إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • رمضان و تغییر

    16 شهریور 1389

    «إنَّ اللهَ لایُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأنْفُسِهِمْ» (رعد/11)
    تغییر یک قانون است و نیازمندِ دانش تغییر، جرأت و شهامت برای تغییر، قدرت تغییر و تقوای تغییر است.
    تغییر باید با حکمت و هوشمندی صورت پذیرد. با توجه به آیه، دو تغییر مورد نظر است. یک تغییر از سوی ما و یک تغییر از سوی خدا؛ اما تغییر ما مقدم بر تغییر از سوی خداست.

  • نویسنده‌: سید ابوالفضل جعفری‌نژاد

    رهبری یک‌ سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیط‌های جدید، ویژگی‌های خاصی را می‌طلبد که عموما مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند. یکی از مهم‌ترین خصیصه‌ها که می‌تواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، هوش هیجانی است.

  • «شش روش برای رفع خستگی و نگرانی و بالابردن نیروی بدنی و روحی»
    تهیه و تنظیم: علیرضا رضوی درمیان- تربت جام

    خستگی واژه‌ای است که اغلب مولد نگرانی است و یا حداقل شخص را برای نگرانی مستعد می‌سازد، هر دانشجوی دانشکده‌ی پزشکی به شما خواهد گفت: چگونه خستگی نیروی ایستادگی انسان را در برابر احساس نگرانی و ترس می‌کاهد. بنابراین جلوگیری از خستگی منجر به جلوگیری از نگرانی می‌شود.

  • نویسنده‌: محمّد ملاّزاده‌

    تعریف هویت
    کالبدشکافی هویت از این رو ضرورت پیدا می‌کند که طرفداران گرایشهای مختلف فکری و سیاسی پیرامون معنی و مفهوم آن اختلاف‌نظر فراوان پیدا کرده و به ارائه‌ی تعاریف گوناگون از آن برخاسته‌اند. ما مسلمانان به لحاظ اینکه در حوزه‌ی فرهنگ اسلامی می‌اندیشیم و براساس آن پیرامون اشیاء حکم صادر می‌کنیم طبیعی است که تعریف مخصوص خود را از واژگان داشته باشیم.

  •  زمانی که از رهگذر نوشته‌های یک اندیشمند به مطالعه و بررسی سیر تکامل اندیشه او می‌پردازیم، هر نوشته‌ای از او، تنها در حکم رقمی‌ در میان شمار نوشته‌هایش نخواهد بود، بلکه بیانگر مرحله‌ای از مراحل فکری او به شمار می‌رود. و هر مرحله با مراحل فکری دیگر وی، رابطه‌ای دیالکتیکی دارد که غالباً به مدد واژه‌هایی چون (پیشرفت)، (تحول)، (تداوم) و (تکامل) بیان می‌شود. در هر زمان و نسبت به هر یک از نوشته‌ها، ضروری است که رابطه آن نوشته با اهداف اصلی نویسنده کاویده شود و در صورتی که نویسنده در کار پی‌ریزی طرح فکری گسترده‌ای است ـ طرحی که هنوز ناتمام است ـ رابطه میان این نوشته و آنچه وی در درازمد، خواهان تحقق بخشیدن به آن است، سنجیده شود.

  • نویسنده‌: دکتر عبدالوهاب مسیری
    مترجم: داود نارویی

    برخی کسان تمایل دارند گفتمان اسلامی را به عنوان گفتمانی تک‌بعدی به تصویر بکشند. جای تردید نیست که دین اسلام، بر مبنای اعتقاد به توحید استوار است. اما توحید به معنای تک‌گرایی نیست. توحید یعنی آنکه خدای واحد، با انسان و هستی تفاوت دارد و از آن‌ها منزه است. «واحد» فقط خداست و جز او هر چه هست، «بسیار» است. گفتمان اسلامی» کلام خدا نیست، بلکه عبارت از اجتهادها و کوشش‌های فکری مسلمانان در قلمرو زمان و مکان است. از این‌رو، گفتمان اسلامی، متنوع و بسیار است. تاریخ مسلمانان، بازنمود این کثرت و تنوع است.

  • نام گفت‌وگو شونده: طارق رمضان
    مترجم: نیکو پرهیزگاری

    طارق رمضان (متولد 26 اگوست 1962 - سوئیس) از اسلام‌شناسان مطرح جهان است. او به تدریس درس مطالعات اسلامی معاصر در دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه آکسفورد اشتغال دارد. رمضان در عین حال نوه حسن البنا، بنیان‌گذار «اخوان‌المسلمین» است. به قلم او کتاب‌های متعدد و مؤثری نیز با موضوع اسلام و غرب منتشر شده است.

  • نویسنده‌: صلاح‌الدین بهرامی

    برای من زمان فروتنی می‌زاید و این عرف زندگی انسانی است. با خودم فکر می‌کردم چرا خدا آشکار نمی‌شود؟ چرا حضور قاطعش را در زندگی نمی‌نمایاند؟ اگر موسی نیستم از فرعون هم کمترم مگر؟ به او نُه نشانه یقینی می‌دهد -آیاتی که هر بیننده را متحیّر می‌گرداند- پس آیات من کو؟ با خودم می‌گفتم این خدایی که گهگاه سری بر آستانش می‌نهم مال ذهن خودم است هرچه بیشتر بخواهمش بیشتر می‌شود اما در آخر کار حبابی است که از آن چیزی جز هیچ نمی‌ماند، ما خودمان را می‌پرستیم با سرزنش کردن خود. فکر می‌کردم خدا را با ما کاری نیست.

  • نویسنده‌: امیرارسلان خضری

    سپاس می‌گویم خدا را که قلم را آفرید، قلم تنها آشنای احساسات و دنیای درون من است، هنگامی که با مرکب قلم می‌تازم دیگر کسی یارای رسیدن به دنباله‌ی ستاره‌ی اندیشه مرا نخواهد داشت، این نیز از فضل پروردگار من است. اندیشه من اراده کرده به پاس زحمات چند ساله‌ات در عرصه‌ی دانش‌آموزی و قرار گرفتن تو بر روی سکوی پرتابی نو، سیاهه‌ای بنویسد، اما باز کسی به گرد آن نرسد.

  • در جواب این سؤال، که به پاسخی مفصّل نیاز دارد، این مطلب نسبتاً مختصر را، به عرض سائل محترم می‌رسانیم؛ امیدواریم که روشنگر باشد.
    «کافر» ـ که در برابر مؤمن قرار دارد ـ به کسی گفته می‌شود، که به نسبت واقعیت‌های اساسی و بنیادین، که وجود عموماً، و بشریّت خصوصاً، در موجودیت و حرکت خود، به آنها بستگی دارد، و ایمان به آنها در دادن جهت به زندگی انسان نقش اساسی ایفا می‌کند، معرفت و شناخت پیدا کرده باشد. امّا این انسان آگاهانه و بعد از این شناخت، به خاطر برتری‌طلبی، و به خاطر مقام و موقعیت، و روابط گوناگون، و تعلّقات مادّی، و امتیازاتی که به آنها دل بسته است، نمی‌خواهد خود را با آنچه شناخت او اقتضا دارد تطبیق کند، و آمال و عواطف خود را با آن هماهنگ و هم‌جهت سازد. و به اصطلاح خاصّ: ایمان نمی‌آورد.