دین و دعوت

عنوان تاریخ
برکناری و ربودن ‌رئیس‌جمهور (حاکم) منتخب از منظر فقه (مسعود صبری (پژوهشگر علوم شرعی در دانشکده‌ی دارالعلوم دانشگاه قاهره و مرکز جهانی الوسطیة در کویت)) (ترجمه: سید محمدامین واژی - مهاباد) 1392/09/16
حسن ظن به خدا سعادت و عبادت است (نبیل جلهوم) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1392/09/14
دشمن مشترک (یهود) از دیدگاه قرآن (ایوب شافعی‌پور- دانشجوی کارشناسی) 1392/09/12
تحريم گرايی (دکتر سید احمد هاشمی) 1392/09/03
اصالت تربیت اخوانی (وصفی ابوزید) (ترجمه: سرویس دین و دعوت پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح) 1392/08/28
تفاوت هجرت دعوت‌گران با هجرت ستم‌کاران (دکتر صلاح سلطان) (ترجمه: پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1392/08/27
نقش ذکر و دعا در زندگی انسان مسلمان (دکتر عبدالرحمن البر) (ترجمه: پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1392/08/24
روز عاشور روز نابودی طاغوت و نجات یک امّت (اسامه‌ جادو) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1392/08/19
شعبده‌بازند نه دعوت‌گر (فتحی ابو الورد) (ترجمه: پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1392/08/18
آیا محمد را به خوبی شناخته‌ایم؟ (علاء سعد حمیده) (ترجمه: پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1392/08/17
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد! (متین لطفی) 1392/08/02
از آن ناخرسندم اما نمی‌ترسم! (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1392/07/26
«اسماعیل»مان را قربانی کنیم، نه... (رسول رسولی‌کیا- مهاباد) 1392/07/23
آن مردمان را چه شده؟ (دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: عبدالستار حسین‌بر) 1392/07/23
در رکاب زائران بیت الله (دکتر نور محمد امرا) 1392/07/22
سلسله وسایل تزکیه‌ی نفس (۵): حج (شیخ سعید حوی) (ترجمه: عبدالله‌ بلوچ) 1392/07/21
آداب قربانی (عبدالصمد مرادزهی-اسماعیل‌آباد خاش) 1392/07/20
عمل صالح یکی از اهداف پنج‌گانه‌ی قرآن کریم و سنت نبوی (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1392/07/18
نصرت مظلوم فریضه‌ای شرعی (اسامه‌ جادو) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1392/07/15
درس «شهادت حق» در مدرسه‌ی رابعه (احمد عباسی) 1392/07/08
یاری و مدد الهی کی می‌آید؟ تأملاتی در سوره‌ی الاحزاب (اسماعیل حامد) (ترجمه: مصطفی اربابی) 1392/07/07
روش قرآنی در بیان آیات (یاسین دارابی) 1392/06/26
روشهای ستمکاران در رویارویی با دعوت (محمد بن عبد العزیز المسند) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1392/06/23
تا این‌که پیروزی به تأخیر نیفتد (عبدالکریم بکار) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1392/06/20
پیام وداع مرشد عام اخوان با همرزمانش (آخرین نوشته‌ی دکتر بدیع پیش از بازداشت) (دکتر محمد بدیع) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1392/06/15
تقوا در قرآن (سیف‌الله رحیمی) 1392/06/12
جوانان، قرآن و بیداری اسلامی (علی صارمی) 1392/06/11
آثار ترک دعوت و تبلیغ (احمد نارویی) 1392/06/10
بندگی و آزادی (امان‌الله‌ فرجی) 1392/06/07
سنت خدا نسبت به خائنان (دکتر رمضان خمیس الغریب) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1392/06/03
گزیده‌ای پیرامون صفات مشترک میان خدا و آدمیان (یاسین دارابی) 1392/05/18
پس از رمضان چکار کنم؟ (عبدالله الياسي) 1392/05/17
سلسله وسایل تزکیه‌ی نفس (۴) - زکات و انفاق (شیخ سعید حوی) (ترجمه: عبدالله‌ بلوچ) 1392/05/15
داستان‌های واقعی برای علاقه‌مندان دعوت (احمد خالد العتیبی) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1392/05/15
دعوت به‌سوی الله وظیفه‌ای نیازمند صبر (حسام العیسوي إبراهیم) (ترجمه: عبدالله‌ سعیدی) 1392/05/14
سلسله وسایل تزکیه‌ی نفس (۳)- تلاوت قرآن روشنایی‌بخش دل‌ها (شیخ سعید حوی) (ترجمه: عبدالله‌ بلوچ) 1392/05/13
شب قدر و قدر انسان (کمال مولودپوری) 1392/05/09
ترنم باران رحمت (مولود بهرامیان) 1392/05/05
روزه در اسلام (کمال آراسته‌) 1392/05/05
رد شبهاتی پیرامون ازدواج پیامبر-صلی الله علیه وسلم- با ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه-رضی الله عنها- (دکتر خالد محمد صالح) (ترجمه: یونس سلیمان‌زاده) 1392/05/02
روزه تمرین تحوّل (جلیل بهرامی‌نیا) 1392/05/01
رمضان ماه سرور و شادی (بایزید درویشی‌پور) 1392/04/30
سلسله وسایل تزکیه‌ی نفس (۲) - تزکیه‌ی نفس با روزه (شیخ سعید حوی) (ترجمه: عبدالله‌ بلوچ) 1392/04/28
فرصتی در ماه رحمت (محمود مام موسی – شهرستان ثلاث باباجانی) 1392/04/26
چگونه از رمضان استقبال کنیم؟ (عبدالله‌ الیاسی) 1392/04/24
«رمضانا، با قدوم پر خیر و برکتت، بر سرمه‌ی دیدگانمان، عطری انگبین، بیفشان» (امین بابایی) 1392/04/22
در سایه‌سار توحید (شیخ‌ محمدصالح انصاری) 1392/04/21
تلاوت قرآن (خالد ایوبی‌نیا) 1392/04/19
خوش آمدی رمضانی که می‌آیی (علی بن عمر بادحدح) (ترجمه: عبدالله‌ سعیدی) 1392/04/18
نفحت‌های حق«در خلاف‌آمدِ عادت بطلب کام» (صدیق قطبی) 1392/04/17
بررسی نظریه‌ی فقهای مسلمان و اهل سنت درباره‌ی عزل رئیس یا حاکم مسلمان چه بسا برخی می‌پرسند: آیا کودتای نظامیان علیه دموکراسی در مصر و ربودن رئیس جمهورمنتخب، محمد مُرسی، هیچ ارتباطی به دین دارد و می‌توان آن را از منظر دین وفقه اسلامی بررسی نمود؟ یا این‌که خیر، نه این‌که ارتباطی ندارد، بلکه ربط دادن آن دو به یک‌دیگرستمی است که درحق دین روا داشته می‌شود؟ و در چنین موردی دین به ابزاری تبدیل شده، جهت نیل یا ترویج اهداف سیاسی؟ 
خداوند متعال در حدیث قدسی فرموده است: «أنا عند ظن عبدی بی‌ إن ظن خیرًا فله وإن ظن شرًا فله». [مسلم]. من همانم که بنده‌ام درباره‌ام می‌پندارد؛ اگر مرا نیکو پندارد پس مرا نیکو خواهد یافت و اگر نسبت به من بدگمان باشد پس عواقبتش متوجه اوست. از ابوهریره روایت است که فرمود: پیامبر اسلام (ص) از زبان خداوند متعال می‌فرماید: من همانم که بنده‌ام درباره‌ام می‌پندارد؛ من با او هستم هر‌گاه مرا یاد کند، اگر مرا در دلش یاد کند من هم او را نزد خودم یاد می‌کنم و اگر مرا در جمعی یاد کند من هم او را در جمعی بهتر از آن یاد خواهم کرد.
مقدمه: هر کس می‌خواهد با دشمن خود وارد مبارزه شود، ضرورت دارد که با ماهیت و حقیت او آگاهی و اشراف داشته باشد، امروزه دشمن مشترک ما مسلمانان یعنی اسراییل که ماهیت ننگین آن‌ها بر هیچ‌کس و قوم و طایفه‌ای پوشیده نیست، هر روز بیش از پیش نه‌تنها نزد مسلمانان، بلکه نزد همه‌ی جهانیان منفورتر می‌شوند؛ اما با این وجود ما مسلمانان نتوانسته‌ایم با هم آن‌طور که شایسته و بایسته است جلوی دشمن مشترکمان بایستیم
مقدمه: در آموزه‌های قرآنی، تحلیل و تحریم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، این جایگاه آن‌چنان حساس و خطیر است که قرآن کریم آن‌را در متن عقیده و در محدوده‌ی حریم خصوصی باری‌تعالی قرار می‌دهد، به‌طوری که تجاوز به این حریم، انسان را از دایره‌ی اسلام خارج و او را در دایره‌ی شرک تشریع و دروغ بستن بر ذات أحدیت وارد می‌کند.
شیوه‌های تربیت ایمانی و دعوی و حرکتی در مدارس گوناگون و از یک جماعت تا جماعت دیگر متفاوت است و حوادث گوناگون و پیاپی اصالت تربیت فرد در مدرسه‌ی اخوان المسلمین را اثبات کرده است؛ تربیتی که از ژرفای ایمان و اخلاق و رفتار سرچشمه می‌گیرد و بیان‌گر پاکی و خلوص معدن مورد نظر است؛ تربیتی که قابل چانه‌زنی و داد و ستد نیست.
دعوت‌گران از سرزمینشان هجرت می‌کنند تا سرزمین دیگری را با نور الهی آباد کنند و مشوق آنان این آیه از قرآن کریم است که می‌فرماید:  «أَوَمَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِى بِهِ فِى النَّاسِ...». [اأنعام: ۱۲۲].  آیا کسی که (به سبب کفر و ضلال همچون) مرده‌ای بوده است و ما او را (با اعطاء ایمان در پرتو قرآن) زنده کرده‌ایم و نوری (از مناره‌ی ایمان) فرا راه او داشته‌ایم که در پرتو آن، میان مردمان راه می‌رود
سپاس خدایی را که ذاکرانش را از یاد نمی‌برد و جویندگان درگاهش را ناامید نمی‌کند و کسی را که بر او توکل کند به دیگری واگذار نمی‌کند. او پشتوانه‌ی ماست هر جا که چاره‌ها بریده شد و امید و مأوای ماست هنگامی که از اعمال خویش دل خوشی نداریم و اوست که در تنگناهای روزگار گره از کارمان می‌گشاید. درود و سلام فراوان خداوند بر بهترین بنده‌ی او خاتم پیامبران محمد مصطفی باد. 
در این ماه بزرگ روزی نیک و پربرکت وجود دارد که دارای جایگاهی بزرگ و احترامی دیرینه می‌باشد، پیامبران در این روزه روزه می‌گرفتند، روز دیگری شناخته شده نیست که پیامبران مانند روز عاشوراء آن را روزه گرفته باشند، این امر بر فضیلت و جایگاه بزرگ آن دلالت می‌کند، عاشورا، روز پذیرش توبه است، روزی است که خداوند در آن توبه‌‌‌‌ی سیدنا آدم (علیه السلام) را پذیرفت
حواة جمع حاوی به کسانی می‌گویند که مار‌ها را جمع می‌کنند و با آن به شعبده‌بازی و کارهای عجیب و غریبی دست می‌زنند. المعجم الوسیط ریشه‌ی حوی.  دعاة جمع داعی است یعنی کسی که مردم را به توحید الهی و آن‌چه مایه‌ی نزدیکی به توحید است دعوت می‌کند؛ پیامبر از نظر خداوند یک دعوت‌گر است: یعنی به توحید و اعمال وابسته به آن دعوت می‌کند. 
محمد را چقدر می‌شناسیم؟ آیا آن گونه که شایسته است او را شناخته‌ایم؟ به راستی محمد کیست؟ آیا می‌توانیم چند سطر ساده و قابل فهم برای کسی با هر زبان و فرهنگ و عقیده‌ای که دارد بنویسیم؟ بدون اینکه در شکوه عشق ابدی غرق شویم و تنها با نوری که دل و جانمان را پوشانده است سخن بگوییم؟ و بدون آنکه ابیات شعری به صورت ارادی و غیرارادی بر زبان ما جاری شود؟ 
تصور کنید آندم که چشمان بسته‌تان را باز ‌کنند و خود را در مکانی نامعلوم بیابید و ندانید که کجایید؛ این حالت، مصداق کسی‌ست که «خود» را گم کرده؛ حال تصور کنید خود را که از مکان کنونی خویش آگاهید و می‌دانید در کجایید، اما به دلیل نداشتن یا ندانستن مقصد، ویلان و سرگردانید؛ این حالت نیز مصداق کسی‌ست که «راهش» را گم کرده است!
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است:   «مَن أحبَّ لقاء الله أحبَّ اللهُ لقاءه، ومَن کره لقاء الله کره اللهُ لقاءه»، فقالت عائشة: یا نبیَّ الله، أکراهیة الموت؟ فکلنا یکره الموتَ؟ فقال: «لیس کذلک، ولکن المؤمن إذا بُشِّرَ برحمة الله ورضوانه وجنته، أحبَّ لقاء الله فأحبَّ اللهُ لقاءه، وإن الکافرَ إذا بُشِّرَ بعذاب الله وسخطه، کره لقاء الله وکره اللهُ لقاءه» 
مراسم قربانی پس از «رمی جمرات سه‌گانه» و پیروزی نمادین حاجیان در این مرحله شکل می‌گیرد.  مراسم قربانی به معنای اعلام و جشن پیروزی، جشن آزادی از بت و طاغوت است. و به تعبیر دکتر شریعتی «جشن شهادت فرزند» نه «تولد فرزند»  شخص حج گزار باید گوسفندی، گاوی، شتری... را در قربانگاه «منی» قربانی کند تا ثابت کرده باشد که دل به مال و سامان نبسته و آماده است به منظور «تقرب به خدا» از دل بسته‌هایش بگذرد. 
آن مردمان را چه شده که سپیده دم و شب‌هنگام در حرکت و آمد و شداند؟  آنان را چه شده که در هوا پرواز می‌کنند و در خشکی و دریا شتابان می‌روند، از زندگی مرفه و با ناز و آرامش دوری گزیده‌ و اهل و اولاد را ترک نموده و از دغدغه‌ها و اسباب زحمت، در راحتی قرار گرفته‌اند و از قید جاه‌طلبی‌ها و هوى و هوس‌ها آزاد شده‌ و نفرت و کینه‌ها را به باد فراموشی سپرده‌اند، ناز و نعمت و آسایش را به یک‌سو افکنده‌
به فرمان پروردگار، ابرمرد توحید و یکتاپرستی حضرت ابراهیم خلیل - علیه السلام– کعبه منسوب به پروردگار را که قبله سینه‫‌ها و جهت حرکت دل‌هاست بنا نهاد تا تمامی یکتاپرستان تاریخ از روز خلیل تا به روز دمیدن در سور – بوق – و دیدار پروردگار جلیل بدان سوی روی آورده، بیعت و صداقت خود با خالقشان را با این خانه تواضع به نمایش گذارند.. بیعت با کعبه... قبله ایمان... خانه خداوند رحمان... مرکز دایره محبت و شوق عاشقان بهشت... مغناطیس دل‌های شیفته حق، که از چهارسوی جهان آن‌ها را بسوی خود جذب می‌‫کند..
سفر بندگی: (... فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ...) [بقره: ۱۹۷]  (... وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّـهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ) [حج: ۳۲] حج عادت دادن نفس است به مواردی از جمله: بندگی و تسلیم امر خدا بودن، جهد، تلاش و بذل مال در راه خدا، انجام شعایر خداوندی برای اظهار بندگی و در تمام این‌ها نفس تزکیه می‌شود.
رسول الله-صلی الله علیه وسلم- فرمود: «کسی که توانایی قربانی داشته باشد و قربانی نکند به مصلای ما نزدیک نشود.» [۱] تعریف قربانی: حیوانی که در روز عید و ایام تشریق به قصد تقرب و نزدیکی به خدا ذبح می‌شود. ۱. سنت است شخصی که می‌خواهد قربانی کند از اول ماه ذی‌الحجه تا هنگام قربانی کردن موی سر و موهای زاید بدن و ناخن‌هایش را کوتاه نکند.
قرآن کریم برای عمل صالح به عنوان لایه‌ی خارجی اهمیت بسزایی قایل است؛ زیرا به مثابه اثر و پرتو نیرویی است که در درون انسان وجود دارد؛ اما اگر اثر و برونداد این نیرو بر رفتارهای انسان از زبان گرفته تا چشم و گوش و دست و پا وجود نداشته باشد به معنی آن است که یا نیرویی وجود ندارد یا اینکه به حدی ضعیف است که قابلیت روشنایی ندارد درست همانند نیروی برق؛ هر چند سیم و لامپ داشته باشیم
امام مسلم در صحیح خود از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: «اتقوا الظلم فإن الظلم یأتی ظلمات یوم القیامة» از ظلم بپرهیزید که ظلم باعث تاریکی روز قیامت است. هم‌چنین فرموده است: «من ظلم قید شبر من الأرض طوقه من سبع أرضین» هر کس از روی ستم یک وجب زمین را غصب کند خداوند در قیامت هفت طبقه از آن را طوق گردنش می‌کند.
 پس از آنکه خداوند متعال جهان هستی را آنگونه که شایسته بود با همه‌ی امکانات لازم آفرید و آن را در دسترس انسان قرار داد: (هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ) [بقره: ۲۹] خدا آن کسی است که همه موجودات و پدیده‌های روی زمین را برای شما آفرید، آن‌گاه به آسمان پرداخت و از آن هفت آسمان منظّم ترتیب داد. خدا دانا و آشنا به هر چیزی است.
در حالی‌که در حوادث اخیر مصر، بیش از ۵۰۰۰ شهید و ۱۰ هزار زندانی و بیش از ۲۰ هزار زخمی داشته‌ایم. یاری الهی کی فرا می‌رسد؟ بسیاری از اهل ‌حق و مدافعان آن و بسیاری از مؤمنان و کسانی که خون و جان خود را در این راه تقدیم کرده‌اند، این سؤال در ذهنشان به وجود آمده است و با خود می‌گویند: چرا هنوز یاری الهی نیامده است؟ سؤالات مشروع دیگری نیز در ذهن‌ها ایجاد شده است. برای پاسخ به این پرسش‌ها نیاز داریم
پیش‌گفتارسیاق قرآنی متفاوت و جدای از هر سیاق دیگری می‌‌باشد به این دلیل که تشکیل شده از چهار سیاق که بعضی بر بعضی دیگر داخل و بر هم مبتنی‌اند که این به نوبه‌ی خود از بزرگ‌ترین دلایل تمییز قرآن کلام خدا از دیگر کلام‌هاست و مظهری از مظاهر اعجاز قرآن است؛ چرا که نشان می‌‌دهد کلام خدا پراکنده و بی‌هدف نیست، بلکه هر جزء آن با جزء دیگری در ارتباط است و به چهار قسم در هم تنیده تقسیم می‌‌شود:
خواست خداوند چنین بوده که برای پیامبران و پیروان آنان دشمنانی از میان ستمکارن و مجرمین قراردهد، خداوند می‌فرماید: (وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْـمُجْرِمِینَ وَکَفَى بِرَبِّکَ هَادِیًا وَنَصِیرًا) «اینگونه (که تو‌ای پیغمبر! با موضعگیری و عداوت سرسختانه این گروه روبرو شده‌ای، همه پیغمبران در چنین شرایطی قرار داشته‌اند، و) برای هر پیغمبری گروهی از بزهکاران را دشمن ساخته‌ایم
آیا تونل و گذرگاهی که در آن حرکت می‌کنیم بیشتر از آنچه لازم است و انتظار آن می‌رود طولانی شده است؟ آیا انتظار ما برای پیروزی بزرگ و اصلاح فراگیر و شکوفایی عمومی، بیشتر از آنچه گمان می‌کردیم به درازا است؟ من فکر می‌کنم درست است. و ممکن است هر یک از این‌ها چندین دهه یا قرن‌ها ادامه داشته باشد.
مقام و ثروت و قدرت مادی بعضی از مردم را از حقیقت و ماهیت خودشان غافل می‌گرداند؛ اما حقیقت آن است که آن‌ها بندگان پروردگار جهانیان هستند. آنان گمان می‌کنند که معبود یا سرور بشرند، از این‌رو دست به سرکشی و ستم می‌زنند و با استبداد و خودسری حکومت کرده و می‌کوشند که مردمی را که خدا آزادشان آفریده است
انسان با غرایز و تمایلات نیرومند درونی و سرمایه‌های بیرونی و ابزاری که در اختیار دارد، با بهره‌گیری نامناسب و سوء استفاده از آن‌ها قادر است خود، انسان‌ها و موجودات دیگر جهان را به فساد و تباهی بکشاند. در منابع اسلامی واژه‌ی تقوا که به معنی حفظ و حراست است، فراوان آمده و خلاصه‌ی آن صیانت انسان از فساد و گناه است.
الحمد لله الذی شرح صدور أهل الاسلام بالهدى ونکت فی قلوب أهل الطغیان فلاتعى الحکمة أبدا وأشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له الها أحدا فردا صمدا وأشهد أن محمدا عبده ورسوله ما أکرمه عبدا وأعظمه أصلا ومحتدا وأطهره مضجعا ومولدا وأبهره صدرا وموردا صلى الله علیه وعلى آله وصحبه اجمعین.
نحمده و نصلی علی رسوله الکریمراه دعوت و تبلیغ، راه درخشانی است که پیامبر ختمی مرتبت-صلی الله علیه وسلم- و اصحاب بزرگوار ایشان آن را پیموده‌اند و اکنون برای از بیخ و بن برکندن ریشه‌ی فساد و محرمات باید راه دعوت را ادامه داد. کثرت معاصی و منکرات در میان مسلمانان اینک به حدی رسیده است که محکم گرفتن ریسمان دعوت را بیش از هر زمانی لازم می‌نماید‌.
 یکی از اساسی‌ترین امتیازاتی که انسان در عصر جدید بدان می‌بالد و آن را مایه‌ی ارجمندی خود می‌شمارد آزادی است. بدین معنا که آدمی در دوران مدرن خود را فراتر از آن می‌داند که یوغ بردگی بر پای خود ببیند، حلقه و بندگی بر گوش خود احساس کند و همواره به صورت‌های گوناگون با این فخر فروشی بشر مواجهیم
 سنت خدا نسبت به خائنان یکی از سنت‌های تغییر ناپذیر و بی‌بدیل او در آفرینش است. بررسی وپی‌گیری این سنت و خصوصیات برجسته‌ی آن در قرآن کریم، بار‌ها و در جاهای مختلف، با صیغه‌های متنوع انجام گرفته است. آیات مربوط به این قانون الهی شانزده بار با صیغه‌های ماضی، مضارع، اسم فاعل، مصدر و صیغه‌ی مبالغه به شکل مفرد و مثنی و جمع آمده است.
گاهی اوقات خدای متعال آدمی را با مسأله‌ای مواجه می‌کند که او را یارای جواب دادن بدان نیست و این مسأله بنا به موضوعی که در حیطه‌ی آن قرار می‌گیرد، از اهمیت بیشتری برخوردار می‌گردد.  یکی از مسایلی که از دیرباز مطرح بوده و علما را در تحیُّر فرو برده است مسأله‌ی صفاتی‌ است که در انسان‌ها وجود دارد و گاهی در قرآن کریم آن صفات به خدا نسبت داده شده است
از اینکه روزهای ماه رمضان یکی پس از دیگری می‌‌گذرد و فکر اینکه بعد از آن، این نشاط و حس نزدیک بودن با خالق هستی را از دست می‌دهیم، من را عذاب می‌‌دهد. نمی‌دانم بعد از رمضان تکلیف چیست؟ باید چکار کنم؟ در این ماه مبارک و خرم عاشقانه بسوی خدایم در حرکتم، مستحبات را انجام می‌دهم، لذت عبادت و بندگی را احساس می‌‌کنم، قرآن را بسیار تلاوت می‌‌نمایم،
زکات و انفاق در راه خدا از وسایل مهم تزکیه‌ی نفس هستند. نفس انسان به بخل و خساست گرایش دارد، این آفتی است که باید نفس را از آن تطهیر نمود.  (وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ) [نساء: ۱۲۸] بخشش و انفاق مال در راه خدا بهترین وسیله‌ای است که می‌توان با آن بخل را معالجه نمود. (وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى*الَّذِی یُؤْتِی مَالَهُ یَتَزَکَّىٰ) [اللیل: ۱۷و۱۸] اکنون به نکاتی درباره‌ی زکات و انفاق می‌پردازیم:
این‌ها مجموعه‌ حکایت‌هایی است که قلب‌ها را بیدار می‌کند و می‌تواند در راه رضای خداوند رحمان مورد استفاده‌ قرار گیرد؛ حکایت‌هایی از تابعین، علما و صالحان. حکایاتی که خود آن را لمس کرده‌ام از خداوند متعال می‌خواهم که هم برای من و شما سودمند باشد. حکایت نخست: دوستم این داستان را برایم تعریف کرد و گفت: سوار ماشینم شدم و جوانی را در خیابان دیدم که ماشین تازه‌ای داشت و سر به سر دختری گذاشته بود. به سمتش رفتم و ماشین را در کناری پارک کردم
بی‌تردید ساخت و بنای کاخ‌ها، انجام پروژه‌‌های عظیم، استخراج معادن و تصفیه‌ی سنگ‌های معدنی، با خاک یکسان کردن کوه‌ها، پل زدن بر روی اقیانوس‌ها و حفر آبراهه‌ها تماماً در مقابل ایجاد تغییر و اصلاح سلوک و رفتار انسان‌ها سهل و آسانند، تغییر سلوک انسانی نیازمند تلاشی چند برابر در مقابل کارهایی است که ذکر کردیم و این به‌خاطر آن است که خداوند توانی بسیار به انسان‌ها داده که علی‌رغم جثه‌ی کوچک، از کوه‌ها و دریا‌ها و سایر کائنات نیرومندتر است.
تلاوت قرآن از جنبه‌های مختلف نفس انسان را پیراسته و مهذب می‌کند؛ و هر آنچه را که برای انسان مطلوب است معرفی می‌کند و تمامی معانی لازم برای تزکیه‌ی نفس را در آدمی ایجاد می‌کند. دل را جلا داده و نورانی می‌سازد؛ و کار نماز و روزه و حج و زکات را در تحقق بندگی خدا تکمیل می‌کند. در تلاوت قرآن لازم است که احکام تجوید را رعایت کنیم و روزانه بهره‌ی معینی از آن را تلاوت نماییم، هنگامی که این تلاوت با رعایت آداب باطنی قرآن؛ چون اندیشه در آیات و تدبر و خشوع نیز همراه گردد آن‌زمان است که قرآن تأثیر خود را بجا می‌گذارد.
شب قدر چیست؟ آیا همان شب نزول قرآن نیست که از هزار ماه برتر است؟ (‏‏لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ)[قدر:3]، آیا همان شب پر از سلامتی نیست که با عبادت و تلاوت  قرآن و تفکر به صبح می‌رسد؟ ای انسان‌! تو کی هستی؟ از کجا آمده‌ای؟ در چرخه‌ی کائنات چه قدر و مقامی داری؟ بیا امشب را با کمی تفکر به صبح برسانیم. تو می‌دانی که دو وجهی هستی و ترکیبی از جسم و روحی؟ به جسم خودت فکر کن.
الحمد لله‌ رب العالمین وصلی الله‌ وبارک علی محمد وعلی آل محمد  اما بعد به‌ گواهی علما و مفسران قرآن، محور و متن دین همان سوره‌ی مبارکه‌ی حمد/ فاتحه‌ است که‌ دربرگیرنده‌ی مطالب عالی و پاسخ به‌ همه‌ی گروه‌ها و فرقه‌های اهل بدعت و گمراهی است. این سوره‌، همه‌ی منزلتهای سالکان و مقامات عارفان و تفاوت میان وسایل و اهداف را در بر می‌گیرد، و هیچ سوره‌ای دیگر، جای آن‌را نخواهد گرفت. 
گوناگونی عبادات در اسلام اسلام در عبادات خود تنوع به کار برده است. برخی از آن‌ها مانند دعا، ذکر خدا، دعوت به خیر، امر به معروف، نهی از منکر، آموزش نادان، هدایت گمراه و... با حرف و گفتار انجام می‌پذیرند. برخی دیگر در عمل نمایان می‌گرددند:  مثل نماز بدنی هستند و یا مانند زکات مالی و یا آمیخته‌ای از کارهای بدنی و مالی از قبیل حج و جهاد در راه خدا.  برخی‌ها هم نه گفتاری هستند و نه عملی،
قبل از بررسی موضوع، مختصری به زندگی ام‌المؤمنین عایشه-رضی الله عنها- و بخشی از فضایل و خصوصیات ایشان می‌پردازیم.  ام‌المؤمنین عایشه-رضی الله عنها- در شهر مکه به سال چهارم بعثت دیده به جهان گشود و در سن ۷ سالگی پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم- ایشان را به نکاح خود درآورده و در مدینه در ماه شوال سال دوم هجری و در سن ۹سالگی زندگی زناشویی را با ام‌المؤمنین شروع فرمودند. 
یکی از مبانی فلسفی تربیت، امکان تربیت است؛ یعنی اینکه ایجاد تغییر و تحول در نوع و وضع تربیتی/اخلاقی ما ممکن است و آدمی می‌تواند از موجود به سوی مطلوب حرکت کند؛ تصلب نگرش و منش آدمی بر اثر رسوب عادات شخصی و اجتماعی و کُند بودن آهنگ تغییر اخلاق پس از سی سالگی، نگرشی خلاف این مبنا را القا و ترویج کرده است و معمولاً نگرش رایج این است که: «اگر دیدی کوه‌ها جا به جا شدند باور کن، اما اگر شنیدی که اخلاق و شخصیت کسی تغییر کرده باور مکن!».
همان‌گونه که می‌دانیم سرور و شادمانی هدف و مقصودی است که همه‌ی انسان‌ها به‌دنبال آن هستند، همه برآنند که با تکیه بر داشته‌ها و آرزوها، خود را از منجلاب اضطراب و ناراحتی‌ها جدا کرده و به ساحل امنیت و آسودگی برسانند؛ اما نباید فراموش کرد که کم‌تر کسی پیدا می‌شود که به شادمانی و فرح حقیقی دست پیدا کرده تا به سعادت جاودانه برسد.
 (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) [بقره: ۱۸۳]  خداوند از انسان‌ها تقوا را خواستار شده است و مترادف تزکیه نفس است:   (وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا*فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا*قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا) [شمس: ۷-۱۰] 
ماه‌ها و روزهای زیادی سپری شد. چه سفره‌های رنگینی که گاه و بیگاه پهن کردیم و از انواع غذاها و نوشیدنی‌ها خوردیم. از هر نوعی، از هر رنگی و در هر زمانی. تا جایی که تمام همّ و غمّ ما خوردن بود و بس، یا در حال خوردن بودیم یا در فکر آن. اما اینکه خدای منّان، آن آفریننده‌ی مهربان، انسانیّت ما را به یادمان آورده است که حیات و زنده بودن تنها به خوردن و جنبنده بودن نیست؛
دوستان من، وقت خیلی تنگ است و هیچکدام از ما ضامن ثانیه‌ای از عمر خویش نیستیم پس بیایید‌ امسال، رمضان متفاوت و بهتری داشته باشیم؛ و برای تحقق این هدف گام اول را برداریم. مطمئنم منظورم را فهمیده‌اید، آری، گام اول همان (توبه) است. اما عزیزان من، اگر رمضان متفاوت و بهتری می‌خواهیم، باید با توبه‌ای متفاوت به استقبال این مهمان گرامی‌خداوند متعال برویم. توبه اولین فرض و نخستین گام برای دریافت جایزه لبخند و تبسّم رضایت بخش رمضان است.
در این هیاهو و آشفته بازار دنیا، قدومت را بر دیده‌ی منت، چنان ترنم بخش روح و روان خود می‌دانیم که یادت زینت‌بخش سفره‌ی دل و نامت فرح‌بخش کالبد تن، بنده‌ی در بند خوان کرم و متاع مطیع حضرت مطاع است. در این ظلمت و دیجوری زمانه، آنانکه ره توشه‌ی مقصود را با جام می و پیاله‌ی نابت عجین کرده‌اند، چنان بی‌قصور ندایت می‌دهند و کوله‌بار خود را با زاد بی‌مثالت، که در آن عباد الرحمن بی‌نصیب نیستند
ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺭﺏ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﻴﻦ ﻭﺍﻟﺼﻼ‌ﺓ ﻭ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻋﻠﻲ ﺃﺷﺮﻑ ﺍﻷ‌ﻧﺒﻴﺎء ﻭ ﺍﻟﻤﺮﺳﻠﻴﻦ...  ﭼﻴﺰﻱ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﻭﻝ ﺻﺤﺒﺘﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ‌ﺁﻳﺪ؟ ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺍﺭﮐﺎﻧﻲ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻳﺎ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﺸﮑﻴﻞﺩﻫﻨﺪﻩ‌ی ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﮐﻨﺪ ﭼﻴﺴﺖ؟  ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﻱ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻲﮐﻨﻴﻢ ﻣﻲﺑﻴﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺩﻭ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﻳﮑﻲ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺮﺍﺑﺮﻱ. 
سپاس خدایی را که قرآن را کتاب دینی، دستورالعمل زندگی و آیین‌نامه‌ی مسلمانی قرار داد. کتابی‌ که ضامن سعادت و خوشبختی ماست، آن‌گونه که خداوند می‌فرماید قرآن کتابی هدایتگر و انسان‌ساز است: (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ) [اسراء: ۹] این قرآن (مردمان را) به راهی رهنمود می‌کند که مستقیم‌ترین راه‌ها (برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت) است. 
بزودی مسلمانان با جان و دل پذیرای سی روز عید و شادی در رمضان هستند، ماهی که روزهایش سرشار از شادیست و شب‌هایی که از نور می‌درخشد، ایامی در پیش داریم که در دل جای دارند و نزدمان دارای منزلت هستند. روزهایی که خداوند سبحانه و تعالی بدان‌ها برکت داده و قرآن آن‌ها را جاودانه ساخته است، ایامی که در آن عطا فزونی می‌یابد و دعا در آن به آسمان برده می‌شود و گناهان بخشیده می‌شوند،
در عالَم معنا و معنویت، در اوقات و ساعاتی، نسیم‌های روح‌افزا و عطرآگین و نفحه‌های برکت‌خیزی می‌وزد که هوشیاری و همت عالی مشتاقان را طلب می‌کند. به هوش باید بود تا چنین فرصت‌های کم‌نظیری را از کف نداد و دل و جان را به مصاف این نسیم‌های روح‌بخش بُرد و از برکت و فیض آن، جان خود را چون باغی مطرّا و معطّر، خواستنی و مطبوع نمود.
همزمانی محتوا