گروه کوهنوردی زاگرس پاوه صبح روز پنجشنبه ۲۴ اسفندماه ۹۱ به قلهی ۲۵۷۰متری پیره مگرون سلیمانیه صعود نمود.
بهار که میرسد، خون تازه و بازیگوشی در رگان طبیعت میدود. جهان، چون زیبارویی که بر رخ گلگونه کشیده، با نبضی گرم و تپنده، حرکت و جنبشی نشاطآور در پیش میگیرد. هستی، یکباره شور و گرما و پویه و تکاپو میشود. از اینروست که بهار، رستاخیز و قیامتی کوچک به شمار میرود. اهل معنویت بر این باورند که بهارِ جانِ آدمی هم هر گاه فرا رسد، رستخیز و گرما، به ارمغان دارد.
محمد بن محمد بن محمد معروف به ابنُ الحاج العَبدَری(متوفی737هـ) فقیه بزرگ مالکی اهل مراکش، به مصر سفر کرد و اوضاع مصر را به عنوان یک فقیه و یک گردشگر بررسی نمود. تحیر جهانگردانه و انتقاد فقیهانه در ابن الحاج توأم شد و این چنین بود که او کتاب مشهور «المدخل» را در چهار جزء تألیف نمود؛ کتابی که همچنان هم، جزء تراث مهم فقهی به شمار میرود.
ابن الحاج در «المدخل» منهج جدیدی را در باب تألیف فقهیات، در پیش گرفت. او به تکرار احکام فقهی نظری بسنده نکرد بلکه به ثبت بیاخلاقیهای زمانهاش اهتمام نشان داد، سپس بر این موارد تعلیق زد و حکم فقهی هر مورد را بیان نمود.
صبر، نحوهای از مواجهه در مواقع و مواضعِ تنگنا و فشار است که نه قواعد اخلاق نقض شود و نه فرد، گرفتار تلاطمهای روانیِ مهارناپذیر گردد. یعنی در تنگناهای جانسوز، حدّ و مرزهای اخلاق را رعایت کردن و زیر فشارهای طاقتفرسا، از مسیرِ درست و حق، منحرف نگشتن. با این تعریف، صبر، یک انفعال نیست.
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
«حافظ»
ضربالمثل قدیمی را شنیدهایم که گفتهاند: «وقت طلاست» در صورتی که در علم مدیریت عصر حاضر میتوان گفت که «وقت» هزاران مرتبه از طلا گرانقیمتتر است چرا که طلای از دست رفته را میتوان با سعی و تلاش و بهرهگیری از روشهای درست و حساب شده به دست آورد ولی وقت و زمان از دست رفته را هرگز!
در میان جاده ایستاده بودم، دوست داشتم حرکت کنم و به آن نوری که انتهای جاده بود برسم، اما جاده پر از انسانهای بیاحتیاط بود من از قانون رفتن چیزی نمیدانستم، تابلوهایی را که در کنار جاده نصب شده بود میدیدم، اما افسوس که نمیدانستم چگونه از این راهنماییها استفاده کنم تا بتوانم مسیر جاده با موفقیت، برای رسیدن به آن نور، طی کنم. از هر عابری که میگذشت سوال میکردم، اما کسی به طور کامل جواب نمیداد و یا بلد نبود جواب دهد یا خود محو تماشای نور شده بود.
یا مقلب القلوب و الابصار؛ یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال
ماه اسفند، تداعیگر نوروز و تحویل سال است. کاش میشد از تکتک افراد سوال کرد، اینکه چه چیزهایی را برای تحویل آماده کردهاند. برای بعد از آن چه برنامههایی چیدهاند.
شاید نشود از همه پرسید اما میشود از خود بپرسیم که برگ سالی که رفت در آن چه نوشته شده بود؟ بپرسیم آیا با جسارت و سر بلندی سالی را که گذشت تحویل دادیم؟
رسانه یا Media به معنی رساندن است.
انسان و حیوان توسط برخی از اعضای وجودی خود قادرند تغییرات محیط اطراف خود را احساس کنند و سپس تصمیم لازم را بگیرند که این اعضاء عبارتند از چشم، بینی، گوش، دماغ، پوست. به هر یک از این اعضاء رسانه یا (به انگلیسی: Media) میگویند.
نوروز بالعرض ـ و نه بالذات ـ تبدیل به یک بدعت گشته چون در آن عدهای جمع شده و روزه میگیرند در حالی که چنین چیزی بر مبنای تعاریف دوگانهی شاطبی از بدعت، مشمول عمل ایجاد شده به منظور اعطای شرعیت، شده و نهایتاً جزء بدعتها محسوب میشود. بنابراین مراسم نوروز به خودی خود نمیتواند جزء بدعتها قرار گیرد و هیچ نصی دال بر چنین چیزی در شرع وجود ندارد.
جامعیت و فراگیری دین در گرو این است که فرد دیندار، از نگرشی ویژه نسبت به زندگی و هستی برخوردار باشد. مهمترین اثر دین، بخشیدن چشم اندازی نو به زندگی است. اگر بخواهیم نگرش قرآنی به زندگی و طرز زیستنِ موردِ پسندِ قرآن را دنبال کنیم، میتوانیم در یک پرسش مشخص دنبال جواب باشیم. سؤال عمده و جدی این است که آیا زندگی و هستی آسایشگاه است یا آزمایشگاه؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev