هیچ انسانی نیست که روزی با پرسش رنج و سختی روبهرو نشود: چرا من؟ چرا اکنون؟ و چرا این اتفاق؟ پاسخ این پرسشها لزوماً در شناخت علت تکتک مصیبتها و دشواریها نهفته نیست، بلکه باید معیار و منطق حاکم بر کل زندگی را شناخت. هنگامی که مؤمن دریابد ابتلا و آزمون الهی سنتی جاری و همیشگی است، یکی از جلوههای بخشش خداوند به شمار میرود و آنچه در اختیار انسان است، در حقیقت ملک حقیقی او نیست، نگاهش به سختیها و گرفتاریها تغییر میکند. در این صورت، مصیبت را مجازات نمیبیند، بلکه آن را پیامی از سوی پروردگاری مهربان و حکیم میداند.
ابتلا، سنت الهی در میان آفریدگان
ابتلا و آزمون، پدیدهای عارضی و اتفاقی در زندگی نیست، بلکه یکی از حکمتهای بنیادین آفرینش به شمار میرود. خداوند متعال میفرماید:
﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا﴾ [الملك: ٢]
«همان کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوکارتر هستید.»
بنابراین، دنیا سرای آزمایش است، نه سرای ماندگاری و قرار.
خداوند ابتلا را راهی گریزناپذیر در مسیر رسیدن به بهشت قرار داده است:
﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم ۖ مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا﴾ [البقرة: ٢١٤]
«آیا پنداشتهاید که وارد بهشت میشوید، در حالی که هنوز همانند آنچه بر پیشینیان شما گذشت، بر شما نگذشته است؟ آنان دچار سختیها و زیانها شدند و چنان به لرزه درآمدند که پیامبر و مؤمنانی که با او بودند، گفتند: یاری خدا چه زمانی فرا میرسد؟»
همچنین میفرماید:
﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ﴾ [محمد: ٣١]
«قطعاً شما را میآزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را مشخص کنیم.»
این سنت الهی شامل همه کسانی میشود که ادعای ایمان دارند و هیچکس از آن مستثنا نیست:
﴿أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ﴾ [العنكبوت: ٢]
«آیا مردم پنداشتهاند که همینکه بگویند ایمان آوردهایم، به حال خود رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟»
بلکه هرچه جایگاه انسان نزد خداوند والاتر باشد، احتمال ابتلای او نیز بیشتر است. از پیامبر ﷺ پرسیدند: چه کسانی بیش از دیگران گرفتار بلا و آزمون میشوند؟ فرمود:
«پیامبران، سپس کسانی که از همه به آنان شبیهتر و نزدیکترند. انسان به تناسب میزان دینداریاش آزموده میشود؛ اگر دینش استوار باشد، آزمونش سختتر خواهد بود و اگر در دین خود سستی داشته باشد، به همان اندازه گرفتار آزمون میشود. ابتلا همچنان بنده را دربرمیگیرد تا آنجا که سرانجام، در حالی روی زمین راه میرود که هیچ گناهی بر عهده ندارد.»
(ترمذی، شماره ۲۳۹۸، از سعد بن ابیوقاص؛ ترمذی آن را حدیثی حسن و صحیح دانسته است؛ همچنین ابنماجه، شماره ۴۰۲۳.)
بنابراین، کسی که ابتلا را سنتی الهی بداند، هنگام مواجهه با آن غافلگیر نمیشود و تصور نمیکند که خداوند او را به حال خود رها کرده است.
ابتلا، خود جلوهای از بخشش الهی است
بسیاری تصور میکنند ابتلا و آزمون تنها در قالب سختیها و گرفتاریها ظاهر میشود، در حالی که قرآن کریم تصریح میکند نعمتها نیز نوعی آزمون هستند:
﴿وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً﴾ [الأنبياء: ٣٥]
«شما را با بدیها و خوبیها میآزماییم.»
پس ثروت، آزمون شکرگزاری است؛ فقر، آزمون شکیبایی؛ سلامتی، آزمون چگونگی بهرهبرداری درست از نعمت؛ و بیماری، آزمون خشنودی و رضایت از تقدیر الهی است.
ابتلا در ذات خود میتواند بخششی الهی باشد؛ زیرا گناهان را میزداید، درجات انسان را بالا میبرد، دل را از غفلت بیدار میکند و آن را به سوی پروردگار بازمیگرداند.
پیامبر ﷺ فرمود:
«بزرگی پاداش با بزرگی بلا و آزمون همراه است. هرگاه خداوند گروهی را دوست بدارد، آنان را میآزماید؛ پس هرکس خشنود باشد، خشنودی خداوند نصیب او میشود و هرکس ناخشنودی نشان دهد، ناخشنودی خداوند را برای خود فراهم میکند.»
(ترمذی، شماره ۲۳۹۶، از انس؛ ترمذی آن را حسن و غریب دانسته است؛ ابنماجه، شماره ۴۰۳۱.)
همچنین فرمود:
«شگفتا از کار مؤمن! تمام کارهای او برایش خیر است... اگر نعمتی به او برسد، شکرگزاری میکند و این برایش خیر است؛ و اگر سختی و مصیبتی به او برسد، شکیبایی میورزد و این نیز برایش خیر است.»
(مسلم، شماره ۲۹۹۹، از صهیب.)
هیچ رنجی، کوچک یا بزرگ، وجود ندارد مگر اینکه نزد خداوند پاداشی در برابر آن مقرر شده است. پیامبر ﷺ فرمود:
«هیچ خستگی، بیماری، نگرانی، اندوه، آزار و غمی به مسلمان نمیرسد، حتی خاری که به پایش فرو میرود، مگر اینکه خداوند به سبب آن، بخشی از گناهانش را میزداید.»
(بخاری، شماره ۵۶۴۱؛ مسلم، شماره ۲۵۷۳.)
همچنین فرمود:
«هرکس را خداوند برایش خیر بخواهد، او را گرفتار بلا و آزمون میکند.»
(بخاری، شماره ۵۶۴۵.)
حتی کسانی که در دنیا از سلامت و عافیت برخوردار بودهاند، در روز قیامت آرزو میکنند که ای کاش آنان نیز به اندازه اهل بلا و مصیبت، رنج و سختی تحمل کرده بودند. پیامبر ﷺ فرمود:
«روز قیامت، هنگامی که به اهل بلا و آزمون پاداش داده میشود، کسانی که در دنیا از عافیت برخوردار بودهاند، آرزو میکنند ای کاش پوست بدنشان در دنیا با قیچی تکهتکه شده بود.»
(ترمذی، شماره ۲۴۰۲، از جابر؛ آلبانی آن را حسن دانسته است.)
بنابراین، گاهی بخشش الهی در قالب محرومیت ظاهر میشود و گاهی همان چیزی که از انسان دریغ شده، خود عین بخشش است. چه بسیار سختیهایی که دریچه رسیدن به نعمتهایی بودهاند که جز از مسیر همان سختیها امکان دستیابی به آنها وجود نداشته است.
این همان حقیقتی است که خداوند متعال در قرآن بیان کرده است:
﴿وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ﴾ [البقرة: ٢١٦]
«چهبسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که برای شما خیر و مصلحت است.»
از همین رو، مطرّف بن عبدالله بن شخّیر، از تابعین، گفته است:
«محبوبترین بندگان خدا نزد او، بندهای شکرگزار و شکیباست که هرگاه گرفتار بلا شود، صبر پیشه کند و هرگاه نعمتی به او داده شود، شکرگزاری کند.»
(احمد، کتاب «الزهد»، شماره ۱۳۳۴.)
همه نعمتها امانتی هستند و خداوند صاحب حقیقی آنهاست
هر آنچه در اختیار ماست، از ثروت و فرزند گرفته تا سلامتی و مقام و منزلت، امانتی است که روزی بازپس گرفته خواهد شد و مالک حقیقی آن خداوند است.
از همین رو، قرآن به ما آموخته است که هنگام مصیبت بگوییم:
﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ [البقرة: ١٥٦]
«ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم.»
یعنی هم خود ما و هم هر آنچه در اختیار داریم، متعلق به خداوند است و بازگشت همه ما نیز به سوی اوست.
خداوند متعال میفرماید:
﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ﴾ [النحل: ٥٣]
«هر نعمتی که دارید، از جانب خداوند است.»
پیامبر ﷺ نیز هنگامی که فرزند دخترش در آستانه مرگ قرار گرفت، برای تسلای او چنین پیامی فرستاد:
«آنچه خداوند میگیرد، از آنِ اوست و آنچه میبخشد نیز از آنِ اوست. هر چیزی نزد او زمان معینی دارد؛ پس شکیبایی پیشه کن و به امید پاداش الهی، مصیبت خود را تحمل کن.»
(بخاری، شماره ۱۲۸۴؛ مسلم، شماره ۹۲۳، از اسامه بن زید.)
همچنین به ما آموخت که هنگام بازپسگرفتهشدن این امانتها چه بگوییم:
«هر مسلمانی که دچار مصیبتی شود و همانگونه که خداوند به او فرمان داده است، بگوید: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم؛ پروردگارا! در برابر این مصیبتم به من پاداش بده و بهتر از آن را جایگزینش کن، خداوند بهتر از آن را به او عطا خواهد کرد.»
(مسلم، شماره ۹۱۸، از امسلمه.)
امسلمه میگوید: هنگامی که ابوسلمه درگذشت، این دعا را بر زبان آوردم و خداوند پیامبر ﷺ را جایگزین او کرد.
یکی از روشنترین نمونههای درک این حقیقت، رفتار امسلیم، رضیاللهعنها، است. هنگامی که فرزندش از دنیا رفت، به همسرش ابوطَلحه گفت: به من بگو اگر گروهی وسیلهای را به خانوادهای امانت بدهند و سپس آن را مطالبه کنند، آیا صاحبان آن خانواده حق دارند از بازگرداندنش خودداری کنند؟ ابوطَلحه پاسخ داد: خیر. امسلیم گفت: پس فرزندت را به امید پاداش الهی به خداوند واگذار کن.
(مسلم، شماره ۲۱۴۴، از انس بن مالک.)
لبید بن ربیعه، شاعر نامدار عرب، نیز در مرثیه برادرش چه زیبا سروده است:
«ثروت و خانواده چیزی جز امانتهایی در دست ما نیستند؛ و روزی ناگزیر باید این امانتها را به صاحبانشان بازگرداند.»
از زیباترین روایتهایی که در این زمینه نقل شده، شکیبایی عروه بن زبیر، از تابعین برجسته، است. به سبب بیماری، پای او را قطع کردند و در همان سفر یکی از محبوبترین فرزندانش نیز درگذشت. او در چنین شرایطی گفت:
«خداوندا! من هفت پسر داشتم؛ یکی را از من گرفتی و شش تن را برایم باقی گذاشتی. چهار عضو داشتم؛ یکی را گرفتی و سه عضو را برایم باقی گذاشتی. اگر مرا آزمودی، پیشتر به من عافیت بخشیدهای و اگر چیزی را از من گرفتی، چیزهای دیگری را برایم باقی گذاشتهای.»
(ذهبی، «سیر أعلام النبلاء»، جلد ۴، ص ۴۳۰.)
کسی که با چنین نگرشی زندگی کند، تا زمانی که امانت در اختیارش است، شکرگزار خواهد بود و هنگامی که صاحب امانت آن را بازپس میگیرد، تسلیم میشود. او بازپسگرفتهشدن امانت را ظلم نمیبیند، بلکه آن را بازگرداندن امانت به صاحب اصلیاش میداند.
هر انسانی سهمی از ابتلا و آزمون دارد
هیچکس از سهم خود در ابتلا و آزمون بیبهره نیست؛ تنها شکل و زمینهای که این آزمون از آن طریق فرا میرسد، متفاوت است.
خداوند متعال میفرماید:
﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾ [البقرة: ١٥٥]
«قطعاً شما را با اندکی ترس و گرسنگی و کاهش اموال و جانها و محصولات میآزماییم؛ و شکیبایان را بشارت بده.»
برخی از انسانها از ناحیه ثروت و دارایی گرفتار آزمون میشوند؛ مانند:
زیان در تجارت، تنگنای معیشتی یا بدهیهایی که بر دوش انسان سنگینی میکنند.
برخی از ناحیه فرزندان؛ مانند فقدان فرزند، بیماری، نافرمانی یا تأخیر در فرزندآوری.
برخی از ناحیه سلامتی؛ مانند بیماری مزمن، دردهای مداوم یا ضعف و ناتوانی در انجام امور روزمره.
برخی از ناحیه خانواده و روابط انسانی؛ مانند اختلافات زناشویی، جدایی از عزیزان یا سردی روابط با خویشاوندان.
برخی نیز از ناحیه امنیت و سرزمین خود گرفتار میشوند؛ مانند ترس، غربت یا آوارگی و دورشدن از خانه و کاشانه.
در داستانهای پیامبران نیز برای هر یک از این زمینهها نمونهای وجود دارد.
حضرت ایوب علیهالسلام در زمینه سلامتی، دارایی و خانواده گرفتار آزمون شد و به درگاه خداوند چنین ندا داد:
﴿أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾ [الأنبياء: ٨٣]
«پروردگارا! رنج و آسیب به من رسیده است و تو مهربانترین مهربانانی.»
خداوند نیز دعای او را اجابت کرد و فرمود:
﴿وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ﴾ [الأنبياء: ٨٤]
«خانوادهاش را به او بازگرداندیم و همانند آنان را نیز بر ایشان افزودیم.»
حضرت یعقوب علیهالسلام نیز از ناحیه فرزندش گرفتار آزمون شد و گفت:
﴿فَصَبْرٌ جَمِيلٌ﴾ [يوسف: ١٨]
«پس شکیبایی، شکیبایی زیبا و پسندیده است.»
و در جای دیگری فرمود:
﴿إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ﴾ [يوسف: ٨٦]
«من پریشانی و اندوهم را تنها به خداوند شکایت میکنم.»
برای هر نوع ابتلا، بشارتی ویژه وجود دارد
- در زمینه فرزندان: پیامبر ﷺ فرمود: «هنگامی که فرزند بندهای از دنیا میرود، خداوند به فرشتگانش میفرماید: آیا فرزند بندهام را قبض روح کردید؟ ... آنان پاسخ میدهند: آری. خداوند میپرسد: بندهام چه گفت؟ میگویند: تو را ستایش کرد و کلمه استرجاع بر زبان آورد. خداوند میفرماید: برای بندهام خانهای در بهشت بنا کنید و نام آن را خانه سپاسگزاری بگذارید.»
(ترمذی، شماره ۱۰۲۱، از ابوموسی اشعری؛ ترمذی آن را حسن و غریب دانسته است.)
- در زمینه سلامتی: خداوند در حدیث قدسی میفرماید: «هرگاه بندهام را با گرفتن دو چیز محبوبش گرفتار سازم و او شکیبایی کند، بهشت را در برابر آن دو به او پاداش میدهم.» منظور از دو چیز محبوب، دو چشم انسان است.
(بخاری، شماره ۵۶۵۳، از انس.)
- در زمینه ناتوانی از انجام اعمال: پیامبر ﷺ فرمود: «هرگاه بنده بیمار شود یا به سفر برود، پاداش همان اعمالی که در زمان اقامت و سلامتی انجام میداد، برای او نوشته میشود.»
(بخاری، شماره ۲۹۹۶، از ابوموسی.)
انسان وقتی به زندگی دیگران نگاه میکند، نعمتهای آنان را میبیند، اما از گرفتاریها و رنجهایشان غافل میماند؛ ازاینرو گمان میکند که تنها خودش گرفتار بلا و آزمون است. در حالی که واقعیت این است که هر خانهای مشکلات و گرفتاریهای خاص خود را دارد و خداوند با حکمتی ویژه، هر بندهای را متناسب با توان و ظرفیتش میآزماید.
﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا﴾ [البقرة: ٢٨٦]
«خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش مکلف نمیکند.»
ابتلا در دین؛ آزمون حقیقی
تمام گرفتاریهای دنیوی در برابر سلامت دین ناچیزند؛ زیرا مصیبتهای دنیا با پایانیافتن زندگی دنیوی به پایان میرسند، اما مصیبت دین میتواند تا آخرت ادامه یابد.
برخی از انسانها ممکن است در دین خود گرفتار آزمون شوند؛ از طریق شبههای که یقینشان را متزلزل میکند، شهوتی که آنان را به اسارت میگیرد، سستی و فتوری که روشنایی دلشان را خاموش میسازد یا محیطی که آنان را از پروردگارشان دور میکند. در حقیقت، این همان ابتلای دشوار و خطرناک است.
پیامبر ﷺ درباره فتنههای آخرالزمان که ایمان و دینداری انسان را تهدید میکنند، هشدار داده و فرموده است:
«پیش از آنکه فتنههایی همچون پارههای شب تاریک فرا برسند، در انجام اعمال نیک شتاب کنید؛ زیرا ممکن است انسان صبح مؤمن باشد و شب کافر شود یا شب مؤمن باشد و صبح کافر گردد و دین خود را در برابر کالایی ناچیز از دنیا بفروشد.»
(مسلم، شماره ۱۱۸، از ابوهریره.)
از همین رو، یکی از دعاهای راسخان در علم چنین است:
﴿رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا﴾ [آل عمران: ٨]
«پروردگارا! پس از آنکه ما را هدایت کردی، دلهایمان را منحرف مگردان.»
به همین دلیل، پیامبر ﷺ در دعای خود میفرمود:
«خداوندا! مصیبت و گرفتاری ما را در دینمان قرار مده و دنیا را بزرگترین دغدغه و هدف ما مگردان.»
(ترمذی، شماره ۳۵۰۲، از ابنعمر؛ ترمذی آن را حسن و غریب دانسته و آلبانی نیز آن را حسن شمرده است.)
همچنین بیشترین دعای پیامبر ﷺ این بود:
«ای دگرگونکننده دلها! قلبم را بر دین خود استوار بدار.»
(ترمذی، شماره ۲۱۴۰، از انس.)
قاضی شریح بن حارث، از تابعین برجسته، میگوید:
«هنگامی که مصیبتی به من میرسد، چهار بار خداوند را به خاطر آن سپاس میگویم: نخست، سپاس میگویم که مصیبتم بزرگتر از این نیست؛ دوم، سپاس میگویم که به من توانایی شکیبایی در برابر آن را عطا کرده است؛ سوم، سپاس میگویم که مرا به گفتن کلمه استرجاع توفیق داده است و امیدوارم در برابر آن پاداش دریافت کنم؛ و چهارم، سپاس میگویم که این مصیبت را در دینم قرار نداده است.»
(ذهبی، «سیر أعلام النبلاء»، جلد ۴، ص ۱۰۵، به روایت شعبی.)
او یکی از نعمتهای نهفته در مصیبت را این میداند که گرفتاری به دین انسان آسیب نرسانده است. این معیار، بسیار دقیق و تأملبرانگیز است: کسی که دینش سالم بماند، سرمایه اصلی خود را حفظ کرده است و هر زیان دیگری پس از آن، جبرانپذیر خواهد بود.
امیرالمؤمنین عمر، رضیاللهعنه، نیز گفته است:
«بهترین زندگی خود را در پرتو شکیبایی یافتهایم.»
(بخاری این سخن را بهصورت معلق در کتاب «الرقاق»، باب «الصبر عن محارم الله» آورده است؛ احمد نیز آن را در کتاب «الزهد» روایت کرده است.)
مؤمن عافیت میطلبد، نه بلا و گرفتاری
درک درست مفهوم ابتلا به این معنا نیست که انسان آرزوی گرفتارشدن به بلا را داشته باشد. مؤمن عافیت و سلامتی را بهعنوان یک خواسته عبادی از خداوند طلب میکند، نه اینکه خود را مشتاق ابتلا و سختی نشان دهد.
پیامبر ﷺ فرمود:
«آرزوی رویارویی با دشمن را نکنید، بلکه از خداوند عافیت بخواهید؛ اما هنگامی که با دشمن روبهرو شدید، شکیبایی پیشه کنید.»
(بخاری و مسلم، شماره ۱۷۴۲، از عبدالله بن ابیاوفی.)
همچنین فرمود:
«از خداوند آمرزش و عافیت بخواهید؛ زیرا پس از نعمت یقین، هیچ نعمتی بهتر از عافیت به کسی داده نشده است.»
(ترمذی، شماره ۳۵۵۸؛ احمد، از ابوبکر صدیق.)
بنابراین، درخواست عافیت نشانه ضعف ایمان نیست، بلکه بیانگر شناخت درست انسان از ضعف و ناتوانی خویش و نیازمندیاش به پروردگار است. کسی که آرزوی بلا میکند، گویی ادعای توانایی و قدرتی را دارد که در حقیقت از آن برخوردار نیست؛ چهبسا به خودش واگذار شود و از تحمل آن ناتوان بماند.
پیامبر ﷺ به دیدار مردی رفت که بیماری او را چنان فرسوده کرده بود که به جوجهای نحیف شباهت داشت. از او پرسید: آیا دعایی میکردی؟ مرد پاسخ داد: میگفتم: خداوندا! هر مجازاتی را که قرار است در آخرت بر من روا داری، در همین دنیا برایم پیش بیاور.
پیامبر ﷺ فرمود:
«سبحانالله! تو توان تحمل چنین چیزی را نداری. چرا نگفتی: پروردگارا! در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز به ما نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش حفظ کن؟»
سپس برای آن مرد دعا کرد و خداوند او را شفا داد.
(مسلم، شماره ۲۶۸۸، از انس.)
عباس، عموی پیامبر ﷺ، نیز نزد ایشان آمد و گفت: دعایی به من بیاموز تا با آن از خداوند چیزی بخواهم. پیامبر فرمود:
«از خداوند عافیت بخواه.»
چند روز بعد، عباس دوباره آمد و همان درخواست را تکرار کرد. پیامبر ﷺ فرمود:
«ای عباس، ای عموی پیامبر خدا! از خداوند در دنیا و آخرت عافیت بخواه.»
(ترمذی، شماره ۳۵۱۴؛ آلبانی آن را صحیح دانسته است.)
پیشینیان صالح نیز همین نگرش را داشتند. مطرّف بن عبدالله گفته است:
«اینکه از عافیت برخوردار باشم و شکرگزاری کنم، نزد من محبوبتر از آن است که گرفتار بلا شوم و صبر پیشه کنم.»
(احمد، کتاب «الزهد»؛ ابونعیم، «حلیة الأولیاء»، جلد ۲، ص ۲۰۰.)
این سخن از مطرّف است و برخلاف آنچه گاهی رواج یافته، نباید آن را به پیامبر ﷺ نسبت داد.
بااینحال، مؤمن تنها به عافیت دنیوی چشم نمیدوزد؛ زیرا عافیت دنیا، هرقدر هم طولانی باشد، ناقص و ناپایدار است. او در پی عافیت بزرگتر و پایدارتر در آخرت است: رهایی از آتش دوزخ و ورود به بهشتی که در آن نه بیماری وجود دارد، نه اندوه و نه فقدان عزیزان.
از همین رو، پیامبر ﷺ صبح و شام چنین دعا میکرد:
«خداوندا! از تو عافیت در دنیا و آخرت را درخواست میکنم.»
(ابوداود، شماره ۵۰۷۴؛ ابنماجه، شماره ۳۸۷۱، از ابنعمر.)
سخن پایانی
آرامشی که مؤمن در سایه پیوند قلبی با پروردگارش به دست میآورد، با واژهها قابل توصیف نیست. هنگامی که در نماز در برابر خداوند میایستد یا دستهایش را برای دعا به سوی او بلند میکند، فقر و نیازمندی مطلق خود را در برابر پروردگار احساس میکند.
﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾ [فاطر: ١٥]
«ای مردم! شما نیازمندان به خداوند هستید و تنها خداوند است که بینیاز و ستوده است.»
در چنین لحظهای، انسان به این یقین میرسد که بندهای است که پروردگاری دارد و میتواند به او پناه ببرد؛ پروردگاری که شکایتش را میشنود و از حال و روزش آگاه است. ازاینرو، در مواجهه با سختیها و آزمونها خود را تنها و بیپناه نمیبیند.
احساس بندگی و نیازمندی به خداوند، در حقیقت نوعی بینیازی است و فروتنی و شکستهدلی در پیشگاه او، عین عزت و سربلندی است. مؤمن در پرتو این رضایت و آرامش، به نعمتی دست مییابد که از تمام معیارها و داشتههای دنیوی ارزشمندتر است؛ نه ثروتی با آن برابری میکند و نه مقام و منزلتی به پای آن میرسد.
این همان حقیقتی است که خداوند متعال میفرماید:
﴿أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ [الرعد: ٢٨]
«آگاه باشید که دلها تنها با یاد خدا آرام میگیرند.»
بنابراین، باید چه کنیم؟
درک درست ابتلا و آزمون الهی به این معناست که با نگاه ایمانی به آن بنگریم: سنتی جاری و همیشگی که هیچکس از آن مستثنا نیست؛ بخششی که گاهی در پوشش محرومیت ظاهر میشود؛ و امانتی که صاحب اصلیاش هر زمان بخواهد، آن را بازپس میگیرد.
همچنین باید بدانیم که بزرگترین و خطرناکترین ابتلا، آن است که به دین انسان آسیب برساند؛ ازاینرو، پیش از هر چیز باید خداوند را به خاطر سلامت دینمان سپاس بگوییم.
سپس باید در دنیا از خداوند عافیت بخواهیم، اگر گرفتار بلا شدیم شکیبایی پیشه کنیم و در انتظار عافیت و آسایش آخرتی باشیم که پس از آن دیگر هیچ رنج و آزمونی وجود نخواهد داشت.
مؤمن همواره میان شکرگزاری و شکیبایی زندگی میکند و هر دو برای او مایه خیر و سعادتاند.

نظرات