از این که نمیدانستم من کی هستم همیشه سرگردان و حیران بودم سعی میکردم تا جواب سؤالم را به هر قیمتی که است پیدا کنم و خودم را پیدا کنم.
برخی از تحلیلگران، علاّمه دکتر احمد ریسونی را به شدّت مورد حمله قرار میدهند به گمان اینکه وی منکر سیاست و خلافت در اسلام است. گاهی او را با علی عبدالرّازق مقایسه میکنند که منکر ارتباط اسلام با سیاست و حکومت بود. امّا چکیدهی سخن استاد ریسونی این است که اسلام نظام مفصّلی برای سیاست و حکومت تدوین نکرده است بلکه آن را به اجتهاد مستمرّ و تحوّلات زمانی واگذار کرده است.
یکی از مسائلی که در تعالیم اسلامی در مورد آن بسیار بحث میشود، مسئلهی توبه و استغفار است. ما کمتر مسئلهای را میبینیم که به اندازهی توبه در قرآن و روایات و احادیث به آن پرداخته شده باشد.
ایمان آنگاه ارزش دارد که با فهم عمیق عقلی و اطمینان قلبی حاصل شود و از شک به یقین برسد. ابراهیم(ع) کسی که خداوند به او ملکوت آسمان و زمین را نشان داده بود و با جبرئیل در ارتباط بود و خلیل الهی امّا در مورد دنیای پس از مرگ از خداوند میپرسد و دلیل میخواهد چون هنوز برایش واضح نشده است. خداوند از او میپرسد آیا به من ایمان نداری؟ ابراهیم کماکان به دنبال اقناع عقلی است و میگوید: میخواهم قلبم مطمئن شود. پروردگار نقش دیکتاتور را بازی نمیکند
یکی از مهمّترین راهها برای رهایی یک جامعه از شرّ حیات نامدنی، تولید و تربیتِ انسان خودبنیاد است. موتورِ محرّکهی تصمیمات، اعمال و رفتار انسان خودبنیاد، عقل خودبنیاد اوست. عقل خودبنیاد ریشه در فعّالیّتهای فکری فرد و تلاش مطالعاتی وی دارد. به بیان دیگر بذرِ عقلِ خودبنیاد از راه مطالعهی مُستمر و روشمند فاعل شناسا کشف و شکوفا میشود. عقل خودبنیاد بسان درختی میماند که توسّط خود فرد، کاشته میشود، آبیاری و مراقبت میشود، برگ و بار میگیرد و معنا مییابد.
بسیاری از متدیّنان درد و دغدغهی دین ندارند و متأسّفانه نیازهای اساسی خود که دین از عهدهی آن بر میآید را به دین عرضه نمیکنند، بلکه در تلاشند تا روشهای مختلف دینورزی و شکلدهی به افکار و توصیفهای گوناگون خود از وقایع را بر دین تحمیل کنند؛ بهگونهای که همخوانی تامّ و تمامی با روحیات شخصی، محیط زندگی و فرهنگی که با آن خو گرفتهاند دارد و آن استنباطها، امیال و آرزو اندیشیهای خود را که در اغلب موارد دین با آنها بیگانه است
مردم و جوانان از دینگریزان نیستند، از وضعیت موجود نگران و گریزانند. ببینید آنچه كه وجود دارد فرار از دین نیست، فرار از وضعیّت موجود است باید وضعیّت موجود را موشكافی كرد. امروزه در جامعهی ما بسیاری از مسائل به اشكال گوناگون و در رنگ و لباسهای مختلف منتشر میگردد و چون تابلوی دین بر پیشانی آنهاست، مردم همه را به اسم دین مینگرند.
هنگامیکه این تصویر را در کشوری پیشرفته و متمدن (ژاپن) میبینی؛ به درستی پی خواهی برد که رسیدن به الله متعال با قلب و دل ممکن است نه با عقل و خردِ تنها؛ زیرا اگر رسیدن به او تعالی به مجرّد هوشمندی و عقل محض ممکن میبود، میبایست انسانهای هوشیار و خردمندی بسان انشتاین، استیون هاوکینگ، نیوتن، ادیسون، بیل گیتس و هزاران انسان خردمند روی زمین، از راه عقل محض، به خدا میرسیدند.
امروزه سازمانهاي مردمنهاد به منزلهی شاخهاي از «بخش سوم» در کنار بخش دولتي و خصوصي، سَر برافراشتهاند. «بخش سوم» اصطلاحي است که با بخش «خصوصي» و «دولتي» تفاوت داشته و داراي ماهيتي «داوطلبانه» است. این سازمانها که به صورت غيرانتفاعي ايجاد شدهاند و به ارائهی خدمات فرهنگی-اجتماعی میپردازند و ميکوشند تا در جامعه، عناصر سرمایههای اجتماعی نظیر اعتماد، مشارکت، همیاری، انسجام و... را بازسازی کرده و نوعي همافزايي و اتفاق و اتحاد در جامعه ايجاد کنند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev