در ابتدا جهت صعود و بالا رفتن از سکوهای پرواز ماه رمضان لازم است که موانع زیر را از سر راه خود برداریم:

۱- از بین رفتن شعور دینی ۲- همچون مرده‌ای از زخم وارده متاثر نمی شویم ۳- همکاری و عاطفی دینی و انسانی از بین رفته ۴-  اخلاق دینی و انسانی در جامعه فروریخته و ...

پس لازم است برای نجات خویش وبشریت و غرق نشدن در دریا و امواجش به جزیره ای پناه ببریم، همان جزیره ای که در این ماه که قرآن در آن نازل شده یعنی ( غار حرا) پرتوی نورش را در همه‌ی جهان گسترش داد و بشریت را از ظلمات و تاریکستانی دوران نجات داد.
حال وقت آن رسیده امروز که ما در این قرن، فرصت طلایی رمضان را ارزیابی نماییم و به جهان درون و بیرون خود نگاه عمیق و دلسوزانه‌ای نماییم و از غرق شدن در دریای طغیان کرده، خود و جامعه‌ی خویش را نجات بدهیم؛ و رمضان، روز و شب‌هایش را و قرآن و قصص و پندهایش را سکوهای پرواز و جزيره‌ی نجات قرار دهیم و موانع ها را با آنان برطرف نماییم.

۱- شعور دینی ما که به خواب غفلت طولانی رفته بیدارش نماییم و آپدیت و به‌ روزش کنیم، همانطور که سایر حواس خمسه‌ی ما کار خود را انجام میدهند؛ یعنی میتوان با چشم حس دیدن و باگوش حس شنیدن وبا بینی حس بویدن  و با زبان تلخ و شیرینی چشیدن و با حس لامسه اشیاء را تشخیص داد، همانگونه احساس دینی هم آثار مخصوصی به خود دارد؛ کسی که حس دینی ندارد منکر غیب و عالم غیب و مسائل  مربوط به ماوراء الطبیعه است و آنرا قبول ندارد، مفاهیم دینی را درک نمی کند و علل مهربانی قلب و جاری شدن اشک و... را نمی فهمد همچون مرده ای که از زخم های وارد شده متاثر نمی شود، در طوفان عصر مدرنیته فرو رفته و غرق شده، نه به درون خویش می نگرد و نه به بیرون خویش، قلبش مُرباد و  سیاه‌ گشته، نه به جهان اطراف خود که چطور اداره می شود ونه به شخصیت خود می نگرد که در میان اطرافیان چه جایگاه و هویتی دارد که آیا محبوب آنها یا مبغوض آنها هست.
همانطور که خداوند میفرماید:

كَلَّاۖ بَلۡۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ  (المطففين - 14) 
 ‏  هرگزا هرگز ! اصلاً کردار و تلاش (پلشت و زشت) ایشان دلهایشان را زنگ زده کرده است (و همچون زنگاری بر قلوبشان نشسته است و سوراخهای هدایت را بر روی ایشان بسته است)

اخلاق در جامعه فروریخته و روابط افراد و جامعه فقط بر مبنای منفعت و مادی‌گرایی است وفاصله‌ی طبقاتی داد می‌زند، نسل ایمانی و قرآنی به نسل مصلحتی و منفعتی تبدیل شده‌است.
در جامعه مدرنیته شفقت پدران بر فرزندان، احسان فرزندان به پدران، احترام کوچک به بزرگان، شفقت بزرگان بر کوچکان، عفت و پاکدامنی زنان، وفای زنان، امانتداری خدمت گذاران، پایداری جوانان بر اخلاق نیکو، برخورد اشراف با یکدیگر، محافظت اخلاق و عادات خوب و ... همگی تغییر کرده‌اند و فراموش شده‌اند درحالی که پیامبر خاتم الگوی تمام وکمال انسان ها درمورد رحم و ادب و فرزندان  فرموده است:
إنَّ مِن أبَرّ البِرّ صِلَةُ الرَّجُلِ بِأهلِ وُدِّ أبيهِ بَعدَ أن يُولّى / رواه مسلم
بهترین نیکی به پدر بعد از مرگش، ارتباط برقرار کردن با دوستان وی است.

ودرمورد کوچک و بزرگ در جامعه اسلامی بر اساس تعالیم ارزنده شریعت میفرماید:

مَن لَم یَرحَمْ صَغيرَنا وَ لم يَعرِفْ حَقَّ كَبيرِنا فَليسَ مِنّا /رواه ابو داود
هرکس بر کوچک ما رحم نکند و هرکس حق بزرگ را رعایت نکند، از ما نیست.

نتيجه؛ پس بیاید بر سکوهای رمضان صعود نماییم همچون پرنده‌ای عاشق در سپیده دم صبحگاه رمضان پرواز کنیم و با سر محبت و دو بال رجا و خوف تصویر زیبایی از خود داشته باشیم و با شنیدن پیام صبحگاهی و بیداری پروردگار که میفرماید:

وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ (التكوير - 18) :

 و سوگند به صبح بدان گاه که می‌دمد ( و با طلوع سپیده ، چهره نورانی و پرفروغ خود را به جهانیان می‌نمایاند ، و با نسیم حیات‌بخش خویش خفتگان را به حرکت و تلاش می‌کشاند ، و از بی‌خبری به بیداری و هوشیاری می‌رساند ) !‏ 

بیدار شوییم و همانند پرنده ای که سری دارد و دوبال و بدون این سه عضو قادر به پرواز کردن نیست؛ سر پرنده محبت است و دوبالش عبارت اند از بال خوف و رجا.
آن پرنده به وسیله بال‌هایش و تعادل و توازن میان آنان شروع به پرواز می کند
و ما ( انسانها) هم به قافله ی مستغفرین بالأسحار بپیوندیم و با دوبال خوف و رجا و با سر پر از اندیشه و امید، همگام با نسیم باد صبا وعطر افشان رمضان اوج بگیریم و با گفتن ذکر (سُبحانَ ربّیَ الأعلى و بِحمده) مانند هواپیمایی که روی باند پرواز است و کم‌کم سرعت میگرید و زمانیکه سرعتش به حد متعارف برسد آن وقت سبک می شود و از زمین کنده ميشود و بر جاذبه زمین غلبه می کند و اوج می گیرد، ما ( انسان ها) هم به سان آن پرواز، ایام و لیال نسیم بخش رمضان را فرصت طلایی تلقی نماییم و آنرا سکوی پرواز خویش قرار بدهیم و از زمین کنده شویم و تعلقات خاکی را تا حد امکان کنار بگذاریم 
زیرا هرچقدر بال های پرقدرتی داشته باشیم و هرچقدر بال بزنیم تا وقتی که پاهای ما به زمین بسته شده باشند و تعلقات مادی و دنیوی ما را رها نکنند هرگز نخواهیم توانست از زمین فاصله بگیریم و عروج نماييم.

پس بیاید از سکوهای ایام ولیال عطر افشان رمضان بهره مند شوییم، مشغول پرواز روحانی به پیشگاه پروردگاری و به مقام اصلی خویش بازگردیم، چنانچه شاعر گفته:
ما ز بالا ایم وبالا می روییم
ما ز فلک برتریم و از ملک افزون ترینم

ناگفته نماند که  این ادعا بسی بزرگ است و باید برای تحقق آن تلاش کرد و با سر پر از اندیشه و امید و با دوبال خوف و رجا برای عروج به پیشگاه خدا از سکوی ( إیّاک نَعبُدُ و َ وإیّاک نَستَعینُ ) در نماز های پنجگانه وتروایح و صلاة تهجد شبانه و تلاوت آیات نورانی قرآن سفر را شروع کنیم و در پیشگاه خدا اعلام حضور نماييم و پیمان مجدد بندگی با خداوند را امضا نماییم.

پیرانشهر_ ۹ رمضان ۱۴۰۴