اسلام از بیماریهای روانی سخت بیزاز است و آن را بدترین سرانجام و سختتر از بیماریهای جسمی میداند. در حقیقت کوریِ چشم سبکتر از کوری بصیرت است و بدقیافگی چهره آسانتر از بدقیافگی روح است.
در فرازی از دعای نبوی آمده است که رسول خدا -صلی الله علیه وسلم- در آن از چندین بیماری روانی به خدا پناه میبرد؛ بیماریهایی که ارزش و منزل انسان را پایین میآورد و راه هر گونه پیشرفت را بر وی میبندد.
در این دعا آمده است: «اللهم إنى أعوذ بك من الهم والحزن، وأعوذ بك من العجز والكسل، وأعوذ بك من الجبن والبخل، وأعوذ بك من غلبة الدين وقهر الرجال»! پروردگارا از غم و اندوه، از ناتوانی و تنبلی، از ترس و خساست و از غلبهی دَین و پشت کردن مردم به تو پناه میبرم.
موفقیت هدف و آرمان همهی مردم است؛ موفقیت شامل جوانب گوناگون زندگی میشود؛ مانند موفقیت در درس، در کار، در روابط فردی و اجتماعی، موفقیت در دنیا به صورت کلّی موفقیت برای رسیدن به عاقبت به خیر در آخرت. موفقیت از مهمترین اهدافی است که به صبر و پشتکار نیاز دارد.
مهمترین عوامل موفقیت در زندگی عبارتند از:
١- ایمان به خدا: انسان فطرتاً به خدا نیازمند است تا به قدرت او تکیه کند و به او ایمان و باور داشته باشد. بدون چنین فطرتی انسان در هالهای از حیرت و سردرگمی باقی میماند. ایمان به انسان آرامش خاطر میبخشد. از سوی دیگر سراسر هستی از جمله انسان ساخته و پرداختهی دست کردگار است.
امتها در نکوداشت تو جشن میگیرند و در تعظیمت مجسمهها میسازند؛ خطبا در توصیف تو سخنسرایی میکنند؛ شعرا در زیباییهای تو میسرایند؛ نویسندگان در شگفتیهایت قلمفرسایی میکنند؛ قهرمانان در راه تو سر میبازند.
در راهت خونها ریخته میشود و برای آزاد کردنت قلعهها درهم کوبیده میشوند.
اما تو کجایی؟
چه بسا امتهایی که برایت پایکوبی میکنند در حالی که بر گردن مردمان یوغ بردگی آویختهاند!
چه بسا اقوامی که مجسمههای یادبودت را برپا داشتهاند در حالی که تو را در قلبها و عقلها و جانهای مردم خفه کردهاند!
چه بسیارند خطیبانی که از تو درازگویی میکنند در حالی که از بیم تو زبانها را در کامها دوختهاند!
شکست: شکست واژهی آشنایی است که بسیاری از مردم در سطوح و موقعیتها گوناگون به آن دچار میشوند؛ شکست نقطهمقابل پیروزی است که البته آخر کار و مرحلهی پایانی زندگی نیست بلکه یکی از مراحل متعدد زندگی است و غالباً به دنبال آن پیروزی از راه میرسد.
نگاه مردم به شکست مختلف است؛ گروههای سودایی مزاج و منفیباف آن را پایان زندگی میدانند. شخص شکست خورده از شانس و بخت خود مینالد و در بیهودگی و پوچی مینشیند. این در حالی است که افراد مثبتنگر شکست را مقدمهای برای موفقیت و پیروزی میدانند یعنی آموختهاند که بار دیگر اشتباه گذشته را تکرار نکنند و کار را از نو آغاز کنند.
سال ١٣٦٥ بعد از اتمام درس دانشگاه خدمت حاج ماموستا رسیدم عرض کردم: «میخواهم کتابی در فقه بخوانم؛ ایشان با روی باز قبول کردند که بین مغرب و عشا هر شب چند صفحه بخوانم... کتاب فقه تمام شد، کتاب اصول فقه عبدالکریم زیدان را شروع کردیم بعد از مدتی کتابی در بلاغت و سپس کتابی در مورد مصطلحات الحدیث در خدمت استاد خواندم.»
در سالهای نهچندان دور، وفور و فراوانی امروز نبود. مردم انتخابهای محدودی داشتند؛ در نتیجه از داشتههایشان کمال لذت و استفاده را میبردند. اما، امروز گزینهها به حدی زیاد شده که نهتنها «انتخاب» دشوار گشته، بلکه با هر انتخابی آدمی احساس کمبود میکند و ذهن او سراغ سایر گزینهها و نداشتهها میرود و به نوعی احساس زیادهخواهی و ارزانخواهی در ما تقویت میشود. به نمونههای زیر دقت کنید:
١. امروزه همه ما انبوهی از اطلاعات و آموختهها داریم، اما نهتنها در بهکارگیری و عملی ساختن آنها سرگردانیم بلکه بهطور عجیبی تشنهی جمعآوری مقدار بیشتری از دانستهها هستیم.
خشم از نیروهای پنهان در جسم آدمی است؛ رفتاری است انفعالی که شخص در هنگام تجاوز و تعدی یا ضایع شدن حقوقش از خود نشان میدهد؛ در چنین حالتی آتش خشم در انسان شعلهور میشود، فشار خون بالا میرود و صورت و چشمان به سرخی میگرایند. قدرتی در انسان ایجاد میشود که در برابر تعدی و تجاوز میایستد و آمادهی انتقام میشود گاه با ناسزا گفتن یا خراب کردن و گاهی با زدن یا حتی کشتن شخص.
روزانه هر کس با رخدادهای سخت و تصمیمات دشواری روبرو میشود که خشمش را به جوش میآورد؛ کنترل خشم به عاملی به نام خویشتنداری یا قدرت اراده نیاز دارد
سرعت تکنولوژی و دستآوردهای بشری، جدای از همهی منافع و فوایدش برای انسان، گاه چون سیل بنیان آداب و رسوم جوامع را با خود به زیر خاک میبرد.
در جوامعی و نقاطی از جهانشهر که قوانین و نظم و سیاست به معنی تدبیر کشورداری و مردمداری، هنوز جا نیفتاده و پولهای مفت و هنگفت فساد اقتصادی و زد و بندهای هماهنگ و منظّم دلالان و سودجویان به میدان میآید و حساب و کتاب و قانونی کارآمد در میان نیست و بازی کردن با خون و حرمت و حیثیت انسانها هم مثل آب خوردن میشود؛ فروریزی ساختارهای اخلاق و حرمتها و ارزشها، سرعت بیشتری به خود میگیرد
اصلاحوب: ماموستا محمدرئوف محمدی به سال ١٣٤٩ متولّد شد. دروس دینی را در کردستان عراق فراگرفت و در سال ١٣٨٠ به عضویت جماعت دعوت و اصلاح درآمد. ایشان هماکنون مسؤول هیأت اجرایی جماعت در شهرستان سرپلذهاب است. محمد رؤوف محمدی از نقشآفرینان مؤثر اجتماعی در سرپلذهاب است که بهویژه بعد از وقوع زلزلهی اخیر، در امدادرسانی و مدیریت کمکهای ارسالی مردمی، کوششهای مستمر و شایان توجهی داشته و دارند.
نعمتی قهرمان تیراندازی با کمان پارالمپیک گفت: کسب جایزه بهترین کماندار جهان به دلیل لطف و حمایت مردم بود و این جایزه متعلق به تمام زنان ایرانی است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev