چه قدر دشوار است که به خاطر بیماری یا علت دیگری ارتباطت با برادرانت قطع شود و وضعیت زمانی دشوار‌تر می‌شود که این ارتباط به واسطه‌ی کلمات یا مقاله‌ای باشد که می‌نگاری. باری چنین مشکلی زمانی بر من عارض شد که توان نوشتن نداشتم؛ در این صورت چاره‌ای جز آن نبود که بردبار باشم و به خداوند توکل کنم و از او بخواهم مرا از از دیدار دوستان و هم‌صحبتی با آنان محروم نفرماید. دوستان هوای پاکی هستند که با آنان نفس می‌کشم و آب گوارایی هستند که می‌نوشم؛ آنان زندگی من هستند. به همین مناسبت من از بیان احساساتم نسبت به برادرانی که در حق من دعا کردند و به لطف خدا همواره مستجاب شده است ناتوانم. اینک در صدد از سرگیری نوشتن هستم تا این رابطه‌ی گسسته را برقرار کنم و یقین دارم که اگر با آنان نبوده‌ام با دیگران هم نبوده‌ام. 

با خود گفتم پس از این مدت فاصله چه بنویسم؛ خاطرات امام بنا را مرور کردم اما این انتخاب چقدر دشوار بود از کجا آغاز می‌کردم؛ از ولادتش یا از الطافش؛ یا از فهم و عملکرد او و همنشینی او با علمایی که در مجلس علمی پدرش حاضر می‌شدند؟ می‌خواهم گام‌ها سریع‌تر‌ برداریم و ببنیم امام بنا پس از اینکه در ۱۶ دسامبر ۱۹۲۷ به اسماعلیه منتقل شد چگونه کارش را به عنوان یک معلم در یکی از مدارس ابتدایی این شهر آغاز کرد. 

جماعت اخوان المسلمین زمانی وارد عرصه شد که جهان اسلام زیر یوغ استعمار سکولار اروپایی و کینه‌ی صلیبی مربوط به قرن هجدهم دست و پا می‌زد. جهان اسلام در آن زمان با مشکلات زیر دست و پنجه نرم می‌کرد: 

۱-کشورهای اسلامی تحت انواع اشغال‌گری بودند چه به لحاظ نظامی، اقتصادی و فرهنگی. 

۲-پس از سرنگونی خلافت در سال ۱۹۲۴ شریعت اسلامی جای خود را به قوانین مدنی داده بود. 

۳-امت اسلامی به کشورهای گوناگون تقسیم شده بود. 

۴-عقب‌افتادگی علمی، بی‌سوادی دینی، تعصب مذهبی، فهم نادرست از اسلام حاکم بود و عقیده از فضای انسان‌سازی و تصحیح مفاهیم دینی دور شده بود. 

به همین خاطر امام بنا اقدامات زیر را در رأس کار خود قرار داد: 

۱-پیراستن عقیده از انحرافاتی که بر آن غالب شده بود. 

۲-انتقال از فهم جزئی اسلام به فهم کلی. 

۳-تربیت فراگیر برای پرورش انسان مسلمان، جامعه و حکومت. 

۴-فراخوانی برای گشودن باب اجتهاد با قواعد شرعی برای درمان مشکلات زمان. 

او گام‌های عملی‌اش را مشخص کرد؛ از کجا آغاز کرد؟ او نخستین گام‌هایش را در زمینه‌های زیر برداشت: 

نخست: تربیت فرد مسلمان‌: او برای این کار وجود ده صفت ربانی را در انسان مسلمان ضروری دانست: جسم قوی، اخلاق زیبا، فکر مترقی، توانایی کسب و کار، عقیده‌ی سالم، عبادت درست، جدیت و پویایی، وقت‌شناسی، داشتن نظم در کار‌ها و سودمند بودن برای دیگران. برای جماعت نیز ارکان بیعت را وضع کرد و قدرت ایمانی و سازمانی را مشخصه‌ی آن قرار داد. 

دوم: ایجاد خانواده‌ی مسلمان تا مرد خانواده‌اش را توجیه کند که به فکر و اندیشه‌ی او احترام بگذارد و در تمام مظاهر زندگی به آداب اسلامی پایبند باشد. 

سوم: ارشاد جامعه از راه گسترش دعوت به خیر و مبارزه با منکرات. 

چهارم: آزادسازی میهن از سیطره‌ی هر نوع بیگانه. 

پنجم: اصلاح حکومت‌ها. 

ششم: بازگرداندن امت اسلامی به جایگاه جهانی آن. 

هفتم: پیشوایی برای جهانیان. 

به این ترتیب ویژگی‌های شخصیتی امام بنا در موارد زیر آشکار شد: 

۱-قدرت ایمان و عمل و فداکاری در راه آن؛ احساس مسئولیت و دعوت به مسئولیت‌پذیری. 

۲-فهم دقیق از اسلام که از تربیت آغاز سپس به تعریف و تکوین می‌رسد و با تنفیذ پایان می‌پذیرد. 

۳-اقتدا به پیامبر اکرم (ص) به لحاظ قولی، عملی و حرکتی. 

۴-فعالیت دایمی و منظم از طریق جماعتی که دارای برنامه، افراد و فرماندهی باشد. 

۵-دارای سیاست و زیرکی بود که سیاستش را با اخلاق آراسته بود. 

۶-مصلحی اجتماعی بود. 

۷-دارای میانه‌روی و اعتدال در دعوت و حرکت. 

۸-برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی. 

۹-ایمان به وحدت امت اسلامی. 

۱۰-جهاد در راه خدا تا اینکه امت جایگا‌ه مطلوبش را بازیابد. 

دعوت چگونه موفق می‌شود؟ 

نخست: داشتن چشم انداز کاملاً روشن و شفاف؛ اوامر و نواهی‌ای که قابل تأویل نیست: اقرأ (بخوان) لاتطعه (اطاعت مکن). سپس علم تکوینی، توشه‌ی ربانی و حرکت منضبط؛ قم اللیل، یا ایها المدثر. 

دوم: تناسب دعوت با نیازهای روانی، روحی و مادی مردم. 

سوم: ایجاد یاورانی که گرد آن جمع شوند و برای آن کار کنند و در راه آن جان‌نثاری کنند. نصرت دعوت و حمایت از فکر و ایده: 

 «وإذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّینَ لَمَا آتَیْتُکُم مِّن کِتَابٍ وحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ ولَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إصْرِى قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وأَنَا مَعَکُم مِّنَ الشَّاهِدِینَ» [آل عمران: ۸۱]. 

 (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند پیمان مؤکّد از (یکایک) پیغمبران (و پیروان آنان) گرفت که چون کتاب و فرزانگی به شما دهم و پس از آن پیغمبری آید و (دعوت او موافق با دعوت شما بوده و) آنچه را که با خود دارید تصدیق نماید، باید بدو ایمان بیاورید و وی را یاری دهید. (و بدیشان) گفت: آیا (بدین موضوع) اقرار دارید و پیمان مرا بر این کارتان پذیرفتید؟ گفتند: اقرار داریم (و فرمان را پذیرائیم. خداوند بدیشان) گفت: پس (برخی بر برخی از خود) گواه باشید و من هم با شما از زمره‌ی گواهانم. 

چهارم: دعوت به واسطه‌ی ربّانی بودن و تأیید دعوت و افراد داعی از جانب خداوند تمام مشکلات را پشت سر خواهد گذاشت: «وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ المُؤْمِنِینَ» [روم: ۴۷]. 

و همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است. 

این همه در صورتی به دست می‌آید که مردم تغییر کنند و دل‌ها پاک شوند. 

امام بنا ضمن نصحیت به یارانش می‌گفت: برادران من! جهاد با نفس اولین واجب ما است با نفس خود جهاد کنید و آموزه‌های اسلامی و احکام آن را با نفس تمرین کنید و به هیچ وجه نسبت به این مهم سستی نورزید. فرایض را ادا کنید و به طاعت روی آورید. از گناه فرار کنید و از نافرمانی بپرهیزید؛ دل‌ها و احساسات خود را همواره به خدایی متصل کنید که مالک آسمان‌ها و زمین است. با سستی و ناتوانی مبارزه کنید و جوانی و احساسات و عواطفتان را با فضایل بیارایید. با گرایش‌های نفسانی و هوا و هوس مخالفت کنید؛ وقت خود را غنیمت بدانید و آن را بیهوده هدر ندهید. درباره‌ی وقت دقیقا از خود حساب بکشید و یک دقیقه از آن را نیز بدون انجام عمل خیر و بدون تلاش و کوشش به هدر ندهید. ایشان در خاطراتش می‌نویسد:‌ای فرزندان عزیز امت اسلام و محبوبان ما: ما مسلمانیم و همین ما را کافی است، روش ما روش رسول خداست به همین قدر قناعت کنید، عقیده‌ و باور ما برگرفته از کتاب خدا و سنت رسول اوست و همین کافی است. آیا شما آمادگی دارید؟ آیا حقیقتاً آمادگی دارید که شما تلاش کنید و مردم استراحت کنند؟ آیا آماده‌اید که شما کشت کنید و مردم درو کنند؟ و دست آخر اینکه بمیرید تا مردم زندگی کنند؟ 

آیا حقیقتاً خود را آماده کرده‌اید تا قربانی شوید و خداوند به وسیله‌ی شما امت را به جایگاهی که باید داشته باشد برساند؟ بشنوید که امام بنا چگونه پیروانش را مورد خطاب قرار می‌دهد: دوست دارم به صراحت با شما سخن بگویم: دعوت شما هنوز برای بسیاری از مردم ناشناخته است و تا آن را بشناسند و به اهداف و مقاصد آن پی ببرند به شدت با شما دشمنی خواهند کرد. بسیاری از دشواری‌ها را در مقابل خود خواهید یافت و موانع زیادی بر سر راه شما قرار خواهد گرفت؛ آن وقت است که تازه راه صاحبان دعوت را آغاز کرده‌اید. اما هم اکنون برای بسیاری از مردم ناشناخته هستید و هنوز برای دعوت مقدمه‌چینی می‌کنید و برای جهاد و تلاشی که نیاز دارد آماده می‌شوید. نادانی مردم نسبت به حقیقت اسلام یکی از موانع پیش روی شماست؛ برخی از دین‌داران و علمای رسمی از فهم شما نسبت به اسلام در شگفت خواهند بود و جهاد شما در راه دعوت را انکار خواهند کرد. رؤسا و بزرگان و صاحبان جاه و مقام کینه‌ی شما را به دل خواهند گرفت و تمام حکومت‌ها در برابر شما خواهند ایستاد. هر حکومتی می‌خواهد فعالیت شما را محدود کند و موانعی بر سر راه شما قرار دهد. 

آنانی که از شما خشمگین هستند به بهانه‌ای دست می‌یازند تا با شما مبارزه کنند و نور دعوتتان را خاموش سازند؛ در این راستا به حکومت‌های ضعیف و اخلاق پست متوسل می‌شوند و دست‌هایشان را به گدایی به سوی آنان و به تجاوز و تعدی به سوی شما دراز می‌کنند. همگان غبار شبهات و اتهام‌های ظالمانه را گرداگرد دعوتتان پخش خواهند کرد و تلاش خواهند کرد هر ناشایستی به شما نسبت دهند و شما را در چشم مردم به بد‌ترین شکل جلوه دهند. به قدرت و سلطنت خود پایبندند و به دارایی و نفوذ خود تکیه می‌کنند: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ واللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ولَوْ کَرِهَ الکَافِرُونَ» [الصف: ۸]. می‌خواهند نور (آئین) خدا را با دهان‌هایشان خاموش گردانند، ولی خدا نور (آئین) خود را کامل می‌گرداند، هرچند که کافران دوست نداشته باشند. 

بدین وسیله شما در محک تجربه و آزمایش قرار می‌گیرید؛ بازداشت خواهید شد؛ کشته و مجروح و آواره خواهید شد؛ اموالتان مصادره، فعالیت‌هایتان تعطیل و خانه‌هایتان بازرسی خواهد شد و این آزمایش شما را رشد و ترقی خواهد کرد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وهُمْ لا یُفْتَنُونَ» [عنکبوت: ۲]. آیا مردمان گمان برده‌اند همین که بگویند ایمان آورده‌ایم به حال خود‌‌ رها می‌شوند و ایشان آزمایش نمی‌گردند؟! 

اما پس از همه‌ی این‌ها به شما وعده داده است که مجاهدان را پیروز و نیکوکاران را پاداش خواهد داد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ» [صف: ۱۰]. «فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِینَ» [صف: ۱۴]. ما کسانی را که ایمان را پذیرفتند، علیه دشمنانشان مدد کردیم، و آنان پیروز شدند. 

با این حال آیا اصرار دارید که یاوران الهی باشید؟ 

برادران من! با قدرت عقل گرایش‌های احساسی را مهار کنید و شعله‌ی عقل‌ را با آتش احساس نورانی کنید. فکر و خیال خود را با حقیقت و واقعیت راستین بیارایید و در فضای درخشان خیال واقعیت را نمایان کنید. به یک طرف میل نکنید که طرف‌های دیگر را واگذارید و با سنت‌های هستی پیکار نکنید که بر شما غلبه خواهند کرد. اما بکوشید که بر آن‌ها غلبه کنید و آن‌ها را به کار بگیرید. گرد سنت‌های هستی بگردید و از برخی از آن‌ها کمک بگیرید و منتظر لحظه‌ی پیروزی باشید که از شما چندان دور نیست. 

برادران من ناامید نشوید که ناامیدی از اخلاق مسلمان به دور است؛ واقعیت‌های امروز خیال‌های دیروز بودند و خیال‌های امروز واقعیت‌های فردا هستند. زمان همواره ظرفیت دارد و با وجود سرکشی مظاهر فساد، اسباب سلامتی در دل امت‌های مؤمن نیرومند و سترگ وجود دارد. ضعیف همواره ضعیف نمی‌ماند و نیرومند تا ابد به حال خود باقی نخواهد ماند: «ونُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ ونَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً ونَجْعَلَهُمُ الوَارِثِینَ (۵) ونُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الأَرْضِ...» 

ما می‌خواستیم که به ضعیفان و ناتوانان تفضّل نمائیم و ایشان را پیشوایان و وارثان (حکومت و قدرت) سازیم. ایشان را در سرزمین (مصر) مستقرّ گردانیم و سلطه و حکومتشان دهیم، 

زمان آبستن حوادث بسیار بزرگی است و فرصت‌ برای کارهای بزرگ همواره فراهم خواهد بود؛ جهان چشم به راه دعوت شماست دعوت به هدایت و سعادت و سلامتی تا از درد و رنج موجود آسوده شود. نقش رهبری امت‌ها و حاکمیت بر ملت‌ها بر عهده‌ی شماست: 

 «وتِلْکَ الأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ» [آل عمران: ۱۴۰]. 

و ما این روز‌ها (ی پیروزی و شکست) را در میان مردم دست به دست می‌گردانیم. 

 «وتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لا یَرْجُونَ» [نساء: ۱۰۴]. شما چیزی از خدا می‌خواهید که آنان نمی‌خواهند. 

 پس آماده باشید و امروز کار را آغاز کنید که فردا ممکن است توان کار کردن نداشته باشید. 

ممکن است کسی بگوید این‌ها چه جماعتی هستند که چیزهایی می‌نویسند که امکان رسیدن به آن وجود ندارد؟ چرا در هاله‌ای از خواب و خیال به سر می‌برند؟ برادرانم برای اسلام و امت به آرامی حرکت کنید؛ آن‌چه را که امروز پیچیده و دور دست می‌پندارید نزد گذشتگان ما آشکار و دسترس بود؛ تلاش شما زمانی به ثمر خواهد نشست که شما هم‌‌ همان احساس گذشتگان را داشته باشید. باور کنید که مسلمانان اولیه، قرآن را در‌‌ همان لحظات اولیه‌ی نزول و قرائت آن فهمیدند‌‌ همان قرآنی که ما امروز آن را بر شما می‌خوانیم.