نویسنده: مقصود فراستخواه
دربارهی اخلاقی بودن و اخلاقی نبودنِ امر سیاسی
طرح مسأله
درآمیخته شدن صورتی ایدئولوژیک از امر دینی با شیوهای نسنجیده از امر کشور داری، برای برخی کشورها منشأ مشکلات و مناقشاتی شده است و مسائل و پرسشهای زیادی به میان آورده است. هر خبط و خطایی به نام دین، دام تقدس میگسترد، نقدها را فرو میخورد و راه بحث و گفتگو را میبندد. فهمیدنی است که در این بحبوحه، گاهی چشمهای نگران، به مبادی اخلاقی سیاست ورزی معطوف میشود که جهانشمولتر از این یا آن گفتمان مذهبی است. اخلاق، حوزهای فرامذهبی است.
اغلب اوقات تحمل انتقادهای دیگران برای همه ما سخت است؛ از کوره درمیرویم و سعی میکنیم فورا جوابی برای قانع کردن آنها بیابیم.
در زیر چند پیشنهاد کاربردی برای افزایش ظرفیت پذیرش انتقاد به شما ارائه میدهیم:
تهیه و تنظیم: حمیرا جانفدا
برگرفته از کتاب تربیت آسیبزا/دکترعبدالعظیم کریمی
به نام آنکه جان را نور دین داد
خرد را در خدادانی یقین داد
واژه تربیت را باید از فطرت انسان که آفرینش خداوند متعال است آغاز کرد و آنچه به عنوان عامل یا روش تربیت جسم و روح انسان را متأثّر میسازد، هنگامی میتواند موجب رشد و تعالی شود که با این زمینههای فطری تناسب و تطابق داشته باشد.
یکی از کار کردهای اصلی روانشناسی و علوم تربیتی در زمان حاضر نیز این است که به والدین معلمان و مربیان مشتاق و تشنهی راه سعادت فرزندان خود هشدار دهد تا مراقب باشند چگونه با فرزندان رفتار نکنند و چگونه آنان را تعلیم ندهند و تربیت نکنند.
پس از اظهارات پراکندهای که توسط برخی اشخاص – که بعضا سابقه عضویت در مراتب عالی جماعت اخوانالمسلمین داشتهاند – مکتب ارشاد عام با صدور بیانیهای، تبیین مواضع جماعت را منحصرا برعهده مرشدعام، معاونان سهگانه وی و سخنگوی رسمی جماعت دانست و به این ترتیب هر رأی دیگری، دیدگاه شخصی افراد تلقی خواهد شد.
یکی از بحثهای بسیار مهم و حیاتی امروز، ارتباط دین و اخلاق است. اگر بخواهیم به طور سیستماتیک در این مورد بحث کنیم، باید اشاره کنیم اعتقاد کسانی بر این است که دین و اخلاق با هم ارتباطی ندارند، چون اصولاً هر دو یک چیزند. این گروه به هویت(1) دین و اخلاق حکم کردهاند و هر دو را یک گرایش دانستهاند. به نظر میرسد کسانی که آیین کنفوسیوس را قبول دارند، کاملاً به این گرایش معتقد باشند که دین همان اخلاق است و اخلاق همان دین.
رعایت حدّ عینیت و ذهنیت، همیشه مشکل هر معرفتشناسی بوده است و فلسفه علم نیز که از اقسام معرفتشناسی است به این مشکل مبتلا است. فلسفه علم منطقی-دستوری خواهان علمی صددرصد ابژکتیو بود. امّا تحقیقات فراوان بازنمود که تاریخ علم آشفتهتر از آن است که در قالب روشهای معینی ریخته شود، و عالمان نیز انسانتر از آنند که ماشینوار عمل کنند، و خرد خشک و خام را بر جمیع عواطف خویش حاکم سازند، و عوامل محیطی و اجتماعی نیز سرکشتر از آنند که حرمت عقل را نگه دارند و همه جا به میل یا به فرمان وی سربسپارند.
نویسنده: عائض القرنی
مترجم: محمدگل گمشادزهی
نیکی به مردم، راه سعادت و خوشبختی است؛ در حدیث صحیح آمده است: «خداوند، هنگام محاسبه بنده اش در روز قیامت میگوید: ای آدمی زاد! من، گرسنه شدم و تو، به من غذا ندادی. بنده میگوید: خدایا! چگونه میتوانم به تو غذا بدهم، حال آنکه تو پروردگار جهانیانی؟! خداوند میگوید: آیا مگر تو نمیدانستی فلان بندهام گرسنه بود و تو، به او غذا ندادی؟ اگر به او غذا میدادی، امروز پاداش آن را نزد من میگرفتی.
پس از جدایی
ترجمه: یکتا فراهانی
اگر در زندگی خود جدایی را تجربه کرده باشید، آزردگی و رنجش خاطر از اولین احساساتی بوده که به یاد میآورید اما این کاملاً طبیعی است و انتظار آن میرود. باید هم اینطور باشد و هیچ اشکالی ندارد. بعد از بیرون آمدن از یک رابطه، راه پر فرازونشیبی در انتظارمان است اما چه مدت طول میکشد تا این مسیر طی شود؟ در واقع این موضوع به خود فرد بستگی دارد.
میکوشم از وسواس تعریف عشق بپرهیزم، اما میترسم که مفاهمه در اضطراب افتد. پس ناچارم بگویم که منظورم از این واژه رابطهای است سراسر کشش و خواهش میان انسانی با انسانی یا حیوانی یا شیئی؛ که عموماً خواهان را عاشق و خوانده را معشوق و خواسته را وصال مینامند. و نشانه صدق آن این است که عاشق با داشتن معشوق، یا با امید آن، خود را صاحب همه چیز میبیند، حتی اگر هیچش نباشد و با نداشتن آن خود را صاحب هیچ نمیبیند، حتی اگر همه چیزش باشد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev