در نخستین نوشتار از سلسله مقالات «چرا روزه می‌گیریم؟»، ضرورت ارائه‌ی احکام در پرتو حکمت‌ها و مقاصد آن‌ها را تبیین کردیم. در نوشتار دوم، به ایجاز به دو مقصد «انسانیت» و «آزادی» پرداختیم و امروز با استعانت از پروردگار، دیگر حکمت‌ها را پی می‌گیریم:

سوم: تحقق وحدت و پیوند اجتماعی

مسلمانان روزه‌داری را در یک روز آغاز کرده و در یک روز جشن می‌گیرند (عید)؛ آنان در یک لحظه‌ی واحد در یک شهر، از طعام امساک کرده و در لحظه‌ای واحد به آن بازمی‌گردند. سفره‌های افطارِ جمعی در مساجد و نهادهای اسلامی اروپا و جهان اسلام، بازتاب‌دهنده‌ی روحِ پیوند اجتماعی و فرهنگی است؛ چنان‌که خانواده‌ها در این ماه به‌گونه‌ای گرد هم می‌آیند که در هیچ زمان دیگری میسر نیست.

این همه، گویای یکی از مقاصد بنیادین روزه است: روزه، مسلمانان را در نمادی از برادری و تواصل، به یکدیگر پیوند می‌زند؛ حتی اگر سرزمین‌هایشان دور و زبان و نژادشان متفاوت باشد. از این رو، هیچ توجیه فقهی برای استمرار اختلاف در اعلام آغاز و پایان رمضان وجود ندارد؛ اختلافی که گاه به سه روز می‌رسد! مبنای قول به «اختلافِ مطالع» (اینکه هر سرزمین باید خود هلال را ببیند) مربوط به روزگارانی بود که امکان انتقال سریع خبر رؤیت به سرزمین‌های دور وجود نداشت، اما امروزه که خبر در همان لحظه با صدا و تصویر منتقل می‌شود، اختلافی که منجر به تفرقه مسلمانان در یک کشور شود، وجهی ندارد.

زکات فطر برای تحقق وحدت و پیوند اجتماعی در روز عید تشریع شده است تا شادی عید تنها به ثروتمندان محدود نشود، بلکه همگان در آن شریک گردند؛ غنی با مالش و فقیر با صدقه‌ای که دریافت می‌کند.

دکتر «مراد هوفمن» با شگفتی از اختلاف مسلمانان در آغاز رمضان می‌گوید: «شرم‌آور است که مسلمانان زمین، شروع و پایان روزه‌ی خود را بر اساس تُرک یا مراکشی یا سعودی بودن تنظیم کنند؛ این امر به جنبه‌ی جمعیِ روزه آسیب زده و مسلمانان را در معرض تمسخر دیگران قرار می‌دهد. آیا ممکن نیست بر اساس محاسبات دقیق نجومی، مواعد ماه روزه را در سراسر جهان اسلام یکسان کرد؟»

برای صیانت از این «معنای جمعی»، فقها بر این باورند که اگر کسی در کشوری روزه بگیرد و در کشوری دیگر عید بگذراند، باید با مردمِ همان سرزمینی که در آن حضور دارد افطار کند (حتی اگر ۲۸ روز روزه گرفته باشد که بعداً قضا می‌کند، یا اگر ۳۱ روز شده باشد که پنهانی افطار می‌کند) تا هماهنگی با جماعت حفظ شود؛ چنان‌که پیامبر (ص) فرمود: «الصَّومُ يَومَ تَصومونَ، وَالفِطرُ يَومَ تُفطِرونَ» (روزه روزی است که مردم روزه می‌گیرند و فطر روزی است که مردم افطار می‌کنند).

شیخ «عبدالمعز عبدالستار» (رحمه‌الله) می‌گفت: «مساجد، کارخانه‌های توحید هستند»؛ یعنی تفاوت‌ها را ذوب کرده و مردم را یکپارچه می‌سازند. این معنا در مساجد اروپا بسیار جلی است، آنجا که بیش از ۵۰ ملیت بر سر یک سفره می‌نشینند. متفکر فقید، دکتر «عبدالوهاب مسیری» نیز با نقدِ فرهنگ «فست‌فود»، روزه‌ی جمعی را احیاگرِ ارزش‌های انسانیِ نشستن دور یک سفره و گفتگو می‌دانست.

چهارم: پرورش ملکه‌ی خلاقیت و نوآوری

کارشناسان توسعه‌ی انسانی معتقدند یکی از مهم‌ترین راه‌های خلاقیت، «تفکرِ وارونه» (Thinking Backwards) است. روزه نوعی تفکر وارونه و مخالفت با امور مألوف و عادت‌هاست؛ روزه‌دار عادت خویش در خوردن و آشامیدن را می‌شکند و در زمانی که مردم معمولاً غذا می‌خورند، امساک می‌کند و در زمانی که معمولاً نمی‌خورند (سحر)، طعام می‌خورد. این رفتار، ذهن را برای تفکر خلاق تحریک می‌کند. اگر ما این مقصد را به درستی درک می‌کردیم، ماه رمضان به یک «کارگاه فکر و خلاقیت» برای حل بحران‌های امت تبدیل می‌شد.