إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • حماس:

    سند اصول و سیاست‌های کلی حماس (موسوم به سند ۲۰۱۷) که اخیراً منتشر شد در برخی جراید و منابع تحلیلی به گونه‌ای منعکس و تفسیر شده است که گویا حماس از مقاومت دست کشیده و اسرائیل را به رسمیت شناخته است.

    به گزارش گروه دفاتر خارجی خبرگزاری تسنیم، امام جمعه محترم تهران هم در روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ماه جاری، ظاهراً‌ با اتّکا‌ به این گونه تحلیل‌ها و بدون هیچ توضیحی، به این مسئله واکنش نشان داده و آن را مایه تاسف و تأثر خوانده اند:

  • بدیهی است افراد جهت انتخابِ نامزدهای مورد نظر خود، باید شناخت کافی از کاندیداها داشته باشند. با توجه به بزرگ شدن شهرها و عدم شناخت افراد از همدیگر، لازم است کاندیداها با توجه به سابقه‌ی‌ خود و ارائه‌ی طرح و برنامه‌هایشان خود را آن‌چنان‌ که هستند، به جامعه بنمایانند. به عبارت دیگر با عرضه‌ی  فکر و برنامه‌های‌ خود، برای مردم این حق را قائل باشند که آگاهانه و آزادانه نامزدهایشان را انتخاب نمایند. رفتار تبلیغاتی ما در ایّام‌ انتخابات، تا اندازه‌ی زیادی آیینه‌ی شخصیت ما می‌‌باشد. رفتاری که متأسّفانه‌ به زر و زور و تزویر آلوده شده است و می‌‌تواند خسارت‌ها و زیان‌های بزرگی برای جامعه در پی داشته باشد.

  • می‌دانیم‌ بشر یک موجود مدنی و دارای زندگی اجتماعی است؛ اجتماع بشری، بسته به نوع شرایط و ساماندهی‌اش، هم بستر گذشت‌ناپذیر شکوفایی معنوی و هم سراشیبی تباهی است؛ از این رو اهتمام به ساماندهی اجتماع در جهت فضایل و مراقبت از سلامت ساختارهای آن، یک وظیفه‌ی مهم و عمومی است و همچنان که توجه به سلامت و رشد شخصی و وظایف عبادی لازم است، نقش‌آفرینی مصلحانه‌ برای موزون ساختن ساختار جامعه با الزامات توسعه نیز واجب است؛ اگر تربیت، ساختن افراد صالح و توانمند برای جامعه است، معنا و هدف سیاست نیز ساختن جامعه‌ی سالم برای افراد است و تربیت و سیاست، از یک جنس و برای یک هدف‌اند.

  • بخش‌بندی رأی‌دهندگان می‌تواند با معیارهای مختلفی انجام شود. یکی از این معیارها بخش‌بندی‌های قومی، مذهبی است. نوعی بخش‌بندی که کاندیداها را با جامعه‌ای از رأی‌دهندگان که وجه اشتراک شان تفاوت و تمایزات مذهبی با دیگر رأی‌دهندگان است مواجه می‌کند. در ایران اهل سنّت یکی از بخش‌های رأی‌دهندگان غیر شیعه به شمار می‌آیند، جامعه‌ای که از پراکندگی جغرافیایی، تنوع قومی ‌و فرهنگی متنوعی برخوردار است، اما حول محور «مذهب»، جامعه‌ای واحد را در میان رأی‌دهندگان تشکیل می‌دهند.

  • انتخاب ناب

    27 اردیبهشت 1396

    بی‌تفاوت از خود، 
    بدون کمک به خود، 
    به جلو نخواهی رفت! ...
    حال که می‌توانی قطره‌ای باشی، در دریای بی کرانه
    حال که می‌توانی نفسی باشی برای هوای تازه‌ی سینه

  • به نظر من وظیفه رئیس جمهور این است که به مردم کشور خودش خدمت کند و تنها برای آسایش و رفاه آنها بکوشد و مهمتر از همه به عهدهایش پایبند باشد.

  • پارلمان اتریش طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن حجاب کامل چهره در اماکن عمومی این کشور ممنوع اعلام شده و فردی که از این نوع حجاب استفاده کند  باید 150 یورو جریمه پرداخت کند.

  • خوبی‌ها و فرصت‌ها:

    یکم. فضای پُر شور انتخابات خوب است، چرا که حساسیت ما را به سرنوشت مشترک‌مان افزایش می‌دهد. یادمان می‌دهد که چه سرنوشت مشترکی داریم. ناگهان با طیف‌ها و صنف‌های مختلف اجتماعی، از هنرمندان، بازیگران، کارگران و... احساس نزدیکی و هم‌سرنوشتی می‌کنیم و پیدایش این احساس، مبارک است. ما را از پیله‌‌ی وهم‌آلود خود بیرون می‌کشد و به دیگران پیوند می‌دهد.

    دوم. در کشاکش انتخابات، تمرین می‌کنیم که میان منافع نزدیک، کوتاه‌مدت و فریبا و، منافع بلندمدت و ماندگار، دست به انتخاب بزنیم.

  • این روزها که بحث انتخابات در کشور داغ است شاهد انواع تحلیل‌ها و داوریهای در مورد جواز یا کارایی رأی‌دهی و کیستی کاندیدای اصلح هستیم؛ در فرهنگ سیاسی مناطق قومی- مذهبی به علت مزمن شدن انزوای تحمیلی ناشی از تداوم ناملایمات دهه‌ی نخست انقلاب، نگرشی بدبینانه به مشارکت سیاسی جا خوش کرده است در حدی که ورود جدی و فراتر از حد مهر خوردن شناسنامه به امر انتخابات، سبب ترک برداشتن اعتماد عمومی به کنشگران این میدان و کاهش مقبولیت اجتماعی می‌گردد که البته در نگاه روانشناسی اجتماعی- سیاسی از عوارض طبیعی موقعیت‌های اقلیتی در جوامع توسعه‌نیافته است و جای تعجب و گلایه ندارد

  •  اشاره‌: نویسنده این یادداشت، پژوهشگر تاریخ و مطالعات فرهنگی است و در کنج کتابخانه ای کوچک در تهران مشغول تحقیق در حوزه تاریخ و فرهنگ کرد است. با توجه به این سابقه انتظار خواننده این است که حوزه فرهنگ را مقدم بر سایه حوزه ها بداند و مطالبات فرهنگی اعم از قومی و مذهبی را در اولویت قرار دهد؛ اما مدتی است که او اینگونه نمی اندیشد. او حتی وضعیت خودش را که پس از 12 سال فراغت از تحصیلات دکترا و نوشتن بیش از 75 کتاب و مقاله هنوز در دانشگاه استخدام نشده، فراموش کرده است. اکنون برای او این دغدغه مطرح شده است که وقتی اکثریت مردم کرد غم نان دارند و زندگی خود را وقف کسب لقمه ای حلال برای خود و خانواده شان کرده اند، کار فرهنگی او کدام گره را از مشکلات آنان خواهد گشود؟