در سال۱۳۴۳ نظامنامۀ سیاسی الهی: لَّقَدۡ کَانَ لَکُمۡ فِی رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَهٌ حَسَنَهٞ{سورۀ احزاب/ ۲۱: در رفتار و روش پیامبر سرمشقی نیکو برای شما وجود دارد. }راهی جدید را در برابرم گشود و آن سرمشقی را که در زندگی سیاسی پیامبر وجود دارد تقریباً درک کردم و تصمیم گرفتم بعداً طبق آن رفتار کنم.
منظور از این سخن؛ ایراد و انتقاد نیست. قصد تنها ادای مسئولیتی است سنگین؛ با بیانی صرفاً علمی و با احتراز از آنچه کمترین حساسیت را برانگیزد. تکلیفی است اسلامی که این سخن؛ به نظر تمام صاحبنظران و دستاندرکاران تهیهی قانون قصاص برسد. پس حتّی از اشاره به این ماده و آن تبصره؛ و این نقص و آن ایراد؛ حذر میکنم؛ که شاید مطبوعات بخواهند و بتوانند؛ به وظیفه اسلامی خود قیام، و آنرا چاپ کنند.
برادران و خواهرانِ مسلمانِ عازم دیدار خانهی خدا و خلق! بسم الله الرحمن الرحیم با سلام، و آرزوی قبول توبه و عبادت دیدار، و بستن پیمان اخوّت با خواهران و برادرانی که از همه جهات عالم، در«اوّل بیتٍ وضع للنّاس»گرد میآیند؛ و بر توحید و فرمان بردن از آفریدگار و سرفرازی و نافرمانی در برابر خدایان زر و زور و تزویر، پیمان میبندند، لازم میدانم که همچون سالهای گذشته بمناسبت این موضوع خاصّ، توجهتان را به چند مسأله، که در عین فرعی بودن نسبت به گرفتاریهای بزرگ جامعهمان، باز از جهت موازین فکر و اخلاق اسلامی، اهّمّیتی فراوان دارند، معطوف سازم:
مرغان پر گشایند و در دل هوا به پرواز در آیند. ماهیان در جویبارها و دریاها شنا کنند و روزی برند و دیگر جانداران در کوه و بیابانند و اسیر خاکدان. الهی! حکمت تو بود که از رحمت تو، هر زندهای را سهمی داد؛ وگرنه همه از این آب و گلند و به این آب و گل زنده.
«وَمَا کَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ»[1] ترجمه: مردمان ملت واحدی بیش نبودند (بعدها) مردمان دو گروه شدند و با هم اختلاف پیدا کردند. «وَمَا تَفَرَّقُواْ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»[2] ترجمه: (پیروان پیغمبران پیشین) گروه گروه و دسته دسته نشدهاند مگر بعد از علم و آگاهی. و این تفرقهجویی تنها به خاطر ستمگری و کجروی در میان خودشان بوده است.
بسمالله الرحمن الرحیم براو خوهیشک و ڕۆڵه خوهشهویسهکانم! السلام علیکم و رحمةالله وبرکاته. حهتمهن ئهزانن چهنێ تاسهتانم کردگهو؛ چهنێکیچ قسهم ههس بۆتان. ئاخر ساڵێکه یهکترمان نهدیگه. ئهویچ، ساڵێک نهک وهک ساڵان. بهڵکه: ساڵێک، به تهنیایی و...به فرسهتهوه به لێک دانهوهی گوزهشتهگهل دوورو نزێکو؛ فکر کردنهوه له بارهی دوروسگهلو نادوروسگهلهوه، لهبارهی ههزاران مهسهلهی گهورهو بۆچکهوه..
مقدّمه [۱]:
قضیه اجتهاد و تقلید همواره بعنوان یکی از مهمترین مباحث در بین هممسیران سایر علاقهمندان مطرحیت داشته است. و شاید ابهامات فراوانی نیز در پیرامون آن وجود داشته. یکی از اساسیترین این ابهامات و شبهات تعارضی بوده که از موضع نظری و عملی «کاک احمد» فهم میشده. یعنی اینکه از سویی کاک احمد در نوارها
دفتر نامههای مرحوم کاکه احمد به شورای مدیریت مکتب قرآن تحت عنوان«نامهها بخش اول» در 134 صفحه منتشر شد. این مجموعه به وسیلهی شورای مدیریت مکتب قرآن در سنندج منتشر شده است. در این نامهها مرحوم علامه مفتیزاده مهمترین توصیههای اخلاقی، مدیریتی، راهبردی و... را به پیروانش متذکر شده است.
منظور از این سخن؛ ایراد و انتقاد نیست. قصد تنها ادای مسئولیتی است سنگین؛ با بیانی صرفاً علمی و با احتراز از آنچه کمترین حساسیت را برانگیزد. تکلیفی است اسلامی که این سخن؛ به نظر تمام صاحبنظران و دستاندرکاران تهیهی قانون قصاص برسد. پس حتّی از اشاره به این ماده و آن تبصره؛ و این نقص و آن ایراد؛ حذر میکنم؛ که شاید مطبوعات بخواهند و بتوانند؛ به وظیفه اسلامی خود قیام، و آنرا چاپ کنند.
سؤال: مدّتی است سؤالی برایم پیش آمده است و متأسّفانه کمتر توانستهام خدمت شما برسم و آنرا مطرح کنم؛ آن پرسش هم این است که: در نوارهای ضبط شده و صحبت های مجلسی شنیدهام که فرمودهاید: اکنون من نمیتوانم در دنیا کسی را نام ببرم که بتوان عنوان «کافر» را بر او اطلاق کرد. در حالی که در دوران پیامبر(ص) و در زمان خلفای راشدین (س) جنگهای متعددی به نام جنگهای «کفر و اسلام» رخ داده است و در دوران خلافت حضرت ابوبکر(س) پس از رحلت پیامبر(ص) افراد و قبایلی از ادای زکات خودداری کردند. و همین امر باعث شد که اعلام جهاد کند تا جایی که فرمود: «حتّی اگر مرا همراهی نکنید به تنهایی وارد جنگ با آنها میشوم.» آیا این مطلب با نظر شما مغایرت ندارد؟ لطفا مسأله را تبیین فرمایید.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل