متن با رویکردی انتقادی و تربیتی، خروج حضرت یونس (ع) را نه یک مأموریت، بلکه تصمیمی برخاسته از غلیان خشم انسانی و خستگی از لجاجت مردم میداند که منجر به گرفتاری در «شکم نهنگ» شد. نویسنده شکم نهنگ را نمادِ بنبستِ ناشی از ترجیح برداشت شخصی بر تکلیف الهی قلمداد کرده و تنها راه نجات را اعتراف صادقانه به خطا و بازگشت به صبر میشمارد. عصارهی این تحلیل، هشدار به همهی مصلحان است که در تلاطم بحرانها، بهجای گریز یا توجیه، باید از سنگینیِ نَفْس کاسته و تا آخرین لحظه به لوح مسئولیت چنگ بزنند.
این نوشتار با رویکردی تحلیلی به تبیین پیوند میان عبادت فردی (روزه) و کنشگری اجتماعی میپردازد. نویسنده با استناد به آیه ۱۸۳ سوره بقره، «تقوا» را نه یک پرهیز ایستا، بلکه مکانیزمی برای خودنظارتی مستمر و درونیسازی پاسخگویی (مسئولیت) معرفی میکند. در این دیدگاه، رسالت بنیادین انسان بر اساس آیه ۶۱ سوره هود، «استعمار» (طلب آبادانی) در دو ساحت مادی و معنوی تعریف شده است. مقاله با نقد الگوهای رفتاری در مواجهه با چالشهای جامعه، چهار رویکرد یأسآلود، بیتفاوت، مانعانه و اصلاحگرانه را بازشناسی کرده و با استناد به منابع تفسیری (نظیر فیظلالالقرآن) و احادیث نبوی، برتری «مؤمنِ مخالط» (کنشگر شکیبا در متن جامعه) را بر منزویان اثبات میکند. در نهایت، ماه رمضان به مثابه یک دوره تربیت شهروندی تلقی شده که خروجی آن، نه فقط پارسایی فردی، بلکه تربیت مصلحانی است که با نفی انفعال، در مسیر توسعه و آبادانی همهجانبه گام برمیدارند.
کتاب «اقبال و تأثیر متفکران غربی بر او» تألیف تارا چارن رستوگی و ترجمه محمد مسعود نوروزی اثری پژوهشی در حوزه اندیشه اسلامی و فلسفه تطبیقی است که به بررسی تعامل فکری محمد اقبال لاهوری با ۲۲ متفکر غربی و یک اندیشمند شرقی میپردازد.
متن پیشرو به قلم یاسین اکتای، به واکاوی چالش نژادپرستی در جوامع مسلمان با تمرکز بر مسئله کُرد در ترکیه و سوریه میپردازد. نویسنده ضمن پذیرش نقدهای اخلاقی بر نژادپرستی میان متدینین، نسبت به «تعمیمهای ناعادلانه» علیه جریانهای اسلامی هشدار میدهد. او استدلال میکند که راه حل پایدار نه در تقابلهای نظامی یا ناسیونالیسم متقابل، بلکه در «سیاستِ اصلاحگرایانه»، تثبیت «عدالت ساختاری» و گذار از هویتگرایی افراطی به سوی «شهروندی برابر» نهفته است؛ رویکردی که حقوق فرهنگی را نه از طریق سلاح، بلکه در ذیل چترِ حاکمیتِ عادل و فراگیر به رسمیت میشناسد.
در زندگی انسانها اوقاتی وجود دارند که به حدی گرانبها و تأثیرگذار هستند که به عنوان نقطه عطفی در همهی حیات انسان مطرح شده و انقلاب عظیمی را در اصلاح و تغییر مثبت انسان ایجاد میکنند. البته این فرصت بینظیر به عنوان نعمتی بزرگ از جانب خداوند رحمان در اختیار همگان قرار داده شده اما شاید چنانکه شایسته است از جانب اکثریت انسانها قدر این گوهر گرانبها دانسته نشده است.
اجبار و اکراهی در (قبول) دین نیست، چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخّص شده است، بنابراین کسی که از طاغوت (شیطان و بتها و معبودهای پوشالی هر موجودی که بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف کند) نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکمترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاکت میرهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است (و سخنان پنهان و آشکار مردمان را میشنود و از کردار کوچک و بزرگ همگان آگاهی دارد).
زبان رسمی کشور فارسی است؛ یعنی زبانی که نقش واسطه را برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام میان اقوام مختلف ایرانی ایفا میکند، اقوامی که هر یک با زبانی متفاوت صحبت میکنند. همان نقشی که زبان انگلیسی در جامعه بینالملل و برای تسهیل ارتباط میان مردم مختلف جهان ایفا میکند. اما وجود زبان رسمی نافی اهمیت و جایگاه «زبان مادری» نیست. مسئلهای که در اصل 15 قانون اساسی کشور به خوبی پیشبینی شده است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است».
نجوای من با قلم برای گفتن یا نگفتن هر ساله از این جریان پر از جنایت علیه بشر، ماجرایی تماشایی است. آمیختهای از تردید و تکلیف. وقتی به هر آنچه که پس از آن تراژدی هولناک دهۀ پایانی قرن بیستم رخ داد (تحلیلهای اندک و بهرهبرداریهای فراوان) مینگرم، در نوشتن دچار تردید میشوم، سکوت را میپسندم و با خود میگویم: چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است؟
خداوند پروردگار مخلوقات عالم شهاده و غیب را خلق نمود. در این آفرینش، هر موجودی را با هدف و حکمتی خاص به صحنه وجود آورد و زمانی فرا رسید که پروردگار هستی اراده کرد مخلوقی متفاوت و جدید باشد. بنابراین، در ملاء اعلی اعلام شد که مخلوقی بدیع و بیمانند و بیبدیل با هویتی متفاوت از سایر موجودات پا به عرصه وجود میگذارد و خطاب به ملائکه فرمود:
«نماز را بین خودم و بندهام تقسیم کردهام، نیمی برای من و نیمی برای بندهام و بندهام آنچه را که خواسته دریافت میکند، پس هنگامی که بنده میگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»، خداوند میفرماید: بندهام مرا حمد کرد، و هنگامی که میگوید: «الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»، خداوند میفرماید: بندهام بر من ثنا گفته است و هنگامی که میگوید: «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»...
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb