زیاد بخوانید، زیاد بنویسید و جدی باشید، مواردی هستند که میتوانند به شما کمک کنند که از نردبان موفقیت در روابط عمومی بالا روید.
یک روز در گوگل آنالیتیکس میگردم و تعداد بازدیدکنندگان وبلاگم را بررسی میکنم. اسپین ساکس را با جستجوی این عبارت در گوگل که «چگونه در روابط عمومی موفق باشیم»، پیدا میکنم.
اسپین ساکس در لیست گوگل برای آن عبارت در جایگاه اول قرار دارد که بسیار عالی است و البته شاید هم نیست.
همانطور که میدانید، این نوشته دو سال پیش در وبلاگ منتشر شده و یک نویسندهی میهمان برایش نظر داده: «آنقدرها هم بد نبود». همین نوشتهها باعث میشود که بلاگرها از نظرات میهمانها خوششان نمیآید!
این نوشتار بیش از آنکه در مورد روابط عمومی باشد، در مورد نحوهی موفقیت در ارتباطات رسانهای است و اگر هدف وبلاگ تغییر ادراک از این صنعت و مقوله اسپین داکتری باشد، نیاز ما به خودمان بیشتر از اول بودن در لیست جستجوی عبارتمان در گوگل خواهد بود.
پس در اینجا، چهار راه برای موفقیت در روابط عمومی وجود دارد. (به هر حال، جستجوی شما برای مشاهدهی رفتار مردم از طریق گوگل آنالیتیکس، راهی فوقالعاده برای جلوگیری از متوقف شدن نویسنده است. اتفاقی که تا کنون برای من نیافتاده است.)
1. جدی باشید.
دوست دارم داستان خودم را زمانیکه برای اولینبار کارم را شروع کردم، برایتان نقل کنم. کار من نسخهبرداری رنگی از کتابهای طلق و شیرازه بود. مدت زیادی از آن نمیگذرد، اما برگرداندن آن نسخهبرداریهای رنگی زمانی در حدود چهار دقیقه میطلبید. این بسیار ناخوشایند بود و من مجبور بودم برای انجام این پروژه هر روز حداقل دوبار تونر را تعویض کنم. (من همزمان تعمیرکار دستگاه کپی بودم.)
من با آن زمان طولانی چه میکردم؟ مقاله میخواندم. به این ترتیب من حتی متوجه اینکه در حال انجام کار هستم نمیشدم، اما پس از گذشت شش ماه، در جلسهای نشسته بودم و یکی از مشتریان سؤالی پرسید که هیچکدام از مدیران ارشدم نتوانستند به آن پاسخ دهند. من با خجالت دستم را بلند کردم -من آنزمان بسیار خجالتی بودم- و به سؤال پاسخ دادم. همه اینها به این دلیل بود که من آن مقالات احمقانه را خوانده بودم، نتیجه این شد که به عضویت تیم روابط عمومی درآمدم.
2. زیاد مطالعه کنید.
یکی از سؤالات مورد علاقهی من در مصاحبهها این است: «اکنون چه کتابی را مطالعه میکنید؟» شاید تعجب کنید اگر بدانید که بسیاری از مردم پاسخشان این است: «من وقتی برای مطالعه ندارم؛ چراکه آن را به کارم اختصاص دادهام.» آنها احتمالاً فکر میکنند که جواب صحیح را دادهاند، اما نمیدانند که نمیتوانستند جوابی اشتباهتر از این بدهند. بیشتر مطالعه کنید -بیشتر در مورد موضوعات متنوع مطالعه کنید- تا نویسندهی بهتری شوید و بتوانید بهتر بنویسید، خُب، شماره3 را بخوانید.
3. بیشتر بنویسید.
جای تعجب ندارد که این جمله در سراسر جهان در حال اتفاق افتادن است. چند سال قبل پدرم به من گفت: «من بسیار متعجب شدم که تو میخواهی به تجارت بپردازی. من همیشه فکر میکردم که تو یک نویسنده خواهی شد.» آنچه باعث این فکر در ذهن او شده بود، زمان زیادی بود که من در طول روز به نوشتن اختصاص میدادم. قسمتی از دلیل این کار من، علاقه من به نویسندگی است و قسمت دیگر دلیل آن بهخاطر جهتی است که صنعت دارد بدان سو حرکت میکند.
اگر بهطور مداوم -روزانه- نمینویسید؛ شما نمیتوانید یک نوشتهی اقناعی، اطلاعرسانی و با ارزش محتوایی برای مشتریانتان بنویسید. در حقیقت، شما ایدهای در مورد نیازهای آنها ندارید؛ چرا که شما تا کنون بازخوردی از طریق محتوایی که برای آنها ارسال کردهاید، دریافت نکردهاید.
4. آموختن را ادامه دهید.
کسب و کار من، آرمان دیتریک، در جایگاهی قرار دارد که ما میتوانیم بهراحتی در اندازهای که هستیم باقی بمانیم، یا من میتوانم مسیر خودم را ادامه دهم تا صورت تصاعدی رشد کنیم. اما من دوست دارم آن را به تأخیر بیاندازم، بنابراین از یک مدرس رهبری دعوت کردم تا مرا آموزش دهد. من مانند مایکل جردن و تایگر وودز مربیانی دارم و این مسأله برای رهبران بسیار مهم است که به خوبی آموزش ببینند.
هفتهی قبل ما در مورد اهداف من صحبت کردیم و من گفتم که میخواهم ساعات کارم را به 12ساعت در روز تقلیل دهم. دوستی گفت: «برای سی ساعت اضافهات در هفته چه برنامهای داری؟» در آن زمان من پاسخی نداشتم، مگر اینکه بگویم: آشپزی، دوچرخهسواری و نوشتن بیشتر، کارهایی که بهطور معمول انجام میدهم. وقتی دوباره توجه کردم، من واقعاً میخواهم در چند دوره، خارج از حوزهی تخصصیام شرکت کنم. من میخواهم از طریق سایت (https://www.coursera.org) در کلاسهای کورزرا برای آموزش برنامهنویسی و توسعهی الگوریتمها شرکت کنم. شما بهطور ذاتی میل به یادگیری دارید.
5. مشارکت در شبکه
در برخی موارد در محل کارتان، مخصوصاً اگر شما در بخش آژانس هستید، یک رئیس به شما در مورد بخشهایی از کارتان که در آنها پیشرفت کردهاید، شامل توسعه کسب و کار، به شما نکاتی خواهد گفت. روابط عمومیهای حرفهای برای فروش، آموخته نشدهاند. فعالیت شبکهای شما را نگاه میدارد. ناگهان افرادی که فکر میکنید دوستتان هستند به دلیل اینکه شما در جایگاهی خدمت میکنید که در معرض دید قرار دارید، متحدان بزرگ علیه شما برای یافتن کسب و کار جدید خواهند شد. من در این قسمت متوقف میشوم؛ چراکه نمیخواهم زیادهگویی کنم و راهکارهایم را در یک فهرست ارائه میدهم:
-بیشتر تحقیق کنید.
-درک کنید که یک کسب و کار چگونه میتواند پولساز شود.
-نتایجتان را در اهداف یک سازمان دنبال کنید.
-در بخشهای دیگر دوستانی پیدا کنید. کشف کنید که چگونه فعالیت آنها میتواند به تکمیل کار شما کمک کند.
-از یکی از همکارانتان جویای همکاری تجاری شوید.
-از رسانههای اجتماعی برای درک موارد ظریف کسب و کارتان بهرهمند شوید.
-کتاب بنویسید.
-متمرکز شوید. ممکن است که این نوشتار نیاز به تکمیل شدن به وسیله یک مقاله دیگر داشته باشد.
آیا میتوانید مواردی را به این فهرست بیافزایید؟
«جینی دیتریک» صاحب و مدیرعامل شرکت «آرمنت دیتریک» است. وبلاگ او با نام «اسپین ساکس»، میباشد و اصل این مقاله از آن وبلاگ دریافت شده است.

نظرات