إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • «یاددهی»، مانع «یادگیری» است! 

    یکی چهل‌سال علم آموخت و چراغی نیفروخت. دیگری حرفی نخوانده دل خلقی بسوخت. یکی سیراب امّا در سراب، یکی محتاج به نیم‌قطره آب امّا غرق آب. «پیر هرات» 

    «یاددهی»، مانع «یادگیری» است! 

    هر گاه چیزی را به کودک یاد دهیم، مانع از آن شده‌ایم که خودِ او آن را شخصاً کشف و یا اختراع کند.[37] 

  • چند صباحی است که بسیاری از سکولارهای منتقد جمهوری اسلامی در نوشته‌ها و اظهارات خود عمداً یا سهواً، دچار اشتاه شده (بنا به دلایلی که خواهد آمد) و آن را خلافت توصیف می‌کنند[1] نکات زیر در نقد این قشر از نویسندگان و دعوت آنان به رعایت انصاف نسبت به گذشتگان ارائه می‌گردد:
    1- چنانچه این توصیف را فاقد بار ارزشی می‌دانند و جمهوری اسلامی را حقیقتاً نظامی خلافتی می‌پندارند (که گمان نمی‌کنم چنین پندارند) بایدشان گفت که قیاسی مع‌الفارق است، زیرا که سیستم سیاسی اهل تشيع مبتنی بر تئوری امامت است، در حالی که خلافت، مدل سیاسی خاص اهل سنت است.

  • شنیده‌اید که بازیکنان تیم ملی والیبال ایران پس از پایان بازی با افغانستان در تهران به قصد سلام، شاید ثانیه‌ای دست کمک‌داور قزقیزستانی را لمس نمودند؟ چرا شنیده باشید. مگر چه شده. بازی تمام شد و رفتند خانه‌‌هایشان. نه کسی دید و نه شنید و نه مقامات عالیرتبه‌ی نظام و مراجع مذهبی اعتراضی کردند. اگر نزد مسئولان ورزش ترس به مثابه‌ی برادر مرگ نبود و ستارگان نجیب والیبال ما را (که از محدود رشته‌‌های افتخارآفرین در سالیان اخیر است) تحقیر و توبیخ و علیرضا نادی کاپیتان و ستاره‌ی چندین ساله‌ی تیم ملی را وادار به عذرخواهی نمی‌کردند، آب از آب تکان ‌می‌خورد.

  • با نگاهی به گذشته می‌توان دریافت كه دانشمندانی چون افلاطون، فیثاغورث، آلبرت اینیشتن، ماری كوری، گالیله و بسیاری از دانشمندان كنونی همگی در كنار علم و دانش خود از هنر موسیقی نیز غافل و بی‌بهره نبوده‌اند. به‌عنوان مثال به شرح حال مختصری از زندگی این دانشمندان توجه كنید:

  • بهار عرب، نام جنبش دمکراسی‌خواهی مردم کشورهای اسلامی است که بعد از تجربه مردم تونس و مصر، یکی بعد از دیگری دولتهای نظامی‌شده و شخصی کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه را در معرض تغییر و تحولات گسترده‌ای قرار داده است. یکی از حلقه‌های این روند، فروپاشی دولت معمر قذافی در لیبی بود. هرچند هواداران وی هنوز هم به اتکای منابع مالی قذافی به نبرد با مردم لیبی و شورای انتقالی این کشور ادامه داده و در مناطق زیر نفوذ معمر قذافی مقاومت می‌کنند.

    نویسنده:
    عبدالعزیز مولودی - دکتری علوم سیاسی
  • در جهان کنونى که اطلاعات در آن نخستین منبع قدرت و در نتیجه، نخستین گام براى تحقق هدف است و امروز که هیچ کس به تنهایى نمى‏اندیشد، بلکه مجموعه‏ها و گروه‏هاى کارى، به صورت تیمى مى‏اندیشند، به رغم فراوانى اجتهادات و نگره‏هاى فردى، نقص بزرگى که مشاهده مى‏شود این است که گروه‏هاى پژوهشى و تخصصى‏اى که به مطالعه مهم‏ترین موضوعات داخلى و بین‏المللى بپردازند و بررسى‏هاى تخصصى خود را به صاحبان تصمیم‏هاى سیاسى ارائه کنند، وجود ندارد.

  • قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند 

    بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم 

    «حافظ» 

    ضرب‌المثل قدیمی را شنیده‌ایم که گفته‌اند: «وقت طلاست» در صورتی که در علم مدیریت عصر حاضر می‌توان گفت که «وقت» هزاران مرتبه از طلا گران‌قیمت‌تر است چرا که طلای از دست رفته را می‌توان با سعی و تلاش و بهره‌گیری از روش‌های درست و حساب شده به دست ‌آود ولی وقت و زمان از دست رفته را هرگز!

  • «تشویق بیرونی»، مانع «خودانگیختگی درونی» است! 

    «تعلیم و تربیت اخلاقی باید از بنیاد بدون تشویق و تنبیه باشد.» (امانوئل کانت) 

    «تشویق بیرونی»، مانع «خودانگیختگی درونی» است! 

    بدون تردید، تشویق و ترغیب از مهم‌ترین ارکان روان‌شناسی تربیتی و عامل مؤثر در تحریک انگیزش‌های پیشرفت و عمل‌کرد[1] فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است. 

  • مقدّمه: 

    هنر از الفاظی است كه در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. هنر در بینش دینی ما از یك زمینه‌ی فطری برخاسته است كه تربیت انسانی فرزانه و فرهیخته را نوید می‌دهد. انسانی كه به عواطف، احساسات، تخیلات و اندیشه‌ی خود جهت الهی داده و پیام خویش را در قالب یك رشته‌ی هنری به جامعه‌ی انسانی هدیه می‌دهد. 

  • خبر استعفای كاشانی و انتخاب رویانیان به عنوان مدیر عامل جدید حادثه‌ی خبری مهم این روزهای باشگاه پرسپولیس بود. تغییرات مدیریتی در هر ساختاری طبیعیه ولی سؤالی كه من دارم اینه فرق كاشانی با رویانیان چیه؟ از هر طرف نگاه می‌كنم حداقل حبیب كاشانی ۷۱۷ روز توی فوتبالی‌شدن جلوتر بود الان دوباره باید از نو هزینه كرد!؟