اسلام و طبیعت
از دیدگاه اسلام، انسان و طبیعت در یک منظومه متکامل و یک نظام هستی دقیق و بسیار مستحکم قرار دارند:
خداوند منان میفرماید: ﴿إِنَّا کُلَّ شَیۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ ۴٩﴾ [القمر: ۴۹] «ما هر چیزی را به اندازهی لازم و از روی حساب و نظام آفریدهایم».
و میفرماید: ﴿وَخَلَقَ کُلَّ شَیۡءٖ فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِیرٗا ٢﴾ [الفرقان: ۲] «... و همه چیز را آفریده است و آن را دقیقاً اندازهگیری و کاملاً برآورد کرده است».
دگرپذیری که اکنون رواج یافته کاربرد فراوان در گفتوگوهای علمی پیدا کرده، و به نظر میرسد با سمحه و سهلهای که در متنهای دینی و سخنان پیامبر خدا -صلّی الله علیه وسلّم- به کار رفته است اندکی فرق دارد، زیرا در تسامح و تساهل گونهای رویاروی و دو سویهبودن نهفته است در حقیقت، نرمی و گذشت و مهرورزی و مدارای یکسویه، بستگی به طرف مقابل پیدا میکند.
همدلی و صمیمیت، چاشنی و بلکه چیستی زندگی انسانی و حتی شاخص و علامت برخورداری از عنایت پرودگار است: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ» ﴿هود: ۱۱۸-۱۱۹﴾ لذا جستنی و ستودنی است؛ این همخواهی و همبستگی، طبعاً هرچه گستردهتر و ریشهدارتر باشد، مخصوصاً اگر شعاع دینی و ملی بیابد و یا در مقیاس رؤیایىاش بال مهربانی بر گیتی بگستراند
اشاره: علاقهمندان و طالبان معارف دینی، کموبیش با نام «محمد ابراهیم ساعدی رودی» از طریق آثارش، آشنایند. ساعدی رودی، متولد ۱۳۴۹ از شهرستان خواف در استان خراسان رضوی، دانشآموختهی حوزه و دکتری تفسیر و علومالقرآن از دانشگاه امدرمان سودان، نویسنده، مترجم و شاعر و دارای بیش از هفتاد اثر تألیف، ترجمه و شعر کودک چاپ شده است. به بهانهی انتشار اثر جدیدش، «رابطهی بین جهاد و قتال» با وی گفتوگویی ترتیب دادهایم که توجه شما را بدان جلب مینماییم.
موادلازم:
- حبوبات( ماش، عدس، نخود، لوبیاچیتی،)
- ترخینه
- چغندر، هویج،کلم
- میوههای خشک( به، سیب، زردآلو، آلوچه، مویز، گردو)
- رب گوجه فرنگی.
پنجشنبه گذشته همایش «پیامبر مدارا» با هدف دفاع از گفتمان ضد خشونت و تبری پیامبر اسلام از جنایاتی که داعش و القاعده به نام اسلام انجام میدهند به مناسبت هفتهی وحدت در تهران برگزار شد. عمق هفتهی وحدت هنگامی به درستی فهمیده میشود که نیمنگاهی به جنگهای خونین دویست سالهی صفویه و عثمانی داشته باشیم. در زمانهای که غرب پس از شکست در جنگهای دویست سالهی صلیبی از مسلمانان وارد دوره رنسانس شده
دگرپذیری، تسامح و خشونت سه واژهی متفاوتاند که هر یک از آنها بیانگر نوعی خاص از برخورد با افکار، افراد یا جوامع هستند، ولیگاه از این واژهها برداشتهای نادرست صورت میگیرد و یا به اشتباه به جای یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. لذا لازم است ابتدا به تعریف هر یک از این واژهها بپردازیم:
اما مخالفت با روشنفکری در اقبال، زمانی آشکار میشود که میگوید: «اگر نتوانیم در نوسازی اندیشهی کلی اسلام، سهمی اصیل و ابتکاری داشته باشیم، لااقل میتوانیم با نقادی محافظهکارانهی سالم در برابر حرکت سریعِ گریز از سنت یا لیبرالیسم در جهان اسلام، حایلی باشیم.» در حقیقت اقبال در به عهده گرفتن هر بازسازی واقعی فکر دینی بسیار محافظهکار بود
این یادداشت دربارهی الگوهای بیخشونت، و چگونگی پیشگیری از بروز خشونت در مدرسهها، خانوادهها، جامعهها و ملتها بحث خواهد کرد. تمرکز این نوشتار بر توانایی آموزش در تغییر دادن مردم و پرورش مدافعان و کنشگرانی است که در حمایت از قشر آسیبپذیر جامعه فعالیت نمایند. آموزشهایی که به تشکیل دستههایی از کنشگران منجر شود که به پاسداری از کسانی بپردازند که خود را متعهد به انجام کارهایی خواهند کرد که به نفع همهی مردم باشد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev