زندگی سخت شده. این حرف را تقریبا از همه میشنویم. شرایط اقتصادی و اجتماعی ناگوار است، شكاف فقیر و غنی روز به روز بیشتر میشود، زیست بوم رو به اضمحلال است، سایه جنگ بر سر اكثر ابنای بشر سنگینی میكند، آزادیهای فردی و امنیت اجتماعی از همه سو تهدید میشود و خلاصه اوضاع قمر در عقرب است. در چنین وضعیتی برای زنده ماندن و زیستن چه باید كرد؟ چه میتوان كرد؟ مقصود فراستخواه، جامعهشناس ایرانی پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1402 در مدرسه تردید، درباره زندگی در زمانه دشوار سخنرانی كرد و كوشید ضمن تشریح وضعیت، پاسخی برای این پرسش بیابد. آنچه میخوانید گزارشی از صحبتهای اوست.
نقد و بررسي كتاب «توانا بود هر كه دانا بود» علم، طبقه و تكوين جامعه مدرن ايراني 1330-1280»
سید جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایرانی و نظریهپرداز ایرانشهر، سهشنبه دهم اسفند در بیمارستانی در كالیفرنیا، پس از یك دوره طولانی تحمل بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت.
دكتر سیدجواد طباطبایی تا سالهای پایانی دهه 1370 بیشتر نزد اهل فكر و اندیشه شناخته شده بود و عمده علاقهمندان به مباحث روز سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به طور جدی با او و آثاری كه تا پیش از آن نوشته بود، آشنا نبودند. ورود جدی و پربسامد او به حوزه عمومی و طرح اندیشهها و افكارش در میان اكثریت كتابخوان در حوزههای مختلف فلسفه، تاریخ، علوم سیاسی و جامعهشناسی به واسطه مطبوعات صورت گرفت. در این میان نقش محمد قوچانی، روزنامهنگار شناخته شده و دانشآموخته علوم سیاسی كه علاقهای آشكار به مباحث اندیشه داشت، در معرفی طباطبایی به حوزه عمومی بسیار اهمیت دارد. محمد قوچانی و همكارانش در روزنامهها و مجلاتی كه كار میكردند، به طرح و بسط و نشر اندیشههای طباطبایی پرداختند، با گفتوگوهایی كه با او كردند یا با نوشتن نقد و بررسی مقالاتی درباره او یا گفتوگو با منتقدان همدل یا مخالف طباطبایی.
هادی خانیکی: كاشكی بهانههايی پيدا كنيم كه در اين جامعه قطبی شده امروز ايران راههايی برای خروج از اين قطبيت و پلوراليزه شدن بيابيم. آن راهها جز از طريق گفتوگو پيدا نمیشود.
نگرش تودهای به مردم یعنی آنها را غوغائیانی ناآگاه و باری به هر جهت تلقی کردن که بدون فکر تصمیم میگیرند، گذشته از آنکه به لحاظ اخلاقی ناپسند و توهینآمیز است، از نظر تحلیلی نیز خطایی رهزن و فریبنده است و تاریخ نشان داده که همواره مدعیان تحلیل را به اشتباه انداخته است.
چرا نابرابری معضل آفرین است، در گفتوگو با نرگس سلحشور، مترجم و پژوهشگر: نابرابری مفهومی است كه در روزگار ما، عمدتا طنینی ناخوشایند دارد. مهمترین نمود آن در همه جوامع، اختلاف طبقاتی و نابرابریهای اقتصادی است، اما قطعا به آن محدود نمیشود. نابرابری معانی متفاوتی دارد، نابرابری سیاسی و نابرابری قانونی یا نابرابری در برابر قانون و نابرابری نژادی و نابرابری جنسیتی برخی از نمودهای آن است. بسیاری معتقدند كه برخی از انواع نابرابری ناگزیر است، همچنانكه گروهی برخی از انواع نابرابری را به لحاظ اخلاقی یا قانونی لازم میدانند. حتی برخی معتقدند نابرابری اقتصادی هم نه فقط امری رایج كه لازمه حیات اجتماعی است. تامس مایكل اسكنلن فیلسوف سیاسی امریكایی معاصر اما معتقد است كه نابرابری معضل آفرین است و برای آن استدلالهایی آورده و راهحلهایی برای اجتناب از آن عرضه كرده است. این دیدگاه او در كتابی با عنوان «چرا نابرابری معضلآفرین است؟» با ترجمه نرگس سلحشور به همت انتشارات سروش مولانا منتشر شده است. منظور اسكنلن از نابرابری چیست؟ چرا آن را معضلآفرین میخواند؟ آیا میتوان بر این معضل غلبه كرد؟ راهحل آن چیست؟ این پرسشها را با نرگس سلحشور، مترجم این كتاب در میان گذاشتیم
اندیشههای ایوان ایلین، در گفتوگو با جواد میری، پژوهشگر علوم اجتماعی
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل