نویسنده: محمد قطب
مترجم: زاهد ویسی
این یک حقیقت است که افکار و اندیشهها همانند افعال و اعمال، پس از طی دورههای نورانی و روشن، راه رکود و پیری را در پیش میگیرند و به غروب و تاریکی میرسند. ظلمت و تاریکی هرگز نمیتواند روح نورگرای و روشناییجوی انسان را راضی کند از این رو همواره در طلب نور و روشنایی بر میآید تا در نهایت به اقلیم روشنایی، قدم گذارد یا سرزمین نور را پدید آورد. رکود، جمود، تقلید، تعصب، تحجر و بسیاری از اصطلاحات دیگری از این قبیل همه با رشتهی ظریف و پنهانی به هم پیوند خورده که مشاهدهی آنها در فضای مبهم و تاریکی که خودشان تولید میکنند، محال و غیر ممکن است.
ایمان داریم که حج یکی از ارکان اسلام است، و بر کسی که قدرت و توانایی دارد واجب است، در طول عمر تنها یک بار واجب است و دفعات دیگر سنّت محسوب میشود، شرایط وجوب حج اسلام، بلوغ، عقل و توانایی میباشد و ارکان آن عبارتاند از: احرام، طواف، سعی بین صفا و مروه و وقوف در عرفه.
وجوب حج بر کسی که توانایی دارد یکی از ارکانی است که مورد اجماع مسلمانان است و در اسلام کاملاً بدیهی و آشکار است، خداوند میفرماید:
«وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ» عمران: ٩٧
و حجّ این خانه واجب الهی است بر کسانی که توانایی (مالی و بدنی) برای رفتن بدانجا را دارند. و هرکس (حجّ خانهی خدا را به جای نیاورد، یا اصلاً حجّ را نپذیرد، و بدین وسیله) کفر ورزد (به خود زیان رسانده نه به خدا) چه خداوند از همهی جهانیان بینیاز است.
نویسنده: موسى غنىنژاد
انتقاد عالمانه و روشمند آقاى سید عباس موسویان از مقاله این جانب تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى» (چاپ شده در مجله نقدونظر، شماره 12) براى پیشبرد بحث مطرح شده، بسیار مغتنم است.
عنوان مقاله انتقادى ایشان، «بهره بانکى همان رباست» (1)، خود پاسخ پرصلابتى به پرسش طرح شده درباره تفاوت ربا و بهره بانکى است و گویاى صراحتسخن و سلیقه نویسنده محترم مبنى بر اجتناب از حاشیه رفتن است که در سراسر نوشته ایشان خود را به خوبى نشان مىدهد. براى کسى چون راقم این سطور که همیشه کوشیده است تا از چنین روش و سلیقهاى در بحثها پیروى کند، گفتگو با آقاى موسویان کارى دلپذیر، اما در عین حال دشوار و خطیر است. از تذکرات فاضلانه ایشان درباره تاریخ اقتصادى صدر اسلام نکات جالبى آموختم که جاى سپاس فراوان دارد.
حمیدرضا شهمیرزادى
آقاى موسى غنىنژاد در مقالهاى تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى» (فصلنامه نقد و نظر، شماره12، پاییز 1376) سعى در اثبات این نظریه دارند که دو مقوله یاد شده ماهیتا با یکدیگر متفاوت بوده و ربطى به هم ندارند; تا از این طریق مجوز فعالیتبانکهاى مبتنى بر نظام بهره را فراهم کنند. البته تلاش صادقانه ایشان براى آشتى دادن میان اثرات مخرب اجتماعىاقتصادى ربا و نفى شرعىاخلاقى آن از یک طرف، و ضرورت جلوگیرى از احتکار پساندازها از طریق دادن پاداشى تحت عنوان بهره بانکى از طرف دیگر، قابل فهم است.
نویسنده: سیدعباس موسویان
در دنیاى امروز، عواملى همچون پیشرفت ابزار تولید، تخصصى شدن فعالیتهاى اقتصادى و بزرگ شدن مقیاس بنگاههاى تولیدى و تجارى، نیاز به سرمایههاى فیزیکى و نقدى را دو چندان مىکند; و این در حالى است که تحریم ربا و تطبیق آن بر بهره بانکى، استفاده از پساندازهاى مردمى و تبدیل آن به سرمایهگذاریهاى مولد، بر مبناى روشهاى رایج در اقتصاد سرمایهدارى، را با مشکل اساسى مواجه کرده است.
نویسنده: سید عباس موسویان
مجله وزین «نقدونظر» در شماره 12 خود، با چاپ مقالهاى تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى» از جناب آقاى دکتر موسى غنىنژاد، زمینه را براى گفتگویى علمى پیرامون یکى از موضوعات مهم اقتصادى فراهم نمود. نویسنده مقاله با ارائه نظریهاى مبنى بر تفاوت ماهوى ربا و بهره نظام سرمایهدارى معتقد است که تلاش براى تغییر نظام بانکى کشورهاى اسلامى در جهتحذف بهره و کوشش براى ارائه الگوهاى بانکدارى بدون بهره، همگى ناشى از یکسان انگاشتن بهره و رباست و چون این پندار صحیح نیست پس همه این تلاشها و کوششها بىمورد و غیر لازم خواهد بود.
نویسنده: لوئیس. پى پویمن*
در این نوشته میخواهم به یکى از غامضترین مشکلات فلسفى در طول تاریخ فلسفه، یعنى معرفتشناسی باور دینى، بپردازم؛ هم به خاطر اهمیت خود این موضوع و هم به عنوان نمونهای از چگونگى کاربرد جنبههاى مختلف نظریه معرفت درباره موضوعى خاص. من طرح کلى آنچه را که به نظرم بهترین دلیل براى توجیه باور دینى است، ارائه میکنم و منحصراً به ادیان خداگروانه مخصوصاً یهودیت، مسیحیت و اسلام نظر دارم؛ اما استدلالهاى من براى انواع دیگر باورها، یعنى باورهاى علمى (مانند نظریه تکامل داروین)، سیاسى (مانند محافظهکارى، سوسیالیزم و فمینیسم) و اخلاقى (مانند سودگروى، واقعگروى و ضد آن و سقط جنین) نیز کاربرد دارد. ادعا نمیکنم که شرح و تفسیر من شرح و تفسیرى کامل، چه برسد به این که کاملاً موفق، است، اما گمان میکنم که آموزنده و قابل قبول باشد.
نویسنده: دکتر مقصود فراستخواه
مقدمه و روش
روشنفکری دینی، وجود جدید تاریخی در عرصه تحوّلات ایران معاصر است. از یک لحاظ می توان سه رویکرد معرفت شناختی متفاوت برای بررسی روشنفکری دینی را از هم متمایز ساخت که عبارتند از:
1. رویکرد اثباتی
2. رویکرد توجیهی
3. رویکرد توضیحی.
گفت وگویی با امیر رضایی، مترجم کتاب «اسلام و لاییسیته» و «اسلام و مبانی قدرت»
تبیین نسبت میان اسلام و مفاهیم و مکاتب مدرن، از بایستههای تفکر دینی امروز است. متفکران عرب این ضرورت را بخوبی حس کرده و با روال و روندی شتابناک تر از ما به آن همت کرده اند. «اسلام و لاییسیته» عنوان کتابی است که موضوع مناسبات میان این دو مفهوم را باز میکاود. گفتوگوی کوتاه حاضر، حاصل گفتوگویی است با امیر رضایی، مترجم این کتاب. ذکر این نکته خالی از فایده نیست که کتاب حاضر، نخستین اثر از مجموعه «اسلام و اومانیسم» است که توسط انتشارات قصیده در حال انجام است. دومین کتاب از این مجموعه، با عنوان «اسلام و مبانی قدرت» نوشته علی عبدالرازق با همین قلم ترجمه شده و توسط انتشارات قصیده متشر شده است.
در حیطهی مسؤلیتهای اجرائی و قانونی یک مسؤول در یک مملکت، اصطلاحات و تعابیری وجود دارند که باید مصداق عملی و عینی داشته و بر مبنای آنها شخص مسؤول پاسخگو باشد. بعد از برگزاری انتخابات ملی و سراسری در یک کشور، شخصی به عنوان رییسجمهور انتخاب میگردد که طبق قوانین آن کشور باید بدون وابستگی به هیچیک از احزاب و مذاهب داخلی و خارجی تنها در مقابل مردم کشور خویش مسؤول بوده و از تمام آحاد مردم در مقابل تمام حوادث حفاظت و نگهداری نموده و بدون توجه به گرایشهای مذهبی از کارشناسان و متخصصان امر در اجرای قوانین و مقررات کشوری استفاده نماید.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb