۱) بلافاصله پس از خواندن بیانیهی وزارت دفاع مصر توسط عبدالفتاح سیسی که در آن علیه رئیسجمهور منتخب مصر، اعلام کودتا شد، شبکههای ماهوارهای تلویزیونی اسلامگرایان از جمله شبکهی الرحمة و الحافظ و مصر ۲۵، بسته شد و مدیران و کارمندان آن شبکهها بازداشت شدند، حتی کانال الجزیره به مدت چند ساعت برنامههایش قطع شد، شاهکاری که حتی حسنی مبارک از انجام آن شرم داشت.
یادتان هست بازیگران –رذلی– چون باسِم یوسُف و عمرو ادیب، در دوران حکمرانی محمد مُرسی، چقدر به تحریک مردم، علیه رئیسجمهور منتخب میپرداختند، بدون آنکه کانالهایشان بسته شده و یا کسی از آنان بازداشت شود؟
آیا این همان آزادی است که لیبرالها و سکولارها بدان معتقدند؟!
۲) ارتش مصر، پس از ربودن محمد مُرسی، اعلام کرد که اجازه نخواهد داد کسی به جریان اسلامگرا و طرفدارانش تعرض نماید، این در حالی بود که در همان شبِ کودتا، بیش از ۲۰نفر از اعضای جنبش اخوانالمسلمین، با دستان ناپاک لباس شخصیها و نظامیان ارتش و امنیت ملی به شهادت رسیدند و تعدادی از رهبران اخوان از جمله رئیس مُرسی، نخستوزیر هشام قندیل، کتاتنی رئیس پارلمان و خیرت شاطر و رشاد بیومی و... بازداشت شدند.
۳) پس از اعلام کودتای نظامی، کاروانهایی از نیروهای اطلاعاتی و ارتش، به خیابانهای شهرهای مختلف مصر ریختند تا تظاهراتهای مسالمتآمیز طرفدار محمد مُرسی را سرکوب نمایند، سؤالی منطقی این است که این مجموعه ضد تظاهرات، در زمان مُرسی و آنگاه که دفاتر مرکزی اخوان به آتش کشیده میشد و طرفدارانش به خاک و خون کشیده میشدند، کجا بودند و چرا در خیابانها حضور نداشتند؟!
۴) جریانات سکولیبرال مصر، پهلواننمایی -پنبهای- میکردند که مخالف بازگشت حکمرانی نظامیان هستیم، آیا پس از کودتای نظامیان علیه رئیسجمهور منتخب و تسلط آنها بر پستهای کلیدی دولت، این شعار پهلوان نمایانهی آنان رنگ و لعاب اصلیاش را نباخته است؟
۵) کسی که سخن گفتن محمد مُرسی در آخرین اظهارات قبل از ربودنش، از «مشروعیت و قانون» را به باد مسخره میگیرد، انسانی ساده (اهبل) است و از سیاست و سخنرانی چیزی نمیداند؛ آری «مشروعیت انتخاباتی و قانونی» واپسین واژه و اصطلاحی بود که بر زبان مُرسی، جاری شد، تا بر دل مردم پرتو افکند و آنان را یادآور شود که او -تنها او- نخستین رئیسجمهور منتخب در تاریخ مصر بوده است، ولی آیا لیبرالهای مصر به این نکتهی اساسی و کلیدی که بر زبان رئیسجمهور ربوده شده و آزادیخواه جاری شد، پی خواهند برد؛ حال اینکه حسنی مبارک و احمد شفیق با اموال و داراییهای اماراتیاشان آنان را سوق میدهند؟!
۶) تاریخ یادآور میشود و گواهی خواهد داد که رئیسجمهوری دیکتاتور و مخلوع به نام «حسنی مبارک» درحالیکه به ظاهر در زندان به سر میبرد، کودتایی را علیه انقلابی مردمی و رئیسجمهوری برگزیده و قانونی مدیریت و رهبری کرد.
۷) تاریخ گواهی خواهد داد که «انقلابیون» ی که سنگ «تغییرات دمکراتیک» را به سینه میزدند، گول بدخواهان انقلاب را خورده و خواستار کودتای نظامی علیه دستاوردهای انقلابشان شدند، کودتایی که با هرگونه دمکراسی و قانونمداری و ارادهی مردم، منافات دارد، کودتا علیه رئیسجمهور منتخبی که همه -دوست و دشمن و دور و نزدیک- گواهی میدهند که او انسان پاک و میهندوستی بوده و همواره از دستاوردهای انقلاب دفاع میکرد و کسی را به خاطر نظر و رأی مخالف با خودش، بازداشت نکرد و مصر را تکهتکه نکرده تا آن را بر طرفداران حزب و خانوادهاش تقسیم و توزیع نماید.
۸) تاریخ گواهی خواهد داد که جریان لیبرالیسم و سکولاریسم در مصر -و جهان- چیزی نیست جز شمشیر و خنجری برنده که بر پیکرهی ملت مصر فرود آمده، نهضتش را ناکام گذاشته و آزادیهایش را سرکوب کرده، دستاوردهایش را به تاراج برده، مقدراتش را بر باد داده و کشور را به فاحشهخانهای تبدیل کرده تا انسانهای بیشرف، بیناموس «قواد» و بیهویتی همچون حسنی مبارک و احمد شفیق و همچنین همپیمانانشان و در رأس آنان صباحی، برادعی و عمرو موسی در آن به فاحشهپراکنی بپردازند.
ای آقایان مدعی دمکراسی و انتخابات! آشکار است که چرا سیسال تمام ستمهای مضاعف حسنی مبارک را تحمل کردید و از خود واکنشی نشان ندادید، تازه از خیرات و خمریاتش نیز تمجید میکرده و بهره میبردید؛ زیرا زندانهایش مالامال از اعضا و رهبران جنبش اخوانالمسلمین بود، آن جنبشی که وجودش به عقدهای تبدیل شده که هر لحظه امکان دارد گلوهایتان را خفه نماید! ولی همین که محمد مُرسی رئیسجمهور شد، نه به او فرصت دادید تا در راستای نیل به اهداف انقلاب، آنگونه که شایسته است، تلاش کند و نه او را تحمل نمودید! یک سال، گویی بر اخگرهای آتش تمرگیده بودید، کارشکنی کردید، سنگاندازی پیشه کردید و بالأخره با لباس شخصیهای مزدور و پسماندههای رژیم منحوس مبارک هم دست شدید و در سرزمین مصر به نشر فساد و افساد پرداختید، تا اولین رئیسجمهور برگزیده در تاریخ مصر را سرنگون نمائید.
۹) محمد دحلان، آن شخصیت فلسطینی فراری از غزه، که داستان فعالیتهای خیانتآمیزش نسبت به فلسطین و فلسطینیها و کینهاش نسبت به جنبشهای مقاومت و بهویژه حماس، شهرهی عالم و آدم است، «تغییرات و تحولات دمکراتیک» در مصر و خلاص شدن از چنگ اخوانالمسلمین و محمد مُرسی، توسط ژنرال سیسی و رهبران لیبرال و سکولار مصری را با حرارت ویژه به مردم مصر تبریک میگوید!!
مطمئناً آقایان محمد دحلان، احمد شفیق آن بازندهی انتخابات به مُرسی و میزبانشان در کشور امارات، ضاحی خلفان، که کینهاش نسبت به جنبش اخوان، بینظیر است، پس از ربودن دکتر محمد مُرسی و اعلام کودتا علیه او، از شادی در پوست ضخیمشان نمیگنجند، و از اینکه بالأخره همپیمان و هممرامهای ناسیونالیست، ناصری و سکولارشان در مصر موفق شدند قدرت را -هرچند از طریق کودتا و بر پشت تانک نظامیان- از اخوانیها بازپس بگیرند، بر طبل و دُهُل شادیشان زدند!!
۱۰) سکوتی بسان سکوت مُردگان -ولی آمیخته با تأیید خوفآمیز- بر اردوگاه حقوقدانان، سیاستمداران و حامیان و مدعیان دمکراسی سایه افکنده بود؛ این بود که آقایان حمدین صباحی، محمد البرادعی و عمرو موسی -که به ظاهر در اردوگاه دمکراتها چادر زده بودند- کودتای کاملاً غیر قانونی را نه اینکه محکوم نکردند، در شکلگیری آن نیز سهم شیر، ایفا نمودند و سنگدلی آنان باعث شد حتی نسبت به ریخته شدن این همه خون انسانهای بیدفاع و بیگناه، توسط دژخیمان پلیس و ارتش نیز واکنش منفی نشان ندهند!!!
تازه باسم یوسف -آن بازیگر دلقکی و مُضحک مصری، که در دوران مُرسی فقط به مسخره کردن رئیسجمهور و رهبران و مسؤولان حکومتی و اخوانی میپرداخت- را ندیدیم که در برنامهی پوچ و بیمحتوایش بر شبکههایی چون التحریر و فراعین و سیبیسی و... از ارباب راستینش، ژنرال سیسی خرده بگیرد و یا -زبانش لال- مسخرهاش نماید!!
–دیر یا زود– متوجه خواهیم شد که محمد مُرسی در یک سال ریاستجمهوریش اشتباهاتی داشت -هرچند عامل ربودنش، اشتباهاتش نبود بلکه برنامهها و اصلاحات زیربنایی و اساسیاش که به کامغربیها و عربها خوش نمیآمد- و از بزرگترین آن اشتباهات این بود که این بازرگانان سیاسی و حقهبازان اقتصادی همچون رهبران اپوزسیون را در کشور آزاد و رها گذاشت و آنان را در دادگاههایی انقلابی محاکمه و زندانی ننمود.
البته به قول عربها برد و باخت را همه خواهند دید و بر قامت کسی دوخته نشدهاند و روزی خواهد آمد که اسلامگرایان با نیرو و قدرتی افزونتر و با تجربیاتی بیشتر بازخواهند گشت و تخت و عرش عنکبوتی این مدعیان دروغین مردمداری را در هم کوبیده و برای همیشه آنان و اربابانشان را به زبالهدان تاریخ خواهند ریخت، هرچند این حکومتداریِ یکساله در مصر، نخستین تجربه برای جنبش اخوانالمسلمین مصر به شمار میآید و هرچند نگذاشتند دورهی قانونی چهارسالهاشان را به اتمام برسانند ولی من اطمینان دارم آنان -اخوان- از این تجربه و مرحله، درس و عبرتهای فراوانی کسب کرده و خواهند کرد و البته ما نیز -که ایدهای اسلامی و اخوانی داریم- از این مرحله و تجربهی به ظاهر سخت و دشوار، درسهای سیاسی و دوست و دشمنشناسی فراوانی خواهیم آموخت.

نظرات
بارام
درود بر شما!
زانا شریف قادری
درود و رحمت خدا بر شما باد آقای رسولی کیا ! بخاطر دفاعتان از حق و مجاهدت در راه خدا از شما ممنونم. خدا اجر و پاداش خیرتان دهد. آفرین بر دکتر مرسی که مدافع حق و آزادی و قهرمان راه خداست.خدای رحمان او را همچنان ثابت قدم و پیروز گرداند و پوزه ی ستمگران را به خاک بمالد. یریدون لیطفئوا نور الله والله متم نوره ولو کره الکافرون.