آیین نخبهکشی رسم دیرین قبیله ما بوده است. در تاریخ ایران هرگاه مصلحی ندای آزادی و عدالت سر داده یا مانند قائم مقام فراهانی در باغ خفه شده، یا مانند میرزا تقیخان امیرکبیر تیغ جهالت در باغ فین کاشان خونش را ریخته یا مانند محمد مصدق در تبعید و انزوا از دنیا رفته است. تاریخ ایران گواهی است بر خونهای آزادیخواهان و عدالتطلبانی که جان برسر راه عدالت و آزادی دادهاند.
خوزه ارتگایی گاست، جایی میگوید: دیگر بازیگر بزرگی باقی نمانده و تنها صدای گروه همآوازان به گوش میرسد. در فضای سیاسی جامعۀ امروز ما نیز، دیگر نشان و نشانهای از بازیگر بازیساز و بازیگردان بزرگی باقی نمانده، و تنها سر و صدا یا همهمۀ لمپنهای سیاسی به گوش میرسد.
کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کردهست شاد چنین میشنگید، میخوانید …خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما سپهر پیر بدعهدست و بیمهرست، میدانید؟ (با بهرهای آزادانه از اخوان ثالث) بهراستی، کدامین جام و پیغام صبوحی چنین قدرتِ حاکم بر ایرانِ امروز را مست کردهست، و آن را در بیقرارترین و تهاجمیترین حالت خود قرار داده است تا هیچ بایستهی عقلانی و اخلاقیای را در برابر مانیفست نوینِ «خواستِ قدرت» خویش برنتابد و بیمحابا با مردمان و نخبگان آن بکند که میکند؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev