دگرناپذيرى، خودشيفتگى و كينهورزی ابزار و مصالح اساسى بناى ناميمون و -شوربختانه- بالابلند آدمكشى هستند. توفير چندانى ندارد؛ چه صدام حسين در پس شعار «أمة عربية واحدة» در حلبچه پنجهزار عُمَر خاور را با گازهاى غربيان مسموم كند؛ چه آدولف هيتلر در پس شعار برترى نژاد نازى، يهوديان را در اتاقهاى گاز خفه كند؛
سیستان و بلوچستان؛ آنچه فکر میکنیم و آنچه هست کلیشه سازی بهعنوان یکی از فنون خلق پیام رسانهای است که بر اساس آن اگر رسانه یا رسانهها در بازنمایی واقعیت به شکل خاص اصرار بورزند، در طول زمان و به کلیشه تبدیل خواهد شد.
در این نوشتار مایلم رابطه میان دموکراسی و آزادی بیان، و نیز ارزش آزادی بیان در متن یک نظام دموکراتیک را به اختصار بررسی کنم.
(۱) دموکراسی
دموکراسی را میتوان به بیان ساده روشی برای تصمیم گیری جمعی دانست، روشی که در آن تمام اعضای گروه از موضع برابر در فرآیند تصمیم گیری مشارکت میجویند. اما چرا جوامع بشری رفته رفته به سوی نظامهای تصمیم گیری دموکراتیک متمایل میشوند؟ کدام ویژگیهاست که دموکراسی را بر دیگر شیوههای تصمیمگیری جمعی برتری نسبی میبخشد؟
یکی از مهمترین مزایای تصمیمگیری به شیوههای دموکراتیک آن است
نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُردهپرسشهایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکتبار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح میشود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگتر از ایشان که در بخش دوّم نوشتار طرح خواهد شد، فراهم آید. در بخش دوّم نوشتار بر آنم که با تأکید بر وجه دیالکتیکی اندیشه (دیالکتیک ذهن و عین یا عامل و ساختار) به این مسأله بپردازم که اندیشههای ملکیان و پروژهی اصالت فرهنگی، با نادیده گرفتن ساختارها و درد و رنجهایی که این ساختارهای نابهسامان برای عاملان انسانی ایجاد کردهاند، نتوانسته غایت اندیشهی وی را که کاهش درد و رنج انسان گوشت و پوست و خوندار است، به مقصود برساند.
بدون شک نظریهی حقوق بشر با عنوان و فلسفه و مضمون متداول امروزی آن، از فرهنگ غرب گرفته شده است؛ صرف نظر از اینکه با بسیاری از اصول و ارزشهای دینی ما سازگاری دارد و به طور مستقیم یا غیر مستقیم از آن الهام میگیرد.
یقیناً حرکتی به نام حقوق بشر و بسیاری از شعارها و دستاوردهای جدید آن در نوع خود یک تحول مثبت در تاریخ بشریت بود. اما این حرکت وابسته به فرهنگ و تمدن غربی، به پایههای ثابت و اهداف کوتاه و روشن و نیز معیارهای منظم و جهتدار نیازمند است. این باعث میشود که در بسیاری از اوقات در مسیر حرکت خود نوسان داشته باشد و احیانا در جهت مخالف حرکت کند؛
«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚفَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴿١٥٦﴾ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف: ١٥٧)
و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است؛ و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مىكنند و زكات مىدهند و آنان كه به آيات ما ايمان مىآورند، مقرّر مىدارم.
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛
اشاره: دکتر محمود خردو(١٣٦١پارسیان هرمزگان) دارندهی دانشنامهی دكتری اصول دين و انديشهی اسلامی معاصر از دانشگاه بينالمللی اسلامی مالزی است. وی سالهای ٢٠١٣-٢٠١٤ استاد پارهوقت دانشگاه بينالمللی اسلامی مالزی بوده است. دکتر خردو از سال ١٣٩٤ تاکنون، استاديار رشتهی مطالعات اسلامی دانشکدهی تحصيلات تکميلی معهد عالی اهل سنّت جنوب ايران است. وی سردبيری مجلّهی «راشدين» را از سال ١٣٩٥ تاکنون عهدهدار است. وی علاوه بر فارسی به زبانهای عربی و انگلیسی مسلّط است. كتابهای چاپ شدهی وی عبارتنداز:
• تطوّر مفهوم الجهاد: دراسة فی الفکر الإسلامی المعاصر، ناشر: الشبکة العربية للأبحاث والنشر، بيروت، لبنان.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb