إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • نویسنده پرسش «آیا دین از سیاست جداست؟» را دوگانه‌ای گمراه‌کننده و ساده‌انگارانه می‌داند. او با متناظر کردن آن با درهم‌تنیدگیِ سیاست و فوتبال، استدلال می‌کند دین به عنوان بنیادی‌ترین نظام هویتی بشر، ناگزیر با سیاست (مدیریت زیست جمعی) پیوند خورده و تفکیک مطلق آن‌ها ناممکن است. بنابراین، به جای بحث بی‌حاصل درباره‌ی «بود یا نبودِ» این رابطه، باید «چگونگی و حدود تعامل» آن‌ها را از طریق چهار پرسش کلیدی تحلیل کرد: ۱. تولیت نهادی: نقش و سهم نهادهای دینی در امر سیاسی. ۲. کارگزاران: امکان هم‌زیستیِ ایمان قلبی سیاستمدار با عقلانیت مدیریتی. ۳. زبان متهورانه (رتوریک): کارکرد ادبیات دینی؛ مشروعیت‌بخشی یا سوءاستفاده‌ی ابزاری. ۴. فلسفه‌ی اخلاق: نسبتِ آرمان‌های اخلاقی با واقعیتِ قدرت و منافع. در نهایت، فهم این رابطه‌ی دیرینه در جهان مدرن، نیازمند بازتعریف هوشمندانه‌ی همین مرزها و نقش‌هاست.

    نویسنده:
    عدنان فلاحی
  • این نوشتار با بهره‌گیری از «تمثیل چندلایه فیلم»، به یکی از دیرینه‌ترین چالش‌های فلسفی و کلامی، یعنی تعارض میان «علم پیشین الهی» و «اختیار انسان» پاسخ می‌دهد. نویسنده با تقسیم حیات انسان به چهار مرحله تعاملی (تولید، اکران، نظارت فراتاریخی و داوری نهایی)، اثبات می‌کند که علم مطلق خداوند نقشی در سلب آزادی بشر ندارد. در این نگاه، انسان هم‌زمان بازیگر لحظه انتخاب و تماشاگر لحظه ادراک است و علم الهی، نه عاملی مجبورکننده، بلکه احاطه‌ای فراتاریخی و یکجا بر اثرِ کاملی است که خودِ انسان فریم به فریم آن را خلق کرده است.

    نویسنده:
    محمدکریم امینی
  • این مقاله با تبیین «ده جرقه و هشدار معنوی»، مسیر بیداری دل مؤمن و تحول نظام ارزشی او را تشریح می‌کند؛ هشدارهایی که در محورهای سه‌گانه پندپذیری از مواعظ (مستقیم، عمومی و اشارات حوادث)، خودآگاهی و اصلاح نفس (عبرت از لغزش‌ها، شناخت عیوب و آینه قرار دادن دیگران) و پیک‌های ناگزیر پایانی (رؤیای صادقه، بیماری، سپیدی مو و یاد مرگ) تجلی می‌یابند. در پی این هوشیاری، مؤمن با بصیرت از غفلت و لذت‌های زودگذر دنیا فاصله می‌گیرد و با درک درست اولویت‌ها، عمر، علم و تخصص خود را هوشمندانه وقف انجام واجبات، خدمات اجتماعی و اعمال صالح ماندگار می‌سازد.

    نویسنده:
    دکتر عادل شویخ
  • این مقاله به تحلیل تطبیقی شیوه‌های مدیریتی حضرت سلیمان (ع) و ملکه سبأ در قرآن می‌پردازد. مؤلف، مدیریت سلیمان (ع) را نظامی مقتدر، عدالت‌محور و متکی بر کنترل دقیق زیردستان معرفی می‌کند، در حالی که حکومت ملکه سبأ را با تأکید بر خردورزی، مشورت با «مَلأ» و اتخاذ رویکرد صلح‌جویانه، الگویی از یک نظام شورایی و فرزانه می‌داند که توانست با دوراندیشی، ملت خود را از گزند جنگ و اسارت برهاند.

    نویسنده:
    محمد احمدیان-سقز
  • این مقاله با رویکردی تدبری و انتقادی، مفهوم «درخت نهی‌شده» در داستان آدم (ع) را از تفسیر سطحی و گیاهی فراتر برده و آن را نمادی قرآنی از یک «نظام فکری و رفتاری انحرافی» معرفی می‌کند. نویسنده با استناد به آیاتی چون ﴿وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ﴾ (بقره: ۳۵) و پیوند آن با شجره خبیثه و زقوم، استدلال می‌کند که نهی از نزدیک شدن به درخت، هشداری است برای پرهیز از ورود به حوزه‌ی افکار نادرستی (مانند تکبر، کینه و استثمار) که با گامی کوچک آغاز شده، ریشه در دوزخ درون دارند و در نهایت به ظلم، نزاع و هبوط انسان می‌انجامند؛ تحلیلی اجتهادی که داستان آدم را نه یک واقعه‌ی تاریخیِ پایان‌یافته، بلکه آزمونی روزمره و زنده برای آگاهی آحاد بشر قلمداد می‌کند.

    نویسنده:
    وائل کریم
  • این نوشتار با خوانشی تدبری بر ابیات «لطف حق» اثر پروین اعتصامی و پیوند آن با آیات سوره قصص، به واکاوی تقابل میان «مهر مضطرب مادری» و «ربوبیت مطمئن الهی» در داستان افکندن موسی (ع) به نیل می‌پردازد. متن با استناد به تفاسیر معتبر اهل‌سنت و احادیث نبوی، نشان می‌دهد که چگونه وحی، اضطرابِ انسانی را به آرامشِ توکل بدل می‌کند. در این سیر تربیتی، طبیعت (سیل و موج) نه نیروهایی کور، بلکه کارگزارانِ حکیمِ پروردگار معرفی می‌شوند که از دلِ خطر، امنیت می‌آفرینند.

    نویسنده:
    حمزه خان بیگی
  • در عصر وفور اطلاعات، بحران اصلی بسیاری از جوانان از کمبود امکانات به «فرسایش ذهنی» و کاهش توجه و تمرکز تبدیل شده است. سیل محتوا و کثرت محرک‌ها ذهن را به مصرف‌گرایی و پراکندگی عادت می‌دهد و تأمل عمیق و تمرکز طولانی‌مدت را دشوار می‌سازد. ارزش انسان بیش از دانسته‌ها، به توانایی او در حفاظت از آگاهی و پرهیز از تشتّت وابسته است؛ زیرا اشتغال دائمی می‌تواند با خلأ درونی همراه شود. راه برون‌رفت نیز با کند کردن ریتم زندگی، کاهش آشفتگی‌های ذهنی، بازگشت به مطالعه جدی و فراهم کردن فضایی برای سکون و تفکر آغاز می‌شود.

    نویسنده:
    عبدالکریم بکار
  • این مقاله به بررسی تصمیم اخیر دولت ایران برای بازگشایی اینترنت بین‌المللی پس از دوره‌ای محدودیت می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که در حالی که محدودیت‌های امنیتی در شرایط بحرانی قابل توجیه است، تداوم آن‌ها بدون ضرورت، هزینه‌های سنگین اقتصادی، اجتماعی و روانی به همراه دارد. اینترنت امروزه یک زیرساخت حیاتی محسوب می‌شود که بر معیشت، آموزش، سلامت روان و اعتماد عمومی تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این، انسداد گسترده اطلاعات لزوماً منجر به کنترل بیشتر نمی‌شود و می‌تواند باعث تقویت شبکه‌های غیررسمی و گسترش بی‌اعتمادی گردد. این مقاله بر ضرورت اتخاذ تصمیمات مبتنی بر عقلانیت، مصالح ملی و واقعیت‌های اجتماعی تأکید کرده و بازگشایی اینترنت را گامی مثبت در جهت ایجاد تعادل میان امنیت، آزادی‌های اجتماعی، اقتصاد و اعتماد عمومی می‌داند. همچنین، به اثربخشی فیلترینگ گسترده و هزینه‌های آن در مقابل نتایجش پرداخته و چالش‌های حقوقی و سیاسی پیرامون این تصمیم را مورد بحث قرار می‌دهد. در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که امنیت پایدار نیازمند تعادل میان ملاحظات امنیتی و نیازهای واقعی جامعه و تصمیم‌گیری بر اساس عقلانیت و منافع عمومی است.

    نویسنده:
    افشین حبیب‌زاده
  • سورهٔ مبارکهٔ تغابن، با ترسیم حقیقت دنیا به‌مثابه بازاری کوتاه‌مدت و گذرگاه آخرت، انسان را به تأمل در سرمایهٔ عمر، ایمان و عمل فرا می‌خواند. این سوره، روز قیامت را «یومُ التَّغابُن» می‌نامد؛ روزی که حقیقت سود و زیان آشکار می‌شود و انسان درمی‌یابد که در تجارت زندگی چه به دست آورده و چه از کف داده است. مقالهٔ حاضر با تکیه بر آیات قرآن، احادیث نبوی، و آرای مفسران اهل‌سنّت، نشان می‌دهد که رستگاری حقیقی در ایمان، تقوا، اطاعت، انفاق و پاسداشت فرصت عمر نهفته است، و بزرگ‌ترین زیان، غفلت از خدا و فروختن آخرت به متاع فانی دنیاست. این نوشتار، سورهٔ تغابن را مدرسه‌ای برای تربیت ایمان، بیداری اخلاقی، محاسبهٔ نفس و آمادگی برای لقای پروردگار معرفی می‌کند.

    نویسنده:
    حمزه خان بیگی
  • حیات معنوی یا «حیات قلب»، پیوندی آگاهانه با پروردگار است که توسط موانع درونی همچون گناه، غفلت، هوای نفس و دنیاگرایی تهدید شده و با ایجاد زنگار بر روح، مانع درک حقایق و ورود نور هدایت به قلب می‌شود؛ این فرسایش درونی در کنار عوامل رفتاری و محیطی نظیر سستی در عبادات، ترک تدبر در قرآن و همنشینی با اهل باطل، پیوند انسان با منبع فیض الهی را سست کرده و زمینه‌ساز نفوذ جهل، شک و وسوسه‌های شیطان می‌گردد که در نهایت منجر به انحطاط کامل معنوی خواهد شد؛ لذا تنها راه صیانت از این سرمایه قدسی و نیل به مقام قرب و رستگاری، شناخت دقیق این «دزدهای خاموش» و مجاهدت مستمر برای رفع آن‌ها از طریق توبه، ذکر و کسب علم نافع است

    نویسنده:
    محمود کریمی