کار خیر در اسلام، فراتر از کمک مالی و فعالیتهای مقطعی، فرهنگی فراگیر برای گسترش همدلی، حفظ کرامت انسان و تقویت همبستگی اجتماعی است. اسلام با تأکید بر اخلاص، بخشندگی، ایثار و توانمندسازی نیازمندان، نیکوکاری را مسئولیتی همگانی میداند که میتواند زمینهساز جامعهای انسانیتر و برخوردار از اعتماد و همدلی باشد.
این جستار به بررسی نسبت اسلام با جنگ و خشونت میپردازد و تبیین میکند که در قرائت قرآنی، صلح، رحمت و عدالت اصل است و جنگ امری استثنایی و محدود به مقابله با «تجاوز و ظلم (عدوان)» است، نه صرفِ «کفر یا تفاوت عقیده». نویسنده تأکید میکند که آیات قتال باید در زمینه تاریخی خود و در کنار پیام کلیدی رسالت (رحمت) فهمیده شوند؛ همچنین نباید احکام و ابزارهای نظامی یک دوره تاریخیِ خاص را به قواعد دائمی و فرازمانی تبدیل کرد یا برداشتهای فقهی و روایات بعدی را عینِ اصل قرآن دانست.
این نوشتار با تأکید بر جایگاه برادری در آموزههای اسلامی، آن را از پایههای ایمان و یکی از عوامل استواری و قدرت جامعه مؤمنان میداند. نویسنده با استناد به آیات قرآن، احادیث و سخنان عالمان، بر حفظ حرمت برادران، شکیبایی در برابر خطا، پرهیز از غیبت و بدگمانی و رعایت آداب نصیحت تأکید میکند و برادری را از مهمترین عوامل انسجام و پایداری مسلمانان میشمارد.
کنکور تنها یک آزمون نیست، بلکه بازتابی از کیفیت آموزش، نابرابری آموزشی، توزیع منابع و شرایط حرفهای معلمان است. تغییر شیوه پذیرش یا افزایش سهم سوابق تحصیلی، بدون اصلاح کیفیت مدارس و نظام ارزشیابی، میتواند بهجای کاهش نابرابری، آن را بازتولید و تشدید کند. نتایج کنکور ۱۴۰۵ و سهم ناچیز مناطق کمبرخوردار از رتبههای برتر، ضرورت بازنگری در سیاستهای آموزشی و حرکت از «مدیریت آزمون» بهسوی «اصلاح مدرسه و فرصتهای یادگیری» را نشان میدهد.
این جستار به پدیده «مهندسی نیازها» و پیامدهای اخلاقی و مالی آن میپردازد؛ یعنی زمانی که فرد با سوءاستفاده از تخصص و اعتماد دیگران، نیازهای کاذب ایجاد میکند و از این طریق به درآمد نامشروع دست مییابد. نویسنده با اشاره به حوزههای درمان، خدمات فنی، آموزش، تجارت و مشاوره، تأکید میکند که تخصص و دانش امانتی برای خدمت به مردم است، نه وسیلهای برای فریب و استثمار آنان. از نگاه مقاله، تحمیل هزینه در برابر نیازی ساختگی، مصداق خیانت در امانت، فریب و ظلم است و پیامدهای اخلاقی و دنیوی آن سرانجام به خود فرد بازمیگردد.
این مقاله با تکیه بر دیدگاههای فانون، ادوارد سعید و نگوگی وا تیونگو، به پدیدهٔ درونیشدن احساس حقارت در میان برخی روشنفکران جوامع استعمارشده میپردازد. نویسنده استدلال میکند که بخشی از روشنفکران مهاجر ممکن است برای جلب رضایت قدرتهای مسلط، به «خبرچینان بومی» یا «مزدوران فکری» تبدیل شوند و در توجیه مداخلات و سیاستهای قدرتهای امپراتوری نقش ایفا کنند. دباشی با نقد تصویر آرمانی سعید از روشنفکر تبعیدی، بر رابطهٔ پیچیدهٔ میان سلطه، هویت، زبان و میل به کسب تأیید قدرت تأکید میکند.
خدمت مؤثر به دین، نیازمند دو عنصر اساسی است: ایجاد انگیزه و قرار گرفتن در جایگاهی متناسب با استعدادها و تواناییها. برای یافتن این جایگاه باید با خود صادق بود، عرصههای مختلف را تجربه کرد، از مشورت دیگران بهره گرفت و تحت تأثیر شهرت و فضای غالب قرار نگرفت.
نویسنده با هشدار دربارهٔ عجله، کمالگرایی و پراکندگی فعالیتها تأکید میکند که پس از انتخاب جایگاه مناسب، باید با اخلاص، استمرار، رشد علمی و ایمانی و شناخت واقعیتهای جامعه در مسیر خدمت گام برداشت. هیچکس نباید به دلیل کوچک شمردن نقش خود یا نرسیدن به موفقیتهای بزرگ، از خدمت کنارهگیری کند؛ زیرا ارزش خدمت به شهرت و بزرگی جایگاه نیست، بلکه به میزان اخلاص، تعهد و تلاش در حد توان بستگی دارد.
در شرایطی که فقر، بیکاری و تنگناهای معیشتی زندگی مردم را دشوارتر کرده است، بازاندیشی در شیوهی دینداری ضرورتی انکارناپذیر است. قرآن در سورههای بلد و ماعون، دینداری را فراتر از مناسک و شعایر ظاهری میداند و بر آزادسازی انسانها، رسیدگی به گرسنگان و یتیمان، حمایت از نیازمندان و گسترش شکیبایی و مهربانی تأکید میکند. عبادت زمانی به مقصد حقیقی خود نزدیک میشود که به نیرویی برای تکریم انسان، برقراری عدالت، مبارزه با فقر و تبعیض و تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی تبدیل شود. توسعهی مراکز دینی و رونق مراسم مذهبی، بدون توجه به رنج محرومان و درماندگان، نمیتواند جایگزین رسالت اخلاقی و اجتماعی دین شود. گذر از «گردنهی رستگاری» در گرو همبستگی اجتماعی، پاکدستی، امانتداری و خدمت به خلق است.
عمار علی حسن در این مقاله، با مرور دیدگاه اندیشمندان غربی و شرقی، افول احتمالی تمدن غرب را نهتنها پیامد بحرانهای اقتصادی، سیاسی و جمعیتی، بلکه حاصل فرسایش بنیانهای فرهنگی، اخلاقی و معنوی آن میداند. وی با اشاره به خیزش قدرتهای آسیایی، بهویژه چین، هند، ژاپن و کرهٔ جنوبی، معتقد است که آسیا با تکیه بر میراث فرهنگی، انسجام اجتماعی، نوآوری و گسترش قدرت نرم، در حال به چالش کشیدن غربمحوری و شکل دادن به نظمی نوین در جهان است. بااینحال، آیندهٔ رهبری جهان به توانایی غرب در بازسازی خود و ظرفیت تمدنهای نوظهور برای ارائهٔ الگویی جایگزین بستگی دارد.
احمد احمدیان، به مناسبت چهلوششمین سالگرد درگذشت علامه احمد ترجانیزاده (۱۲۸۰–۱۳۵۹)، در یادداشتی به بازخوانی زندگی، آثار و خدمات علمی و فرهنگی این دانشمند کرد مهابادی پرداخته است.
ترجانیزاده، استاد ممتاز دانشگاه تبریز، از چهرههای برجسته زبان و ادبیات عرب و فارسی، فلسفه، علوم اسلامی، ترجمه و شعر بود که با پیوند دادن آموزش سنتی و دانشگاه جدید، در تربیت نسلهای متعددی از دانشپژوهان نقش داشت. عضویت در فرهنگستان دمشق، تألیف و ترجمه آثار ارزشمند و ارتباط علمی و ادبی با شخصیتهایی چون استاد شهریار، از جلوههای جایگاه علمی و فرهنگی اوست.
نویسنده ضمن اشاره به فراموششدن تدریجی نام و میراث این دانشمند، بر ضرورت بازشناسی آثار و خدمات وی و پاسداشت یاد او در زادگاهش، مهاباد، تأکید میکند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb