طاها، متولد ۱۳۷۵، از چالشهای نسل زد در مواجهه با انتظارات سنگین، محدودیتهای خانوادگی و آیندهای مبهم میگوید که به دلیل شرایط اجتماعی، امکان برنامهریزی شفاف را از او سلب کرده است. او با وجود تجربه مدیریت در جوانی و تلاش برای استقلال مالی از نوجوانی، بر ضرورت «شایستهسالاری» و «آزادی انتخاب» برای نسل خود تأکید میکند. در نهایت، وی معتقد است علیرغم توانمندی نسل زد در یافتن راهکارهای سریع و دقیق، عدم تناسب دستمزدها با تلاش و عدم قطعیت اقتصادی، آنها را به پیشرویِ بدون هدف در جریان روزمره واداشته است.
نویسندگان معتقداند سیاستهای جمعیتی ایران به دلیل تمرکز صرف بر آمار و مشوقهای مالی، بدون درک تحولات کیفی و زیستجهان نسلهای جدید، به بنبست رسیدهاند. آنان تأکید میکنند که برای خروج از این بحران، سیاستگذاریها باید از رویکرد کمی به سمت «زیستفهمی اجتماعی» حرکت کنند؛ یعنی با پذیرش تغییرات ارزشی نسلهای جدید، فعالسازی سرمایه انسانی زنان و ایجاد «امید به آینده»، بستری برای یک زندگی قابلزیست فراهم آورند.
چهارمین نشست از سلسله نشستهای «زیست ارتباطی در جهان معاصر» روز سهشنبه 25 آذر با سخنرانی غلامرضا کاشی، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در سالن دفاع دکتری دانشکده ارتباطات این دانشگاه برگزار شد. کاشی در این نشست که با حضور اساتید، دانشجویان و دبیرعلمی آن حسین زینالی برپا شد، به موضوع رسانه و تکوین اجتماع مدرن پرداخت. آنچه میخوانید گزارشی از سخنرانی دکتر کاشی در این نشست است.
کتاب «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی» با به چالش کشیدن کلیشههای تاریخی، سقوط ساسانیان را نه یک شکست ناگهانی، بلکه حاصل فروپاشی اتحاد میان «شاهنشاهی مرکزی» و «خاندانهای ممتاز پهلو» (اشکانی) میداند. نویسنده با نقد منابع سنتی و اصلاح گاهشماری فتوحات، معتقد است هویت و بقای ایران همواره در گرو تکثر و توازن قدرت بوده و نادیده گرفتن این تنوع، منجر به افول نهایی شده است.
نوشتار حاضر به تعارض منافع در سیاست فیلترینگ میپردازد؛ جایی که ذینفعانِ شرکتهای فیلترینگ در لایههای تصمیمگیر حضور دارند. این سیاست با تحمیل هزینهی سالانهی ۵ هزار میلیارد تومانی برای خرید فیلترشکن و عبور ۸۰درصد ترافیک از VPNها، عملاً شکست خورده و تنها دستاورد آن تخریب اقتصاد دیجیتال، نابودی امنیت سایبری و نارضایتی گستردهی اجتماعی بوده است.
این نوشتار با نگاهی انتقادی، سیاستهای موسوم به «گفتاردرمانی» دولت در زمینه حذف یارانهها و گرانسازی حاملهای انرژی را به چالش میکشد. نویسنده معتقد است ادعای اختصاص درآمدهای حاصله به دهکهای ضعیف، بدون رعایت قواعد دقیق بودجهریزی و فراتر رفتن از روند متعارف تخصیص، فاقد وجاهت کارشناسی است و در عمل، ماهیت «مشاع» صندوق دولت این تفکیکها را بیاثر میکند. وی با اشاره به وضعیت نامطلوب مناطق نفتی علیرغم مصوبات قانونی، بر شکاف میان «شعار» و «عملکرد» تأکید میورزد.
این متن با نگاهی انتقادی و پدیدارشناسانه، تقلیل تخصص «هوش مصنوعی» به مهارتهای اپراتوری در بازار کار ایران را نشانه یک بحران معرفتشناختی میداند. نویسنده با بهرهگیری از مفاهیم هایدگری و بودریاری، استدلال میکند که جایگزینی متخصصان واقعی با «کارگران شناختی ارزانقیمت»، نه یک پیشرفت تکنولوژیک، بلکه استراتژی سرمایهداری برای استثمار تخصص و از بین بردن مرز میان «دانش عمیق» و «مصرف الگوریتم» است.
کتاب «اخلاق هوش مصنوعی» نوشته لوچیانو فلوریدی، با نگاهی فلسفی و سیاستگذارانه، هوش مصنوعی را نه «هوش» بلکه «عاملیت مصنوعی» تعریف میکند. این اثر ضمن تبیین تفکیک میان توانایی انجام کار و درک انسانی، به تدوین اصول اخلاقی و حکمرانی دیجیتال برای هدایت این فناوری بهسوی خیر اجتماعی و حفاظت از محیطزیست میپردازد.
این نوشتار به بررسی تقاطع هوش مصنوعی و روانشناسی میپردازد و ضمن تبیین ظرفیتهای تکنولوژی در ارتقای دقت تشخیصی و تحلیل دادههای کیفی، نسبت به چالشهای اخلاقی نظیر «ارجاعات واهی» و تهدید صداقت علمی هشدار میدهد. نویسنده تأکید میکند که علیرغم پیشرفتهای ساختاری در شبیهسازی هوش، ماشینها همچنان فاقد توانایی تفکر انتقادی، همدلی و داوری اخلاقی هستند که هسته بنیادین حرفه روانشناسی را تشکیل میدهد. در نهایت، بر لزوم نظارت انسانی و حفظ استانداردهای اخلاقی برای جلوگیری از تبدیل شدن هوش مصنوعی به یک «جعبه سیاه» غیرقابل اعتماد تأکید شده است.
بازگشتگرایان را جا دارد تذکر داد که راه اصلاح و انتخاب تحول، جز این نیست که به جای تمسک و توسل به قدرت و دخیل بستن به سنت، بازاندیشید و جای انسان و تغییر جهان را دید. سروش و اصلاحطلبان دهه ۷۰ چه در ساحت دین و چه عرصه سیاست چنین کردند و هنوز هم، با گذشت سه دهه راه بدیل جدی در برابر مسیر و سیره آنان هویدا نیست.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev