إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • نویسنده‌: ادریس علی‌پور_ کارشناس ارشد فقه مقارن و حقوق جزا

    باید گفت تحلیل سیره‌ی پیامبر اکرم(ص) بویژه سیره‌ی مدیریتی ایشان می‌تواند ما را به اصولی رهنمون سازد که بتوان از آن به عنوان راهکاری عملی در سیاست، مدیریت و حکومت‌داری استفاده کرد.
    چرا که در واقع واکنش‌های پیامبر و استنباط اصول کلی از رفتار و تدابیر اتخاذ شده توسط ایشان علاوه بر درک بهتر مسائل آن دوران می‌توان از آن رویکردهای مدیریتی و حکومت داری و تصمیم‌گیری را بدست آورد و در امور سیاسی و مدیریتی جامعه و حتی یک ارگان هم استفاده نمود.

  • در حیطه‌ی مسؤلیتهای اجرائی و قانونی یک مسؤول در یک مملکت، اصطلاحات و تعابیری وجود دارند که باید مصداق عملی و عینی داشته و بر مبنای آنها شخص مسؤول پاسخگو باشد. بعد از برگزاری انتخابات ملی و سراسری در یک کشور، شخصی به عنوان رییس‌جمهور انتخاب می‌گردد که طبق قوانین آن کشور باید بدون وابستگی به هیچیک از احزاب و مذاهب داخلی و خارجی تنها در مقابل مردم کشور خویش مسؤول بوده و از تمام آحاد مردم در مقابل تمام حوادث حفاظت و نگهداری نموده و بدون توجه به گرایشهای مذهبی از کارشناسان و متخصصان امر در اجرای قوانین و مقررات کشوری استفاده نماید.

  • گفت وگویی با امیر رضایی، مترجم کتاب «اسلام و لاییسیته» و «اسلام و مبانی قدرت»

    تبیین نسبت میان اسلام و مفاهیم و مکاتب مدرن، از بایسته‌‌‌های تفکر دینی امروز است. متفکران عرب این ضرورت را بخوبی حس کرده و با روال و روندی شتابناک تر از ما به آن همت کرده اند. «اسلام و لاییسیته» عنوان کتابی است که موضوع مناسبات میان این دو مفهوم را باز می‌کاود. گفت‌و‌گوی کوتاه حاضر، حاصل گفت‌و‌گویی است با امیر رضایی، مترجم این کتاب. ذکر این نکته خالی از فایده نیست که کتاب حاضر، نخستین اثر از مجموعه «اسلام و اومانیسم» است که توسط انتشارات قصیده در حال انجام است. دومین کتاب از این مجموعه، با عنوان «اسلام و مبانی قدرت» نوشته علی عبدالرازق با همین قلم ترجمه‌ شده‌ و توسط انتشارات قصیده‌ متشر شده‌ است.

  • نویسنده‌: دکتر مقصود فراستخواه

    مقدمه و روش
    روشنفکری دینی، وجود جدید تاریخی در عرصه تحوّلات ایران معاصر است. از یک لحاظ می توان سه رویکرد معرفت شناختی متفاوت برای بررسی روشنفکری دینی را از هم متمایز ساخت که عبارتند از:

    1. رویکرد اثباتی
    2. رویکرد توجیهی
    3. رویکرد توضیحی.

  • نویسنده: لوئیس. پى پویمن*

    در این نوشته می‌خواهم به یکى از غامض‌ترین مشکلات فلسفى در طول تاریخ فلسفه، یعنى معرفت‌شناسی باور دینى، بپردازم؛ هم به خاطر اهمیت خود این موضوع و هم به عنوان نمونه‌ای از چگونگى کاربرد جنبه‌هاى مختلف نظریه معرفت درباره موضوعى خاص. من طرح کلى آنچه را که به نظرم بهترین دلیل براى توجیه باور دینى است، ارائه می‌کنم و منحصراً به ادیان خداگروانه مخصوصاً یهودیت، مسیحیت و اسلام نظر دارم؛ اما استدلالهاى من براى انواع دیگر باورها، یعنى باورهاى علمى (مانند نظریه تکامل داروین)، سیاسى (مانند محافظه‌کارى، سوسیالیزم و فمینیسم) و اخلاقى (مانند سودگروى، واقع‌گروى و ضد آن و سقط جنین) نیز کاربرد دارد. ادعا نمی‌کنم که شرح و تفسیر من شرح و تفسیرى کامل، چه برسد به این که کاملاً موفق، است، اما گمان می‌کنم که آموزنده و قابل قبول باشد.

  • نویسنده‌: سید عباس موسویان

    مجله وزین «نقدونظر» در شماره 12 خود، با چاپ مقاله‏اى تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى‏» از جناب آقاى دکتر موسى غنى‏نژاد، زمینه را براى گفتگویى علمى پیرامون یکى از موضوعات مهم اقتصادى فراهم نمود. نویسنده مقاله با ارائه نظریه‏اى مبنى بر تفاوت ماهوى ربا و بهره نظام سرمایه‏دارى معتقد است که تلاش براى تغییر نظام بانکى کشورهاى اسلامى در جهت‏حذف بهره و کوشش براى ارائه الگوهاى بانکدارى بدون بهره، همگى ناشى از یکسان انگاشتن بهره و رباست و چون این پندار صحیح نیست پس همه این تلاشها و کوششها بى‏مورد و غیر لازم خواهد بود.

  • نویسنده‌: سیدعباس موسویان

    در دنیاى امروز، عواملى همچون پیشرفت ابزار تولید، تخصصى شدن فعالیتهاى اقتصادى و بزرگ شدن مقیاس بنگاههاى تولیدى و تجارى، نیاز به سرمایه‏هاى فیزیکى و نقدى را دو چندان مى‏کند; و این در حالى است که تحریم ربا و تطبیق آن بر بهره بانکى، استفاده از پس‏اندازهاى مردمى و تبدیل آن به سرمایه‏گذاریهاى مولد، بر مبناى روشهاى رایج در اقتصاد سرمایه‏دارى، را با مشکل اساسى مواجه کرده است.

  • حمیدرضا شهمیرزادى

    آقاى موسى غنى‏نژاد در مقاله‏اى تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى‏» (فصلنامه نقد و نظر، شماره‏12، پاییز 1376) سعى در اثبات این نظریه دارند که دو مقوله یاد شده ماهیتا با یکدیگر متفاوت بوده و ربطى به هم ندارند; تا از این طریق مجوز فعالیت‏بانکهاى مبتنى بر نظام بهره را فراهم کنند. البته تلاش صادقانه ایشان براى آشتى دادن میان اثرات مخرب اجتماعى‏اقتصادى ربا و نفى شرعى‏اخلاقى آن از یک طرف، و ضرورت جلوگیرى از احتکار پس‏اندازها از طریق دادن پاداشى تحت عنوان بهره بانکى از طرف دیگر، قابل فهم است.

  • نویسنده‌: موسى غنى‏نژاد

    انتقاد عالمانه و روشمند آقاى سید عباس موسویان از مقاله این جانب تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانکى‏» (چاپ شده در مجله نقدونظر، شماره 12) براى پیشبرد بحث مطرح شده، بسیار مغتنم است.
    عنوان مقاله انتقادى ایشان، «بهره بانکى همان رباست‏» (1)، خود پاسخ پرصلابتى به پرسش طرح شده درباره تفاوت ربا و بهره بانکى است و گویاى صراحت‏سخن و سلیقه نویسنده محترم مبنى بر اجتناب از حاشیه رفتن است که در سراسر نوشته ایشان خود را به خوبى نشان مى‏دهد. براى کسى چون راقم این سطور که همیشه کوشیده است تا از چنین روش و سلیقه‏اى در بحثها پیروى کند، گفتگو با آقاى موسویان کارى دلپذیر، اما در عین حال دشوار و خطیر است. از تذکرات فاضلانه ایشان درباره تاریخ اقتصادى صدر اسلام نکات جالبى آموختم که جاى سپاس فراوان دارد.

  •  اشاره‌: این مصاحبه‌ در سال 1376(1997) انجام شده‌ است و در روزنامه‌ی همشهری، از پنجشنبه 23 خرداد 1381 تا پنج‌شنبه 27 تیر 1381 در 16 شماره‌ منتشر شده‌ است؛ نظر به‌ اهمیت گفت‌وگوی حاضر، پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح با اصلاح و بازبینی مجدّد آنرا به‌ حضور ارباب معرفت و صاحبان بصیرت معروض می‌دارد. تا چه‌ قبول افتد و چه‌ در نظر آید! 

    نویسنده:
    عبدالکریم سروش