اشاره: آنچه در پی میخوانید، متن کامل مصاحبهی جواد طباطبایی، فیلسوف و تاریخنگار اندیشهی سیاسی ایران است که دو سه سال پیش با روزنامهی همشهری در تهران انجام شد. روزنامهی همشهری، بخشی از سخنان طباطبایی را به ملاحظات مرسوم و معمول منتشر نکرد. متن زیر دربردارندهی حذفها و بریدهگیهاست. گفتن ندارد که انتشار این مصاحبه در اینجا تنها برای در دسترس گذاشتن متنی است که در دسترس نیست.
بهمن نیرومند / برگردان: علیمحمد طباطبایی
عبدالکریم سروش اندیشمند دینی ایرانی با نظریهی خود مبنی بر این که قرآن انعکاسی از خودآگاهی تاریخی و نارسایی انسانی نویسندهاش محمد است باعث رنجش و تحریک بنیادهای محافظهکاران در حکومت دینی شده است.
مطابق با نظریهی اندیشمند دینی ایرانی عبدالکریم سروش نه خداوند که محمدِ پیامبر نویسنده قرآن است. سروش از جمله اندیشمندان اصلاحطلب است که قرآن را نه به عنوان کلام ناب خداوندی بلکه پیامی که با وساطت پیامبر ابلاغ شده است میداند. این تعبیر البته میتواند بسیاری از مسائل موجود در اسلام امروزه را حل کند، اما در محافل محافظهکار شدیداً ناخوشایند است.
بخش اصلی پیام سیرهی نبوی به مردم جهان قرن بیستم –که امروزه اروپا بدون لیاقت و شایستگی رهبری آن را بهده دارد –این است که:
ای کسانی که از الله دوری جستهاید بسوی او باز گردید و بجز او دیگری را معبود قرار ندهید و خود را به پیشگاه او تسلیم کنید همانگونه که غلام مطیع و فرمانبردار تسلیم فرمان مولایش میباشد و به آغوش رحمت حق در آیید همانگونه که کودک در آغوش گرم مادرش در میآید.
استاد محمّد قطب
بعد از خواندن این حدیث تصویری بس شگفتانگیز در ذهن آدمی تداعی میشود... کشتی که در این تصویر زنده تماشای، روشن، تعبیر پذیر، ریبا و ابداعگرانه به عنوان تشبیه آمده است و همانا این حیات است که در امواج پر تلاطم به سیر و حرکت است و دمی آرام نمیگیرد به محض این که رو به آرامش بیاورد تلاطم و حرکتی تازه آن را به حرکت در میآورد در این موجهای پر تلاطم هرگز سلامتی و آرامش و اطمینان به دست نمیآید مگر آنگاه که شخصی از رفتار و عمل خویش مراقبت کند و در راه مقصدش مدام بیدار باشد. و جامعه بسان کشتی است... نیکان و فاسدان بیکسان بر آن نشستهاند بیداران و به خواب غفلت شدگان همسان هم در آن به سر میبرند این کشتی همگان را در بر میگیرد و بهسوی مقصد و جهتی بیانتها به پیش میتازد... -این کشتی از سویی محکوم به تحمل موجهای پرخروش و تند بادها و از سوی دیگر محکوم میل کشتیبان و هدفی است که به سوی آن میرود –در اثر موجها و ضربتهای که پی در پی بدان میرسد گاه به سوی چپ میچرخد و گاه به جانب راست میل میکند و شاید احتمالاً به سمت جلو به راه خود برود و یا حتی در آب غرق شود...
در غرب، پدیده جدید خشونت سیاسی در جهان عرب را معمولاً به اسلام نسبت میدهند. اما شواهد حاکی از آن است که این پندار صحت ندارد. در واقع و برخلاف ادعاهای بسیاری از محافل غربی، در سراسر تاریخ اسلام آموزههای اسلام منبع اصلی روشنگری بوده و تاثیر تمدنساز منحصر به فرد و چشمگیری در جامعه داشتهاند. اسلام مذهب صلح و تساهل است. شواهد قرآنی و تاریخی فراوانی وجود دارد که ثابت میکند این دین زور و اجبار را برنمیتابد.
مسلمانان هرگز در پی فهم ماهیت رابطه بین اسلام و دیگر نظامهای حکومتی آن طور که در مورد اسلام و دموکراسی شاهدش هستیم نبودهاند. برای مثال چنین بررسی موشکافانهای به نظر نمیرسد که در خصوص رابطه بین اسلام از یک طرف و نظامهای خلافت، امپراتوری یا پادشاهی از طرف دیگر صورت گرفته باشد. با فرض اینکه نظامهای حکومتی خلافت، امپراتوری و یا پادشاهی که برای مدتهای مدیدی در تاریخ اسلام وجود داشتند، بومی جوامع اسلامی محسوب میشدند، باز این پرسش که آیا با اسلام مطابقت داشتند، به یک مساله فوری و مبرم بدل نشد
زکریا عطری
سوره غاشیه
به نام خداوند بخشاینده مهربان ( آیا خبر مصیبت فراگیر به تو رسیده است * در آن روز چهرههایی در هم شکسته است * دائماً در زحمت هستند و رنج میکشند * در آتشی بسیار سوزان انداخته میشوند * از چشمههای بسیار جوشان، آب نوشانده میشوند * طعامی برای آنها نیست مگر گیاهی خاردار و تلخ * که چاق نمیکند و گرسنگی را برطرف نمیسازد * چهرههایی در آن روز شادان است * از تلاشی که کرده، راضی است * در بهشتی والا مکان (ساکن) هستند *
جامعهشناسان همواره به دین به مثابه یکی از مهمترین منابع جهتدهنده رفتارها و نگرشهای افراد جامعه توجه کرده اند ، اگرچه جامعهشناسی دین بعنوان یکی از شاخههای این علم از دهه 1950 به بعد شکل گرفته است، اما از همان ابتدای کار جامعهشناسی و با ظهور اولین جامعهشناسان، دین بعنوان یکی از موضوعات جامعه شناسی مورد توجه قرار گرفت ، ما مطالعات مربوط به دین را در کار کنت، مارکس، وبر، دورکیم، دوتوکویل و ... میبینیم. نگاه جامعهشناسی به دین قطعاً با نگاه یک عارف، فیلسوف، مؤمن و ... به دین متفاوت است.
مسعود رحیمپور
انسان وکمال آن یکی آمد در یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد ؟ گفت من ، گفتمش برو هنگام نیست بر چنین خوانی مقام خام نیست خام را جز آتش هجر وفراق کی پزد کی وارهاند از فراق رفت آن مسکین و سالی در سفر در فراق دوست سوزید از شرر پخته شد آن سوخته پس بازگشت باز گرد خانه انباز گشت حلقه زد بر دربه صد ترس و ادب تا بنجهد بی ادب لفظی زلب بانگ زد یارش که بر در کیست آن گفت بر در هم تویی ای دلستان گفت اکنون چون منی ای من درآ نیست گنجایی دو من در یک سرا « مثنوی معنوی 1 /3056 تا 64 » یاداشت هایی پیرامون روان شناسی صوفیانه «عرفانی » در اسلام بخصوص در تصوف « عرفان » مقام و موقعیت انسان موضوع بحث و مجادلات فراوانی در بین صاحب نظران « غربی » بوده است .
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb