نویسندگان: عالیه شکربیگی و رقیه والی
بحران یا مسأله اجتماعی به حالتی گویند که یک نظام اجتماعی در پاسخ به تغییرات تند محیطی دچار سوء یکپارچگی میشود و حداقل سازگاری متقابل میان اعضایش در معرض تهدید قرار میگیرد. این تعریف نشان میدهد که بحران اجتماعی به مجموعه شرایطی گفته میشود که کل نظام اجتماعی با تغییرات گسترده نظم پیشین خود را از دست داده است. پس بسیاری از مواردی که بحران اجتماعی خطاب میشوند مانند قتل، اعتیاد، فرار از منزل و... در واقع آسیب اجتماعی است و نه بحران، زیرا که تمامی و یا اکثر افراد را تحت تاثیر خود قرار نداده است. اگر چنان چه به طور کامل تمامی انحرافات یا آسیبهای اجتماعی در جامعهای همچون ایران را به طور یکجا یک نوع بحران اجتماعی بدانیم، این سخن میتواند تا حدودیپذیرفتنی باشد. صرف نظر از وجود مشکلات و نابهنجاریهای معمول در جامعه بحران پدیدهای است جدید که با آغاز روند نوسازی از اوایل قرن 19 در غرب شکل گرفت.
یاسر میردامادی
1. پیشتر، پارهای از خطوراتی را که در باب مقولهی «کافری» به ذهنام میرسید، در مطلبی با عنوان «حدیث مکرر کفر و ایمان» با خوانندگان این وبلاگ در میان گذاشتم. شیره و شیرازهی کلام من در آن نوشته این بود که میتوان خداوند را اینگونه تصور کرد که وجودِ فاعلِ کنشگری است که ممکن است اراده ننماید تا به کسی که جستجوگر حقیقت است، رخ بنماید. اگر خداوند چنین وجودی باشد (ننوشتم چنین "موجودی" باشد)، آنگاه فرد مورد نظر در چنین حالتی، گر چه باوری کاذب دارد اما در باور نداشتن به وجود خداوند یا صفات خاصی در او تعالی، احتمالا موجّه (justified) خواهد بود. حکم به موجّه بودن باور فرد مورد نظر، خصوصا به این رای در معرفتشناسی تکیه دارد که «عقلانیت» یا «موجّه بودن»، بیشتر (و حتی شاید اصلا) وصفی است که به "چگونگی اتخاذ یک باور" (process of believing) ربط دارد و نه به محتوای باور (outcome of believing/content of belief). بر این اساس، باوری میتواند صادق باشد اما فردِ دارای آن باور، در باور آوردن به آن موجّه نباشد و به عکس، باوری میتواند کاذب باشد اما فرد باورمند به آن، در باور آوردن به آن موجّه باشد. اگر توضیحات من در این باب گویا نیست، به این قطعه توجه کنید:
استادیار دانشگاه بوعلی سینا: «سید قطب» بیش از همه مفسرین به وحدت موضوعی آیات پرداخته است
گروه اندیشه: «سید قطب» بیش از همه مفسرین، پیوستگی، تناسب و وحدت معنایی آیات را در سور قرآن نمایانده و توانسته به شکلی منظم و فراگیر به طرح نظریه «وحدت موضوعی» و تطبیق دقیق و عمیق آن در همه سورههای قرآن کریم بپردازد.
سرویس دین و دعوت پایگاه اصلاح
ضمن تحقیق و بررسی در آیات قرآن به این نتیجه دست مییابیم که از دیدگاه قرآن، صبر والاترین و بالاترین درجهی دینداری است و بزرگترین امتیاز اهل ایمان به حساب میآید و بندگان شایسته خداوند به هر مقامی که رسیدهاند در پرتو آن بوده است. حال برای اینکه جایگاه صبر در قرآن را بیشتر نمایان سازیم ارتباط آن را با دیگر ارزشهای اصیل و والای معنوی در قرآن، در این نوشتار خواهیم آورد:
دلیر عباسی
تفسیر آیهی 56 سورهی قصص:
إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ یعنی:(ای پیغمبر!) تو نمیتوانی کسی را که بخواهی هدایت ،ارمغان داری (و او را به ایمان، یعنی سر منزل مقصود و مطلوب برسانی) ولی این تنها خدا است که هر که رابخواهد هدایت عطا مینماید ، و بهتر میداند که چه افرادی (بر طبق حکمت و عنایت یزدان و برابر اندیشه انسان ، سزاوار پذیرش ایمان بوده و به سوی صفوف مؤمنان) راهیابند.[1]
مهندس آدم غلامی
مفهوم آیات « هُوَ أَنشَأَکُمْ مِّنَ ٱلأَرْضِ وَٱسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا » و آیهی « إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ ٱللَّهِ مَنْ آمَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلآخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلاَةَ وَآتَىٰ ٱلزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ ٱللَّهَ …» و « وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی ٱلأَرْضِ خَلِیفَةً …».
هُوَ أَنشَأَکُمْ مِّنَ ٱلأَرْضِ وَٱسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا: در این زمینه اشتباهی در برداشت صورت گرفته است و آن اینکه کار و تلاش انسان در این دنیا و بر روی زمین به عنوان یکی از اهداف خلقت عنوان شده است و این برداشت به این خاطر است که آیه را این چنین معنا میکنند: « خداوند از انسان خواست تا با تلاش و کار خودش زمین را آباد گرداند». در حالی که این برداشت نادرست میباشد. باب استفعال از نظر معانی افعال در علم صرف دارای سه معنی میباشد:
سرویس دین و دعوت
عبادت تنها برای خداست:
وقتی خدا در تمام ذات و صفاتش یکی است، عبادت نیز مختص او خواهد بود:
قُلْ إِنْ کَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِینَ *سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یصِفُونَ[1] یعنی: بگو ای خداوند مهربان فرزندی میداشت، من نخستین کسی بودم که (چنین فرزندی را) پرستش میکردم (چرا که من ایمان و اعتقادم به خدا بیشتر و شناخت و آگاهیم فزونتر است. اما خدا نیازی به فرزند ندارد، و بندگانی چون عزیر و عیسی و فرشتگان که خود را فرزند خدا نامیدهاند؟!) * خداوندگار آسمانها و زمین و عرش (و تخت سلطنت مجموعهی عالم هستی) پاک و منزه از این توصیفهایی است که (دربارهی او) میکنند... .
کتاب " بندگی خدا" اثر ماندگار استاد شهید ناصر سبحانی(رح) به ویراستاری و ترجمهی جهانگیر ولدبیگی و با مقدمه و به همت منصور سبحانی برادرِ استادِ شهید، منتشر شد.
سرویس دین و دعوت پایگاه اصلاح
صبر کلید رستگاری
برادران و خواهران ایمانی! ضمن عرض سلام و آرزوی قبولی عبادات و مناجات، موفقیت همگی شما را در کلیهی امور خداپسندانه، و دوری از تمامی امراض و ناراحتیهای جسمی و روحی را از پروردگار جهانیان برای شما عزیزان خواستاریم.
همانگونه که اطلاع دارید در چند هفتهی گذشته مطالبی در رابطه با موضوع صبر ( که از دیدگاه اسلام بسیار با اهمیت است)با شما در میان گذاشتیم و نکاتی را به رساندیم. در این هفته آخرین بخش موضوع صبر را که ثمرات و نتایج آن (یعنی سعادت و رستگاری هر دو دنیا) است را مورد بررسی قرار میدهیم، که عبارتند از:
دلیر عباسی
تفسیر آیهی 59 سورهی نساء
{یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً}[1] یعنی:{ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا (با پیروی از قرآن) و از پیغمبر (خدا محمد المصطفی با تمسک به سنت او) اطاعت کنید، و از کارداران و فرماندهان مسلمانان خود فرمانبرداری نمایید و اگر در چیزی اختلاف داشتید (و در امری از امور کشمکش پیدا کردید) آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او (با رجوع به سنت نبوی) برگردانید (تا در پرتو قرآن و سنت، حکم آن را بدانید. چرا که خدا قرآن را نازل، و پیغمبر آن را بیان و روشن داشته است. باید چنین عمل کنید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار (یعنی رجوع به قرآن و سنت) برا ی شما بهتر و خوش فرجامتر است.}
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb