نویسنده: مهندس آدم غلامی
مفهوم آیهی « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِی فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِ ذَلِکَ ٱلدِّینُ ٱلْقَیِّمُ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ ٱلنَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ» الروم/30
فطرت مصدر است و به معنای «برای اولین بار ساختن» میباشد و در قرآن فطرت الله بکار رفته که به معنای ابداع خداوند میباشد. در اینجا مصدر به معنای اسم مفعول به کار رفته است همچون «صُنْعَ ٱللَّهِ ٱلَّذِیۤ أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ». هرچند که امروزه از این کلمه بیشتر معنای اسم به ذهن متبادر میشود و مقصود از آن نهاد پاک آدمی است که تمایل به دیانت و عبودیت دارد اما باید گفت که این تعریف بطور کلی صحیح نیست و باید به جای اصطلاح فطرت انسان، اصطلاح فطرت خداوند در نهاد انسان بکار برده شود. از طرف دیگر فطرت خداوند در انسان خود دایرهای وسیعتر از این را در بر میگیرد و این محدودهای که رایج شده برای نهاد انسان تعریفی جامع و کامل نبوده و فطرت خداوند در وجود انسان بیانگر نهاد پاک آدمی نمیباشد بلکه تمایل نهاد انسان به پاکی را در بر میگیرد و در نهایت دایرهای وسیعتر از این را شامل است، دایرهای که نه تنها تمایل به خوبی را در بر میگیرد بلکه گرایش به بدی را نیز در بر دارد چرا که خداوند در سورهی شمس چنین میفرماید: وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا.
نویسنده: دلیر عباسی
یَا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُمْ أَنفُسَکُمْ لا یضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَینَبِّئُکُمْ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ
چه بسا در جامعهی خود شاهد احساس بیمسؤولیتی فراوانی از جانب مردم هسیتم که در مقابل رویدادهای اجتماعی بیتفاوت هستند و حساسیت قلبی خود را به نسبت خوب و بد جامعه از دست دادهاند. این نیروی درونی که علمای اخلاق بدان وجدان میگویند و قرآن آن را قلب معرفی مینماید در آدمی احساس مسؤولیت پدید میآورد. گویی نورافکنی است که به وجود و مسیر انسان روشنی میبخشد. آدمی را به نیک وامیدارد و از بدی باز میدارد واز نیروی سرزنش کننده و تشویقکننده برخوردار است.
سرویس دین و دعوت
در ادامهی بحث اسماء حسنای خداوند به بحث توحید که در آن صفاتی همچون «خالق»، «آمر» و «فاعل»، توضیح داده میشوند، میپردازیم و همچنانکه در مقدمهی بحث اسماءالحسنی بیان داشتیم، با دقت در افعالی که خداوند در قرآن آنها را به خود نسبت داده است، میتوان صفاتی را غیر از آنچه مستقیماً در قرآن اشاره شده است، استنباط نموده و به شناخت بیشتر او نایل شویم.
قبلاً در یکی از یادداشتهایم که به عنوان محور اصلی طرح اندیشههایم در مورد انتخابات مجلس هشتم منتشر شد، سه موضوع بهم پیوسته را مطرح کردم. بنا بر آن داشتم که به توضیح هریک از آن سه محور بپردازم. اکنون با مرور آن سه اندیشه؛ در صدد آن هستم که به بررسی مهمترین مشکلات جامعه و دولت در ایران بپردازم. مشکلاتی که سابقه طولانی در کشور داشته و وجود آنها خود در مرحله بعد به عنوان عامل مؤثر در شکلگیری بحرانهای سیاسی، انقلاب و جنگهای رویداده و فروپاشیهای پی درپی دولت در تاریخ کشور عمل کرده است. سه اندیشه مورد نظر عبارت بودند از تأکید بر سه موضوع در برابر سه معضل بهترتیب زیر:
سیدمحمدتقی موحد ابطحی
مطالعه در باب امکان یا امتناع علم دینی، بررسی پیشفرضهای هریک از این دو مدعا و در نهایت ارزیابی چگونگی تحقق این آرمان و تلاش علمی در راه تدوین علوم انسانی اسلامی از مهمترین بحثهای روز جامعه است که سعی شده در این نوشتار به این موضوع پرداخته شود.
ترجمه:علی جواهر فروش
به راستی دلیل اعدام سریع صدام چه بود؟ مطمئناً ترس از افشای دخالت کشورهای غربی در جنایات این دیکتاتور به خوبی دلایل نابودی سریع این شخصیت را قبل از اینکه از مسایل "دردسرساز" سخن بگوید توجیه میکند.
زمانی که دادگاه عالی عراق در روز 26 دسامبر محکومیت به مرگ صدام را در 30 روز آینده تأیید کرد، هیچ کس تصور نمیکرد که وی پس از سه روز اعدام شود. صدام حسین هیچ گاه به خاطر سرکوب کردها در عملیات "انفال" که در جریان آن حلبچه به گازهای شیمیایی آلوده شد و 5000 نفر نیز در این شهر کشته شدند، محاکمه نشد، درحالی که دادگاه وی توسط دادگستری عراق هدایت میشد. شتاب در اعدام صدام به خوبی نشان میدهد که او به شخصیتی مشکل ساز و دست و پاگیر تبدیل شده بود.
نویسنده: دکتر فاضل زکی محمد[1]
مترجم: کامیار صداقت ثمرحسینی
ابنخلدون:
ولی الدین عبدالرحمن بن محمد بن عبدالرحمن ابنخلدون [2] از اندیشمندان عربی اسلامی مکتب فکری خاص خود را وجود آورد. ابنخلدون دیدگاههای خود در زمینهی جامعه، تطورات و پدیدههای تأثیرگذار بر آن را از طریق اطلاع و تجربهی فراوانش در زندگی، و حرکتش در سرزمینهای عربی و غیرعربی بسیار و مسئولیتهای زیادی که بر عهده گرفت، تکوین نموده است.
نظرات وی در دورانش همچون انقلابی بود که با وجود عدم تفاوت برخی از نظرات وی با دیدگاههای پیش از خود، اما آنها را در ترکیب نوینی و در واکنش در قبال آن و به روش خاص جدیدی ارائه داد. روشی که به روش خاص او شناخته میشود. آنها در مجموع چیزی است که این انقلاب فکری را به وجود آورد.
محمدرضا نیکفر
در ایران امروز دینداری به نحو آشکاری نوعی سرمایهداری و کلاً از لوازم سرمایهداری است. تجربهی روزمره به ما این را میآموزد. براساس این تجربه رویکرد انتقادی به وضعیت پیدا میکنیم یا خود نیز با جریان همراه شده و درمییابیم هنر طی مراحل چیست. زرنگی ایرانی در ترکیب کردن این دو رویکرد است. ای بسا هم مینالیم هم دمسازی نشان میدهیم.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb