عبدالسلام سلیمیپور
پس از چندین دهه حاکمیت نظامهای تک حزبی عرفی، نظامی و سلطنتی غیرمشروطه و مطلقالعنان بر کشورهای اسلامی در قرن اخیر (که بسیاری از اسلامگرایان سهواً یا عمداً آنها را سکولار توصیف میکنند، زیرا که آنان با سکولار دانستن خود مدعی عقلانیت، آزادیخواهی، احترام به حقوق بشر، مدرنیت و همگامی با جهان روز میشوند در حالی که هیچ پایبندی و نسبتی با آرمانهای سکولاریسم ندارند، بلکه تمام تلاش و دستآوردهایشان در جهت انکار امکان سازگاری دین با دنیای جدید، ترویج بیبندو باری اخلاقی، گسترش فساد اداری و اقتصادی و سیاسی و استبداد رأی و پاسخگو نبودن به ملت بوده است.) و عدم موفقیت آنها در تحقق توسعه، تأمین رفاه و امنیت و دموکراسی، با توجه به دلایل زیر به نظر میرسد دورهی استبداد خشن در حال زوال و عصر و فضای نوینی در راه راست:
نویسنده : جکسون اشپیل فوکل
مترجم: دکتر محمود حائریان اردکانی
منبع: اطلاعات
نقش زنان در انقلاب فرانسه
سنت شرکت زنان در تظاهرات خشن عمومی از قدیم وجود داشته است. زنان برای قرنها، خصوصا در شورشهای دهقانی شرکت داشته و در اغلب اشکال عمومی «عملیات توده مردم» قرن هیجدهم، شورشهای غذا (که در آن مردم سعی در حفظ قیمت نان داشتهاند) نیز حضوری چشمگیر داشتهاند.
نوشته: ریچارد داوکینز
ترجمه: امیر غلامی
اشاره: ریچارد داوکینز (Richard Dawkins) دانشمند زیست شناس برجسته و استاد فهم عمومی علم در دانشگاه آکسفورد است. او ملحد و خداناباوری است که شدیداً پروژهی تبلیغ خداناباوری را پی میگیرد و دور دنیا راه میافتد و بنیادگرایان مذهبی را گیر میآورد و با آنها مصاحبه میکند و میکوشد دین را امری عقبافتاده، خطرناک و ضدّ بشر نشان دهد.
احمد محمدی
دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگیهای فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به بدترین کارفرمایی که تـا حـال داشـتـهایـد فـکر کـنـید. بـیـاد آوریـد کـه چطـور فقدان مهارتهای رفتار با دیگران در او باعث دلسردی و عدم بهرهوری دیگران و خروج شما از محل کار با ناامیدی شد.
یک انسان موفق نیمی کارمند است، نیمی سیاستمدار. او میداند کار کردن با دیگران بخصوص در دنیای کنـونـی کـه مملو از انسانهای دمدمی مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطی خاصی را میطـلبد.
تابستان گذشته گفت وگویی با دکتر احسان شریعتی به چاپ رسید که ایشان اجمالاً نظرات خود را بیان کردند، اما پرسش هایی همچنان گشوده ماند. ضمن اینکه به بحث «عمل نقد» در آن مصاحبه کاملاً پرداخته نشد. از این رو یک بار دیگر در همان تابستان با ایشان گفت وگویی صورت گرفت تا نه به عنوان فرزند شریعتی بلکه به عنوان کسی که در حوزه فلسفه در فرانسه تحصیل کرده و در مسائل فکری ایران و جهان دستی دارد، درباره «عمل نقد» (که به نظر مهم تر از طرح پرسش های تکراری از جمله رابطه سنت و مدرنیته است) نظرش را بیان کند.
مقدمه مترجم:
مقاله پیش رو، با عنوان "ناسیونالیسم در دیازپورا" نوشتهاندی کرتیس، از دانشگاه اتراخت هلند است. مقاله اگر چه از نظر زمان در سال 2005 نوشته شده است، اما به علت آنکه حاوی تحلیلی روان جامعهشناختی از پدیده مهاجرت با تأکید بر جنبش کردی است اهمیت ویژهای دارد. مفاهیم کلیدی مقاله دو واژه "ترانس ناسیونالیسم" و "دیازپورا" است. البته پایه تحلیل حول مفاهیمی چون جهانی شدن، تکنولوژی اطلاعات و شبکههای مدرن اجتماعی در گستره جهانی و به شکل خاص "بحران دمکراسی در کشورهای در حال توسعه" میگردد. در واقع میتوان گفت که از دید نویسنده، "ترانس ناسیونالیسم" و "دیازپورا" برآیند شرایطی است که مفاهیم پایهای بالا در دو سطح ملی و جهانی آفریدهاند.
متن سخنرانی سیدمحمد خاتمی در کنفرانس «دین در دنیای جدید»، تهران، 22 مهر 1387
دین و یقین روشن و ایمان لطیف دینی نیز باید ابتدا خود را از چنگال جزماندیشان متعصب و سنتپرستان ظاهربین و سودانگاران خشونتگرا و نابردبار برهاند و نگرانی انسان، بخصوص انسان آزاداندیش و اندیشهور را از دین به خاطر کارکرد نادرستی که در دورانهای گذشته داشته است مرتفع کند تا انسان دریابد که دین نیز چون خود انسان مظلوم و مورد سوء استفاده واقع شده است. داوری در باب وضعیت دین در دنیای معاصر در گرو پاسخ به دو پرسش است:
محمدعلی توفیقی
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قماری دیگر
لابد دوستانی که با مطبوعات مناطق کردنشین آشنایی دارند خواهند گفت: ای بابا این که خبر تازهای نیست! چرا واقعهای که مربوط به دو سال قبل است تازه خبرش در وبلاگ کار شده است؟ و یا کسانیکه از دوره قبل، وبلاگم را میدیدهاند با خود خواهند گفت که احتمالاً فلانی به خبرهای آرشیویاش روی آورده است زیرا مهرماه 85 هم با همین تیتر بود که خبر بسته شدن دوهفتهنامهی ڕۆژههڵات را در سایتاش گذاشته بود و برخی موضعگیریها و...
صلاحالدین بهرامی
اخلاق؛ بدانگونه که تابحال با آن مواجه بودهایم، از اساس منتفی است و خوب و بد بودن جز انقطاعی موقعیتی و تداخل آن با ظرفیتهای ذهنی که یا به صورت خوشایند(نومن خوب) یا ناخوشایند (نومن بد) جلوه گر میشوند، معنای دیگری ندارند. معنای یک مفهوم، در نسبتی است که آن مفهوم با وجود و در نهایت ذهنیت آدمی برقرار میکند. که این نسبت با توجه به محتوای شناختی (ساخت ذهنی) فرد – که محصول تجربیات اندوخته شده در اجتماع است – برای وی ترجمه میشود. اخلاق با توجه به رویکرد مفاهیم آن – مانند عدالت و ... – مفهومی اجتماعی است که رویکردی انطباقی دارد، یعنی برای تطابق چارچوب وجودی فرد و اجتماع بنیاد نهاده شده است. همین رویکرد انطباقی اخلاق است که آنرا با مفهومی به نام «احساس گناه» پیوند میدهد.
صلاحالدّین بهرامی
این بحث مبتنی بر پیشفرضی است که بر اساس آن، انسان موجودی است متشکل از نیرویی بالقوه به نام «اراده» و ابزارهایی برای بالفعل نمودن این قوه که شامل محیط فیزیولوژی خود (بدن) و محیط طبیعی خارج از خود میشود. اراده انسان با عطف به متعلقش به فعلیت میرسد و تحقق مییابد؛ یعنی بسته به کاربرد اراده در بعدی از زندگی – چه روانی و مادی – ارادهاش در آن مسیر محقق میشود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb