از سوم ابتدایی با تشویق یکی از معلمان با کتاب غیردرسی آشنا و عضو کتابخانه مدرسه شدم.  کلاس پنجم وارد کتابخانه مدرسه شدم و در نقش یک کتابدار با کتابخانه همکاری می‌کردم. به همین ترتیب در سال‌های بعد به سمت مسئول کتابخانه رسیدم و این شروع من با دنیای کتاب بود.سلیقه‌ای و به‌اصطلاح عرب‌ها عشوائی کتابی را انتخاب می‌کردم و مطالعه می‌کردم گاهی از روی جلد و  گاهی به پیشنهاد دوستان، گاهی قصه و شعر و هرازگاهی اطلاعات عموی و غیره.حسرت می‌خورم که چه اندازه جای مروجان و معرفان کتاب در مدارس خالی بود؛ اکنون نمی‌دانم در مدارس چه وضعیتی برقرار است و چگونه است؟ تقریباً از دبیرستان که وارد فضاهای مذهبی و آشنایی با حرکت‌های اسلامی شدم سیر مطالعاتی من شکل گرفت و نم‌نم با پول‌توجیبی شروع به راه‌اندازی کتابخانه‌ای برای خودم کردم؛ بعدها که وارد مقطع کارشناسی و ارشد فقه و حقوق شدم کتابخانه‌ام کمی بزرگ‌تر و رنگ‌وبوی فقهی - حقوقی به خود پیدا کرد. 

در مقطع ارشد ازدواج کردم و روز اول همسرم که وارد خانه‌ی بخت شد بی‌درنگ به کنار کتابخانه‌ی من رفت و همه‌ی کتاب‌ها را بادقت وارسی و ورانداز کرد، او که خود کتابخوان و کتاب‌باز حرفه‌ای بود برگشت و به من گفت: "از کتاب‌هایت مشخص است که تک‌بعدی هستی" به قول شاعر این سخن بر من گران آمد و توضیح خواستم که منظورت چیست؟ گفت: همه‌ی کتاب‌هایت فقهی - حقوقی‌ است و حتّی یک جلد رمان یا کتاب روان‌شناس یا شعر یا تاریخی پیدا نمی‌شود! سکوت کردم، بعد از او خودم در مقابل کمد کتابخانه ایستادم و هر چه نگاه کردم دیدم کاملاً درست است حتّی یک جلد کتاب شعر در کتابخانه‌ی من نیست؛ کمی که فکر کردم هر چه از شعر و ادبیات و داستان و روان‌شناسی در ذهن من شکل‌گرفته بودند مربوط به سال‌های بسیار دور، همان دوران راهنمایی و دبیرستان بود که من مطالعه کرده بودم و دقیقاً سال‌ها از این جنس مطالعات به‌دور بودم. 

این جمله‌ی همسر هرچند حقیقتی تلخ ولی تلنگر خوبی بود. با خودم تصمیم گرفتم در نمایشگاه کتاب آن سال جبران کنم و از آن تاریخ به بعد هر ساله کتاب‌هایی در حوزه‌های مختلف ادبیات به‌ویژه شعر، روان‌شناسی، توسعه فردی، خانواده و فلسفه جای خودش را در کتابخانه‌ی من باز کرد و اکنون به تجربه می‌دانم که ذهن‌های تک‌بعدی چه انداز دنیایشان تنگ و تاریک است و برعکس مطالعه در زمینه‌های دیگر ذهن را چه اندازه وسعت می‌بخشد و توسعه نگاه ایجاد می‌کند؛ در کل دنیای علوم‌انسانی بسان تنوع و فراوانی یک گلستان زیباست که نباید خودمان را از این زیبایی‌ها محروم و بی‌نصیب کنیم.هر سال که نمایشگاه کتاب تهران آغاز به‌کار می‌کند من به یاد این خاطره می‌افتم و خواستم با شما در میان بگذرم تا شما هم در سبد کتاب‌هایتان این تنوع را فراموش نکنید که شیرینی و لذت آن را بعدها خواهید چشید.