در منشور حقوقی حکومت مدینهی منوره که در سال اول هجری قمری مصادف با 622م تدوین گشت، یعنی 14قرن پیش، بسیاری از مبانی اجتماعی و سیاسی را میبینیم که خرد مسلمان معاصر به اندیشیدن در آن و بهره بردن از آن بسی نیازمند است، با اینکه سدههای زیادی از آن روزگار تاکنون گذشته است.
کسی که آثار اسلامی را بخواند بسا به ذهنش خطور میکند که تفکر، تدبر، تذکر و تعقّلی که انسان به سویش فراخوانده شده است، صرفاً برای تزکیهی نفس، آراسته شدن به تقوا، پارسایی در دنیا و رویآوری به آخرت است و در همین موارد محدود میگردد. بویژه اگر کتابهای ابوحامد غزالی، حارث محاسبی، ابن قیم جوزی و امثالشان مورد مطالعه قرار گیرد. ولی باید توجه داشت که ضرورتاً چنین نیست و حتی این علما نگفتهاند
یک. میگویند: ذکر نشدن کیفر دنیوی برای مرتد در قرآن، مانع عمل به آن نیست، چون سنت صحیح نبوی از مجازات مرتد سخن گفته است. معروف است که سنت نبوی گاهی موافق موضوعات مذکور در قرآن است، و گاهی در شرح و توضیح مجملات آن است. در پارهای أوقات اشکالات ذهنی مسلمانان را توضیح میدهد و گاهی هم مطلق قرآن را مقید کرده یا عام آن را تخصیص میدهد. در عین حال که سنت میتواند بنیانگذار یا ایجادکننده حکمی باشد که در قرآن نیامده
دو توصیهی مهم و ارزشمند، همواره از جانب فرزانگان ما بهویژه عارفان و اهل ادب، مورد تأکید واقع شده است:
مرنج و مرنجان.
عارفان دو خصلت را نشانهی انسان بالنده و فضیلتمند میشمرند. یکی اینکه تا جای ممکن از آزردن دیگران پرهیز میکند و دیگر اینکه خود نیز از آزار دیگران، رنجیدهخاطر و مکدر نمیشود.
حافظ میگفت «رنجاندن» تنها گناهی است که در مرام او وجود دارد:
یکی از عوامل واپسگرایی امت اسلامی، نادیده انگاشتن تاریخ و بیخبری از بزرگان و قهرمانان و عظمت خویش است. همگی باید بدانیم که تنها امتهای زنده و پویا به زندگی بزرگمردان و قهرمانان خود اهمیت میدهند و از دانش، کردار و روششان نور میگیرند تا در تاریکیها و تونلهای نادانی، عقبماندگی، تندروی و بیسوادی فرهنگی و دینی آنان را راه نماید.
رخداد تأسف برانگیز کربلا و شهادت مظلومانهی امام حسین (رض) و یارانش، یکی از تلخترین رخدادهای تاریخ اسلام است کە بە دلیل مناسکی شدن آن در مذهب شیعی، بسیار بیشتر از دیگر قیامها و حوادث مشابه شهرت یافته است؛ گر چه همه مسلمین در وجوب تکریم شخصیت حضرت حسین (رض) همداستانند، اما بر سر نوع این تکریم اختلافاتی هست: غالب شیعیان، عزاداری مشتمل بر آیین سازی، سیاهپوشی، سینهزنی، زنجیرزنی و موارد مشابه را لازمهی تکریم ایشان میدانند؛
هجرت نبوی پایهریز یک جامعهی مدنی و فرهنگی بود؛ جامعهی آزادی، برابری، هماهنگی و یاری کرامت انسانی که جاهلیت تمام آزادیهایش، حتی آزادی درونی و ایمانیاش را مصادره کرده بود.
صاحب رسالت ـ صلی الله علیه وسلم ـ تسلیمناپذیری در برابر ستم و استبداد را سرلوحهی کارش قرار داد و برای بنیانگذاری یک جامعهی سیاسی نوین اقدام کرد تا بشریت از شر طاغوتی که همهی حقوق و آزادیهای مؤمنان را در چنگالش گرفته بود، آزاد گرداند.
امام شاطبی در کتاب «الموافقات» در بحث دلیل دوم (سنت مطهر نبوی)، مسائل گوناگونی را ارائه میدهد و در سومین مسأله به این نکته اشاره میکند که سنت در معنا و مفهوم به کتاب باز میگردد، زیرا مجمل کتاب را توضیح میدهد، مشکل آن را تبیین مینماید و اختصارش را تشریح میکند. «بدین سبب که سنت، بیان کتاب است». این نکته از آیهی۱۴نحل برمیآید: «... وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ». (ذکر را به سویت فروفرستادیم تا برای مردم بیان کنی آنچه را به سویشان نازل گردیده است و تا شاید بیندیشند).
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev