وضعیت مسلمانان در تعامل با قرآن

وضعیت بیشتر مسلمانان امروز در ارتباط با قرآن نگران‌کننده است و رابطه آنان با این کتاب آسمانی، چنان با مهجورگذاشتن و بی‌حرمتی همراه شده است که بیم آن می‌رود بگوییم آسیب‌هایی که قرآن درباره امت‌های پیشین از آن‌ها هشدار داده و پیامبر ﷺ نیز به آن‌ها توجه داده است، به ذهنیت مسلمانان راه یافته‌اند.

خداوند می‌فرماید:

«وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ» (بقره: ۷۸)

«برخی از آنان بی‌سوادانی هستند که کتاب آسمانی را جز پندارهایی نمی‌دانند.»

یعنی شناخت آنان از کتاب آسمانی به تلاوت و ترتیل محدود می‌شود.

ابن‌تیمیه درباره تفسیر آیه «وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ» از ابن‌عباس و قتاده نقل می‌کند که منظور، کسانی هستند که با معانی کتاب آسمانی آشنایی ندارند و آن را صرفاً از راه حفظ و قرائت می‌شناسند، بی‌آنکه درکی از محتوای آن داشته باشند. آنان نمی‌دانند در کتاب چه آمده است.

همچنین، عبارت «إِلَّا أَمَانِيَّ» به معنای تلاوت است؛ یعنی این افراد از دانش و فهم عمیق کتاب آسمانی بی‌بهره‌اند و تنها به آنچه برایشان خوانده می‌شود بسنده می‌کنند.

این نوع ناآگاهی فکری در روزگار تقلید، عقب‌ماندگی تمدنی، ناتوانی از تدبر در قرآن، درک رویدادها و اتخاذ موضع مناسب، بر امت اسلامی چیره می‌شود.

این همان ناآگاهی فکری است که امروز در رابطه ما با قرآن وجود دارد؛ وضعیتی که به معنای از دست رفتن دانش و آگاهی است، هرچند فنون چاپ، ابزارهای نشر و فناوری‌های ضبط و ثبت پیشرفت کرده‌اند.

زیاد بن لبید روایت می‌کند که پیامبر ﷺ درباره موضوعی سخن گفت و فرمود: «این وضعیت هنگامی رخ می‌دهد که دانش از میان برود.»

گفتیم: ای رسول خدا! چگونه دانش از میان می‌رود، درحالی‌که ما قرآن را خوانده‌ایم، آن را به فرزندانمان می‌آموزیم و فرزندانمان نیز آن را به فرزندان خود آموزش می‌دهند؟

پیامبر ﷺ فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند، ای پسر لبید! من تو را از داناترین مردان مدینه می‌دانستم. مگر یهودیان و مسیحیان تورات و انجیل را در اختیار ندارند، اما از آنچه در آن‌هاست بهره‌ای نمی‌برند؟» (۱)

شاید مشکل اصلی مسلمانان امروز، روش فهم قرآن باشد؛ روشی که باید به تدبر بینجامد، قفل‌های بسته بر عقل‌ها و دل‌ها را بگشاید، زمینه پاسخ‌گویی دوباره به پیام قرآن را فراهم کند و شیوه این پاسخ‌گویی را مشخص سازد تا مسلمانان بتوانند در سطحی شایسته قرآن قرار گیرند. (۲)

دانشمندان بسیاری درباره چگونگی تعامل با قرآن کریم و تدبر در آن نوشته‌اند. در ادامه، چند نمونه از این کتاب‌ها معرفی می‌شود.

۱. چگونه با قرآن تعامل کنیم؟

نویسنده: شیخ و دعوتگر، محمد غزالی (۱۹۱۷ـ۱۹۹۶ میلادی)

محمد غزالی در شهر ایتای‌البارود، واقع در استان بحیره مصر، زاده شد. او آثار فراوانی در موضوعات گوناگون دارد که شمار آن‌ها از شصت عنوان فراتر می‌رود. وی از دعوتگران شناخته‌شده‌ای است که نیازی به معرفی بیشتر ندارد.

چگونگی نگارش کتاب

این کتاب حاصل گفت‌وگوهایی است که عمر عبید حسنه با شیخ محمد غزالی انجام داده است. عمر عبید حسنه درباره چگونگی شکل‌گیری اثر می‌گوید:

«شیخ غزالی با بزرگواری دعوت ما به گفت‌وگو را پذیرفت؛ گفت‌وگویی که اصرار داشت آن را «مدارسه» بنامد. او با لطف و بزرگواری، تدوین و نگارش متن را به ما سپرد. ما نیز ترجیح دادیم در ارائه مطالب، گفت‌وگو یا همان مدارسه را با همان شیوه طبیعی و روان خود حفظ کنیم و از بازآرایی گسترده مطالب بپرهیزیم. امید داشتیم این مسیر ادامه یابد و موضوعات مطرح‌شده فرصت بیشتری برای پژوهش و بحث پیدا کنند.»

شیخ محمد غزالی نیز در مقدمه کتاب می‌نویسد:

«با استاد عمر عبید نشستم و از این وضعیت با یکدیگر درد دل کردیم. او به من گفت که این مسئله ابعادی دارد که نگاه سطحی به آن‌ها نمی‌رسد و چه‌بسا با بقایای کهنه‌ای از فرهنگ سنتی ما درآمیخته باشد. استاد نمونه‌هایی از موضوعاتی را مطرح کرد که از نظر او شایسته پژوهشی گسترده بودند و از من خواست درباره آن‌ها بنویسم.

با اندوه به او گفتم که در این روزها توانایی نوشتن ندارم و بیماری‌ای که به آن دچار شده‌ام، فعالیت ادبی و جسمی مرا محدود کرده است. او گفت: پس بیایید با یکدیگر درباره این موضوع گفت‌وگو و بررسی کنیم؛ توضیح و تدوین مطالب را هم من بر عهده می‌گیرم.

می‌دانستم که او تمام بار این کار را به دوش خواهد کشید و چاره‌ای جز پذیرفتن پیشنهادش نداشتم.»

مشخصات چاپ

این کتاب در ۲۳۹ صفحه منتشر شده است. مؤسسه جهانی اندیشه اسلامی و دارالوفاء آن را به چاپ رسانده‌اند. کتاب چندین بار تجدید چاپ شده است؛ نخستین چاپ آن در سال ۱۹۹۰ و پنجمین چاپ در سال ۱۹۹۷ میلادی منتشر شد.

موضوعات کتاب

این کتاب حدود ۷۷ موضوع را دربرمی‌گیرد که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پیامدهای مهجورگذاشتن قرآن؛

  • بازگشت به قرآن؛

  • نقش روش‌های میراثی در فهم قرآن و تعامل با آن؛

  • جریان‌های نوین قرآنی؛

  • جامعیت نگرش قرآنی؛

  • اهمیت تأمل در آیات مربوط به جهان هستی؛

  • تکلف در تعامل با قرآن؛

  • تعامل با متون دینی در بستر واقعیت عقب‌ماندگی؛

  • سهم هر فرد از خطاب قرآنی؛

  • اعجاز علمی قرآن؛

  • استبداد سیاسی و شیوه‌های تغییر در گفتمان قرآنی؛

  • فهم متمایز از خطاب قرآنی؛

  • قرآن و زمان؛

  • و موضوعات دیگر.

نمونه‌ای از مطالب کتاب: تغییر اندیشه‌ها و جان‌ها، اساس تحول است

عمر عبید حسنه می‌پرسد:

«بسیاری از مردم معتقدند تغییر مطلوب، تغییری فرهنگی و روانی است و تغییر فرهنگی به دنبال خود تغییر سیاسی را نیز به همراه می‌آورد؛ زیرا سیاست یکی از جلوه‌های فرهنگ است. از این منظر، عرصه‌های اصلی تغییر و شکل‌گیری شخصیت انسان، حوزه‌های تربیت و دعوت‌اند و حکومت، نتیجه این فرایند خواهد بود.

این افراد بر این باورند که آسیبی که امت اسلامی به آن دچار شده است، ممکن است فکری یا فرهنگی باشد، نه سیاسی؛ زیرا اختلال سیاسی در بستر اختلال فکری، تربیتی یا دعوتی شکل گرفته و گسترش یافته است؛ اختلالی که زمینه پذیرش و تداوم نابسامانی سیاسی را فراهم کرده است.

خداوند متعال می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱)

«خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در درون خود دارند تغییر دهند.»

شایسته است با استناد به برخی آیات، نمونه‌هایی از خیزش ملت‌ها از راه تغییر فرهنگی و اصلاح جهان اندیشه‌ها برای ما بیان کنید.»

شیخ محمد غزالی در پاسخ می‌گوید:

«این سخن شما که نابسامانی ممکن است فکری و فرهنگی باشد، درست است. من نیز متوجه شده‌ام که فرهنگ اسلامی دچار نوعی کژی شده است. از نظر تربیتی و در زمینه نگرش و جهان‌بینی، مردم از زندگی کناره گرفته‌اند. جامعه را فاسد دیده‌اند و به‌جای آنکه برای اصلاحش بکوشند، از آن کناره گرفته و گریخته‌اند.

اگر به فقه معاملات و عبادات نگاه کنیم، ملتی را نمی‌شناسم که به‌اندازه امت ما وقت خود را صرف بررسی جزئیات فقهی کرده باشد. برای مثال، وضو را می‌توان در دو دقیقه آموخت؛ پس چه چیزی باعث شده است که صدها صفحه، کتاب و حتی مجلد درباره آن نوشته شود و مذاهب نیز در این زمینه اختلاف داشته باشند؟ این مسئله شگفت‌آور است. من حتی وضو را «کالبدشناسی وضو» نامیده‌ام.

بی‌تردید، فضایی که به بررسی جزئیات کوچک اختصاص یافته، به بهای کم‌توجهی به مسائل بزرگ‌تر تمام شده است.

از آموزه‌های قرآن کریم درمی‌یابیم که تغییر، در درجه نخست، به دگرگونی درونی انسان‌ها مربوط است. خداوند می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱)

این تغییر، همه ابعاد روانی و فرهنگی را دربرمی‌گیرد؛ ابعادی که به بازسازی شخصیت انسان مربوط می‌شوند. در مقابل، قرآن به مسئله سیاسی به همان اندازه نپرداخته و آن را هم‌سنگ این ابعاد قرار نداده است؛ بلکه حکومت و سیاست را نتیجه این فرایند دانسته، نه مقدمه آن.

بنابراین، هنگامی که ما استبداد سیاسی را در اولویت قرار می‌دهیم و عرصه اصلی تغییر، یعنی درون انسان، را نادیده می‌گیریم، گویی ما مسلمانان تناسب و توازن لازم را در ارزیابی مسائل از دست داده‌ایم.

قرآن کریم هنگامی که از امت‌ها سخن می‌گوید، فساد و فروپاشی آن‌ها را با گسترش برخی اخلاق نادرست، تقسیم جامعه به طبقات فرمانروا و پیرو و گرفتارشدن به رکود فکری توضیح می‌دهد؛ رکودی که تقلید را به اساس اندیشه تبدیل می‌کند.»

او در ادامه می‌گوید:

«ما با قرآن به شیوه‌ای نادرست برخورد کرده‌ایم.»

بهتر بود به‌جای آنکه برای مثال سه ماه صرف مطالعه جزئیات وضو شود، پرسش‌هایی اساسی مطرح می‌کردیم: چرا قوم عاد نابود شد؟ چرا ثمود به هلاکت رسید؟ آیا جامعه امروز به جامعه عاد و ثمود شباهت دارد یا نه؟ چه فسادی در میان بنی‌اسرائیل پدید آمد؟ چگونه حقیقت به ظاهری بی‌محتوا تبدیل شد؟ چگونه دین به‌جای آنکه پیوندی الهی و وسیله‌ای برای تزکیه نفس باشد، به وابستگی‌ای قومی و نژادی تبدیل شد؟

همه این موضوعات را می‌شد از طریق مطالعه داستان‌های قرآن بررسی کرد، اما ما آن‌ها را به‌کلی نادیده گرفتیم. همچنین، از مطالعه آیاتی که انسان را به تأمل در جهان هستی فرامی‌خوانند فاصله گرفتیم؛ در نتیجه، اندیشه‌ها دچار رکود شدند و تأمل در جهان هستی به آخرین موضوع مورد توجه ما تبدیل شد.

من بارها می‌گفتم که زکات در مکه واجب شده است. در این هنگام، یکی از شیوخ بزرگ اسلام با اعتراض از جا برخاست و گفت: نه، زکات در مدینه واجب شده است.

به او گفتم که آیه سوره انعام، که سوره‌ای مکی است، درباره زکات محصولات کشاورزی و میوه‌ها سخن می‌گوید:

«وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ» (انعام: ۱۴۱)

«و حق آن را در روز برداشت محصول بپردازید.»

همچنین، در سوره فصلت که سوره‌ای مکی و از سوره‌های آغازین نزول قرآن است، می‌خوانیم:

«وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ۝ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ» (فصلت: ۶ـ۷)

«وای بر مشرکان؛ همان کسانی که زکات نمی‌پردازند و به آخرت کافرند.»

در سوره مدثر نیز آمده است:

«مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ۝ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» (مدثر: ۴۲ـ۴۳)

«چه چیزی شما را به دوزخ کشاند؟ می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.»

با وجود این شواهد، آن شیخ همچنان می‌گفت: نه، فقها معتقدند زکات در مدینه واجب شده است.

به او گفتم: شاید منظور شما جزئیات مربوط به نصاب‌ها و میزان زکات، مانند یک‌دهم و نیم‌یک‌دهم و موارد دیگر باشد؛ این جزئیات در مدینه تعیین شده‌اند، نه در مکه.

من دریافتم که حتی ذهن برخی از شیوخ بزرگ و نویسندگان برجسته نیز دچار جمود شده است.

این کتاب، نمونه‌ای کاربردی از چگونگی تعامل با قرآن است که در قالب گفت‌وگویی میان دو شخصیت برجسته عرضه شده است.

۲. کلیدهایی برای تعامل با قرآن

نویسنده: دکتر صلاح عبدالفتاح خالدی

مشخصات چاپ: این کتاب در ۱۷۶ صفحه منتشر شده و چاپ سوم آن در سال ۲۰۰۲ میلادی به‌وسیله دارالقلم به چاپ رسیده است.

این اثر نخستین جلد از مجموعه «از گنجینه‌های قرآن» است. کتاب‌های دیگری نیز در این مجموعه منتشر شده‌اند؛ از جمله «در سایه‌های ایمان»، «شخصیت یهودی در پرتو قرآن»، «اصلاح برداشت‌ها درباره برخی آیات»، «با داستان‌های پیشینیان در قرآن» و «لطایف قرآنی» که همگی از آثار همین نویسنده‌اند.

کلیدهای تعامل با قرآن

نویسنده درباره این کلیدها می‌گوید:

«باید کلیدهای تعامل با قرآن را شناخت و در آن‌ها تأمل کرد و از آن‌ها برای استخراج گنجینه‌هایی بهره گرفت که در قرآن نهفته است.

این کلیدها را به لطف و توفیق خداوند، از طریق نگرش کلی خود به قرآن، هرچند در حد توان، مطالعه محدود تفاسیر، به‌ویژه کتاب «فی ظلال القرآن»، و نیز مطالعه ناقص آثار مرتبط با قرآن به دست آورده‌ایم؛ آثاری که درباره قرآن سخن گفته و به اصول اساسی فهم آن، چگونگی تدبر در آن و شیوه زیستن بر اساس آموزه‌هایش اشاره کرده‌اند.»

منابع استخراج کلیدها

نویسنده در ادامه، مهم‌ترین کتاب‌هایی را که درباره قرآن، فضیلت‌های آن، آداب تلاوت، قواعد تدبر و مبانی فهم آن نوشته شده‌اند، معرفی می‌کند. از جمله:

  • بخش‌هایی درباره آداب تلاوت از کتاب «احیاء علوم الدین» اثر امام غزالی؛

  • «الإتقان» اثر سیوطی؛

  • مقدمه‌های تفاسیر قرطبی و قاسمی؛

  • «التبیان» اثر نووی؛

  • «اصول اساسی برای فهم قرآن» اثر ابوالاعلی مودودی؛

  • و «چگونه با قرآن زندگی کنیم؟» اثر نبیه عبدربه.

موضوعات کتاب

نویسنده کتاب را با مقدمه‌ای درباره سخنان قرآن در معرفی خویش آغاز می‌کند و سپس به نام‌ها و صفات قرآن، توصیف پیامبر ﷺ از قرآن و تعبیرهای اصحاب و تابعین درباره آن می‌پردازد. پس از آن، آداب تلاوت قرآن را مطرح می‌کند و در ادامه، ۲۷ کلید برای تعامل با قرآن معرفی می‌کند.

برخی از این کلیدها عبارت‌اند از:

۱. داشتن نگرشی جامع و فراگیر به قرآن؛
۲. توجه به اهداف اساسی قرآن؛
۳. در نظر گرفتن کارکرد عملی قرآن؛
۴. حفظ فضای معنوی و مفهومی متن قرآنی؛
۵. پرهیز از شرح‌ها و تفصیل‌های طولانی‌ای که ممکن است نور قرآن را بپوشانند؛
۶. پاک دانستن قرآن از اسرائیلیات و پرهیز از تعیین جزئیات مبهمی که قرآن مشخص نکرده است؛
۷. ورود به جهان قرآن بدون پیش‌فرض‌های تحمیل‌شده؛
۸. اعتماد کامل به متن قرآن و سنجش واقعیت‌های ناسازگار با آن بر اساس معیارهای قرآنی؛
۹. همراه‌شدن با اشارات، سایه‌های معنایی و لطایف متن؛
۱۰. توجه به معانی و دلالت‌های آیات؛
۱۱. رهاکردن متن از محدودیت‌های زمانی و مکانی در فهم پیام آن؛
۱۲. توجه به بُعد واقع‌گرایانه آیات قرآن؛
۱۳. احساس اینکه هر آیه مستقیماً با خود خواننده سخن می‌گوید؛
۱۴. ثبت دریافت‌ها و معانی در همان لحظه‌ای که به ذهن می‌رسند؛
۱۵. تسلط بر مبانی و مقدمات علوم تفسیر؛
۱۶. بازگشت مکرر به آیات؛
۱۷. توجه به شخصیت مستقل هر سوره؛
۱۸. فراتررفتن از اختلافات مفسران و بازگشت به سرچشمه زلال قرآن؛
و دیگر اصولی که نویسنده در این کتاب توضیح داده است.

نمونه: حفظ فضای متن قرآنی

نویسنده ذیل این کلید می‌نویسد:

«خواننده قرآن ممکن است هنگام تلاوت، ذهن خود را به مشغله‌های گوناگون سرگرم کند؛ مشغله‌هایی که در برابر دیدگانش ظاهر می‌شوند و مانع بهره‌مندی او از نور قرآن می‌گردند. گاهی نیز ذهنش به این‌سو و آن‌سو می‌رود و خیالش در افق‌های دور پرسه می‌زند.

ازاین‌رو، خواننده باید در فضای متن قرآنی باقی بماند و همه توانایی‌ها و ابزارهای دریافت، پاسخ‌گویی، تأثر و واکنش وجود انسانی خود را به کار گیرد تا با قرآن تعامل کند و از آن بهره ببرد.

او باید فضای مبارک قرآنی را حفظ کند، در نگهداری و غنی‌سازی آن بکوشد و هر بار که به تلاوت قرآن روی می‌آورد، بر وسعت و عمق آن بیفزاید. با تکرار تلاوت و بازگشت دوباره به کتاب خدا نیز باید این ارتباط را تقویت کند.

ممکن است هنگام خواندن آیات، مجموعه‌ای از آن‌ها توجه او را به خود جلب کند و او را به تدبر بیشتر و استخراج معانی نهفته در آن‌ها فراخواند. در چنین وضعیتی، اشکالی ندارد که مکث خود را طولانی‌تر کند و به این دعوت پاسخ دهد؛ اما به شرط آنکه از فضای متن قرآنی خارج نشود و اندیشه‌ها، احساسات، افکار و تصورات خود را همچنان در همان فضا نگه دارد.

او باید نگاه‌ها، دغدغه‌ها و علایق خود را نیز با آیات، سایه‌های معنایی و اشارات آن‌ها همراه سازد.

اگر نفس او را به ترک این فضا و پرداختن به دغدغه‌های دیگر وسوسه کرد، نباید از آن پیروی کند. همچنین، اگر افکارش پرداختن به مباحث، مسائل، جنبه‌ها و موضوعات فرعیِ بی‌ارتباط با آیات را برایش بیارایند، درحالی‌که فهم و تدبر در آیات به آن‌ها وابسته نیست، نباید آن‌ها را بپذیرد یا دنبال کند.

او باید ذهن و اندیشه خود را به بازگشت به فضای متن قرآنی محدود سازد و در تمام مدت تلاوت، هوشیار و مراقب باشد.»

نویسنده در پایان تأکید می‌کند که ماندن در فضای متن قرآنی و حفظ آن، یکی از کلیدهای ضروری برای گشودن گنجینه‌های قرآن است.

۳. مهم‌ترین مبانی تعامل با قرآن کریم

نویسنده: دکتر عیاده بن ایوب کبیسی

مشخصات چاپ: این کتاب در ۱۵۲ صفحه منتشر شده و دارالبحوث للدراسات الإسلامیة در دبی آن را به چاپ رسانده است.

محتوای کتاب

نویسنده می‌گوید:

«مبانی تعامل با قرآن متعددند. هدف ما در این بخش، بررسی همه آن‌ها نیست؛ بلکه می‌خواهیم مهم‌ترین و برجسته‌ترین مبانی را مشخص کنیم. از نظر ما، این مبانی چهار موردند که اگر کسی به‌درستی و با عنایت خداوند بر اساس آن‌ها با قرآن تعامل کند، به رستگاری و کامیابی دست خواهد یافت و به سعادت دنیا و آخرت رهنمون خواهد شد.

این چهار مبنا عبارت‌اند از:

۱. تلاوت

تلاوت دو گونه است:

الف) تلاوت روزانه و مستمر با نیت عبادت؛

ب) تلاوت همراه با تأمل و تدبر.

۲. حفظ

حفظ قرآن دو گونه است:

الف) حفظ کامل کتاب خدا؛

ب) حفظ بخشی از سوره‌ها و آیات قرآن.

۳. فهم

فهم قرآن دو بُعد دارد:

الف) فهم معانی واژگان قرآن و آنچه برای درک بافت و سیاق کلام ضروری است؛

ب) فهم اهداف و مقاصد قرآن و آنچه آیات در پی بیان آن هستند.

۴. عمل

عمل به قرآن دو گونه است:

الف) عمل فردی که به خود شخص محدود می‌شود؛ یعنی انسان آموزه‌های قرآن را در زندگی خود به کار بندد، اخلاق قرآنی را در پیش گیرد و با آداب آن تربیت شود؛

ب) عمل فراتر از خود که از طریق دعوت به قرآن و تشویق دیگران به عمل‌کردن به آموزه‌های آن تحقق می‌یابد.

نمونه: تلاوت همراه با تأمل

نویسنده درباره تلاوت تأملی می‌نویسد:

«تلاوت تأملی مستلزم به‌کارگیری اندیشه، ژرف‌نگری و تکرار فراوان است. خواننده باید در برابر آیات مکثی طولانی و تأمل‌آمیز داشته باشد، آن‌ها را تکرار کند و با تمام وجود در معانی‌شان غرق شود؛ درحالی‌که جهت‌گیری او صادقانه و تدبرش عمیق باشد.

او باید گشایش الهی را بجوید و در انتظار فیض و بخشش خداوند بماند تا ابرهای فضل الهی بر قلبش باریدن گیرند. در این هنگام، از اسرار کتاب پروردگارش آگاه می‌شود که پیش‌تر از آن‌ها غافل بوده و به گوهرهای پنهان آن پی می‌برد که پیش از این از شناختشان ناتوان بوده است.

این تأمل دقیق ممکن است به استنباط احکام نیز بینجامد؛ به‌ویژه برای دانشمندانی که خود به دانسته‌هایشان عمل می‌کنند.»

نویسنده در ادامه، احادیثی درباره تأمل در کتاب خدا آورده و آن‌ها را توضیح داده است.

کتاب‌های دیگر در این زمینه

۱. «قواعد التدبر الأمثل لكتاب الله»، نوشته شیخ عبدالرحمن حبنکه میدانی، چاپ دارالقلم.

۲. «مبانی اساسی برای فهم قرآن»، نوشته ابوالاعلی مودودی.

منابع و پانوشت‌ها

۱. این حدیث را احمد در «مسند» (۴/۱۶۰)، ابن‌ماجه (۱۰۴۸) و حاکم (۳/۵۹۰) روایت کرده‌اند. حاکم آن را صحیح دانسته و ذهبی نیز با نظر او موافقت کرده است.

۲. برگرفته از مقدمه عمر عبید حسنه بر کتاب «چگونه با قرآن تعامل کنیم؟» نوشته شیخ محمد غزالی.