دین و دعوت

عنوان تاریخ
ابوالأعلی مودودی و ارزیابی کارنامه‌ی احیاگری دینی (صدیق قطبی) 1396/05/01
چگونه درست زندگی کنیم؟ مقایسه‌ی حیات مؤمنانه و حیات دنیوی و آثار آن (استاد ناصر سبحانی) 1396/04/26
صلح و آشتی با قرآن (دکتر خالد روشه) (ترجمه: عبدالله علی‌پور (با کمی تلخیص)) 1396/04/24
آیا اسلام سیاسی شکست خورده است؟ (راشد الغنوشی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/04/18
قلب سلیم، چه قلبی است؟ (صدیق قطبی) 1396/04/16
اسلام و زندگی مسالمت‌آمیز (جلیل بهرامی‌نیا) 1396/04/08
مردان حق سرپرستی بر زنان دارند (دکتر مختار ویسی) 1396/04/07
عيدفطر، بزرگداشت دستيابى به تقوا است (جلال معروفیان) 1396/04/05
قواعد قرآنی - قاعده‌ی بیستم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/04/02
نیازمند نگاه و روش فقیهان هستیم (جلال معروفیان) 1396/03/30
قواعد قرآنی - قاعده‌ی نوزدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/29
قواعد قرآنی - قاعده‌ی هجدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/26
قواعد قرآنی - قاعده‌ی هفدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/24
قواعد قرآنی - قاعده‌ی شانزدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/23
حقّ همسایه (ابو الهیثم محمد درویش) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/21
قواعد قرآنی - قاعده‌ی پانزدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/20
رابطه‌ی کُشتار و فساد در پرتو قرآن و سنّت نبوی (متین لطفی) 1396/03/20
قواعد قرآنی - قاعده‌ی چهاردهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/19
قواعد قرآنی - قاعده‌ی سیزدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/18
اعتدال و میانه‌روی (میکائیل محمدی) 1396/03/18
جلوه‌ای‌ از فضایل قرآن (احمد نارویی) 1396/03/18
قواعد قرآنی - قاعده‌ی دوازدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/17
قواعد قرآنی - قاعده‌ی یازدهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/16
رمضان فرصتی برای نو شدن (ناصح فتاح) (ترجمه: عبدالله علی‌پور) 1396/03/16
قواعد قرآنی - قاعده‌ی دهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/15
قواعد قرآنی - قاعده‌ی دهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/15
قواعد قرآنی - قاعده‌ی نهم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/14
بهره‌های رمضانی (الشيخ عبدالعزيز رجب) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1396/03/14
قواعد قرآنی - قاعده‌ی هشتم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/13
قواعد قرآنی - قاعده‌ی هفتم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/12
چهل عهد قرآنی (صدیق قطبی) 1396/03/12
قواعد قرآنی - قاعده‌ی ششم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/11
رمضان، فرصتی برای تعیین سرنوشت (سردار شمامی) 1396/03/11
قواعد قرآنی - قاعده‌ی پنجم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/10
قواعد قرآنی - قاعده‌ی چهارم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/09
روزه‌ی دل (عائض عبدالله القرنی) (ترجمه: عبداله بلوچ) (برگرفته از کتاب دروس المسجد فی الرمضان) 1396/03/09
ریشه‌یابی و واکاوی «تقوا و متّقی‌» در قرآن و سنّت (گردآوری: یونس سلیمان‌زاده) 1396/03/09
قواعد قرآنی - قاعده‌ی سوّم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/09
قواعد قرآنی - قاعده‌ی دوّم (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/07
رمضان و خودشکوفایى (جلال معروفيان) 1396/03/07
قواعد قرآنی - قاعده‌ی اوّل (دکتر عمر بن عبدالله المقبل) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/03/06
برخی اشتباهات روزه‌داران‌ در رمضان (عبدالله بن الجارالله) (ترجمه: رحیم رهرو – مهاباد) 1396/03/06
آنچه در ماه رمضان فراموش می‌کنیم! (صدیق قطبی) 1396/03/05
ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای تغییر و تحوّل‌ (مسلم خدری) 1396/03/03
درسی در باب نقد خويشتن (دکتر طه جابر عَلوانی) (ترجمه: سید عدنان فلّاحی‌) 1396/03/01
تعبّد بی‌چون و چرا نسبت به نفس(رایجترین شرک در جامعە‌ی ما) (مولود بهرامیان) 1396/02/26
روش ادای نماز جنازه (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/02/14
«غیب» در قرآن (مسلم خدری) 1396/02/14
شورا در اسلام (باسل علوظی برلین) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1396/02/10
اعجاز علمی، روش فعّال‌ در دعوت اسلامی (محمد السنوسي) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1396/01/21
 ابوالأعلی مودودی در ارزیابی کارنامه‌ی احیاگران و مجدّدان مسلمان، از تقابل مفهومی و تاریخی جاهلیت و اسلام آغاز می‌کند. به باور او می‌توان از سه گونه جاهلیت سخن گفت. جاهلیت نخست که وی آن را جاهلیت خالص می‌نامد، نه به نظم حکیمانه و غایت‌مداری برای هستی و زندگی قایل است و نه به وجود مرجعیت هدایت‌گری خارج از انسان باور دارد. جهان‌نگری مادی و این‌جهانی، در نگاه او همان جاهلیت خالص است. جاهلیت نوع دوم، جاهلیت شرک‌آلود است که اگر چه قایل به تصادفی و بی‌غایت بودن هستی نیست، اما نگرش چندخدایی دارد و فاقد نگاه توحیدی است.
فراموش کردن مسؤولیت از روی جهل یا ستم: خداوند، خالق و آمر موجودات است و انسان و جهان آفرینش، مخلوق و مأمور هستند. قرار بر این بود که انسان نیز همانند دیگر مخلوقات، مطابق فرمان خداوند به‏ سوی سرانجام معیّن خویش حرکت کند؛ اما متأسّفانه‌ انسان از روی جهل و یا ستم، این وظیفه را فراموش نمود و با این فراموش‏کاری و انحراف، نسبت بیهوده‏کاری را در خلق انسان -معاذ الله‌- به خداوند می‌دهد. چنین انحرافی جرم بسیار سنگینی است و بی‏گمان تصحیح این انحراف نیز مستلزم تلاش و فعالیت همه‌جانبه‌ای خواهد بود.
«إِنَّ اللَّـهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»(رعد:۱۱) یعنی: همانا خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد، تا اینکه آن قوم و ملت خود را دگرگون کنند. تا وقتی کە انسان‌ها تحول مثبت یا منفی پیدا نکنند، خداوند وضعیت اجتماعی آنان را دگرگون نمی‌کند. علامه اقبال لاهوری (ره) در وصف قرآن کریم چنین تعبیری دارند که: نقش قرآن در این عالم نشست                     نقش‌های کاهن و پاپا شکست   فاش گویم آنچه در دل مضمر است               این کتابی نیست، چیزی دیگر است   چون به جان در رفت، جان دیگر شود                جان چه دیگر شد، جهان دیگر شود   آری... قرآن راه حقیقی هدایت بشر به سوی سعادت و کمال است.
کارشناسان غربی که مسیر حرکت اسلامی را دنبال می‌کنند، هرگاه‌ که مسلمانان در گوشه و کنار جهان دچار شکست شوند یا به محض این‌که‌ در یک انتخابات رأی کافی را به دست نیاورند، با صدای بلند فریاد بر می‌آورند که اسلام سیاسی شکست خورده و کارنامه‌اش پیچیده شده است! در کنفرانس‌ها و همایش‌ها و در گفت‌وگو‌ با رسانه‌هایی که از آنان به عنوان کارشناس دعوت می‌کنند، به صراحت از شکست اسلام سیاسی می‌گویند. دیری نمی‌پاید که پیروان آنان در کشورهای اسلامی و کارکنان رسانه‌های ما، این خبرها را به عنوان حقایق قطعی دریافت و پخش می‌کنند. رخدادهای اخیر مصر بهترین شاهد بر این مدّعاست‌؛
اغلب ما گرچه ظاهراً خود را دیندار و نه مادی‌گرا می‌دانیم، اما خوب اگر نگاه کنیم مادّی‌‌گرایانه زندگی می‌کنیم. یعنی در عمل و متن زندگی، مادّی‌گرا هستیم و نه دیندار. آخر چطور می‌شود که بشنویم پیامبر‌مان گفته است خدا به پیکرهای‌شما، به چهره‌های شما، به اموال شما نمی‌نگرد، بلکه تنها به دل‌های‌ِ شما نگاه می‌کند و آن‌وقت آنچه کمتر از همه محلِ تأمّل‌ و توجه ما واقع می‌شود، پاکیِ دل باشد؟(حدیث:‌ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُم ْ/ به‌روایت مسلم) در متن زندگی‌، دلنگرانِ آن اساسی‌ترین چیز نیستیم. آن کانونی‌ترین چیز که همان «قلب سلیم» است.
می‌دانیم‌ که بشر یک موجود مدنی و اجتماعی است؛ زندگی اجتماعی نیز از نگاه قرآن یک امتحان است (وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ)؛ امتحانی برای بروز میزان پایبندی ما به ضوابط دینی و اخلاقی در برخورد با دیگران؛ دین اسلام با درک اهمیت زندگی اجتماعی، تعالیم و توصیه‌هایی‌ برای تأمین لوازم فکری و عاطفی همزیستی مسالمت‌آمیز دارد: الف) تأکید بر کرامت ذاتی انسان: نخستین و سرنوشت‌سازترین امر برای زندگی اجتماعی، نگرشی است که همه انسان‌ها‌ را صرفنظر از ناهمگونی‌های نژادی و فرهنگی، لایق احترام بداند و تفاوت‌های طبیعی و غیراکتسابی را مایه تفاضل و ارزشگذاری نداند؛
پیشگفتار: این مقاله در پاسخ به سؤال‌ کسانی به رشته تحریر در آمده که از نگارنده‌ی سطور خواسته‌اند توضیح دهد، به چه دلیلی عامل بدحجابی زنان را، مردان می‌داند، حال آنکه عوامل دیگری مطرح هستند؛ اینجانب منکر این نیستم که پدیده‌ی بدحجابی عوامل متعدد و گوناگونی دارد، از جمله عوامل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی‌ و ارزشی وجود شبکه‌های مجازی و الگوگیری زنان از مدل‌های‌ رسانه‌‌ای و نیز گذر از جامعه‌ی سنتی به جامعه‌ی مدرن و… نا گفته نماند، گذر ایران از جامعه‌ی سنتی و ورود آن به جامعه‌ی مدرن دست‌آورد‌های مثبتی داشته و دارد.
نهايت تلاش متخصصان تعليم و تربيت در جهان امروز، رسيدن فرد به نقطه‌ى‌ خودکنترلى و بى‌نيازى از نظارت و کنترل عوامل بيرون از فرد است. اين هدف بسيار بزرگ که در حد يک آرمان تلقى مى‌شود، در قرآن تقوا نام دارد و فلسفه‌ى اصلى روزه‌دارى است. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿بقره/١٨٣﴾ براى رسيدن و دستيابى به اين امر خطير و تعيين کننده، رهايى از عادت‌ها‌ و خودباورى، دو اقدام اصلى و اساسى هستند.
قاعده‌ی بیستم: «وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا» «و از درها به خانه‌ها درآیید.» این قاعده‌ی قرآنی در نکوهش یکی از عادات جاهلی آمده است؛ مشرکان وقتی احرام می‌بستند از راه در وارد خانه نمی‌شدند و این را یک عبادت می‌دانستند. خدای متعال هشدار می‌دهد که این کار آنان ربطی به اعمال نیک ندارد و هیچ گاه مورد تأیید شریعت نیست. شأن نزول این آیه با توجه به حدیث براء ابن عازب مؤید همین امر است. خدای متعال فرموده است: يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿بقره:١٨٩﴾
يکى از خطاهاى استراتژيک بسيارى از جنبش‌ها و حرکت‌هاى اسلامى، اين است که آگاهانه يا ناآگاهانه، خود را عين دين مى‌دانند و چنين مى‌پندارند که هر آن چه را در زمان نزول وحى و دريافت و تطبيق آن روى داده است، بايد بازآفرينى و شبيه‌سازى کنند و به‌تبع اين درک و فهم، رسالت و مأموريتى‌ همانند رسالت و مأموريت، پيامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– و يارانش براى جماعت و گروه خويش مى‌نويسند و براى تحقّق‌ آن، اهداف و برنامه‌ها و اسلوب و روش‌هايى را تدوين مى‌نمايند. اين جا دو اشتباه روى داده است:
قاعده‌ی نوزدهم: «إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ» «هرکس پروا و شکیبایی پیشه کند، خداوند پاداش نیکوکاران را فرو نمی‌گذارد» این قاعده نیز پیرامون تعامل انسان با خالق و مخلوق بحث می‌کند؛ در سوره‌ی یوسف می‌خوانیم که وقتی برادران یوسف بر او وارد شدند گفتند: فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّـهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ﴿٨٨﴾قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ ﴿٨٩﴾قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَـٰذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿یوسف:٩٠﴾
قاعده‌ی هجدهم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» «ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و در زمره راستان باشید» این قاعده‌ی قرآنی در باب تعامل با خالق و مخلوق آمده است و به منزله‌ی کشتی نجات انسان‌ و رکنی از ارکان زندگی اجتماعی او است. چنان که هر کس بر اساس رهنمود آن حرکت کند نشان از همت بلند و کمال عقل او دارد. این قاعده پس از ذکر ماجرای غزوه‌ی تبوک و جهادی که در مسیری بس طولانی و با مشکلات و دشواری‌های فراوان انجام گرفت آمده است. پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– از مسلمانان خواسته بود تا در راستای دفاع از اسلام و گوشمالی دادن به دشمنان برای این غزوه بسیج شوند.
 قاعده‌ی هفدهم: «وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ» «و هرکس که خداوند خوارش بدارد، گرامی دارنده‌ای ندارد.» این قاعده‌ی محکم قرآنی از عدالت و مجازات سخن می‌گوید و تدبر در آن تأثیر شگرفی در فهم مؤمن نسبت به رخدادهای تاریخی یا نامردی‌های روزگار نسبت به اهل خود در سطح فردی و اجتماعی بر جای می‌گذارد. این همان قاعده‌ی قرآنی است که در سوره‌ی حج به آن اشاره شده است: ذکر کامل آیه ما را یاری می‌کند تا تصویر روشن‌تری از اهانت به انسان را داشته باشیم. خدای متعال می‌فرماید: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّـهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ۩ ﴿حج:١٨﴾
قاعده‌ی شانزدهم: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ» «در قصاص زندگانی نهفته است» این قاعده‌ی قرآنی در تعامل میان انسان‌ها بحث می‌کند؛ از آن‌جایی که زندگی بسیاری از مردم از تعدّی‌ و تجاوز بر جان و مال هم‌دیگر خالی نیست، نیاز به قواعدی برای تعامل فیمابین دارند. این قاعده‌ی مهم قرآنی در سوره‌ی بقره و در لابلای آیات زیر آمده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿بقره:١٧٨﴾
از ماه رمضان آغاز کنیم باشد که تولدی دوباره‌ای داشته باشیم و روز آزادی از آتش جهنم روز عید ما باشد. بسیاری از ما مسلمانان از همسایگان خود غافلیم و تعهدی نسبت به آنان نداریم و بدتر از این گاهی با دست و زبان و گاهی نیز با کبر و فخرفروشی آنان را آزار می‌دهیم. خدای متعال می‌فرماید: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا» [نساء:36] «و خداوند را بپرستید و چیزی را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر و به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه مانده و ملک یمین خود نیکی کنید، [و بدانید] که خداوند کسی را که متکبّر‌ فخرفروش باشد، دوست ندارد.»
قاعده‌ی پانزدهم: «وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ» «و بدسگالی جز به صاحب آن باز نمی‌گردد.» این قاعده‌ی قرآنی یکی از سنت‌های خداوند در تعامل مردم با هم‌دیگر را بیان می‌کند. این قاعده در اثنای سوره‌ی فاطر آمده است و برای توضیح بیشتر آن ترجیح می‌دهیم آیات قبل و بعد آن را نیز ذکر کنیم: وَأَقْسَمُوا بِاللَّـهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا ﴿٤٢﴾ اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَبْدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَحْوِيلًا ﴿فاطر:٤٣﴾
«تکلیف» و «حق» اگر بر یک رابطه‌ی انسانی مترتب شوند، بسان دو روی سکّه یا دو کفه‌ی ترازو، قرینه‌ی همدیگر خواهند بود[١]؛ یعنی تکلیفِ «الف» نسبت به «ب» معادل حقِّ «ب» نسبت به «الف» است و بالعکس؛ در پیرو این گزاره، می‌توان گفت که انسان‌ها با آغاز خلقت‌شان در رابطه با هم‌نوعان‌شان واجدِ حقوقی می‌گردند که آفریدگار در بدو آفرینش، بصورت طبیعی آن حقوق را برای‌شان قائل شده و بعضاً بصورت تشریعی آن‌ها را به رسمیت شناخته است. به علاوه می‌توان گفت هرچیزی که برای چیزی به وجود آمده باشد، منشأ حق است
قاعده‌ی چهاردهم: «إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ» «او بهترین کسی است که می‌توانی به کار بگیری، هم تواناست و هم درستکار» این قاعده‌ی محکم قرآنی در باب معاملات و روابط میان مردم اهمیت فراوان دارد. این قاعده‌ی قرآنی در اثنای داستان موسی با شیخ مدین آمده است. شیخ مدین که از آب دادن گوسفندان خود عاجز بود دخترانش را برای این کار روانه کرد. آنان منتظر ماندند تا مردم از محیط چشمه پراکنده شوند. در آنجا با موسی آشنا شدند و او در اقدامی جوانمردانه و بدون که این که از وی خواسته باشند گوسفندان‌شان را آب داد. این کار موسی برای آنان قدری عجیب بود و پس از بازگشت به خانه ماجرا را برای پدرشان تعریف کردند.
قاعده‌ی سیزدهم: «قُل لَّا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ» «بگو پلید و پاک برابر نیستند.» این یک قاعده‌ی قرآنی بسیار مهم است و انسان برای تشخیص کردار از گفتار و جدا کردن عمل از ادعا به آن نیازمند است. خبیث: هر چیزی که به سبب زشتی و پلیدی ناپسند است خواهد حسی باشد یا معنوی. بنابراین خبیث به هر سخن پست و باطلی که در باب اعتقاد گفته شود یا هر نوع دروغ یا کردار زشت اطلاق می‌شود. خداوند از هر گونه خبیث بیزار است و همان گونه که خود فرموده است سرانجام آن جهنم است: وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ﴿انفال:٣٧﴾ تا خداوند پاک را از پلید جدا کند و پلید را برهم نهد و همه را برهم بیفشرد و سرانجام در جهنم اندازد.
اعتدال و وسطیت از ویژگی‌های امت مسلمان است و وجود همین ویژگی است که به این امت، شایستگی ادای شهادت بر دیگران را داده است: «وَکذَلِک جَعَلْنَاکمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ وَیکونَ الرَّسُولُ عَلَیکمْ شَهِیدًا»[بقره/١٤٣]؛ «و هم‌چنین شما را امتی میانه [برگزیده] گردانده‌ایم تا بر مردم گواه باشید و [نیز] تا رسول [خدا] بر شما گواه باشد.» مفهوم وسطیت در اسلام، مفهومی ریشه‌ای و اصیل است و از بدو ظهور اسلام تا به امروز، مسلمانان آن را به عنوان مفهومی مثبت و مطلوب پذیرفته‌اند.(١) دکتر عصام‌البشیر در این‌باره می‌گوید: اگر چه این لفظ در کتاب‌های فقه و ادبِ قدیم، شیوع چندانی نداشته، اما معنای آن، در قالب کلماتی چون عدل (عدالت)، اعتدال (میانه‌روی)، قسط (عدل و داد) و قصد (میانه‌روی) موجود است.(٢)
بی‌گمان اعتلای مادّی‌ و معنوی امت اسلامی منوط به محکم گرفتن ریسمان قرآن کریم و شریعت غراء محمدی –صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌باشد. در کتاب مشکاه المصابیح به نقل از صحیح مسلم آمده است که خلیفه دوم عمر فاروق (رض) روایت می‌کند که حضرت محمد مصطفی (ص) ارشاد فرمودند: خداوند بزرگ به وسیله این کتاب (قرآن مجید) افرادی را بلند مرتبه می‌گرداند و گروهی را پست و ذلیل می‌نماید. یعنی آنانکه در این چند صباح دنیا در مسیر آموزه‌های زیبای قرآن گام برمی‌دارند، حضرت حق در دنیا و آخرت به آنها رفعت و سربلندی ارزانی می‌فرماید و کسانیکه از جامه عمل پوشاندن به دستورات و فرامین قرآنی اجتناب می‌ورزند، خداوند تبارک و تعالی آنها را در دنیا و آخرت ذلیل می‌نماید.
قاعده‌ی دوازدهم: «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» «و نیک سرانجامی از آن پرهیزگاران است‌.» این قاعده‌ی قرآنی نسیم امید و آرزو را بر اهل ایمان می‌دمد و دل‌های آنان را سرشار از یقین و آرامش می‌کند. این سخن یک بار از زبان حضرت موسی بیان شده است که به مؤمنان قومش عاقبت‌ به خیری در دنیا پیش از آخرت را بشارت می‌دهد و به آنان می‌گوید که اگر بر تقوای خدا پایبند باشند در زمین به قدرت و سلطنت دست خواهند یافت. یک بار نیز با عبارتی مشابه خداوند آخرین فرستاده‌اش را مورد خطاب قرار می‌دهد و در واپسین آیات سوره‌ی طاها می‌فرماید:
قاعده‌ی یازدهم: «فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ» «و اگر پاسخت را ندادند پس بدان که ایشان از هوی و هوس‌هایشان پیروی می‌کنند.» این قاعده یکی از قواعد محکم قرآنی است که در باب تسلیم در برابر اوامر خدا و رسول او و گردن نهادن به حکم شریعت سخن می‌گوید. این آیه در سوره‌ی قصص در اثنای جدال با مشرکان و بیان انواع دشمنی آنان با پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– آمده است. خدای متعال فرموده است: فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿٤٨﴾ قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٩﴾
آنچه مسلم است در این جا به آن اشاره کنیم اهمیت زنده نگه داشتن این ماه مبارک است. همانطور که می‌دانید در سایر ماه‌های سال به خاطر مشغول بودن به امور دنیوی، سیر و سفرهای کاری، امورات اجتماعی و فعالیت‌های اقتصادی زیاد از انجام بعضی از امور و فرایض دینی غافل می‌مانیم. آمدن ماه مبارک رمضان بهترین زمان برای احیای نیکی‌ها و خیرات و امورات و فرامینی است که دین مبین اسلام ما را به آن دعوت کرده است. آری...! می‌توان گفت: که ماه مبارک رمضان ماه زنده نگه داشتن فرایض دینی می‌باشد که به اختصار به چند نکته از آن اشاره می‌کنیم.
قاعده‌ دهم: «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا» «شما نمی‌دانید که پدرانتان یا پسرانتان کدامیک بیشتر به شما سود می‌رسانند.» این قاعده‌ی زیبای قرآنی انسان را در برابر بخشی از عظمت خدا در آفریده‌ها و حکمت او در شریعت پاکش متوقف می‌کند و علم و دانش اندک آدمی را به او یادآور می‌شود. این قاعده در اثنای آیات فرائض (میراث) در اوایل سوره‌ی نساء آمده است و منظور از «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ» پدران و فرزندانی هستند که از انسان ارث می‌برند.
قاعده‌ دهم: «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا» «شما نمی‌دانید که پدرانتان یا پسرانتان کدامیک بیشتر به شما سود می‌رسانند.» این قاعده‌ی زیبای قرآنی انسان را در برابر بخشی از عظمت خدا در آفریده‌ها و حکمت او در شریعت پاکش متوقف می‌کند و علم و دانش اندک آدمی را به او یادآور می‌شود. این قاعده در اثنای آیات فرائض (میراث) در اوایل سوره‌ی نساء آمده است و منظور از «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ» پدران و فرزندانی هستند که از انسان ارث می‌برند.
قاعده‌ی نهم: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاكُمْ» «بی‌گمان گرامی‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.» این قاعده یکی از قواعد محکم قرآنی است که بر عظمت این اسلام و ارزش تعالیم آن دلالت می‌کند. این آیه در سوره‌ی حجرات آمده است؛ سوره‌ی حجرات به دانشگاه آداب مشهور است. پس از آن که خدای متعال پاره‌ای از آداب زیبا را ذکر می‌کند و از اخلاق بد و صفات ناپسند باز می‌دارد، به یک اصل کلی و فراگیر می‌پردازد که سرچشمه‌ی اخلاق نیک است و صفات ناپسند را از میان بر می‌دارد. این آیه معیار برتری و بزرگی در نزد خداوند را معرفی می‌کند:
من رمضانم، مزرعه بندگان به منظور پاکسازی قلب‌ها از فساد، حقوقش را با گفتار و کردار ادا کن و برای روز قیامت توشه‌ات را بر گیر، کسی که تخم را کشت و آبیاری نکرد، روز چیدن محصول از پیشمانی ناله می‌کند. رمضان ماهی است که نیکی‌ها در آن چند برابر می‌گردند و اعمال شایسته مورد پذیرش قرار می‌گیرند و گناهان و کوتاهی‌های گذشته بخشیده می‌شوند، آمدن رمضان را با برگشت به سوی الله متعال با دستان پاک و با وضوء و قلب‌های آباد به ذکر و دعا، استقبال می‌کنیم. – رسول الله -صلی الله علیه و سلم- در مورد تشریف آوری رمضان چه می‌گویند؟
قاعده‌ی هشتم: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ» «و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر ندارد.» این یکی از قواعد مهم قرآنی است که بر بهترین اصل یعنی اصل عدالت بنا شده است. علما و دانشمندان در بسیاری از موارد به این قاعده استناد می‌کنند زیرا در باب عدالت و انصاف بسیار حائز اهمیت است. معنی مختصر قاعده: افراد مکلّف‌ بدون شک با نتیجه‌ی با اعمال‌شان روبرو می‌شوند؛ در برابر نیکی‌ها پاداش می‌گیرند و در برابر بدی‌ها مجازات می‌شوند. هیچ کس گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد تا زمانی که در گناه او دست نداشته باشد و این منتهای عدالت و حکمت خداوند است.
قاعده‌ی هفتم: «مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ» «و بر نیکوکاران ایرادی نیست» این قاعده یکی از روش‌های تعامل انسانی را نشان می‌دهد که درباره‌ی کسانی که از غزوه‌ی تبوک جا مانده بودند آمده است. این غزوه در رجب سال نهم هجری رخ داد و شماری از صحابه اعم کسانی که عذر داشتند و نداشتند از این غزوه جا مانده بودند. خدای متعال می‌فرماید: «وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٩٠﴾ لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَىٰ وَلَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّـهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٩١﴾
۱. خدایا با تو عهد می‌بندم که بکوشم یکدل باشم و با رویگردانی از جهات متفرّق‌ به سوی قبله‌‌ی واحد، جمعیت خاطر پیدا کنم؛ چرا که به ما گفته‌ای: «أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»(یوسف/۳۹)، «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ»(زمر/٢٩)، «وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ»(حج/٣١) ۲. خدایا با تو عهد می‌بندم که دنیا را سرای آزمون و عرضه‌ی نیکوترین عمل بدانم و نه محل آسایش و تن‌پروری. می‌کوشم در نمایشگاه زندگی، زیباترین‌ها و نیکوترین‌ها را پیشکش کنم؛ چرا که به ما آموخته‌ای: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»(کهف/۷)
قاعده‌ی ششم: «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ»  «و صلح بهتر است» این قاعده یکی از قواعد زیربنایی جامعه و از شیوه‌های اصلاحی آن است؛ این قاعده از اختلافاتی سخن می‌گوید که گاهی میان همسران واقع می‌شود و نشان می‌دهد که صلح در میان آنان بر سر هر چیزی که صورت گیرد بهتر از اختلاف و جدایی است. خدای متعال می‌فرماید: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّـهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» ﴿نساء:١٢٨﴾ «و اگر زنی از ناسازگاری یا رویگردانی شوهرش بیمناک باشد، بر آن دو گناهی نیست که بین خود صلحی کنند، و صلح بهتر است، و آزمندی در دل‌ها‌ خانه دارد، و اگر نیکوکاری و پارسایی کنید، خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.‌»
دلدادگی و سر سپردن در پَیِ آنچە وجودبخش است و سیر و سلوکی دیگر آفریند، رؤیای‌ رادمردانی بودە کە پیمایش‌های هنگفتی را طی کردەاند و سرنوشت‌های سترگی را نقش بخشیدەاند. از آنجا کە ثبت دلاوری‌ها و رشادت‌ها بە آدمی کبریایی می‌بخشد و او را از سایرین ممتاز می‌سازد، رقم خوردن رویداد و شگفت‌انگیزها نیز باعث إعطای مدال عظمت بە آن برهەهای برگزیدە می‌شود. رمضان از واژەی رمض اخذ شدە کە بە معنی گرمای سخت تابستان است و نظر بە اینکە در طول تاریخ بشری بیشترین حوادثِ حساس و گرانب‌ها‌ را در خود طومار کردە، چنین نامی برازندەی او است کە با تابش خود حرارت‌ها را فراهم ساختە و رکود و جمودها را درنوردیدە است.
قاعده پنجم: «وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَىٰ» «و هرکس افتراء پیشه کند نومید گردد.» این قاعده در اثنای داستان موسی با فرعون و ساحرانش آمده است؛ خدای متعال از زبان فرعون می‌فرماید: «قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ﴿٥٩﴾ فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَىٰ ﴿٦٠﴾ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَىٰ ﴿٦١﴾ فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَىٰ»﴿طه:59-٦٢﴾ «گفت موعدتان روز جشن باشد که مردمان نیز در روز گرد آیند / فرعون برگشت و همه مکر و تدبیر خود را به کار برد و به میان آمد /
قاعده‌ی چهارم «بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ»﴿قیامت:١٥﴾ «حق این است که انسان بر نفس خود بصیر است‌ / ولو بهانه‌هایش را در میان آورد» این قاعده یکی از قواعد تعامل با نفس و یکی از راه‌های علاج بیماری آن است؛ در عین حال نردبانی برای پیمودن پله‌های تزکیه محسوب می‌شود. خدای متعال در سوره‌ی شمس پس از یازده بار سوگند، این معنای شگرف را مورد تأکید قرار می‌دهد: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا» «به راستی هر کس که آن را پاکیزه داشت، رستگار شد» معنی این قاعده به اختصار از این قرار است: گاهی انسان از کردار و گفتاری که به یقین می‌داند باطل است دفاع می‌کند و عذرهای گوناگون می‌آورد در حالی که خود یقیناً‌ از آن خبر دارد؛
خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «و مَن یُؤمِن بِاللّهِ یَهدِ قَلبَهُ»(تغابن: ١١)؛ «هر که به خداوند ایمان آورد دلش هدایت می‌یابد.» و هدایت قلب پایه تمامی هدایت‌ها‌ و آغاز همه موفقیت‌ها و سرمایه هر زندگانی است. در صحیح از آن حضرت –صلّی‌الله علیه و سلّم– آمده که: «آگاه باشید که در بدن تکه گوشتی است که اگر اصلاح شد تمام بدن اصلاح می‌شود و اگر تباه شد کل بدن تباه می‌شودف آگاه باشید که آن قلب است»(روایت بخاری و مسلم) اصلاح قلبت، سعادت دنیا و آخرت تو است و تباهی آن هلاکتی است که فقط خداوند مقدارش را می‌داند. خداوند می‌فرماید: «إنَّ فی ذَلِکَ لَذِکرَی لِمَن کَانَ لَهُ قَلبٌ أَو أَلقَی السَمعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ»(ق:٣٧)؛
تقوا از «وقایه» گرفته شده است، یعنی هر آنچه انسان به وسیله آن از عذاب الله (ج) مصون و محفوظ می‌ماند. تقوا مانند وقایه در اصل به معنی سپر است، یعنی آنچنان که به وسیله سپر در برابر ضربات دشمن از خودمان محافظت می‌کنیم، به وسیله‌ی تقوا هم در برابر گناهان خود را حفظ می‌نمائیم. در فرهنگ راغب اصفهانی «تقوا» یعنی حفظ نفس از آنچه مورد ترس است و این حقیقت تقوا است. در اصطلاح شرع تقوی یعنی پرهیز از هر آنچه باعث گناه و معصیت خواهد شد. تقوا یعنی مراقبت و هوشیاری و پرهیز کردن از همه‌ی خیالات و نیت و اعمال و گفتاری که نارضایی و گلایه خداوند را در پی دارد.
قاعده‌ی سوم: «وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» «نیکی میان خود را فراموش نکنید» این آیه یکی از قواعد رفتاری انسان را بیان می‌کند و عظمت این دین و فراگیری آن را نشان می‌دهد؛ این آیه در ضمن آیات طلاق در سوره‌ی بقره آمده است. آنجا که می فرماید: «وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّـهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»﴿بقره:٢٣٧﴾؛ «و اگر پیش از نزدیکی با آنان، خواستید طلاقشان بدهید و مهری برایشان تعیین کرده بودید، پرداختن نیمه آن بر عهده شماست، مگر آنکه زنان [آن نیمه را] ببخشند،
قاعده‌ی دوم: «وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ» «بر شما جهاد مقرر شده است، و آن برای شما ناخوشایند است؛ و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد؛ و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد. این قاعده‌ی بزرگ تأثیر شگرفی در زندگی مؤمنانی دارد کسی که به اهمیت آن پی ببرند و به مفهوم آن راهیاب شوند؛ این قاعده با یکی از اصول ایمان یعنی قضا و قدر ارتباط دارد و در آن بخش از آیه‌ی ٢١٦ سوره‌ی بقره آمده است که در زمینه‌ی وجوب جهاد در راه خدا سخن می‌گوید:
پروردگار مهربان، براى شکوفایى انسان و پرورش استعدادهاى او، تمریناتى در تمام اوقات شبانه‌روز و در طول سال، به نام عبادات تدارک دیده و فرمان داده است که آن‌ها را انجام دهد. خبر خوب این است که گرچه انجام عبادات به منظورِ توانمندشدن و شکوفایى استعدادهاى خودِ ما است، اما خداوند رحمان و رحیم، پاداش‌هایى‌ نیز براى انجام این عبادت‌ها در نظر گرفته است. یعنى انسانِ مسلمان، از دو جهت سود مى‌برد: اول) توانمند شدن و کسب قدرت، براى استفاده‌ى بهینه از امکانات درونى خویش و مواهب و بهره‌هاى طبیعت دوم) دریافت پاداش‌هایى غیر قابل تصوّر‌ از جانب پروردگار
قاعده‌ی اوّل: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»[بقره:٨٣]؛ «و با مردم به زبان خوش سخن بگویید.» چنان که مشهور است انسان فطرتاً موجودی مدنی است و تعاملات روزانه‌ی او باعث می‌شود ناگزیر با افراد گوناگون با سلایق و اخلاق مختلف روبرو شود؛ نیک و بد بشنود و چیزهایی ببیند که احساساتش را تحریک می‌کند. این قاعده‌ی زیبای قرآنی برای آن است که انسان بتواند روابط کلامی خود را سامان دهد. این قاعده در جای جای قرآن به صراحت به صورتی ضمنی تکرار شده است. از میان آیاتی که تقریباً‌ در راستای معنی این آیه آمده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
ماه مبارک رمضان، ماه عبادات است، مثل روزه و شب زنده‌ داری و قرآن خواندن و بخشش و نیکوکاری و دعا و طلب آمرزش از خدا و بهشت و نجات یافتن از عذاب جهنم. کسی که شب و روز را در کارهای خداپسندانه و بدون کم و کاست سپری نماید موفق است.  شرط قبول شدن رفتار و کردار عبارت است از اخلاص برای خدا و این‌که آن عمل موافق با سنت و روش پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم. بر مسلمان لازم است که احکام روزه را بداند و این‌که روزه بر چه کسی واجب است و شرایط وجوب آن چیست و همچنین برای چه کسی درست است که در این ماه رمضان روزه نگیرد و برای چه کسی درست نیست
١. همچنان که نماز بدون حضور قلب، کم‌اثر است، روزه هم بدون حضور قلب، روشنی‌بخشی چندانی ندارد. حضور قلب یعنی توجه همواره به این که چرا از خوردن و نوشیدن امساک می‌کنیم و قرار است با این امساک، چه روحیه‌ای در ما تقویت شود (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ / باشد که پرهیزکاری کنید/ بقره:١٨٣). اگر این حضور قلب در اغلب آنات روزه‌داری همراه ما نباشد، عمدتاً رنج بُرده‌ایم و کمی اجر،‌ اما روشن‌بینی و حظ معنوی نه. پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– گفته‌اند: «رُبَّ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ، وَرُبَّ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَر
از جمله بخش مهمی که نقطه مشترک همه ادیان نیز هست و در طول تاریخ بشریت سهم بسزائی در تغییر و تحول انسان به سوی خیر و خوبی داشته «روزه» ماه مبارک رمضان است. اجرای این فریضه مهم الهی اگر چه از لحاظ زمان و مکان و کم و کیف متغیر بوده، اما ماهیت آن در همه ادیان یکی بوده و یک هدف را که همان تغییر و تحول انسان است دنبال کرده است. خداوند متعال در سوره بقره آیه ١٨٣ به صراحت به آن پرداخته است: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» ممکن است سؤال شود که چرا همه ادیان در این فریضه الهی مشترکند؟
منسوبين به مدارس فقهی و کلامی و حاملان درجه‌ی استاد و لقب دکتر، با رهگشابودن نقد حاد خودشان و مکتوباتشان، الفت نگرفته‌اند؛ از هرنقدی که از ديگران بشنوند، رويگردانی می‌کنند يا این‌که آن را به شدت يا ملايمت، رد می‌نمايند. کتاب من «ادب الإختلاف» از مهم‌ترين مکتوباتی است که در آغاز پرداختنم به کار نوشتن، تأليف کردم. البته کتاب‌هايم درباره‌ی اجتهاد و تقليد، تعليل از نگاه حنابله و بعضی پژوهش‌های ديگر درباره‌ی حقوق متهم قبل از تحقيق و تاريخ اصول فقه، بر کتاب ادب الإختلاف تقدم زمانی دارد. 
به نظر من، یكی از رایجترین انواع شرك عملی در جامعه‌ی كنونی، شرك الوهیت در پیروی از هوای نفس است. وقتی انسانی تابع بی‌چون و چرای نفس امّاره به بدی شد و بدون توجّه به هدایت ربّانی و عقلانیت بی‌شائبه ـ عقل سلیم* ـ و تنها بنا به اقتضای غریزه، شهوت‌ها و حظ‌های نفسانی، اراده‌ی خود را به کار گرفت و در افعال و گفتارش تنها برای ارضای نفس عمل نمود، چنین شخصی بدون تردید به نوعی شرک عملی مبتلا شده است. اگر این روند نامیمون از روی عمد و عالمانه ادامه یابد و به صفتی مستقر در نهاد شخص عامل تبدیل شود، چنین شخصی از دایره‌ی توحید خارج شده است.
محتویات: ۱ـ مرگ ۲- نماز بر میت ۳- شروط نماز جنازه ٤- ارکان نماز جنازه ٥- سنت‌های نماز جنازه ٦- کیفیت ادای نماز جنازه   مرگ تنها حادثه‌ای است که در قرآن کریم از آن با مصیبت یاد شده است؛ مرگ پایان هر موجود زنده بر روی زمین است؛ بقا و جاودانگی مخصوص خداوند متعال است و تنها او زنده و جاویدان خواهد ماند. مرگ خروج روح از جسد به امر خداوند و به دست فرشته‌ی مرگ است.
موضوع غیب موضوع مهم، بسیار حسّاس‌ و بحث‌برانگیز است؛ زیرا از طرفی با ایمان و عقیده و سرنوشت انسان وابستگی دارد و از طرف دیگر می‌تواند کسانی را که نگاه برون‌دینی یا درون‌دینی به موضوع دارند و در این راستا دچار افراط و تفریط شده‌اند به چالش بکشد. آنچه مسلّم‌‌‌ است، سخن و نوشتار در این زمینه فراوان است؛ امّا‌ متأسّفانه‌ بخش زیادی از آن، از جوهره تحقیق که منجر به عدل و انصاف می‌گردد خارج و آغشته به «تقلید» و «تعصّب‌ مذهبی» گشته است. کسانی که سنگ مذهب به سینه می‌زنند، به جای تحقیق و پژوهش فردی یا مشترک در منابع اصیل اسلامی
شکل شوری و مکانیزم‌های آن بر اساس وضعیت امّت‌ و شرایط آن قابل تغییر و تحوّل است؛ بنابراین به هر شکل و با هر وسیله‌ای که حقیقت شورا تحقّق‌ یابد اسلام آن را می‌پذیرد. این آیه پس از شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شد؛ در این جنگ رسول خدا میل به ماندن در مدینه داشت تا بتوانند در داخل شهر با مهاجمان مقابله کنند. اما او نظر جمهور را که خواهان جنگیدن در بیرون از شهر بودند پذیرفت و سپس این آیه نازل شد: « فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ»[آل عمران:١٥٩]؛ «پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در [این‌] کار با آنان مشورت کن.»
روش‏های فراوانی وجود دارد که مسلمان می‌تواند از آنها در مسیر دعوت به سوی اسلام استفاده نموده و استدلال بجوید که اسلام واپسین دینی است که الله متعال آن را برای بندگانش برگزیده، حفظ اصول و ثوابت آن را تضمین نموده است؛ چون رسالت و حجیت‌ آن تا روز رستاخیز ثابت می‌ماند.   اعجاز علمی‌در قرآن کریم و سنت نبوی -صلی الله علیه و سلم- یکی از مهمترین این روش‏ها می‌باشد، به ویژه که غیر مسلمانان مخاطب‌مان باشند؛ کسانی که زندگی مادی‏گرایی معاصر آنان را فریفته است که ارقام و حقایق، یگانه وسیله‌ای‌ تأثیرگذار بر ایشان می‌باشد.
همزمانی محتوا