی «حکمت» (اقناع عقلی)، «موعظه حسنه» (لطافت قلبی) و «جدال احسن» (نجابت در گفتگو)، استدلال میکند که دعوتِ اصیل پیش از آنکه متوجه «دیگری» باشد، با خودسازی و نفیِ منیت در دعوتگر آغاز میشود. در این نگاه، موفقیت در ابلاغ پیام نه در گروِ غلبه بر رقیب یا کنترل نتیجه، بلکه در گروِ پایبندی به زیباییشناسیِ اخلاقی و تسلیم در برابر ارادهی الهی است که مالک نهاییِ هدایت است.
برخی نویسندگان مقالات و روشنفکران عرب درگیر تحلیل سیاستهای اقتصادی و جهتگیریهای سیاسی رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، شدهاند؛ سیاستهایی که به باور آنها نظام جهانی پس از جنگ جهانی دوم را تهدید میکند و ممکن است جهان را به سوی رکودی ویرانگر و دردناک سوق دهد.
استاد مصطفی ملکیان مطلبی را تحت عنوان «سیر تحول اخلاق در ایران و جهان» در ١٥بهمنماه ١٤٠٣ در انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری ایراد نمودهاند که در آن، اخلاق یگانه پناهگاه جهت رشد و سعادت جامعه معرفی شده و در راستای تحقق این هدف، پیشنهادهایی عرضه داشته است.
احمد غلامی با تاکید بر «عاملیت انسانی»، وضعیت امروز ایران را نه محصول جبر تاریخی یا توطئه بیگانگان، بلکه نتیجه تصمیمات و مسئولیتپذیری (یا فرار از آن) در تاریخ معاصر میداند. او معتقد است انکار نقش مردم در شکلگیری وضع موجود، به معنای «صغیر» پنداشتن ملت و نفی توانایی آنها برای ساختن آینده است. نویسنده با نفی برخورد احساسی (خشم و انتقام) با گذشته، تنها راه عبور از تکرار چرخههای باطل را «جراحی شجاعانه تاریخ» و بازخوانی انتقادی آن برای کشف حقیقت و بازیابی فردیتِ مسئولیتپذیر ایرانیان معرفی میکند.
وقتی ابتهال ابوسعد، دختر جوانی از رباط، وارد هاروارد شد، رویایش این بود که با هوش مصنوعی دنیا را جای بهتری کند. اما چند سال بعد، در دل یک سالن پرنور و پرزرق و برق، جایی که قرار بود پنجاهمین سالگرد تأسیس مایکروسافت جشن گرفته شود، او دیگر آن دختر امیدوار نبود. حالا زنی ایستاده بود که میدانست فناوریای که با عشق آموخته، به ابزار کشتار کودکان و نابودی خانوادهها بدل شده. ابتهال نتوانست سکوت کند؛ فریاد زد، سخنرانی مدیرش را برید و حقیقتی را فاش کرد که شاید قرار نبود هیچگاه شنیده شود.
در این مقاله، نویسنده با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مطالعهی تحتاللفظی آیات قرآن، به بررسی موضوع چندهمسری میپردازد و نشان میدهد که برخلاف برداشتهای رایج، قرآن مجوّز ازدواج با بیش از یک همسر را نه بهعنوان یک حق مطلق و همگانی، بلکه تنها در شرایطی بسیار خاص و محدود، آن هم با محوریت رسیدگی عادلانه به امور یتیمان و حفاظت از اموال آنها صادر کرده است. مقاله تأکید میکند که نقض هر یک از این شرایط، مشروعیت این حکم را از بین میبرد و در نهایت، قلمرو چندهمسری را به دایرهای کوچک اما اخلاقمدار و مسئولانه محدود میسازد.
ناپلئون دربارهی تالران، وزیری که به همهی نظامهای متوالی خدمت کرد و به همهشان خیانت نمود ـ و به ظرافت، زبان نرم و شیکپوشیاش شهرت داشت ـ گفت: «او همچون زبالهای است که در جورابی از حریر پنهان شده». همین تصویر به ذهنم آمد وقتی نوشتههای فردی به نام کورتیس یاروین را مرور میکردم؛
به اعتقاد مودودی، خداوند در قرآن اصول و مبانی كلّیای را كه انسانها برای زندگی صحیح به آن محتاج هستند؛ بیان كرده است. پیامبر (ص) نیز با استقرار یك نظام سیاسی ـ اجتماعی آن چه در تفسیر و توضیح این اصول ضرورت داشته، كاملاً برای ما آشكار كرده است. این دو منبع مؤلفههای اساسی و ضروری را برای سامان دادن یك زندگی فردی و اجتماعی توأم با خیر و سعادت در اختیار ما قرار دادهاند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb