إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • هر قدر واژه‌ای کمتر به زبان آید، بیشتر به گوش می‌رسد. «فرانچسکوی قدیس» 

    «تربیت کلامی»، مانع «تربیت عملی» است! 

    امروزه در مراکز تعلیم و تربیت پیشرفته، بر اساس آخرین یافته‌های تحقیقاتی به این نتیجه رسیده‌اند که عمیق‌ترین و مؤثّرترین روش‌های تربیتی در قالب غیررسمی‌ترین روش‌ها نهفته است[1]. شاید این ره‌آورد برای عده‌ای تعجب‌برانگیز باشد که چگونه می‌توان با الگوهای غیررسمی و غیر کلامی، رفتار فرد را تغییر داد؟

  •  

    هم اکنون فوتبالیست‌های خوبی از ایران در کشورهای مختلف اروپایی بازی می‌کنند که می‌توانند با حضور خود قدرت مضاعفی به تیم ملّی ببخشند، اما مشکل بزرگ بازیکنان ایرانی‌‌تبار شاغل در اروپا برای پیوستن به تیم ملّی وضعیت سربازی آنان می‌باشد که حتی سرمربی تیم ملّی ایران را به تکاپو واداشته تا در همین رابطه نشستی را با مسئولان نظام وظیفه برگزار نماید. 

  • آیا در مقام نقد و رد یا پذیرش یک مدعا می‌توان/باید شخصیت/انگیزه‌ی مدعی در طرح آن مدعا را در نظر گرفت یا نه؟

    چکیده: «آیا در مقام نقد و رد یا پذیرش یک مدعا می‌توان/باید شخصیت/انگیزه‌ی مدعی در طرح آن مدعا را در نظر گرفت یا نه؟». در پاسخ به این پرسش سه نظریه وجود دارد. (1) نظریه‌ی اول می‌گوید: «چنین کاری همواره مغالطه است»، (2) نظریه‌ی دوم می‌گوید: «چنین کاری هرگز مغالطه نیست»،

  • 4- زولتان کودای:

    در بینابین سالهایی که دالکروز و ارف متد‌های خود را به جهان ارائه می‌کردند، زولتان کودای(Zoltán Kodály) اهل مجارستان بخاطر ضعف آموزش موسیقی در کشورش اقدام به تدریس روشی در جهت ارتقای سطح آموزش موسیقی نمود و در سال 1906 دست به کار تحقیق و انتشار آوازهای مجاری شده و معتقد بود برای اینکه بخواهیم موسیقیدانی را تربیت کنیم بهترین راه، انتقال میراث موسیقیایی هر کشور به کودکانش می‌باشد؛ او فراگیری موسیقی را برای کودکان ضروری می‌دانست. 

  • انتظار از دین یعنى میزان تواناییهاى دین براى پاسخگویى به نیازهاى بشر و سامان‏بخشى به حیات انسان و نقشى که دین در این میان به عهده خود بشر قرار داده است. این موضوع در بین مسلمانان به گونه‏اى خاص سابقه دیرینه داشته است. 

    اگر دین را به سه بخش عقاید، اخلاق و احکام تقسیم کنیم، نزاع اشاعره و معتزله در بخش عقاید، و نزاع حسن و قبح عقلى و شرعى میان اشاعره و عدلیه به نوعى چالش بر سر انتظار از دین در عقاید و اخلاق یعنى توانایى عقل بشرى و شرع نبوى در تبیین عقاید و تشخیص خیر و شر به حساب مى‏آید.

  • مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است. (ویتگنشتاین)   

    از اینجاست که لازم می‌آید بر این موضوع اعتراف کرد: سیری که انسان برای کنترل –چه در وجه درونی آن و چه در وجه بیرونی آن- طی می‌کند، سیری است که از زبان آغاز می‌شود، زبان وجود ذهنی می‌آفریند و وجود ذهنی امکان احساس کنترل و این امکان به اتفاقی در واقع منجر می‌گردد، با قبول این مسئله می‌توان این فرض را که مدعی است نام یک فرد تداعی گر کنترل آن فرد می‌باشد، تأیید کرد. 

  • «فاِذا فَرَغْتَ فَانصَب» (قرآن کریم)   

    بارورترین و خلاّق‌ترین بخش شخصیّت، در غیررسمی‌ترین و آزاد ترین اوقات تکوین می‌یابد. «جولیا کامرون»   

    «تأمین اوقات فراغت»، مانع «تکوین اوقات فراغت» است!   

    در یوان باستان، اوقات فراغت را اشتغال به کارِ لذّت‌بخش تلقّی می‌کردند و بر این باورند که بزرگ‌ترین و باشکوه ترین تمدن‌های بشری محصول اوقات فراغت آدمی است! امّا عده‌ای اوقات فراغت را بیکاری، بطالت و فعّالیّت‌های پوچ و بی‌معنا تلقّی می‌کنند و آن را نه «شکفتن» که «آسودن» می‌دانند.

  • چند شب پیش هنگام بازگشت به خانه، از کنار مسجد جامع مهاباد «مزگه‎وتی سور» طبق روال همیشه عبور ‎کردم، اما تفاوت آنجا بود که آن شب سر راه، سری به توالت عمومی مسجد زدم، تاریک بود، همین که وارد توالت شدم متوجه شدم یک چیزی کف توالت حرکت کرد، جا خوردم اما فقط تصویر نبود صدا هم داشت: «ها چیکار داری؟» کمی دقت کردم یکی از معتادانی بود که تصویرش در ته‌مانده‌ی ذهنم وجود داشت. به توالت دیگری رفتم، باز یک صحنه‌ی تکراری! 

  • بر شب است که روشن شود.  

    بر خورشید است که گرمتر بتابد.  

    بر زنجیر است که درهم شکسته شود.   

    بر دست‌های مشت کرده است که به گرمی گره بندد.   

    بر خون پاک شهیدان است که گلگون شود.   

    بر فریاد زنان داغ‌دیده است که صدای شوقشان به گوش رسد.   

    بر چشم‌های گریان است که خندان شود.   

    بر قلب مادران غم‌دیده است که از شادی بتپد.   

    بر ظلم و بیداد است که پایان پذیرد.   

    بر مردم لیبی است که آینده‌ای روشن بسازند.   

    زیرا تقویم زمان شاخه‌ی استبداد را قطع کرد.   

  • از اوایل پاییز به بعد مردم ایران به‌خصوص اهالی جنوب کشور چشم امید به باراش باران دارند. پس از اندی تأخیر، مؤمنان متوسل به نماز استسقاء شده و به قول ما جنوبی‌ها به قبله‌ی دعا می‌روند. نماز طلب باران مانند هرپدیده دینی یا اجتماعی دیگر سؤالات مختلفی حول چگونگی، حکمت‌ها، اهداف و نتایج آن در اذهان مردم به خصوص نزد نسل جوان آگاهی‌یافته و کنکاش گرما بر می‌انگیزاند. مثلاً می‌پرسند چرا با لباس ساده و با هیئتی متواضعانه به قبله دعا می‌رویم؟ هدف از انجام این عبادت چیست؟