شاعر عربزبان به مناسبت اولین قیام فلسطین، در سال ١٩٣٥- ١٩٣٦م در توصیف ملت فلسطین زیبا سروده:
- ای کسانی که میخواهید ما را بشناسید، از جلال و زمان در باره ما بپرسید آیا از ازل تا حال پیمانی را شکستهایم! از زمانی که جلال و شکوه و زمان ما را شناختهاند!
- اخلاق والا که بخاطر آن معروف بودیم، و شناخته میشویم اکنون مانند آتش در رگهای ما جاری شده است.
- جلال و شکوه وقتی پرچم ما را آغشته به خون قهرمانان و شهدا دید با لبخند به ما نگریست.
- جشن عروسی آزادگان، آیینها و رسوم خاص خود را دارد پذیرایی از دشمنان با جامهای قرمز (شراب مرگ) و برای اینکه آنها را با ریتمهای غمانگیزی به رقص درآورند.
- و همچنین شامل سوارشدن بر مرگ و بیباکی از خطرات برای حفظ پیمانی است که آن را فدا کرده است، پیمانی که متحدان ما رعایت نکردند.
- گناه ما در این عصر که پیوسته با ما در جنگ و ستیز است، این است که عهد خود را با رفقا و برادرانمان نشکستهایم. اما متحدان به محبت ما خیانت کردند.
- ای مبارزه مقدس(جهاد) که با شکوه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفتهای و با سرخی غرور آراسته شدهای.
- این جهاد، شرفی است که فلسطین به آن افتخار میکند و و بنا و یادبود شکوهی است که هیچ شکوه دیگری با آن قابل مقایسه و یا شبیه آن نیست.
- زخمی که از پیشانیاش خون جاری میشد لبهای ما با احترام آن را بوسیدند.
- ای فلسطین، ما بخاطر غم و اندوه عظیمی که تو متحمل شدهای، درد و رنجهای خود را فراموش کردهایم.
- ما، ای خواهر(فلسطین) به عهدی که در گهواره شیر، بستیم وفادار میمانیم.
- این افتخاری برای مرگ است که ما روحهای شریف خود را که از تحقیر و ذلت امتناع میورزند، به آن تقدیم میکنیم.
- در دست مرگ، گل سرخی از خون ما نهفته است؛ اگر در آتش قرار بگیرد به بهشت تبدیل میشود.
فلسطین مردمانی غیور و شریف بر عهدی و پیمانی که بستند، نشکستهاند..
ملتی که جلال و شکوه و زمان معرّف آنهاست..
شاعر عربزبان به مناسبت اولین قیام فلسطین، در سال ١٩٣٥- ١٩٣٦م در توصیف ملت فلسطین زیبا سروده:
- ای کسانی که میخواهید ما را بشناسید، از جلال و زمان در باره ما بپرسید آیا از ازل تا حال پیمانی را شکستهایم! از زمانی که جلال و شکوه و زمان ما را شناختهاند!
- اخلاق والا که بخاطر آن معروف بودیم، و شناخته میشویم اکنون مانند آتش در رگهای ما جاری شده است.
- جلال و شکوه وقتی پرچم ما را آغشته به خون قهرمانان و شهدا دید با لبخند به ما نگریست.
- جشن عروسی آزادگان، آیینها و رسوم خاص خود را دارد پذیرایی از دشمنان با جامهای قرمز (شراب مرگ) و برای اینکه آنها را با ریتمهای غمانگیزی به رقص درآورند.
- و همچنین شامل سوارشدن بر مرگ و بیباکی از خطرات برای حفظ پیمانی است که آن را فدا کرده است، پیمانی که متحدان ما رعایت نکردند.
- گناه ما در این عصر که پیوسته با ما در جنگ و ستیز است، این است که عهد خود را با رفقا و برادرانمان نشکستهایم. اما متحدان به محبت ما خیانت کردند.
- ای مبارزه مقدس(جهاد) که با شکوه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفتهای و با سرخی غرور آراسته شدهای.
- این جهاد، شرفی است که فلسطین به آن افتخار میکند و و بنا و یادبود شکوهی است که هیچ شکوه دیگری با آن قابل مقایسه و یا شبیه آن نیست.
- زخمی که از پیشانیاش خون جاری میشد لبهای ما با احترام آن را بوسیدند.
- ای فلسطین، ما بخاطر غم و اندوه عظیمی که تو متحمل شدهای، درد و رنجهای خود را فراموش کردهایم.
- ما، ای خواهر(فلسطین) به عهدی که در گهواره شیر، بستیم وفادار میمانیم.
- این افتخاری برای مرگ است که ما روحهای شریف خود را که از تحقیر و ذلت امتناع میورزند، به آن تقدیم میکنیم.
- در دست مرگ، گل سرخی از خون ما نهفته است؛ اگر در آتش قرار بگیرد به بهشت تبدیل میشود.
فلسطین مردمانی غیور و شریف بر عهدی و پیمانی که بستند، نشکستهاند..
ملتی که جلال و شکوه و زمان معرّف آنهاست..

نظرات